گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ دکتر «عبدالله العریان» - استاد دانشگاه «جورج تاون» قطر - در مطلبی که وبسایت «Middle East Eye» آن را منتشر کرده است، تأکید میکند که آمریکا به دلیل سوءاستفاده شدید از جام جهانی برای نشاندادن برتریجویی خود، حمله به ایران و حمایت از نسلکشی مردم فلسطین در غزه و پاکسازی قومی در لبنان، شایستگی میزبانی جام جهانی را ندارد. به گفته وی، جام جهانی نهتنها به ترمیم وجهه و پاکسازی چهره آمریکا کمک نکرده، بلکه عملاً به امتدادی از جنگ آمریکا علیه جهان تبدیل شده است. وی تأکید میکند که فیفا نیز عملاً به شریک جرم ترامپ در سوءاستفاده از این رخداد ورزشی تبدیل شده است.
رفتار نژادپرستانه با تیمهای جام جهانی
همزمان با آغاز جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ در آمریکای شمالی، این رقابتها از همان ابتدا نشانههایی از همان استقبال خصمانه و طردکنندهای را بروز دادهاند که بسیاری انتظار داشتند از سوی میزبان اصلی مسابقات شاهد آن باشند. درحالیکه دهها تیم ملی از سراسر جهان برای شرکت در این تورنمنت راهی ایالات متحده شدهاند، گزارشهایی از آزار و اذیت بازیکنان در فرودگاههای آمریکا و نیز رد درخواست ویزای اعضای فدراسیونها، خبرنگاران خارجی و هواداران تیمها منتشر شده است.
این برخورد تنها چند هفته پس از آن صورت میگیرد که بیش از ۱۲۰ سازمان مدافع حقوق بشر از جمله اتحادیه آزادیهای مدنی آمریکا و عفو بینالملل، در اقدامی بیسابقه نسبت به مسابقات تابستانی امسال هشدار دادند. این نهادها در هشدار خود به خشونتهای ناشی از استفاده از سلاح گرم، اجرای خشن قوانین مهاجرتی، نظارت گسترده و آنچه «وخامت وضعیت حقوق بشر» در آمریکا توصیف کردند، اشاره کرده بودند.
اگر تیراندازی جمعی در نزدیکی محل اردوی تیم ملی انگلستان در ایالت «میزوری» به اندازه کافی تجربهای از فرهنگ آمریکایی به بازدیدکنندگان ارائه نکرده باشد، رفتار مقامات مهاجرتی آمریکا با مهمانان جام جهانی، شاید حتی آشکارتر از آن، بازتابی از نگرش برتریجویانهای باشد که آمریکا مدتها در قبال سایر نقاط جهان از خود نشان داده است.
هواداران کشورهای قرارگرفته در فهرست سیاه آمریکا از جمله ایران و هائیتی، به طور کامل از حضور در مسابقات تیمهای ملی خود در خاک آمریکا محروم شدهاند.
«ایمن حسین» - مهاجم تیم ملی عراق - پس از ورود به فرودگاه «اوهر» شیکاگو همراه با کاروان تیم ملی، هفت ساعت تحت بازجویی قرار گرفت؛ در حالی که یکی از عکاسان تیم نیز به طور کامل از ورود به خاک آمریکا منع شد. مقامات آمریکایی بدون ارائه هیچ توضیحی، ویزای برخی بازیکنان تیمهای ملی سوئیس و مراکش را لغو یا با درخواست آنان مخالفت کردهاند. در همین حال، یک داور سومالیایی با وجود آنکه ویزای معتبر در اختیار داشت و برای قضاوت در مسابقات جام جهانی راهی آمریکا شده بود، از سوی مأموران مهاجرتی در فرودگاه بینالمللی میامی از ورود به کشور منع شد. همچنین انجمن بینالمللی مطبوعات ورزشی نسبت به عدم صدور روادید برای خبرنگاران ایرانی و آفریقایی که قصد داشتند این رقابتها را برای رسانههای محلی خود پوشش دهند، اعتراض کرده است.
هواداران کشورهای قرارگرفته در فهرست سیاه آمریکا از جمله ایران و هائیتی، به طور کامل از حضور در مسابقات تیمهای ملی خود در خاک آمریکا محروم شدهاند. در همین حال، طرفداران تیمهای اسکاتلند، مراکش و برخی کشورهای دیگر نیز گزارش دادهاند که در گذرگاههای مرزی آمریکا از ورود آنان جلوگیری شده است.
جام جهانی فوتبال در طول تاریخ پرافتخار خود به نمادی از پیوند جهانی، حس همبستگی و شور مشترک برای این ورزش تبدیل شده است. بااینحال، در دورانی که آمریکا نظامی مهاجرتی و طردکننده مبتنی بر تبعیض نژادی را در داخل کشور به اجرا گذاشته و در جنگهای خارجی نیز موجب خشونت و ویرانی گسترده شده است، شایستگی این کشور برای میزبانی مهمترین و پرآوازهترین رویداد ورزشی جهان به ندرت مورد تردید قرار گرفته است.
سوءاستفاده حداکثری از ورزش
مفهوم «ورزششویی» برای توصیف استفاده ابزاری دولتها از رویدادهای بزرگ ورزشی ابداع شد؛ رویدادهایی که با هدف بهبود وجهه بینالمللی کشورها، بهویژه در شرایطی که به دلیل نقض گسترده حقوق بشر یا سیاستهای نامحبوب با انتقاد مواجهاند، مورد بهرهبرداری قرار میگیرند. اگرچه منتقدان لیبرال غربی این اصطلاح را تقریباً به طور انحصاری درباره کشورهای عربی به کار بردهاند، اما این پدیده در واقع رویهای جهانی است که هم دموکراسیهای لیبرال و هم حکومتهای اقتدارگرا از آن استفاده کردهاند و قدمتی به اندازه خود رقابتهای ورزشی دارد.
ممکن است وسوسه شویم تصور کنیم که دونالد ترامپ - رئیسجمهور آمریکا - با میزبانی مسابقات تابستان امسال در پی آن است که تصویر آمریکا بهعنوان یک بازیگر یاغی در عرصه جهانی را تغییر دهد و از طریق جشن جهانی فوتبال، حسننیت بینالمللی ایجاد کند. اما جام جهانی نهتنها به پاکسازی چهره آمریکا کمک نکرده، بلکه عملاً به امتدادی از جنگ آمریکا علیه جهان تبدیل شده است.
طرفداران تیمهای اسکاتلند، مراکش و برخی کشورهای دیگر گزارش دادهاند که در گذرگاههای مرزی آمریکا از ورود آنان جلوگیری شده است.
آنچه در حال وقوع است، کمتر «ورزش» و بیشتر چیزی است که میتوان آن را «سوءاستفاده حداکثری از ورزش» نامید؛ یعنی بهرهبرداری از محبوبترین رویداد فرهنگی جهان برای به نمایش گذاشتن برتری ادعایی آمریکا و پیشبرد سیاستهایی که زیانبار هستند. چه راهی بهتر از این برای نمایش رویکرد سختگیرانه و بیامان خود نسبت به مهاجرت که با تصمیمگیری درباره اینکه چه کسی اجازه بازی دارد و چه کسی ندارد، بزرگترین و پربینندهترین رویداد ورزشی جهان را مختل کنید؟
فیفا نیز به نوبه خود کاملاً با پروژه سوءاستفاده حداکثری ترامپ از ورزش، همراه شده است. زمانی که ترامپ از دریافتنکردن جایزه نوبل صلح در سال گذشته ناراضی بود، نهاد حاکم بر فوتبال جهان مداخله کرد و در جریان مراسم قرعهکشی جام جهانی در دسامبر گذشته، جایزهای که بهتازگی با عنوان «جایزه صلح فیفا» ابداع شده بود را برای نخستینبار به او اعطا کرد. فیفا همچنین ایوانکا ترامپ - دختر رئیسجمهور آمریکا - را به عضویت هیئتمدیره یک طرح آموزشی ۱۰۰ میلیوندلاری منصوب کرد؛ طرحی که بخشی از منابع مالی آن از محل فروش بلیتهای جام جهانی تأمین میشود.
اینکه آمریکا در حالی میزبان جام جهانی است که همچنان به بازداشت گسترده و زندانی کردن مهاجران ادامه میدهد، علیه ایران جنگ به راه انداخته، در «نسلکشی در فلسطین» و «پاکسازی قومی در لبنان» شریک اسرائیل است و در نقاط مختلف جهان، مرگ و ویرانی را بر سر مردم فرود میآورد، نشان میدهد که مهمترین رویداد فیفا تا چه اندازه از آرمانهای اولیه خود فاصله گرفته است.
عنوان آخرین گزارش راهبردی فیفا «فوتبال جهان را متحد میکند» است. بااینحال، این دوره از جام جهانی از آن جهت قابلتوجه است که نخستین باری است که کشور میزبان، درگیر جنگی تهاجمی علیه یکی از کشورهای شرکتکننده در مسابقات است. از زمان حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه (۹ اسفند) هزاران ایرانی کشته شدهاند، زیرساختهای این کشور هدف قرار گرفته و اقتصاد جهانی دچار بیثباتی شده است. طبق تمامی شواهد و گزارشها، فیفا عملاً نظارهگر این وضعیت بوده است؛ در حالی که دولت ترامپ از جایگاه خود بهعنوان کشور میزبان بهره گرفته تا فعالیت فدراسیون فوتبال ایران را با دشواری مواجه کند؛ رفتاری که بهروشنی با همه اصول حاکم بر رقابتهای ورزشی بینالمللی در تضاد است. ترامپ حتی در ماه مارس نیز به شکلی تلویحی تیم ملی فوتبال ایران را تهدید کرد. او در حالی که کشورش مشغول بمباران ایران بود، در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «تیم ملی فوتبال ایران برای حضور در جام جهانی آماده است، اما واقعاً فکر نمیکنم حضور آنها در آمریکا، بهخاطر جان و امنیت خودشان، مناسب باشد.»
جام جهانی نهتنها به ترمیم وجهه و پاکسازی چهره آمریکا کمک نکرده، بلکه عملاً به امتدادی از جنگ آمریکا علیه جهان تبدیل شده است.
تنها چند هفته پیش از آغاز مسابقات، تیم ملی ایران اعلام کرد که به دلیل مشکلات مربوط به دریافت ویزای آمریکا، اردوی تدارکاتی خود را از ایالت آریزونا به مکزیک منتقل خواهد کرد. ایران پیش از این نیز پس از آنکه آمریکا از صدور ویزا برای تمام اعضای هیئت اعزامی فدراسیون فوتبال ایران خودداری کرد، مراسم قرعهکشی جام جهانی در واشنگتن را در دسامبر گذشته تحریم کرده بود. اگرچه هر سه مسابقه ایران در مرحله گروهی قرار است در شهرهای آمریکا برگزار شود، اما بازیکنان ایرانی ناچار خواهند بود برای هر مسابقه، تنها چند ساعت پیش از آغاز بازی، از مکزیک به محل برگزاری مسابقه، سفر کنند؛ مانعی غیرضروری و اخلالگر که هیچیک از تیمهای دیگر با آن مواجه نخواهند بود.
همدستی ترامپ با فیفا
البته همکاری فیفا با ترامپ تنها به این جام جهانی که مملو از جنجال و مناقشه است، محدود نمیشود. این همکاری به همدستی با سیاست آمریکا در فلسطین نیز کشیده شده است. وقتی پاییز گذشته در مراسمی مجلل، هیئت صلح ترامپ اعلام شد، «جیانی اینفانتینو» - رئیس فیفا - به طرز غیرقابلتوضیحی به همراه جمعی از سران کشورها حضور داشت و از طرحی حمایت میکرد که عملاً نسلکشی اسرائیل در غزه را تحت پوشش آتشبس و طرح بازسازی، رسمیت میبخشید.
در حالی که فیفا میکوشد با تعهد به مشارکت در بازسازی زیرساختهای فوتبال غزه، در سودجویی آشکار و بیپروای هیئت صلح ترامپ سهیم شود، این سازمان هرگز حتی یک کلمه نیز در محکومیت آسیبدیدن یا تخریب بیش از ۲۶۵ تأسیسات ورزشی غزه توسط اسرائیل بر زبان نیاورد؛ تأسیساتی که در چارچوب نابودی فراگیر تمامی اشکال زندگی غیرنظامی در غزه هدف قرار گرفتند. ورزشگاه «الیرموک» - که احتمالاً در چارچوب برنامه بازسازی فیفا دوباره ساخته خواهد شد - از سوی نیروهای اسرائیلی بهعنوان بازداشتگاهی مورداستفاده قرار گرفت که در آن زندانیان فلسطینی با گرسنگی و شکنجه روبهرو بودند.
جای شگفتی ندارد که هر زمان موضوع فلسطین مطرح شده، فیفا - یکی از سیاسیترین نهادهای ورزشی جهان - پشت ادعاهای بیطرفی سیاسی پنهان شده است.
پس از کشتهشدن بیش از هزار ورزشکار فلسطینی، از جمله هانی المصدر - بازیکن سرشناس و مربی محبوب تیم المپیک فلسطین - فیفا درخواستهای مکرر برای تعلیق عضویت اسرائیل و جلوگیری از حضور تیمهای اسرائیلی در رقابتهای بینالمللی را نادیده گرفته است. هفته گذشته نیز نیروهای اسرائیلی در کرانه باختری «رند حلوانی» و «ناتالی ابودیه» - از اعضای کنونی و سابق تیم ملی فوتبال زنان فلسطین - را بازداشت کرده و بدون طرح اتهام، زندانی کردند. چنین اتفاقاتی به رویدادی تکراری تبدیل شده است؛ تا جایی که دیگر نه واکنش گسترده بینالمللی را برمیانگیزد و نه پاسخی از سوی نهاد ادارهکننده فوتبال جهان دریافت میکند.
اینکه آمریکا در حالی میزبان جام جهانی است که علیه ایران جنگ به راه انداخته و در «نسلکشی در فلسطین» و «پاکسازی قومی در لبنان» شریک اسرائیل است، نشان میدهد که مهمترین رویداد فیفا تا چه اندازه از آرمانهای اولیه خود فاصله گرفته است.
با وجود کارشکنیهای فیفا، فوتبال به یکی از عرصههای اصلی مبارزه جهانی برای عدالت در فلسطین تبدیل شده است. در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، در خیابانهای دوحه و درون ورزشگاهها، هواداران فوتبال از سراسر جهان از فرصت این رویداد استفاده کردند تا توجه افکار عمومی را به اشغالگری و سیاستهای اسرائیل در قبال فلسطینیان جلب کنند. موضوع فلسطین تا آن اندازه در فضای مسابقات حضور پررنگی داشت که روزنامه نیویورک تایمز از آن با عنوان «تیم غیررسمی جام جهانی» یاد کرد.
فلسطین، قلب تپنده فوتبال
در پی نسلکشی اسرائیل که از اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، چنین نمایشهایی از همبستگی با فلسطین، فوریت بیشتری پیدا کردهاند. منظره دهها هزار هوادار که همراه با پرچمهای فلسطین و پلاکاردهای اعتراضی، صدای خود را بلند میکنند، به بخشی دائمی از ورزشگاههای فوتبال در گلاسکو، پاریس، بیلبائو، الجزیره، قاهره، استانبول و فراتر از آن تبدیل شده است.
همانگونه که جام جهانی در سراسر جهان و بهصورت زنده دنبال میشود، نسلکشی نیز از سوی افکار عمومی جهانی که آن را به طور زنده بر صفحههای خود تماشا میکنند و از پذیرش عادیسازی خشونت وصفناپذیر آن سر باز میزنند، دنبال میشود. در حالی که میلیونها هوادار، صدای جمعی خود را به آزمون اخلاقی دوران ما پیوند میزنند، بزرگان فوتبال نیز از سکوت خودداری کردهاند. از «پپ گواردیولا» - سرمربی پیشین منچسترسیتی - و «لامین یامال» - ستاره بارسلونا - گرفته تا تیم ملی مراکش که به نیمهنهایی جام جهانی راه یافت، فلسطین به قلب تپنده فوتبال تبدیل شده است.
جای شگفتی ندارد که هر زمان موضوع فلسطین مطرح شده، فیفا - یکی از سیاسیترین نهادهای ورزشی جهان - پشت ادعاهای بیطرفی سیاسی پنهان شده است. فیفا از آن زمان برای این اقدامِ ساکتکننده، شریکی مشتاق در دولت ترامپ یافته است؛ دولتی که در دسامبر گذشته اعلام کرد «متقاضیان ویزای حضور در جام جهانی باید محتوای پنج سال فعالیت خود در شبکههای اجتماعی را ارائه کنند.» در کنار نگرانیها از اینکه مأموران اداره مهاجرت و گمرک آمریکا در روزهای مسابقه در ورزشگاهها گشتزنی کنند، سانسور، تبعیض و شیوههای پلیسیِ سوءاستفادهگرانه ممکن است بهخوبی به ویژگی تعیینکننده تجربه هواداران در جام جهانی ۲۰۲۶ تبدیل شوند.
این دوره از جام جهانی از آن جهت قابلتوجه است که نخستین باری است که کشور میزبان درگیر جنگی تهاجمی علیه یکی از کشورهای شرکتکننده در مسابقات است.
در هفتههای پیش رو، هواداران فوتبال در سراسر جهان خود را برای نمایشی آماده خواهند کرد که حاصل حضور رئیسجمهوری آمریکایی است که برنامهها و اهداف مشخصی برای این دوره از جام جهانی دارد. اما قدرت فوتبال در این است که همواره در برابر هر نیرویی که کوشیده آن را کنترل کند، ایستادگی کرده است؛ چه دولتهای سرکوبگر، چه نهادهای مدیریتی فاسد و چه حرص و طمع شرکتهای بزرگ. در این جام جهانی، بازی زیبا با یکی از بزرگترین چالشهای تاریخ خود روبهرو است؛ چالشی که تنها با تأکید بر ارزشهای برابریطلبانه و پایبندی به حقیقت، یعنی همان اصولی که فوتبال همواره بر پایه آنها شکوفا شده است، میتوان بر آن غلبه کرد.
https://www.middleeasteye.net/opinion/world-cup-host-us-sportsmaxxing-through-war-and-genocide
/انتهای پیام/