۱۴۰۵/۰۱/۱۲
۱۲:۳۷
کد خبر : ۱۲۱۷۸
جنگی که به فاجعه‌ای بزرگ برای آمریکا تبدیل شد به قلم محمد المصری؛

جنگ ایران؛ دیوانه‌وارترین ماجراجویی ترامپ در خاورمیانه

ترامپ در جنگ با ایران متحمل شکست شده است
جنگ ترامپ علیه ایران به سرعت به فاجعه‌ای سیاسی، اقتصادی و نظامی برای شخص ترامپ، آمریکا و متحدانش تبدیل شده است. ترامپ در مدیریت بحران، پیام‌رسانی و درک پیامد‌های احتمالی جنگ نیز ناتوان بوده است. ناتوانی او از درک تبعات بدیهی جنگ به تقویت این برداشت منجر شده است که وی فاقد کفایت و شایستگی لازم است.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «محمد المصری» [1] - استاد مطالعات رسانه در دوحه قطر - در مطلبی که وب‌سایت «میدل ایست آی» آن را منتشر کرده است، می‌نویسد «جنگ ترامپ علیه ایران به‌سرعت به فاجعه‌ای سیاسی، اقتصادی و نظامی برای شخص ترامپ، آمریکا و متحدانش تبدیل شده است.» این جنگ نه‌تنها پایگاه سیاسی ترامپ در جریان «ماگا» را دچار شکاف کرده، بلکه وجهه او را نیز به‌عنوان رئیس‌جمهوری صلح‌طلب که وعده «ضد جنگ» داده بود، خدشه‌دار کرده است. ترامپ در مدیریت بحران، پیام‌رسانی و درک پیامدهای احتمالی جنگ نیز ناتوان بوده است. ناتوانی او از درک تبعات بدیهی جنگ به تقویت این برداشت منجر شده که وی فاقد کفایت و شایستگی لازم است. «محمد المصری» هشدار می‌دهد که اگر ترامپ این جنگ را بیش از این ادامه دهد این خطر وجود دارد که آمریکا در این باتلاق خودساخته بیش از این فرو برود.

 

یک فاجعه تمام‌عیار

به سختی می‌توان میزان ماجراجویی فاجعه‌بار جنگی که «دونالد ترامپ» - رئیس‌جمهور آمریکا - علیه ایران به راه انداخته است را توصیف کرد. برخلاف ادعاهای ترامپ، تصمیم او برای رفتن به جنگ با ایران، یک فاجعه تمام‌عیار به بار آورده است. در یک اقدام ناگهانی، ترامپ هم بِرند سیاسی خودش را تضعیف کرده، هم عزم ایران را سرسخت‌تر ساخته، هم پایگاه حامیان خود موسوم به «ماگا» را دچار شکاف کرده و هم اقتصاد جهانی را به‌سوی بحران سوق داده است.

شاید شگفت‌انگیزترین نکته در چند هفته گذشته این باشد که ترامپ - که همواره خود را به‌عنوان رهبری قدرتمند - با شعار «اول آمریکا» معرفی می‌کرد، اکنون اجازه داده است که دولتی کوچک در خارج - اسرائیل - بخش‌های مهمی از سیاست خارجی آمریکا را هدایت کند. پیش‌تر، طرح این ادعا که اسرائیل نفوذی بیش از حد در سیاست آمریکا دارد، از سوی جمهوری‌خواهان به‌عنوان نظریه‌های توطئه یهودستیزانه رد می‌شد. اما روند تحولات جنگ ایران، این نفوذ اسرائیل را آشکارتر و انکار آن را دشوارتر کرده است.

به نظر می‌رسد که ترامپ و دولتش در طول دوره جنگ دچار بی‌نظمی، ناآمادگی و نوعی ناتوانی بوده‌اند و دست‌کم ۱۰ توجیه متفاوت و گاه متناقض برای این جنگ ارائه کرده‌اند.

در سومین روز جنگ، وزیر امور خارجه آمریکا - مارکو روبیو - ناخواسته پرده از واقعیت برداشت و آنچه را تحلیل‌گران از پیش حدس می‌زدند، تأیید کرد: «این اسرائیل بود که آمریکا را به سوی جنگ سوق داد.» تصمیم برای ورود به یک جنگ تهاجمی گسترده، بدون تأیید شورای امنیت سازمان ملل متحد یا کنگره ایالات متحده، از همان ابتدا با مشکلات جدی همراه بود. اما این واقعیت که دونالد ترامپ عملاً توسط «کشوری» که از نظر جغرافیایی از همه ایالت‌های آمریکا - جز سه ایالت - کوچک‌تر است، به چنین تصمیمی وادار شده، چیزی جز امری شگفت‌انگیز نیست.

برای بنیامین نتانیاهو، جنگ با ایران یک رؤیای دیرینه در طول دوران سیاسی‌اش بود؛ «جنگِ جنگ‌ها» که می‌توانست اسرائیل را به جایگاه قدرت برتر منطقه‌ای برساند. او دهه‌ها صرف لابی‌گری با رهبران آمریکا کرده تا این کشور را به نیابت از اسرائیل وارد جنگ با ایران کند. دونالد ترامپ نخستین رئیس‌جمهوری بود که فریب ترفندی را خورد که نتانیاهو پیش‌تر نیز امتحان کرده بود. گفته می‌شود نتانیاهو تهدید کرده بود که چه با مشارکت آمریکا و چه بدون آن به ایران حمله خواهد کرد و توضیح داده بود که در صورت تلافی ایران، دارایی‌ها و نیروهای آمریکا در منطقه هدف قرار خواهند گرفت.

اسرائیل نه‌تنها در وهله نخست، عامل سوق‌دادن تصمیم به جنگ بود، بلکه به نظر می‌رسد به طور فعال در حال دیکته‌کردن سیاست‌های جنگی نیز هست. در ۱۸ مارس، اسرائیل به میدان گازی «پارس جنوبی» ایران حمله کرد. این حمله واکنش قابل‌پیش‌بینی ایران علیه زیرساخت‌های حیاتی انرژی در خلیج‌فارس را به دنبال داشت. حمله اسرائیل و پاسخ ایران باعث شده بازار جهانی انرژی به‌سوی بحران پیش برود. قیمت نفت که از آغاز جنگ تاکنون ۴۰ درصد افزایش یافته بود، پس از حمله اسرائیل به پارس جنوبی باز هم بیشتر افزایش یافت.

 

شکاف در جریان «ماگا»

طبیعی است که تصمیم دونالد ترامپ برای پیروی از مسیر بنیامین نتانیاهو، عملاً پایگاه «ماگا» را دچار دودستگی کرده است. چهره‌های برجسته این جریان - از جمله تاکر کارلسون، کندیس اوونز، مارجری تیلور گرین، مگین کلی، مت والش، نیک فوئنتس و دیگران - به طور علنی تصمیم ترامپ برای ورود به جنگ را به‌شدت مورد انتقاد قرار داده‌اند؛ اقدامی که می‌تواند انتخابات میان‌دوره‌ای جمهوری‌خواهان را به خطر بیندازد.

پیش‌تر ترامپ گفته بود که جنگ‌های آمریکا در خاورمیانه «دیوانه‌وار» بوده‌اند. جنگ با ایران ممکن است دیوانه‌وارترین آنها باشد.

در مجموع حدود ۸۰ درصد از جمهوری‌خواهان از این جنگ حمایت می‌کنند. این رقم در ظاهر قابل‌توجه است، اما به طور معناداری کمتر از میزان حمایت در جنگ‌های بزرگ گذشته است که توسط رؤسای جمهور جمهوری‌خواه آغاز شده بودند. برای مثال، جنگ خلیج‌فارس در سال ۱۹۹۱ که توسط «جورج اچ. دابلیو. بوش» آغاز شد، ۸۹ درصد حمایت جمهوری‌خواهان را داشت؛ حمله به افغانستان در سال ۲۰۰۱ که به ابتکار «جورج دبلیو. بوش» انجام شد، ۹۶ درصد حمایت را جلب کرد. حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ که آن نیز به دستور جرج دبلیو. بوش بود، ۹۳ درصد حمایت جمهوری‌خواهان را به دست آورد.

علاوه بر بحران خودساخته‌ای که این تصمیم جنگی در میان جریان «ماگا» ایجاد کرده، دونالد ترامپ اکنون با مشکلاتی در زمینه وجهه و تصویر عمومی نیز روبه‌روست که می‌تواند بر میراث سیاسی او تأثیر بگذارد. به نظر می‌رسد ترامپ و دولتش در طول دوره جنگ دچار بی‌نظمی، ناآمادگی و نوعی ناتوانی بوده‌اند و دست‌کم ۱۰ توجیه متفاوت و گاه متناقض برای این جنگ ارائه کرده‌اند. ترامپ هفته گذشته گفت: «شاید اصلاً نباید در ایران حضور داشته باشیم». این سخن با واکنش منفی منتقدانی روبه‌رو شد که پیش‌تر نیز از نبود یک دلیل روشن و قابل‌فهم برای جنگ در مواضع دولت خشمگین بودند.

در ۱۴ مارس، پس از آنکه آمریکا جزیره نفت‌خیز خارک ایران را هدف قرار داد، ترامپ بار دیگر جنجال‌برانگیز شد؛ او پیشنهاد کرد که ممکن است آمریکا دوباره این جزیره را «فقط برای تفریح» هدف قرار دهد. اما مشکل تصویر ترامپ تنها به پیام‌رسانی محدود نمی‌شود. از آغاز جنگ، رئیس‌جمهور آمریکا ناآماده به نظر رسیده، نسبت به پیامدهای احتمالی جنگ بی‌توجه بوده و از آنچه در میدان رخ می‌داد نیز آگاهی کافی نداشته است.

چهره‌های برجسته جنبش حامیان ترامپ در «ماگا» به طور علنی تصمیم ترامپ برای ورود به جنگ را به‌شدت مورد انتقاد قرار داده‌اند.

ترامپ از اینکه جنگ با ایران به حملات ایران علیه زیرساخت‌های انرژی در خلیج‌فارس منجر شده، ابراز شگفتی کرد. او در ۱۶ مارس گفت: «هیچ‌کس انتظارش را نداشت. ما از [حملات به تأسیسات انرژی در خلیج‌فارس] شوکه شدیم.» ترامپ همچنین گفت که حتی «بزرگ‌ترین کارشناسان» هم نتوانسته بودند پیش‌بینی کنند که ایران قرار است کشورهای خلیج‌فارس را هدف قرار دهد. بااین‌حال در آستانه جنگ، کارشناسان بسیاری دقیقاً همین خطر را با جزئیات مطرح کرده بودند و کشورهای خلیج‌فارس نیز به‌خوبی از آن آگاه بودند. این ناآگاهی ترامپ نسبت به موضوعی تا این حد بدیهی، به تقویت این برداشت انجامیده که او فاقد شایستگی لازم است.

 

تصویر یک رئیس‌جمهور ضدجنگ

یکی از عواملی که مشکل وجهه دونالد ترامپ را تشدید کرده، این است که او مدت‌ها خود را به‌عنوان رئیس‌جمهوری صلح‌طلب معرفی می‌کرد و بارها از رؤسای جمهور پیشین آمریکا به‌خاطر آغاز جنگ‌های غیرضروری انتقاد کرده بود. برای مثال، ترامپ در جریان کمپین انتخاباتی سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶، جنگ آمریکا در عراق را «یک اشتباه بزرگ و فاحش» توصیف کرد و بارها مدعی شد که همواره با آن مخالف بوده است. او همچنین جنگ‌های گذشته آمریکا را «احمقانه» خوانده و ابراز تأسف کرده بود که ایالات متحده «۸ تریلیون دلار در خاورمیانه هزینه کرده»، به‌جای آنکه «بزرگراه‌ها، تونل‌ها، پل‌ها، بیمارستان‌ها و مدارس خودمان را بازسازی کند.»

ناآگاهی ترامپ نسبت به موضوعی تا این حد بدیهی که در صورت حمله به ایران، این کشور واکنش نشان خواهد داد، به تقویت این برداشت انجامیده که او فاقد شایستگی لازم است.

ترامپ در جریان کمپین انتخاباتی ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ نیز خود را به‌عنوان «نامزد ضدجنگ» معرفی کرد. در یک گردهمایی انتخاباتی در پاییز ۲۰۲۴، دونالد ترامپ گفت که اگر رقیبش «کامالا هریس» - نامزد دموکرات‌ها در انتخابات پیروز شود - «قطعاً ما را وارد جنگ جهانی سوم خواهد کرد.» در مقابل، ترامپ ادعا کرد که اگر خودش پیروز شود، جنگ‌ها را متوقف می‌کند و صلح را به جهان بازمی‌گرداند.

در یک گردهمایی دیگر در سال ۲۰۲۴ در نیویورک، ترامپ حتی صریح‌تر سخن گفت و اعلام کرد «ما در خاورمیانه جنگ نخواهیم داشت.» در تجمعی دیگر نیز گفت: «اگر من [در انتخابات] پیروز شوم، تضمین می‌کنم که دوباره در جهان صلح برقرار خواهد شد.» همچنین در موقعیت دیگری هم تأکید کرد: «من جنگی را آغاز نخواهم کرد؛ من جنگ‌ها را متوقف خواهم کرد.» جنگ کنونی با ایران صرفاً نمونه‌ای از زیر پا گذاشتن وعده‌های انتخاباتی توسط یک سیاست‌مدار نیست؛ بلکه نشان‌دهنده آن است که یک رئیس‌جمهور مستقر، به طور فعال در حال تضعیف تصویر و چهره‌ای است که خود ساخته است.

 

خطر ازدست‌دادن نفوذ

دونالد ترامپ همچنین در برابر اقدام مؤثر ایران برای مسدودکردن تنگه هرمز - که خط حیاتی حمل‌ونقل جهانی است - ضعیف به نظر رسیده است. در ۱۵ مارس، ترامپ درخواست کرد که کشورهای عضو ناتو و چین در تأمین امنیت این تنگه کمک کنند. پس از آنکه ترامپ، ناتو را در صورت امتناع از همکاری، به یک آینده بد تهدید کرد، از یک به یک آن کشورها پاسخ منفی دریافت نمود.

هم‌زمان ترامپ در سخنرانی طولانی و پراکنده‌ای در ۱۷ مارس از فقدان کمک جامعه بین‌المللی گلایه کرد و تأکید داشت که آمریکا آن‌قدر قدرتمند است که به هیچ‌کس برای بازگشایی تنگه نیاز ندارد. در ۲۱ مارس، ترامپ که ظاهرش روزبه‌روز ناامیدتر می‌شد، به ایران اولتیماتوم داد: «اگر ایران تنگه هرمز را به طور کامل باز نکند، ظرف ۴۸ ساعت، ایالات متحده نیروگاه‌های مختلف آن‌ها را هدف قرار داده و نابود خواهد کرد.»

دونالد ترامپ در برابر اقدام مؤثر ایران برای مسدودکردن تنگه هرمز - که مسیر حیاتی حمل‌ونقل جهانی است - ضعیف به نظر می‌رسد.

پس از آنکه ایران با مقاومت واکنش نشان داد و تهدید کرد که در پاسخ به هرگونه حمله آمریکا به زیرساخت‌های انرژی‌اش، نیروگاه‌های خلیج‌فارس را هدف قرار خواهد داد، ترامپ مجبور شد عقب‌نشینی کند. اگرچه ترامپ مدعی شد با رهبران ایران گفتگو کرده و در مسیر حل بحران پیشرفت داشته، اما رهبران ایرانی این ادعاها را رد کردند و گفتند هیچ گفتگویی با آمریکایی‌ها صورت نگرفته است. تحریریه روزنامه «تایمز اسرائیل» در این هفته اشاره کرد که ترامپ برای حل بحرانی که خودش ایجاد کرده، بسیار ناامید به نظر می‌رسد. آخرین دور از این ناامیدی، پس از خبری منتشر شد مبنی بر اینکه فرستاده ویژه ترامپ - استیو ویتکاف - پیامی را به وزیر امور خارجه ایران جهت درخواست آتش‌بس ارسال کرده اما وی این درخواست آتش‌بس را نادیده گرفته است.

 

در جست‌وجوی راهی برای فرار

تصمیم دونالد ترامپ برای آغاز جنگ، به‌وضوح نتیجه معکوس داده و اکنون او به دنبال راهی برای عقب‌نشینی است. مشکل این است که زمان کاملاً به نفع ایرانی‌هاست؛ آنها نمی‌خواهند جنگ را پایان دهند، مگر اینکه هزینه‌ای چنان سنگین تحمیل کنند که نه آمریکا و نه اسرائیل دیگر به فکر حمله دوباره نیفتند. یک تحلیل‌گر خبره در هفته گذشته گفت «ایران بازی طولانی‌مدت را در پیش گرفته است، مهمات خود را ذخیره می‌کند تا زمانی که سامانه‌های رهگیری اسرائیل و آمریکا کمبود پیدا کنند و حملات ایران ویرانگرتر شوند.» ترامپ می‌تواند اکنون کنار بکشد، اما بعید است بسیاری اعلام پیروزی او را قانع‌کننده بدانند؛ چرا که رژیم ایران همچنان پابرجاست و احتمالاً اکنون از همیشه مقاوم‌تر شده است.

تصمیم دونالد ترامپ برای آغاز جنگ، به‌وضوح نتیجه معکوس داده و اکنون او به دنبال راهی برای عقب‌نشینی است.

اگر دونالد ترامپ بیش از این ادامه دهد، خطر آن وجود دارد که این باتلاق بیش‌ازپیش از کنترل خارج شود. این جنگ تاکنون خسارات گسترده‌ای به بار آورده است: هزاران کشته، خرابی وسیع زیرساخت‌ها و تشدید بحران اقتصادی، در کنار دیگر پیامدهاست، اما یک جنگ طولانی، پیامدهای شدیدتری خواهد داشت. زمانی که گردوغبار فرو بنشیند، دامنه خسارت بسیار وسیع خواهد بود.

کشورهای خلیج‌فارس از قبل ضربه سختی خورده‌اند و مسیر بازسازی طولانی خواهد بود. تنها قطر اعلام کرده است که پس از حمله ایران به مجتمع گاز طبیعی مایع «رأس لفان»، سالانه ۲۰ میلیارد دلار درآمد خود را از دست می‌دهد و خسارات مشابه در سایر نقاط خلیج‌فارس نیز گزارش شده است. لبنان نیز ویران شده است. حزب‌الله در ۲ مارس وارد جنگ شد تا از ایران دفاع کند و حملات اسرائیل به این کشور تاکنون بیش از هزار نفر - از جمله ۱۱۸ کودک - کشته بر جای گذاشته است. تحلیل‌گران می‌گویند اسرائیل از جنگ به‌عنوان بهانه‌ای برای پیشبرد پروژه «اسرائیل بزرگ» خود که لبنان را نیز شامل می‌شود، استفاده می‌کند.

اگر ترامپ بیش از این جنگ را ادامه دهد، این خطر وجود دارد که این باتلاق بیش‌ازپیش از کنترل خارج شود.

علاوه بر این، جنگ احتمالاً مشکلاتی را که قرار بود حل کند، بدتر کرده است. رهبری ایران مطمئناً از این جنگ یک درس روشن گرفته است: برای جلوگیری از حملات آینده، نیاز به بازدارندگی قوی‌تری وجود دارد. کارشناسان معتقدند که ایران ممکن است پس از پایان جنگ بیش از هر زمان دیگری انگیزه پیدا کند تا به دنبال سلاح هسته‌ای برود.

پیامدهای منطقه‌ای گسترده‌تر نیز نگران‌کننده است. روابط ایران با کشورهای خلیج - که پیش‌تر در حال بهبود بود - به‌شدت آسیب دیده و شاید غیرقابل‌بازگشت باشد. علاوه بر این، روشن نیست که آمریکا چگونه می‌تواند متحدان خلیج را متقاعد کند که حضور نظامی‌اش در منطقه، عامل امنیت است نه تهدید. پیش‌تر ترامپ گفته بود که جنگ‌های آمریکا در خاورمیانه «دیوانه‌وار» بوده‌اند. جنگ با ایران ممکن است دیوانه‌وارترین آنها باشد.

https://www.middleeasteye.net/opinion/trump-has-called-middle-east-wars-crazy-us-israel-iran-war-may-be-craziest-yet

[1] . Mohamad Elmasry

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :