نگاهی به تحلیل اعتراضات، لوبون و نظریه انبوه خلق؛
چرا اعتراضات شکل‌گرفته و بعضاً به سمت خشونت می‌رود؟ سؤال ساده‌ای که شاید در بدو أمر ابتدایی و مضحک تلقی شود و با پاسخ‌های ساده‌تری همچون فشار اقتصادی، ظلم، تبعیض و یا حتی پاسخ‌های امنیتی چون دخالت‌های خارجی، نفوذ و... جواب داده شود و شاید هر یک از پاسخ‌ها به‌نوبه خود درست باشد، اما برای یک جامعه‌شناس صرف این پاسخ‌ها کافی نیست.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ زندگی شهری مدرن متضمن قرار گرفتن تعداد بیشتری از انسان ها گرد هم است، أمری که امکان کنش جمعی را بیشتر از گذشته مهار کرده است. از طرف دیگر با گسترده شدن جوامع و تقسیم کار های پیشرفته تر، مقوله تصدی جوامع به صورت دموکراتیک در اختیار طیف خاصی از نخبگان قرار می گیرد، طیفی که با تصمیمات خود می توانند اثراتی بیش از تصمیمات خود انسان بر زندگی شخص بگذارند. به طور طبیعی مردم برای مقابله با اثرات منفی تصمیمات نخبگان سیاسی، در دل ساختار  های دموکراتیک و دولت مدرن راه های گوناگونی را برای کنش های جمعی در اختیار دارند. تظاهرات خیابانی، امضای طومار ها، تحصن، تحریم انتخابات، شرکت در انتخابات و ده ها ابزار دیگر که امروزه با گسترش فضای وب، حتی طومار ها، درخواست های مجازی، هشتک زدن ها و ... نیز به آن افزوده شده است. اما کنش های جمعی همراه در قالبی مسالمت آمیز انجام نمی شوند. زد و خورد های جلیقه زرد ها با پلیس، درگیری های پلیس آمریکا با معترضان به قتل جورج فلوید و حتی درگیری های خیابانی که بعضا در کشور ما رخ می دهد این سوال ها در ذهن ها مطرح می کند که چرا کنش های جمعی ما به سمت اعتراضات بعضا خشونت بار پیش می رود. از همین رو فهم مقوله اعتراض و جامعه شناسی آن اهمیت می یابد.

مسئله را نباید سطحی دید

چرا اعتراضات شکل گرفته و بعضا به سمت خشونت می رود؟ سوال ساده ای که ممکن است در بدو أمر بسیار ابتدایی و مضحک تلقی شده و با پاسخ های ساده تری جواب داده شود، پاسخ هایی همچون فشار اقتصادی، ظلم و تبعیض و یا حتی پاسخ های امنیتی همچون دخالت های خارجی، نفوذ و ... هر یک از این پاسخ ها شاید به نوبه خود درست باشد و یا از منظری بتوان به آنها پرداخت، اما برای یک جامعه شناس صرف این پاسخ ها کافی نیست. برای یک جامعه شناس مهم است تا بداند که چرا علی رغم وجود تبعیض، ظلم، مشکلات اقتصادی و ... در جوامع گوناگون، اعتراض ها یا بعضا به وجود نمی آیند و یا با شیوه های گوناگون رخ می دهند. چرا در جوامعی که مردم از منظر شاخص های گوناگون رفاه، امید و ... شرایط بهتری را تجربه می کنند اعتراضات خونین شکل گرفته اما در جوامع ضعیف تر حتی اعتراض مسالمت آمیز نیز شکل نمی گیرد؟  از همین رو مسئله جامعه شناسی اعتراض یکی از سوژه های مورد علاقه جامعه شناسان برای مطالعه بوده است. در ادامه قصد داریم تا در طی مطالبی، گزارش هایی اجمالی از نظریات شکل گرفته برای توضیح اعتراضات را ارائه کنیم.

چرا اعتراضات مسئله ای جامعه شناختی است؟

به طور معمول موضوع علم اجتماعی را کنش های جمعی انسان می دانند. کنش در بطن معنایی خود، معانی همچون ارادی بودن، معنادار بودن، هدف مند بودن و همچنین وابسته به بستر های فرهنگی، زمان و مکان را داراست. از همین رو به طور معمول سخت بتوان در علوم انسانی قوانین عام و جهان شمولی را یافت که در تمامی جوامع تطبیق داشته باشد. دیکتاتوری می تواند عامل اعتراض باشد اما نه در همه دیکتاتوری ها اعتراض رخ می دهد و نه اینگونه است که در حکومت های دموکرات اعتراض رخ ندهد. بسیاری از سوژه های جامعه شناسی اعتراض، در آمریکا و اروپای غربی محقق شده اند. تبعیض، فقر و تورم می تواند عامل اعتراض شود اما در همه کشور هایی که در چنین وضعیتی به سر می برند اعتراض رخ نمی دهد. این مثال ها و ده ها مثال دیگر نظیر آن باعث شده تا ریشه شناسی و علت یابی اعتراض در ذهن جامعه شناسان به عنوان یک مسئله مطرح شود، مراد از مسئله در واقع همان سوژه تفکر است، أمری که اهمیت یافته و لیاقت توجه و تفکر پیدا می کند.

لوبون و کنش جمعی غیر ارادی

جامعه شناسی که رشته ای دیرپا تر از روانشناسی است، حتی بعد از تولد خود تا مدت ها تحت تأثیر نظریه های روانشناسان قرار داشت. از همین رو تحلیل ها و نظریه های اولیه در ریشه شناسی اعتراضات، مبتنی بر روانشناسی اجتماعی تدوین شد. در این میان کتاب «توده ها: مطالعه ذهن عوام» از گوستاو لوبون روانشاس فرانسوی از جمله اولین آثاری بود که در زمینه توضیح اعتراضات نوشته شد.[1] ایده های او در این برهه کاملا تحت تأثیر مفاهیم مشهور روان شناسی همچون ناخودآگاه، لیپیدو، بازگشت به الگو های کودکی و ... قرار داشت. از نظر او هنگامی که توده ها کنشی جمعی انجام می دهند، در واقع اثر گروه منجر به کاهش اثر فرد می شود.[2] در واقع اعضای گروه با ایجاد یک ذهن گروهی، ذهنتی توأم با کاهش ویژگی های فردی و تشخص، مستعد تر برای بروز ناخودآگاه خود می شوند. واژه « باسیل جمعیت از جا کندن» که در عموم مردم گاها به کار می رود به نوعی گویای نظر لوبون در این زمینه است.[3] در حقیقت وی اعتراضات را نه با عینک عقلانی، که با نگاهی منفی و غیر عقلانی تحلیل می کند، گویی که معترضان فکر و اراده خود را تحت تأثیر گروه از دست داده و در نتیجه آن، چنین کنش گری می کنند. «کنش ناگهانی و فکر نشده» نیز از جمله کلید واژه هایی است که می تواند توضیح دهنده نظرات لوبون باشد.

انبوه خلق[4]

یکی از تفاوت های جدی میان تحلیل لوبون و جامعه شناسان دهه های بعد از او، توجه به سازمان اعتراضات است. لوبون در تحلیل خود جایی برای سازمان و تشکیلات لحاظ نمی کند بلکه اعتراض را با «انبوه خلق» توضیح می دهد.

انبوه خلق گروه بی سازمان یا شبه گروه تلقی می‌گردد که در نتیجه مجاورت مکانی بین عده‌ای و در ارتباط با محرک واحدی شکل می‌گیرد. چنین انبوهی که بدلیل ازدهام یا حادثه خاصی بوجود می‌آید دارای ویژگی هایی است که آنرا با گروه اجتماعی متمایز می‌کند:

۱: انتقال سریع هیجانات افراد به یکدیگر, بدین صورت که افراد تابع احساسات و هیجانات آنی گردیده و در اندک زمانی هیجانات شدید تمام افراد را فرا می‌گیرد.

۲: شخصیت افراد تحت تاثیر شدید احساسات و هیجانات در جمع مستحیل گردیده و تابعی از هیجانات جمعی می‌گردد.

۳: در انبوه خلق تشکل سازمانی دیده نمی‌شود.

۴: انبوه خلق بر اساس هدف قبلی و از پیش برنامه ریزی شده ای استوار نیست.

۵: در انبوه خلق سرعت انتقال احساسات به حدی است که افراد فرصت تفکر و تعقل در مورد عملی را که انجام می‌دهند ندارند.

عبارات فوق به نظر عصاره و چکیده نظر لوبون در خصوص اعتراضات را بیان کرد؛ حرکت های فاقد عقلانیت، هدف، شبکه و سازمان و صرفا از سر احساس و با چنان سرعت عملی که قدرت تفکر را از کنش گران می گیرد.

روانشناسی توده

فعالیت های زیگموند فروید و بعد ها تحت تأثیر وی گوستاو لوبون، منجر به شکل گیری گرایشی در روانشاسی تحت عنوان روانشناسی توده ها شد. نکته هائز اهمیت آن است که در آن برهه روانکاوی فروید مکتب غالب در روانشناسی بوده و این تحلیل همگی متأثر از آن طرح شده اند. جدای از صحت و سقم این نظریه تنها باید این نکته را متذکر شد که به طور قطع با یک نظریه نمی توان تمام اعتراضات را تحلیل کرده و تخطی برخی اعتراضات از این نظریه دال بر ابطال آن نیست، بلکه شاید بتوان با این نظریه برخی از اعتراضات را تحلیل نمود اما مشاهده مواردی از اعتراضات که با منطق «انبوه خلق» تحلیل نمی شدند، اندیشمندان بعدی را به سمت خلق نظریات جدید سوق داد. نظریه از هم گسیختگی از جمله نظریات بعدی است که در ادامه توضیح خواهیم داد.

 

[1] ۱۸۴۱-۱۹۳۱

[2] گیدنز، آنتونی: جامعه شناسی. ص ۶۷۷

[3] جانستون، هنک: جنبش اجتماعی چیست، ترجمه سعید کشاورزی؛ نشر ثالث. ص ۵۳

[4] برای مطالعه بیشتر در این خصوص مراجعه کنید به: درآمدی بر خشونت و جرائم خشونت بار؛ سید اصغر میرجعفری

/انتهای پیام/

ارسال نظر
نام:
* نظر:
* captcha: