۱۴۰۵/۰۱/۱۷
۱۱:۴۷
کد خبر : ۱۲۱۹۷
از سان تزو تا عصر هوش مصنوعی؛ تکامل «عملیات فریب» در جنگ‌ها؛

«عملیات فریب» مهندسی ادراک در میدان نبرد

عملیات فریب چه کارکرد ادارکی دارد و چگونه در جنگ ها از آن استفاده می شود
«عملیات فریب» به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین ابزارهای راهبردی در جنگ، به مجموعه‌ای از اقدامات هدفمند اطلاق می‌شود که با هدف گمراه‌سازی دشمن درباره نیت، توان، زمان یا مکان اقدام واقعی طراحی می‌شود. در این چارچوب، فریب نه صرفاً یک تاکتیک، بلکه ابزاری برای شکل‌دهی به ادراک و تصمیم‌گیری طرف مقابل است. عملیات فریب تلاشی است برای وادارکردن دشمن به باور چیزی که حقیقت ندارد؛ تعریفی که نشان‌دهنده اهمیت بُعد شناختی در جنگ‌های مدرن است.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «عملیات فریب» به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین ابزارهای راهبردی در جنگ، به مجموعه‌ای از اقدامات هدفمند اطلاق می‌شود که با هدف گمراه‌سازی دشمن درباره نیت، توان، زمان یا مکان اقدام واقعی طراحی می‌شود. در این چارچوب، فریب نه صرفاً یک تاکتیک، بلکه ابزاری برای شکل‌دهی به ادراک و تصمیم‌گیری طرف مقابل است. در واقع عملیات فریب، تلاشی است برای وادارکردن دشمن به باور چیزی که حقیقت ندارد؛ تعریفی که نشان‌دهنده اهمیت بُعد شناختی در جنگ‌های مدرن است. ریشه‌های نظری این مفهوم را می‌توان در آموزه‌های «سان تزو» در کتاب «هنر جنگ» یافت؛ او تأکید می‌کند که «جنگ، سراسر فریب است.» در عصر حاضر، فناوری‌های نوین این حوزه را به‌شدت دگرگون کرده‌اند. هوش مصنوعی با تولید محتوای متنی، تصویری و ویدئویی (مانند دیپ‌فیک‌ها)، امکان خلق اطلاعات جعلی اما باورپذیر را فراهم ساخته است. همچنین فناوری‌هایی چون چاپ سه‌بعدی و حتی پیشرفت‌های کوانتومی، ابعاد تازه‌ای - به‌ویژه در حوزه رمزنگاری و حفاظت از اطلاعات - به عملیات فریب افزوده‌اند. در مجموع، عملیات فریب امروز بیش از هر زمان دیگر، ترکیبی از دانش، فناوری و مهندسی ادراک است. در این گزارش که بر اساس منابع دست‌اول علمی خارجی نگاشته شده است، تلاش کرده‌ایم چیستی عملیات فریب، سیر تاریخی آن، اصول عملیات فریب و همچنین نقش فناوری‌های نوین را توضیح دهیم.

 

عملیات فریب چیست؟

«عملیات فریب» (Deception Operation)  به مجموعه‌ای از اقدامات برنامه‌ریزی‌شده گفته می‌شود که هدف آن گمراه‌کردن دشمن درباره نیت، توان، زمان یا محل یک اقدام واقعی و هدایت ذهن دشمن به سمت یک سناریوی اشتباهی است. عملیات فریب در قرن ۲۱ و با پیشرفت سریع فناورهای اطلاعاتی، ارتباطی و شبکه‌های اجتماعی بسیار پیچیده شده است. این عملیات‌ها صرفاً فقط مخفی‌کاری نیست، بلکه دستکاری ادراک دشمن، بخش مهمی از عملیات فریب است و ابزارهای آن در عصر جدید هوش مصنوعی، شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌های اطلاعاتی است.

تعاریف متعددی برای «فریب» وجود دارد. فرهنگ کمبریج آن را «پنهان‌کردن حقیقت به‌ویژه برای کسب مزیت» تعریف می‌کند. تقریباً همه تعاریفی که در ادبیات مربوط به فریب مطرح شده‌اند، مشابه یکدیگرند. «دونالد دنیل» و «کاترین هربیگ» عملیات فریب را «بازنمایی عامدانه و نادرست واقعیت برای به‌دست‌آوردن برتری رقابتی» توصیف می‌کنند. به گفته «چارلز کروکشانک»، فریب «هنر گمراه‌کردن دشمن برای واداشتن او به انجام یا عدم انجام کاری است، به‌گونه‌ای که موقعیت راهبردی یا تاکتیکی‌اش تضعیف شود.» همچنین «روی گادسون» و «جیمز ویرتز» در کتاب «انکار و فریب راهبردی» آن را «تلاش یک کشور برای وادارکردن دشمن به باور چیزی که حقیقت ندارد» تعریف می‌کنند. یکی از راه‌های مؤثر برای فریب انسان‌ها این است که آنها را به خودفریبی وادار کنیم. همان‌طور که «کنراد کرین» نوشته است: «فریب‌دادن ما آسان‌تر از دشمنان‌مان است.»

متون دکترین نظامی نیز تعاریفی از فریب ارائه کرده‌اند. دکترین مشترک آمریکا هدف از فریب را «بازداشتن اقدامات خصمانه، افزایش موفقیت اقدامات دفاعی خودی یا بهبود موفقیت هرگونه اقدام تهاجمی احتمالی» می‌دانند. در نشریه دکترین سپاه تفنگ‌داران دریایی آمریکا، فریب چنین توصیف شده است: «هنر متقاعدکردن دشمن یا طرف مقابل به این‌که ما کاری غیر از آنچه واقعاً قصد انجامش را داریم، انجام خواهیم داد.» در نهایت، دکترین ناتو درباره فریب نظامی آن را «اقدامات عمدی برای گمراه‌کردن تصمیم‌گیرندگان هدف، به‌گونه‌ای که رفتاری مطابق با اهداف فرمانده از خود نشان دهند» تعریف می‌کند.

دکترین روسیه و چین نیز بر فریب تأکید دارند. فعالیت‌های فریب در روسیه به طور مشهور در مفهوم «ماسکیروفکا» خلاصه می‌شود؛ اصطلاحی روسی به معنای «استتار» یا پوشش که معنایی گسترده‌تر دارد. در همین زمینه «مورگان مایر» می‌نویسد: «مانند دیگر مفاهیم پیچیده فرهنگی، درک روسیه از فریب به‌سادگی قابل‌تعریف نیست. هرچند این برداشت، شباهت‌هایی با تفکر غربی دارد، اما ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود را نیز حفظ کرده است. طی پنجاه سال گذشته، غرب ماسکیروفکا را مترادف با فریب دانسته است. محور اصلی ماسکیروفکا، ارائه یک دروغ باورپذیر برای پنهان‌کردن حقیقت است. ماسکیروفکا در پی آن است که برای مخاطب هدف، واقعیتی جعلی ایجاد کند.»

عملیات فریب به مجموعه‌ای از اقدامات برنامه‌ریزی‌شده گفته می‌شود که هدف آن گمراه‌کردن دشمن درباره نیت، توان، زمان یا محل یک اقدام واقعی و هدایت ذهن دشمن به سمت یک سناریوی اشتباهی است.

ریشه‌های فریب در دکترین چینی هم به ایده‌ها و نوشته‌های «سان تزو» - استراتژیست چین باستان - بازمی‌گردد. سان تزو در کتاب «هنر جنگ» فریب را جوهره جنگ می‌داند و معتقد است که جنگ، سراسر فریب است. او می‌نویسد: «در برابر دشمن، هرگاه توانا هستیم باید تظاهر کنیم که ناتوانیم. زمانی که در آمادگی کامل به سر می‌بریم، تظاهر کنیم که اصلاً آماده نیستیم. هرگاه نزدیک او هستیم، وانمود کنیم که دوریم و زمانی که از او دوریم، خود را نزدیک نشان دهیم. برای دشمن طعمه بگذارید، به بی‌نظمی تظاهر کنید و او را شکست دهید.»

اهمیت پایدار فریب در اندیشه نظامی چین در دکترین معاصر این کشور نیز نهادینه شده است. این موضوع در گزارش‌های اخیر مؤسسه «رند» - مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی - و مرکز تحلیل‌های دریایی مورد بررسی قرار گرفته است. این گزارش‌ها به بررسی راهبردهای مشخص ارتش آزادی‌بخش خلق چین (PLA) برای دستکاری در تفکر و اقدامات نیروهای دشمن در حوزه‌های مختلف می‌پردازند. دکترین مشترک جدید چین بر استفاده از فریب‌های نمایشی، ارسال سیگنال‌های نادرست و انتشار اطلاعات غلط تأکید دارد تا اطمینان حاصل شود که دشمنان درباره نیات ارتش چین در وضعیت عدم قطعیت باقی بمانند. علاوه بر این، دکترین نیروی هوایی و دریایی چین بر استفاده از اهداف فریبنده، استتار و ارتباطات جعلی برای گمراه‌کردن فرماندهان دشمن تأکید می‌کند. همچنین برخلاف رویه غربی، در فریب چینی این مسئولیت مستقیماً بر عهده فرماندهان است که شخصاً طرح‌های فریب را طراحی کنند، نه این‌که این کار به افسران تخصصی فریب واگذار شود.

 

عملیات فریب در تاریخ نظامی

تاریخ فریب در جنگ‌ها، طولانی و غنی است و نمی‌توان آن را انکار کرد. از ابتدای ثبت تاریخ نظامی، فریب نقش مهمی در موفقیت عملیات‌های مختلف داشته است. فریب در برخی موارد نقش تعیین‌کننده و در موارد دیگر نقش حمایتی کلیدی در دستیابی به پیروزی داشته است. در تاریخ باستان، چندین مثال مشهور وجود دارد: از جمله «اسب تروا» که منجر به تصرف شهر ظاهراً غیرقابل‌نفوذ تروا توسط یونانی‌ها شد و همان‌طور که در ادبیات کلاسیک ثبت شده است، پایان یک محاصره ده‌ساله بی‌نتیجه را رقم زد. مثال‌های مشابهی نیز در متون مشترک یهودی (تاناخ) و عهد عتیق مسیحی وجود دارد که نشان می‌دهد چگونه فریب و حیله برای پیروزی در جنگ‌های با تعداد کمتر جنگجو استفاده شده است.

در جنگ هفت‌ساله که در آمریکای شمالی به «جنگ فرانسه و هند» معروف است، فریب به ژنرال بریتانیایی «جیمز وولف» این امکان را داد که مانوری موفق انجام دهد و ژنرال فرانسوی به نام «لوئی ژوزف دو مونکالم» را از دفاع محکم خود در «کبک» بیرون بکشد. به این ترتیب، «وولف» توانست نبرد سرنوشت‌ساز و پرهزینه «دشت‌های آبرهام» را به پیروزی برساند. فریب نظامی محدود به تاریخ کلاسیک یا مدرن اولیه نیست و با پیچیدگی‌های روزافزون عملیات‌های نظامی، اهمیت آن افزایش یافته است. چند نمونه برجسته از قرن بیستم نشان می‌دهد که فریب هنوز نقشی کلیدی در پیروزی نظامی دارد:

  • جنگ جهانی دوم: عملیات‌های آبی - خاکی، پیچیده و پرخطر بودند و در دو مورد، فریب نقش مهمی در موفقیت آنها داشت. در حمایت از تهاجم سیسیل در ۱۹۴۳، اطلاعات بریتانیا با قراردادن اطلاعات نادرست روی جسد و طراحی عمدی برای رسیدن آن به دست آلمان‌ها، دشمن را فریب داد. عملیات گوشت چرخ‌کرده (Mincemeat) نقش بزرگی در گمراه‌کردن آلمانی‌ها درباره عملیات بعدی متفقین داشت.
  • فریب همچنین نقش مهمی در موفقیت «عملیات اورلرد» و فرود نیروهای متفقین در نرماندی در سال ۱۹۴۴ ایفا کرد.
  •  جنگ یوم کیپور ۱۹۷۳: مصر با ارائه گزارش‌های جعلی درباره تجهیزات و تمرینات، اسرائیل را به اشتباه انداخت و موفق شد با غافلگیری، حمله موفقی در صحرای سینا انجام دهد.
  •  عملیات طوفان صحرا ۱۹۹۱: ائتلاف به رهبری آمریکا در عملیات طوفان صحرا در سال ۱۹۹۱ توانست با استفاده از فریب، عنصر غافلگیری را علیه عراقِ صدام حسین به دست آورد. این امر از طریق نمایش عملیات آبی - خاکی تفنگ‌داران دریایی آمریکا در خلیج‌فارس و همچنین تلاش‌های فریب سپاه هفتم با یک حمله ایذایی از مسیر «وادی الباطن» انجام شد؛ عملیاتی که پوششی برای مانور معروف «قلاب چپ» از دل صحرا به داخل کویت فراهم کرد.

در قرن ۲۱ نیز نمونه‌ای از فریب نظامی مدرن، اقدامات گزارش‌شده ارتش اسرائیل در تابستان ۲۰۲۱ در برابر حماس است. ارتش اسرائیل ظاهراً واحدی برای فریب تشکیل داد و رسانه‌های بین‌المللی گزارش دادند که آنها، همراه با سخنگویان رسمی ارتش، تلاش کردند نشان دهند که حمله زمینی اسرائیل به غزه آغاز شده است. هدف این بود که حماس نیروهای ضدتانک خود را زودتر نشان داده و به کار بگیرد و نیروهای خود را در تونل‌های زیرزمینی که پیش‌تر شناسایی شده بودند، جمع کند. سپس اسرائیل حملات هوایی و زمینی انجام داد و بعد از دو ساعت گزارش اصلاح شده اعلام شد که هیچ نیروی زمینی وارد غزه نشده و فقط حملات هوایی از سمت اسرائیل انجام شده است. اقدامات اسرائیل از جمله فراخوان نیروهای ذخیره، تجمع نیروها و آرایش پر سروصدا، باعث شد حماس باور کند که تهاجم زمینی آغاز شده و واکنش اشتباهی نشان دهد و در نتیجه، ضربات مؤثری به نیروی دفاع فلسطینی‌ها وارد شد. بااین‌حال، این اقدام نشان داد که محیط اطلاعاتی اشباع‌شده و رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی، هم ابزار مؤثر و هم خطر بالقوه‌ای برای فریب نظامی هستند. استفاده مؤثر از این ابزارها نیازمند برنامه‌ریزی، آمادگی و منابع کافی است و نمی‌توان آن را در انتهای عملیات به‌عنوان یک اقدام فرعی اعمال کرد.

«روی گادسون» و «جیمز ویرتز» در کتاب «انکار و فریب راهبردی»، عملیات فریب را تلاش یک کشور برای وادارکردن دشمن به باور چیزی که حقیقت ندارد، تعریف می‌کنند.

 

اصول مشترک در عملیات فریب

اگرچه ماهیت جنگ تغییرناپذیر است، اما ویژگی‌های آن تکامل می‌یابد. اصول فریب نیز از عصر صنعتی به عصر اطلاعات و عصر رسانه‌های اجتماعی تغییر نکرده است و تنها ابزارها و روش‌های به‌کارگیری آن تغییر کرده‌اند. اصول به‌کارگیری فریب نظامی از مطالعه تاریخ نظامی استخراج شده‌اند. از جمله پژوهشگرانی که در دوران معاصر به تبیین این اصول پرداخته‌اند می‌توان به «بارتون ویلی» در کتاب «به‌سوی نظریه‌ای عمومی درباره فریب»، «دنیل و هربیگ» در «فریب راهبردی نظامی»، «جان لاتیمِر» در «فریب در جنگ»، «کریستوفر راین» (به‌عنوان ویراستار) در «بافتن تار درهم‌تنیده» و «مایکل دیوار» در «هنر فریب در جنگ» اشاره کرد.

دکترین آمریکا به دلیل داشتن اصول روشن برای اجرای فریب نظامی برجسته است. دکترین مشترک آمریکا درباره فریب و همچنین دکترین ارتش آمریکا، شش اصل مشترک برای فریب نظامی را مطرح می‌کنند:

۱ - تمرکز: فریب نظامی باید فرایند فکری تصمیم‌گیرنده دشمن را هدف قرار دهد تا او را به انجام اقدام موردنظر وادار کند. سامانه‌های اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی دشمن (ISR) معمولاً هدف اصلی نیستند، بلکه ابزاری هستند که از طریق آنها اطلاعات فریبنده به تصمیم‌گیرنده منتقل می‌شود.

 

۲ - هدف عینی: طرح‌های فریب باید اقدامات و منابع را به‌گونه‌ای متمرکز کنند که دشمن را به اتخاذ یا عدم اتخاذ تصمیمات مشخص و عینی سوق دهند. این طرح‌ها نمی‌توانند صرفاً بر القای برخی باورها به هدف تمرکز داشته باشند، بلکه باید به اتخاذ یک تصمیم مشخص توسط او منجر شوند.

 

۳ - برنامه‌ریزی و کنترل متمرکز: رویکرد متمرکز برای جلوگیری از سردرگمی ضروری است؛ به‌طوری‌که همه اجزا روایت یکسانی ارائه دهند و با سایر اهداف عملیاتی یا شرایط در حال تغییر محیط عملیاتی در تضاد نباشند. بااین‌حال، اجرای فریب می‌تواند غیرمتمرکز باشد، به شرطی که همه سازمان‌های مشارکت‌کننده از یک طرح واحد پیروی کنند.

 

۴ - امنیت: عملیات فریب نظامی نیازمند سطح بالایی از محرمانگی است. برنامه‌ریزان موفق، اصل «نیاز به دانستن» را به طور سخت‌گیرانه در تمام ابعاد طرح فریب اعمال می‌کنند. حفظ امنیت فریب به معنای محدودکردن تعداد افراد مطلع به کسانی است که واقعاً به این اطلاعات نیاز دارند.

 

۵ - زمان‌بندی: یکی از جنبه‌های حیاتی در برنامه‌ریزی و اجرای فریب، هماهنگی مناسب با نیت فرمانده و حفظ این هماهنگی در طول اجراست. چالش اصلی این است که دشمن در بازه زمانی موردنظر، مطابق با هدف فریب عمل کند. اقدامات فریب خودی باید به‌گونه‌ای انجام شود که زمان لازم برای جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات دشمن، فرایند تصمیم‌گیری او و فعالیت‌هایی که قرار است مورد بهره‌برداری قرار گیرند، در نظر گرفته شود.

 

۶ - یکپارچگی: عملیات فریب باید در تمامی سطوح و در سراسر فرایند برنامه‌ریزی یکپارچه شود. این یکپارچگی مستلزم طراحی مفهومی از فریب است که از مأموریت کلی پشتیبانی کند. ادغام فعالیت‌های فریب از مرحله برنامه‌ریزی آغاز می‌شود، در مرحله اجرا ادامه می‌یابد و با پایان عملیات فریب به اتمام می‌رسد.

ازآنجاکه ناتو سازمانی است که تلاش می‌کند رویکردهای ملی مختلف را هماهنگ کند، دکترین آن درباره «عملیات فریب» از نظر مفهومی، مشابه دکترین آمریکا است. بااین‌حال، فاقد سازوکار هماهنگی نهفته در اصل «کنترل متمرکز» در ارتش آمریکا است و همچنین بیشتر «هدف‌محور» است؛ به‌طوری که تقریباً به طور کامل بر هدف و نتیجه مطلوب تمرکز دارد. اصول ناتو برای عملیات فریب عبارت‌اند از:

سان تزو - استراتژیست نظامی چین باستان - در کتاب «هنر جنگ» فریب را جوهره جنگ می‌داند و معتقد است که جنگ سراسر فریب است.

 

۱ - ایجاد واکنش رفتاری

فریب باید بر ایجاد یک رفتار مطلوب متمرکز باشد. این نتیجه رفتاری باید با نیت فرمانده همسو باشد.

۲ - تقویت باورهای موجود

باید درک کرد که دشمن چه چیزهایی را از پیش باور دارد (از جمله اینکه انتظار دارد نیروهای خودی چگونه عمل کنند) و چه چیزهایی را به طور پیش‌فرض باور نمی‌کند. تقویت یک باور، بسیار آسان‌تر از تغییر آن است.

۳ - هدف قراردادن تصمیم‌گیرنده

تصمیم‌گیرنده‌ای که هدف عملیات فریب است، باید بتواند رویدادهای فریب را شناسایی کند، آنها را پردازش کند و سپس بر اساس آنها عمل نماید. این تصمیم‌گیرنده می‌تواند در سطح تاکتیکی، عملیاتی یا راهبردی باشد.

۴ - باورپذیر، منسجم، قابل راستی‌آزمایی و قابل‌اجرابودن

فریب باید باورپذیر در ذهن دشمن باشد: (آیا قابل‌باور است؟) با روایت عملیات و چارچوب ارتباطات راهبردی سازگار باشد: (آیا با آنچه در حال وقوع است همخوانی دارد؟) در بازه زمانی موردنیاز توسط ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات دشمن قابل‌تأیید باشد: (آیا می‌توان آن را به طور قانع‌کننده تأیید کرد؟) توسط ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات نیروهای خودی نیز قابل‌بررسی باشد: (آیا نیروهای خودی می‌توانند تأیید کنند که دشمن فریب خورده است؟) از نظر عملیاتی در بازه زمانی موجود قابل‌اجرا باشد: (آیا واقعاً می‌توان آن را به‌موقع انجام داد؟)

۵ - استفاده از رویکردهای متعدد و چندگانه

 ایجاد اثر از طریق اقدام مشترک، یک رویکرد یکپارچه را تضمین می‌کند. هرچه تعداد کانال‌های مورداستفاده بیشتر باشد، احتمال اینکه فریب برای دشمن باورپذیر جلوه کند، افزایش می‌یابد.

۶ - واقعیت را پنهان و دروغ را آشکار کنید

 در عملیات فریب باید توجه را از تمایلات و نیات واقعی خود منحرف کنید، درعین‌حال که هم‌زمان توجه را به نیات کاذب جلب می‌کنید. جایگزین‌ها مستلزم آن است که دشمن آنها را ارزیابی کند.

 

۱۰ اصل «سیا» برای عملیات فریب

سان تزو: در برابر دشمن، هرگاه توانا هستیم باید تظاهر کنیم که ناتوانیم. زمانی که در آمادگی کامل به سر می‌بریم، تظاهر کنیم اصلاً آماده نیستیم. هرگاه نزدیک او هستیم، وانمود کنیم که دوریم و زمانی که از او دوریم، خود را نزدیک نشان دهیم.

درحالی‌که یک پایه و بنیان دکترینال وجود دارد که نهادهای نظامی می‌توانند بر اساس آن فعالیت‌های فریب خود را شکل دهند، مجموعه‌ای از اصول نیز وجود دارد که می‌تواند در اجرای دکترین فریب نظامی، راهنمای عمل باشد. این اصول در نسخه سال ۲۰۱۹ دکترین فریب ارتش آمریکا گنجانده شده‌اند، اما منشأ آنها به یک پروژه پژوهشی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) در سال ۱۹۸۱ بازمی‌گردد که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. این اصول فریب کمک می‌کنند تا تصویر روشنی از چگونگی عملیات موفق فریب ارائه شود و نقطه شروعی برای مقابله با فعالیت‌های فریب دشمن فراهم کنند. ده اصل سازمان جاسوسی سیا برای عملیات فریب عبارت‌اند از:

۱ - اصل «ماگرودر» (بهره‌برداری از پیش‌فرض‌ها): این اصل به نام ژنرال «جان بی. ماگرودر» و حیله‌گری او در جریان جنگ داخلی آمریکا در سال ۱۸۶۲ نام‌گذاری شده است. به‌طورکلی، القای این که یک دشمن باور قبلی خود را حفظ کند، آسان‌تر از ارائه شواهد فرضی برای تغییر آن باور است؛ بنابراین، بررسی این که چگونه باورهای موجود دشمن می‌تواند به نفع ما به کار گرفته شود، اغلب نتیجه‌بخش‌تر از تلاش برای تغییر این دیدگاه‌ها است.

 

۲ - محدودیت‌های پردازش اطلاعات توسط انسان: چندین محدودیت در پردازش اطلاعات توسط انسان وجود دارد که می‌توان از آنها در طراحی عملیات‌های فریب بهره برد. از جمله این محدودیت‌ها می‌توان به قانون اعداد کوچک و آسیب‌پذیری نسبت به شرطی‌سازی اشاره کرد. ذهن انسان محدودیت‌های مشخصی در پردازش اطلاعات دارد و این محدودیت‌ها می‌تواند در طراحی عملیات فریب مورداستفاده قرار گیرد. قانون اعداد کوچک می‌گوید «انسان‌ها تمایل دارند از تعداد کمی نمونه، نتیجه‌گیری‌های کلی و قطعی کنند، حتی اگر آن نمونه‌ها نماینده خوبی نباشند.» برای مثال، اگر دشمن دو یا سه حرکت نیرو را ببیند و از روی آنها نتیجه بگیرد که برنامه کلی شما چیست، این یک خطای شناختی است که می‌توان از آن برای فریب او استفاده کرد. آسیب‌پذیری نسبت به شرطی‌سازی نیز می‌گوید «انسان‌ها می‌توانند با عادت‌دادن به یک الگوی خاص یا دریافت پیام‌های تکراری، به آسانی گمراه شوند.» به‌عبارت‌دیگر، اگر دشمن عادت کند که همیشه با یک نوع رفتار یا سیگنال مشخص مواجه شود، می‌توان از این عادت برای فریب او استفاده کرد.

 

۳ - اشکال متعدد غافلگیری: غافلگیری می‌تواند به شکل‌های مختلف حاصل شود. در مواجهه‌های نظامی، این اشکال شامل مکان، توان رزمی، قصد و نیت، سبک عملیات و زمان‌بندی است. اگر امکان ایجاد غافلگیری در همه این ابعاد وجود نداشته باشد، باز هم می‌توان دست‌کم در یکی از این ابعاد به غافلگیری دست یافت.

 

۴ - اصل «ویکتور جونز»: این اصل به افتخار پروفسور «ویکتور جونز» - یکی از شخصیت‌های کلیدی تیم اطلاعات نظامی در سازمان جاسوسی بریتانیا در دوران جنگ جهانی دوم تحت رهبری «وینستون چرچیل» - نام‌گذاری شده است. طبق این اصل، هرچه تعداد کانال‌های اطلاعاتی در دسترس قربانی بیشتر باشد، فریب‌دادن او دشوارتر می‌شود. بااین‌حال، در محدودیت‌های معین، هرچه تعداد کانال‌های کنترل‌شده بیشتر باشد، احتمال باورکردن فریب توسط دشمن نیز افزایش می‌یابد.

اگر قربانی بتواند اطلاعات زیادی از منابع مختلف دریافت کند، احتمال آن که تناقض‌ها یا نشانه‌های فریب را تشخیص دهد، بیشتر می‌شود. یعنی وقتی کانال‌های اطلاعاتی زیاد و غیرکنترل‌شده باشند، فریب‌دادن او سخت‌تر است. اگر فریب‌دهنده بتواند تعداد کانال‌های اطلاعاتی قابل‌دسترسی برای دشمن را کنترل کند و پیام‌های موردنظر خود را از طریق آنها منتقل کند، احتمال باورکردن فریب توسط دشمن بیشتر می‌شود. به‌عبارت‌دیگر، مدیریت و محدودکردن منابع اطلاعاتی دشمن، کلید موفقیت فریب است. در عملیات نظامی، این اصل به این معناست که وقتی می‌خواهیم دشمن را فریب دهیم، بهتر است پیام‌های کنترل‌شده و هماهنگ از چندین مسیر (رسانه‌ها، پرسنل، ارتباطات فنی) ارسال کنیم تا دشمن به اشتباه بیفتد؛ اما اگر اطلاعات پراکنده و غیرقابل‌کنترل باشد، فریب کارساز نخواهد بود.

 

باید درک کرد که دشمن چه چیزهایی را از پیش باور دارد و چه چیزهایی را به طور پیش‌فرض باور نمی‌کند. تقویت یک باور بسیار آسان‌تر از تغییر آن است.

۵ - اصل انتخاب میان انواع فریب: تاحدامکان، هدف طراح فریب باید این باشد که ابهام ذهنی قربانی کاهش یابد تا او به یک برداشت فرضی از جهان به‌عنوان حقیقت دست یابد؛ نه اینکه او نسبت به حقیقت کمتر مطمئن شود، بلکه نسبت به یک دروغ مشخص بیشتر مطمئن شود.

 

۶ - سهم «اکسلرود» (مدیریت منابع فریب): این اصل برگرفته از کارهای دانشمند سیاسی «رابرت اکسلرود» است. طبق این اصل، در برخی شرایط، منابع فریب باید حفظ و نگهداری شوند، حتی اگر هزینه نگهداری و ریسک هدررفت آنها وجود داشته باشد تا برای استفاده‌ای سودمندتر در آینده آماده باشند. چنین تصمیماتی اغلب قابل تحلیل و ارزیابی منطقی هستند. این منابع می‌توانند شامل نیروهای عملیاتی، اطلاعات نادرست، تجهیزات، اهداف فریبنده یا هر ابزاری باشند که برای گمراه‌کردن دشمن به کار می‌رود. گاهی استفاده زودهنگام از این منابع، به‌ویژه وقتی هنوز موقعیت مناسبی برای بهره‌برداری کامل وجود ندارد، باعث هدررفت آنها می‌شود یا اثر فریب را کاهش می‌دهد؛ بنابراین، بهتر است صبر کرد تا شرایط مناسب‌تر برای بهره‌برداری از منابع پیش بیاید.

 

۷ - اصل قانون توالی: فعالیت‌های فریب باید به‌گونه‌ای توالی‌بندی شوند که فرضیه یا فرضیات اشتباه تاحدامکان به‌صورت طولانی حفظ شوند. به‌عبارت‌دیگر، فعالیت‌هایی که فریب دشمن را آشکار می‌کنند باید به آخرین لحظه ممکن موکول شوند. هدف این است که فرضیات اشتباه دشمن - که فریب‌دهنده می‌خواهد آنها را باور کند - تا جای ممکن طولانی باقی بمانند. یعنی دشمن باید برای مدت طولانی در اشتباه باشد و تصمیمات خود را بر اساس اطلاعات غلط اتخاذ کند. به زبان ساده، این اصل می‌گوید «فریب فقط به محتوا و ابزار بستگی ندارد، بلکه به زمان و ترتیب استفاده از آنها نیز وابسته است.»

 

۸ - اصل اهمیت بازخورد: داشتن یک طرح برای اطمینان از دریافت بازخورد دقیق، شانس موفقیت فریب را افزایش می‌دهد. بازخورد به فریب‌دهنده کمک می‌کند بداند که دشمن چگونه واکنش نشان می‌دهد و آیا فریب اثرگذار بوده است یا نه.

 

۹ - اصل «پنجه میمون»: این اصل برگرفته از داستان کوتاه ترسناک سال ۱۹۰۲ اثر «دابلیو. دابلیو. جیکوبز» است. تلاش‌های فریب می‌توانند بر خواسته‌ها و طمع دشمن تأثیر بگذارند و باعث اثرات جانبی ظریف و ناخواسته بشوند. برنامه‌ریزان باید به این احتمالات حساس باشند و در صورت ضرورت، اقداماتی برای کاهش این جنبه‌های غیرسازنده انجام دهند.

 

۱۰ - اصل دقت در طراحی جای‌گذاری مواد فریبنده: در برنامه‌ریزی طرح‌هایی که برنامه‌ها یا اطلاعات جعلی را به دشمن منتقل می‌کنند، باید نهایت دقت به کار گرفته شود. موارد ظاهراً سودمند یا آسان، اغلب مورد بررسی دقیق قرار می‌گیرند و معمولاً مورد پذیرش و باور قرار نمی‌گیرند. در عوض، نشت‌های واقعی اطلاعات معمولاً در شرایطی رخ می‌دهند که بعید به نظر می‌رسند. فریب باید طبیعی و غیرقابل‌پیش‌بینی باشد؛ طوری که دشمن فکر کند این اطلاعات واقعی و تصادفی به دست او رسیده است، نه این که به عمد آنها را در اختیار دشمن گذاشته‌اند تا به اشتباه بیفتد.

بررسی این که چگونه باورهای موجود دشمن می‌تواند به نفع ما به کار گرفته شود، اغلب نتیجه‌بخش‌تر از تلاش برای تغییر این دیدگاه‌ها است.

 

روندهای فناوری و تأثیر آنها بر عملیات فریب

از انقلاب صنعتی اول به بعد، فناوری‌های نوین و مخرب هنگامی که با ایده‌ها و سازمان‌های جدید ترکیب می‌شوند، تحولات در امور نظامی و اطلاعاتی و عملیات‌های فریب را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار داده‌اند. در جنگ‌های مدرن، عملیات فریب به‌شدت با توسعه فناوری، جنگ اطلاعاتی و سایبری ترکیب شده است. اگرچه آینده پر از عدم قطعیت است، اما پیش‌بینی این است که محیط‌های عملیاتی آینده تحت‌تأثیر روندهای سریع فناوری، چه در نرم‌افزار و چه در سخت‌افزار پیشرفته، دگرگون خواهند شد.

شبکه‌های تطبیقی و به‌هم‌پیوسته، فرماندهی و کنترل غیرمتمرکز و توانایی بسیار گسترده در جمع‌آوری داده‌ها، همگی پیامدهای بنیادین برای ایجاد و ارائه توانمندی‌های نظامی دارند. پیشرفت سریع فناوری، امکان تأثیرگذاری بر سرعت و ریتم عملیات نظامی و همچنین تحویل گسترده اثرات دقیق را فراهم می‌کند. این محیط بالقوه، برای تمام نیروهای انسانی درگیر در نبرد بسیار کشنده‌تر خواهد بود و در آن، عملیات فریب نیز به دلیل فناوری‌های نوین و مخرب، افق‌های جدید و تهدیدهای نوینی پیدا می‌کند. فناوری‌های زیر احتمالاً بیشترین تأثیر را بر برنامه‌ریزی، اجرای عملیات و تکامل عملیات فریب - به‌ویژه در حوزه نظامی - در قرن بیست و یکم خواهند داشت.

 

۱ - سامانه‌های بدون سرنشین

ربات‌های نظامی کاربردهای متنوعی در فریب دارند؛ از جمله شبیه‌سازی حضور واحدهای فیزیکی یا الکترونیکی واقعی برای گمراه‌کردن دشمن، انجام مأموریت‌های با آستانه تشخیص پایین‌تر یا استقرار در مقیاس بزرگ و پراکنده برای فریب دشمن درباره نیت نیروهای خودی.

ربات‌های نظامی از زمان جنگ جهانی اول و ظهور نخستین سلاح‌های کنترل‌شونده از راه دور به کار گرفته شده‌اند، اما استفاده از آنها طی جنگ‌هایی که پس از ۱۱ سپتامبر آغاز شدند، افزایش یافته است. از زمان آغاز تهاجم تمام‌عیار روسیه به اوکراین در ۲۰۲۲، توسعه و استقرار سامانه‌های بدون سرنشین، شاهد رشد بسیار چشمگیری بوده است. اکنون هر تیپ اوکراینی دارای گردان یا حتی لشکر پهپادی است و همین امر در یگان‌های عملیات ویژه نیز دیده می‌شود. تولید پهپادهای اوکراین از چند هزار واحد در سال ۲۰۲۲ به حدود ۲ میلیون واحد در طول سال ۲۰۲۵ رسیده است.

 

۲ - هوش مصنوعی

کمتر فناوری‌ای وجود دارد که به‌اندازه هوش مصنوعی بر عملیات فریب تأثیرگذار باشد. برخی گمانه‌زنی کرده‌اند که هوش مصنوعی می‌تواند مزایای قابل‌توجهی برای کسانی که قصد پنهان‌کردن اطلاعات یا اشیاء فیزیکی را دارند، ارائه دهد. آنها می‌توانند با استفاده از داده‌های عملیات خود، نیروهای خود را به طور جامع مدل‌سازی کرده و سپس از این دانش برای ایجاد الگوریتم‌هایی استفاده کنند که ابهام جنگ را افزایش می‌دهند.

فعالیت‌های آینده فریب نظامی در تقاطع رفتار انسانی و داده‌ها رخ خواهند داد. تا همین اواخر، عملیات فریب عمدتاً رفتار فرماندهان و تصمیم‌گیرندگان انسانی را هدف قرار می‌داد؛ اما از این پس، بازیگران دولتی و غیردولتی تلاش خواهند کرد تا اقدامات انسان‌ها در سیستم‌های نظامی و عملکرد الگوریتم‌هایی که از تصمیم‌گیری انسانی حمایت می‌کنند را هدف بگیرند. با وجود حسگرها و شبکه‌های جدید که داده‌های بیشتری ارائه می‌دهند، توانایی جستجو و شناسایی داده‌های مفید، فراتر از درک انسان‌ها خواهد رفت. بنابراین، هوش مصنوعی نه‌تنها برای مقابله با فریب دشمن ضروری است، بلکه دشمن نیز سعی خواهد کرد هوش مصنوعی را هدف قرار دهد تا از انجام این عملکرد جلوگیری کند.

تاحدامکان، هدف طراح فریب باید این باشد که ابهام ذهنی قربانی کاهش یابد تا او به یک برداشت فرضی از جهان به‌عنوان حقیقت دست یابد.

هوش مصنوعی به چند طریق در عملیات فریب نقش دارد؛ نخست، هوش مصنوعی امکان تحلیل کلان‌داده‌ها را فراهم می‌کند. در میدان‌های نبرد مدرن، حجم عظیمی از داده‌ها از طریق شبکه‌های اجتماعی، ماهواره‌ها، حسگرها و رسانه‌ها تولید می‌شود. الگوریتم‌های هوش مصنوعی می‌توانند این داده‌ها را پردازش کرده و الگوهای رفتاری، باورها و نقاط ضعف شناختی دشمن را شناسایی کنند. این شناخت دقیق، پایه‌ای برای طراحی عملیات فریب هدفمند است؛ به‌گونه‌ای که پیام‌های گمراه‌کننده دقیقاً مطابق با انتظارات و پیش‌فرض‌های ذهنی مخاطب تنظیم می‌شوند.

دوم، هوش مصنوعی ابزارهای جدیدی برای تولید محتوای فریبنده فراهم کرده است. فناوری‌هایی مانند تولید متن، تصویر و ویدئو (از جمله دیپ‌فیک‌ها) این امکان را می‌دهند که اطلاعات جعلی اما بسیار باورپذیر، ایجاد شود. این محتوا می‌تواند برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی و خارجی یا حتی فریب تصمیم‌گیرندگان نظامی مورداستفاده قرار گیرد. در نتیجه، مرز بین واقعیت و جعل بیش‌ازپیش مبهم می‌شود.

سوم، هوش مصنوعی نقش مهمی در گسترش و انتشار سریع فریب ایفا می‌کند. الگوریتم‌ها می‌توانند تعیین کنند که چه نوع پیام‌هایی، در چه زمانی و از طریق کدام پلتفرم‌ها بیشترین تأثیر را دارند. همچنین با استفاده از بات‌ها و شبکه‌های خودکار، این پیام‌ها به‌صورت گسترده و هدفمند منتشر می‌شوند و می‌توانند فضای اطلاعاتی را به نفع یک طرف تغییر دهند.

چهارم، در سطح عملیاتی، هوش مصنوعی با ترکیب با فناوری‌هایی مانند پهپادها و سیستم‌های بدون سرنشین، امکان اجرای فریب فیزیکی و تاکتیکی را نیز افزایش داده است. برای مثال، ایجاد اهداف جعلی، شبیه‌سازی تحرکات نظامی یا پنهان‌سازی نیروهای واقعی می‌تواند با دقت و مقیاس بیشتری انجام شود.

«هوش مصنوعی مولد» نیز فرصت‌ها و ریسک‌های زیادی ارائه می‌دهد. این فناوری امکان تولید سریع تصاویر، متن، ویدئو و حتی موسیقی یا صداهای تجهیزات را فراهم می‌کند که می‌توانند در فریب نظامی مورداستفاده قرار گیرند. این ابزارها می‌توانند علیه نیروها و جمعیت‌های خودی نیز به کار روند، به‌ویژه در انتشار اطلاعات نادرست برای فریب استراتژیک. طبق گزارشی که «خانه آزادی» (Freedom House) در سال ۲۰۲۴ منتشر کرد، این فناوری جدید در حداقل ۱۶ کشور برای ایجاد تردید، ضربه به مخالفان یا تأثیرگذاری بر بحث‌های عمومی استفاده شده است.

علاوه بر این، نسل‌های جدید چت‌بات‌ها، هوش مصنوعی ارزان‌تر و در دسترس‌تری ارائه می‌دهند. این فناوری ممکن است توسط دشمنان بالقوه برای طیف گسترده‌ای از کاربردهای نظامی از جمله فریب نظامی استفاده شود. گزارش مارس ۲۰۲۵ در «آسیا تایمز» نشان می‌دهد که ارتش چین در حال بررسی کاربردهای «DeepSeek-R1» در عملیات فریب است.

 

۳ - شبکه‌ها و حسگرهای تجاری

شبکه‌ها و حسگرهای تجاری تأثیر مهمی بر فریب نظامی دارند. مجموعه‌ای از حسگرهای زمینی، فضایی، هوایی و دریایی که توسط نهادهای غیرنظامی دولتی و تجاری به کار گرفته می‌شوند، داده‌های تقریباً لحظه‌ای فراهم می‌کنند که می‌تواند عملیات نظامی را آگاه سازد. شبکه‌ها، داده‌های حسگرها را انتقال و ادغام می‌کنند تا تحلیلگران و فرماندهان بتوانند از آن استفاده کنند. همچنین این شبکه‌ها می‌توانند نقطه ورود افرادی باشند که می‌خواهند ادراک نیروهای نظامی و فرماندهان را با واردکردن داده‌های نادرست یا قطع کامل داده‌ها به‌عنوان بخشی از طرح فریب دستکاری کنند.

هوش مصنوعی ابزارهای جدیدی برای تولید محتوای فریبنده فراهم کرده است. فناوری‌هایی مانند تولید متن، تصویر و ویدئو (از جمله دیپ‌فیک‌ها) این امکان را می‌دهند که اطلاعات جعلی اما بسیار باورپذیر، ایجاد شود.

طی دهه گذشته، محدوده حسگرهای غیرنظامی به طور مداوم گسترش یافته است. بخشی از این گسترش به دلیل استفاده بیشتر از پهپادها برای کاربردهایی مانند ایمنی عمومی، کشاورزی، پایش بلایا، کنترل ترافیک و دیگر عملکردهای روزمره بوده است. اغلب داده‌های حسگرهای نصب‌شده روی پهپادها به‌صورت عمومی در دسترس هستند؛ اما مجموعه‌ای از حسگرهای دیگر - از جمله حسگرهای صوتی و لرزه‌ای و همچنین سیستم‌های پایش جریان‌های اقیانوسی و کیفیت هوا - می‌توانند به‌صورت یکپارچه برای بهبود آگاهی وضعیت در امور نظامی و امنیت ملی به کار روند. پیشرفت‌های حسگرهای غیرفعال که قادر به دریافت و تحلیل سیگنال‌هایی مانند تلویزیون یا رادیو هستند، این ترکیب پیچیده از توانمندی‌های حسگرهای تجاری را تکمیل می‌کند.

فناوری‌های فضایی نیز برای فریب نظامی اهمیت دارند، زیرا حسگرهای فضایی اکنون بسیاری از نشانه‌های مرتبط با عملیات نظامی را شناسایی می‌کنند. این فناوری‌ها زیرساخت اتصال شبکه‌های حسگر و ارتباط سریع برای کمک به فعالیت‌های ضدفریب را فراهم می‌کنند و قابلیت‌های شناسایی را به نحوی ارائه می‌دهند که تا پیش از این فقط در اختیار پیشرفته‌ترین مؤسسات نظامی بوده است. بنابراین، شناسایی و توانایی دیدن پشت عملیات فریب، اکنون در دسترس تقریباً همه بازیگران نظامی و غیردولتی است و این شاید تهدیدی برای نیروهای خودی نیز باشد.

کاهش هزینه دسترسی به فضا و پیشرفت در مینی ماهواره‌های ارزان‌تر طی دهه گذشته باعث ظهور «فضا ۲.۰» شده است. این مسئله تغییر سرعت پرتاب ماهواره‌ها را افزایش داده و شرکت‌هایی مانند «اسپیس ایکس» ایلان ماسک صدها ماهواره برای ارائه اینترنت جهانی پرتاب می‌کنند. سیستم «استارلینک» این شرکت، با پرتاب ۶۰ ماهواره به‌صورت هم‌زمان با موشک‌های فالکون ۹، در نهایت قرار است شامل یک صورت فلکی با بیش از ۱۲,۰۰۰ ماهواره در ارتفاع ۵۵۰ کیلومتری از زمین شود. این سیستم از سال ۲۰۲۲ برای ارتباطات و استفاده از سیستم‌های فرماندهی و کنترل دیجیتال اوکراین حیاتی بوده است.

این تحول هم گسترش و هم انقلاب در رصد فضایی و دسترسی افراد بیشتر به داده‌های حسگرهای فضایی را موجب شده است. داده‌های جمع‌آوری‌شده در تمام طیف‌ها، فرصت‌های بی‌سابقه‌ای برای صنایع مانند کشاورزی، انرژی، معدن، حمل‌ونقل دریایی، هوایی و زمینی و سرگرمی فراهم می‌کند. همچنین به این معناست که دوستان و دشمنان اگر مایل به پرداخت به نهادهای تجاری برای تصاویر و داده‌های باکیفیت باشند، می‌توانند بیشتر سطح زمین را مشاهده کنند.

تخریب یا دستکاری ماهواره‌ها و زیرساخت‌های پشتیبان هم می‌تواند توسط دشمنان برای فریب نیروهای خودی و ایجاد غافلگیری، مورداستفاده قرار گیرد. در دوران جنگ سرد، آمریکا و شوروی هر دو فناوری‌هایی برای تخریب یا دستکاری ماهواره‌های دشمن دنبال کردند. در قرن بیست و یکم نیز ایالات متحده، روسیه، چین و هند انواع مختلف موشک‌های ضدماهواره مستقیم را آزمایش کرده‌اند، اما توسعه و نگهداری این قابلیت‌ها گران‌قیمت است.

 

۴ - چاپ سه‌بعدی

«تولید افزایشی» که به آن چاپ سه‌بعدی نیز گفته می‌شود، فرایندی است برای ایجاد یک جسم سه‌بعدی به‌صورت لایه‌لایه با استفاده از طراحی تولید شده در رایانه. فناوری چاپ سه‌بعدی به‌عنوان یکی از فناوری‌های نوظهور، نقش مهمی در ارتقای عملیات فریب نظامی در محیط‌های مدرن ایفا می‌کند. این فناوری با فراهم‌کردن امکان تولید سریع، ارزان و قابل سفارشی‌سازی تجهیزات، به نیروهای نظامی اجازه می‌دهد که ابزارهای فریب را با انعطاف و دقت بیشتری طراحی و اجرا کنند.

فناوری چاپ سه‌بعدی به‌عنوان یکی از فناوری‌های نوظهور، نقش مهمی در ارتقای عملیات فریب نظامی در محیط‌های مدرن ایفا می‌کند.

 نخست، چاپ سه‌بعدی امکان ساخت اهداف و تجهیزات جعلی را فراهم می‌کند. برای مثال، می‌توان ماکت‌هایی از تجهیزات نظامی مانند تانک‌ها، سامانه‌های موشکی یا حتی زیرساخت‌های حساس تولید کرد که از نظر بصری و حرارتی شبیه نمونه واقعی باشند. این اهداف جعلی می‌توانند حسگرهای دشمن - از جمله ماهواره‌ها و پهپادها - را فریب دهند و باعث شوند منابع و حملات خود را به اهداف غیرواقعی اختصاص دهند. در نتیجه، نیروهای واقعی از آسیب در امان می‌مانند.

دوم، این فناوری به ایجاد الگوهای رفتاری فریبنده در میدان نبرد کمک می‌کند. با تولید سریع قطعات و تجهیزات، می‌توان نشانه‌هایی از استقرار، جابه‌جایی یا تقویت نیروها ایجاد کرد، بدون آن که چنین اقداماتی واقعاً صورت گرفته باشد. این امر به شکل‌گیری برداشت‌های نادرست در ذهن تحلیلگران دشمن منجر می‌شود و تصمیم‌گیری آنها را مختل می‌کند.

سوم، چاپ سه‌بعدی با کاهش وابستگی به زنجیره‌های تأمین سنتی، امکان اجرای فریب در مقیاس گسترده و در زمان کوتاه را فراهم می‌سازد. نیروها می‌توانند در نزدیکی میدان نبرد و حتی در شرایط عملیاتی، ابزارهای فریب را تولید و به‌کارگیری کنند. این موضوع سرعت واکنش و تطبیق‌پذیری در عملیات فریب را به طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهد.

امروزه چاپ سه‌بعدی کاربردهای گسترده‌ای در هوانوردی، خودرو، پزشکی، آموزش و حتی کاربردهای خانگی دارد. نسخه‌های آینده این چاپگرها ممکن است به‌سرعت، تورهای استتاری متناسب با محیط خاص نیروهای نظامی تولید کنند یا حتی تعداد زیادی فرستنده و اخلال‌گر ارزان را به‌عنوان بخشی از فریب یا گمراه‌سازی بسازند. همانند بسیاری از فناوری‌های مخرب قرن بیست و یکم، مؤسسات نظامی و غیرنظامی تنها تازه شروع به درک تأثیر چاپ سه‌بعدی کرده‌اند. ظرفیت آن در بهبود لجستیک نظامی و کاهش هزینه تولید انبوه ماشین‌آلات پیچیده باعث خواهد شد در دهه‌های آینده استفاده گسترده‌تری توسط نهادهای نظامی داشته باشد.

 

۵ - مواد پیشرفته جدید

دو حوزه فناوری دیگر نیز در عملیات فریب شایان‌ذکر هستند: مواد پیشرفته جدید و فناوری کوانتومی. پیشرفت‌ها در بخش‌های تولید، لجستیک غیرنظامی، ساخت‌وساز، خودرو و انرژی طی دو دهه گذشته باعث افزایش تقاضا برای انواع جدیدی از مواد شده است. این موضوع برای اجرای فریب نظامی اهمیت دارد؛ زیرا برخی از مواد جدید و امیدوارکننده ممکن است به نهادهای نظامی امکان تولید تجهیزاتی را بدهند که حرارت یا نشر امواج الکترومغناطیسی کمتری داشته باشند یا با منابع انرژی کارآمدتری عمل کنند و در نتیجه، انتشارات دود و نیازهای پشتیبانی لجستیکی کاهش یابد. این مواد با کمک هوش مصنوعی توسعه یافته‌اند. این فرایندها باعث کاهش ضایعات و تولید موادی با ویژگی‌های برنامه‌پذیر برای پاسخ به محرک‌های خارجی شده‌اند. همچنین مواد سبک و هیبریدی ایجاد کرده‌اند که خواص متنوعی ارائه می‌دهند؛ مانند محافظ حرارتی یا عملکرد بهتر در نیمه‌هادی‌ها و ذخیره انرژی.

فناوری کوانتومی در مطالعه فریب نظامی اهمیت دارد، زیرا امکان دارد دشمنان بتوانند سیستم‌های رمزنگاری شده که اسرار نیروهای خودی - از جمله فریب‌ها و فعالیت‌های گمراه‌کننده - را محافظت می‌کنند، بشکنند.

فناوری کوانتومی نیز در مطالعه فریب نظامی اهمیت دارد؛ زیرا امکان دارد دشمنان بتوانند سیستم‌های رمزنگاری را که اسرار نیروهای خودی - از جمله فریب‌ها و فعالیت‌های گمراه‌کننده را محافظت می‌کنند - بشکنند. درعین‌حال، این فناوری ممکن است توسط نیروهای نظامی خودی برای محافظت از اطلاعات عملیاتی خود شامل طرح‌ها، موقعیت‌ها و سایر عناصر اطلاعاتی به کار رود. همچنین این فناوری احتمالاً برای حل مسائل با پارامترهای چندبعدی مناسب است که می‌تواند شامل پیشرفت در علم مواد (برای مدیریت امضاهای شناسایی)، روش‌های جدید یادگیری ماشین برای هوش مصنوعی (برای تحلیل و نفوذ به رژیم‌های فریب) و بهبود لجستیک نظامی (برای پشتیبانی از عملیات پراکنده) باشد.

در سال ۲۰۱۷، چین پروژه‌ای را برای ساخت اولین شبکه رایانه‌ای غیرقابل‌هک با استفاده از فناوری کوانتومی اعلام کرد. این پروژه بر اساس پرتاب یک ماهواره کوانتومی در سال ۲۰۱۶ توسط چین و همکاری پژوهشگران اروپایی شکل گرفت. دیگر کشورها نیز دهه‌ها سرمایه‌گذاری در فناوری کوانتومی انجام داده‌اند تا انتقال داده‌ها را امن‌تر و مقرون‌به‌صرفه‌تر کنند. کاربردهای نظری متعددی برای این فناوری در آینده پیش‌بینی می‌شود: از جمله ارتباطات امن، حس‌گرها و محاسبات.

در اکتبر ۲۰۲۴، دانشمندان چینی گزارش دادند که از یک رایانه کوانتومی برای شکستن رمزنگاری نظامی استفاده کرده‌اند و معتقد بودند که برای نخستین‌بار این کار انجام شده است. این فناوری کاربردهای نظری گسترده‌ای نیز دارد که برای فریب نظامی اهمیت دارد. یکی از کاربردها می‌تواند بهبود آگاهی از موقعیت میدان نبرد از طریق ادغام تعداد زیادی حس‌گر و دقت بالاتر آنها باشد. همان‌طور که گزارش سال ۲۰۲۴ به کنگره درباره تحولات ارتش چین اشاره می‌کند، «صنعت دفاعی و دانشگاه‌های جمهوری خلق چین در حال توسعه تصویربرداری کوانتومی، ناوبری و رادار کوانتومی برای تقویت عملیات اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی هستند.» وقتی چنین توانایی‌هایی در دسترس قرار گیرند و از طریق نهادهای دولتی، تجاری، علمی و نظامی گسترش یابند، می‌توانند انقلابی در حوزه محاسبات ایجاد کنند و به طور بالقوه روش‌های اجرای عملیات فریب نظامی را نیز متحول سازند.

جنگ و بهره‌گیری از عملیات فریب در آن، همچنان تحت‌تأثیر تحولات فناوری و تجربیات میدان نبرد تحول پیدا خواهد کرد. این روند تکاملی در آینده می‌تواند چشمگیرتر شود؛ زیرا فناوری‌های پیشرفته - فراتر از موارد ذکرشده - هم پیشرفت می‌کنند و هم گسترش می‌یابند. مهم‌تر اینکه، این فناوری‌ها با یکدیگر تعامل خواهند داشت تا تغییراتی در نحوه آماده‌سازی و اجرای فعالیت‌های نظامی قرن بیست‌ویکم ایجاد کنند. عملیات فریب در آینده سخت‌تر و پیچیده‌تر خواهد شد.

https://www.newamerica.org/insights/the-future-of-deception-in-war/

https://www.militarystrategymagazine.com/article/the-case-for-deception-in-operational-success/

https://smallwarsjournal.com/2025/06/26/the-utility-of-military-deception/

https://www.sto.nato.int/wp-content/uploads/chief-scientist-report-cognitive-warfare-final.pdf

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :