بررسی تأثیر عملکرد شورای نگهبان بر مشارکت سیاسی در گفتگو با خیرالله پروین؛
واقعیت امر این است که نمی‌توان پذیرفت که شورای نگهبان در مشارکت مردم نقش کاهشی را داشته باشد. به جهت اینکه مطمئناً شورا دنبال این است که هرچه نقش مشارکت مردم در انتخابات بیشتر بشود، این به نفع نظام است. این بدین معنا است که شورای نگهبان هیچ وقت کاری نمی‌کند که نتیجه آن موجب کاهش مشارکت سیاسی مردم بشود. اما در عین حال شورای نگهبان براساس اختیارات و صلاحیت‌هایی که دارد و به نحوی مستند به قانون عمل می‌کند و این عمل مطابق است با هدفی که شورای نگهبان دارد که آن هم مشارکت حداکثری مردم در انتخابات است.

گروه راهبرد «سدید»؛ یکی از موضوعاتی که همواره در طول دوره‌های مختلف انتخابات در ایران مطرح بوده، مسئله عملکرد شورای نگهبان در رابطه با فرآیند احراز صلاحیت نامزد‌ها بوده است. نگاهی به سوابق برگزاری انتخابات‌ها در گذشته نشان می‌دهد که تقریبا در هیچ دوره‌ای نبوده که عملکرد شورای نگهبان مورد انتقاد برخی فعالان سیاسی و بخش‌هایی از جامعه نباشد؛ فارغ از اینکه عملکرد این نهاد درست بوده یا خیر، به نظر می‌رسد همچنان بخشی از پرسش‌ها پیرامون عملکرد شورای نگهبان در فرآیند احراز صلاحیت‌ها بی پاسخ مانده است و شاید همین مسئله در میزان مشارکت مردم در دوره‌های مختلف بی تاثیر نبوده باشد. به همین خاطر به سراغ دکتر خیرالله پروین یکی از اعضای حقوقدان شورای نگهبان رفتیم تا نقش شورای نگهبان را در این رابطه جویا شویم.

 

گاه در برخی رسانه‌ها تحلیل‌هایی از سوی برخی افراد می‌خوانیم که از تاثیر شیوه عملکرد شورای نگهبان در افزایش یا کاهش مشارکت سیاسی می‌گویند؛ آیا اساسا می‌توان چنین موضوعی را پذیرفت و فکر می‌کنید که شورای نگهبان چگونه می‌تواند بر میزان مشارکت سیاسی تاثیرگذار باشد؟

پروین: اولاً نمی‌شود در مورد هر مسئله و موضوعی به طور مطلق صحبت کرد، هر چیزی را به طور نسبی باید در ارتباط با آن صحبت کرد و نکته دیگر این است که ما باید ببینیم مبنای کار شورای نگهبان چگونه است؛ اختیارات شورای نگهبان براساس اختیارات قانونی است و هیچ نهاد و سازمانی نمی‌تواند فراتر از آن عمل کند؛ بنابراین این اصل را باید توجه داشته باشیم که شورای نگهبان، کار فراقانونی نمی‌کند. تمام مسائل بعدی را هم در همین چارچوب باید تحلیل کرد. البته موضوع ممکن است در رسانه‌ها به گونه دیگری منعکس شود و آن‌ها خود ممکن است تحلیل‌هایی داشته باشند؛ گاهی تحلیل‌هایشان ممکن است جهت‌گیری از افراد، اشخاص یا حزبی باشد و این تحلیل‌ها ممکن است بر جامعه اثرگذار باشد.

به طور مطلق ما بخواهیم بگوییم که آیا چنین حرفی که در سوال طرح کردید، درست است یا نه، این کار مشکلی است و به طور مطلق نمی‌شود در مورد آن نظر داد. اما می‌شود گفت که همه نهاد‌ها و سازمان‌هایی که در بحث انتخابات مشارکت دارند، هر کدام نسبت به اختیارات و سهمی که دارند، می‌توانند در افزایش مشارکت مردم یا خدای ناخواسته کاهش آن، اثر داشته داشته باشند.

 

پاسخ شما به نظر کمی محافظه کارانه می‌رسد؛ اگر ممکن است کمی صریح‌تر به سوال پرسیده شده پاسخ دهید.

پروین: واقعیت امر این است که نمی‌توان پذیرفت که شورای نگهبان در مشارکت مردم نقش کاهشی را داشته باشد. به جهت اینکه مطمئناً شورا دنبال این است که هرچه نقش مشارکت مردم در انتخابات بیشتر بشود، این به نفع نظام است. این بدین معنا است که شورای نگهبان هیچ وقت کاری نمی‌کند که نتیجه آن موجب کاهش مشارکت سیاسی مردم بشود. اما در عین حال شورای نگهبان براساس اختیارات و صلاحیت‌هایی که دارد و به نحوی مستند به قانون عمل می‌کند و این عمل مطابق است با هدفی که شورای نگهبان دارد که آن هم مشارکت حداکثری مردم در انتخابات است؛ به نظر می‌رسد که رسانه‌ها حتی بیشتر از شورای نگهبان می‌توانند در بحث مشارکت مردم اثرگذار باشند؛ زیرا آن‌ها با تحلیل‌های خود تصمیمات شورای نگهبان را تفسیر می‌کنند و به افکار عمومی جهت می‌دهند. شورا همواره تلاش خود را می‌کند که افراد شایسته و توانایی را در معرض انتخاب افکار عمومی قرار بدهد و باعث تشویق مردم به شرکت در انتخابات شوند.

 

در رسانه‌ها بیشتر جنبه کاهشی تاثیر شورای نگهبان بر میزان مشارکت سیاسی مورد اشاره و نقد قرار می‌گیرد؛ فکر می‌کنید آیا این شورا در طول دهه‌های گذشته تاثیر افزایشی هم داشته است؟ اگر بله، در چه مواردی و چگونه؟

پروین: من در سؤال قبلی اشاره کردم که همه استناد شما به رسانه‌ها است. رسانه‌ها تا اندازه‌ای می‌توانند زبان افکار عمومی باشند؛ همه رسانه‌ها مورد احترام هستند و معمولاً کار اصلی رسانه‌ها این است که عملکرد نهاد‌ها و سازمان‌ها را نقد و بررسی کنند. ولی این که بیشتر به جنبه کاهشی بپردازند شاید این خیلی قضاوت درستی نباشد. همان طور که در سؤال قبلی هم اشاره کردم شورای نگهبان، هیچ وقت دنبال کاهش مشارکت سیاسی مردم در انتخابات نیست.

طبق قانون اساسی، نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و به طور کلی انتخاباتی که نقش ملی و فراگیر دارد، بر عهده شورای نگهبان است. در این خصوص هم قوانینی داریم، هم قانون انتخابات را داریم که در آن مورد توجه قرار گرفته است و هم یک سری وضعیت‌های دیگری هست که نظریه تفسیری خود شورای نگهبان است. در عین حال قانون‌هایی را هم نسبت به نوع نظارت شورای نگهبان داریم که مثلاً بیان می‌کنند نظارت شورای نگهبان عام و فراگیر است. مطمئناً شورا براین اساس عمل می‌کند.

 

رسانه‌ها این موضوع را طرح می‌کنند که شورای نگهبان با تایید یا عدم تایید برخی کاندیداها، بر میزان مشارکت بدنه‌های اجتماعی آن‌ها تاثیرگذار است؛ مثلا ممکن است کاندیدایی طرفداران زیادی داشته باشد، اما وقتی آن کاندیدا رد شود، طبیعتا بخش قابل توجهی از آن طرفداران به طور بالقوه احساس می‌کنند که نادیده گرفته شده اند. پاسخ شما به این موضوع چیست؟

پروین: در طول زمان اگر نگاه کنیم، معمولاً شورا سعی بر این داشته که همیشه تمامی جریان‌های سیاسی که نظام را قبول دارند و در چارچوب نظام عمل می‌کنند، در هنگام انتخابات کاندیدا داشته باشند؛ معمولاً اینگونه بوده است. گاهی اوقات هم ممکن است که بعضی‌ها صحبت‌هایی کرده‌اند که مثلاً شورا افراد زیادی را تأیید کرده و یا احراز صلاحیت کرده است و شاید حتی خرده می‌گرفتند که چرا شورا‌ی نگهبان اینقدر با دید باز و وسیع این کار‌ها را انجام داده است. هدف شورا این بوده که مشارکت مردم بالا برود و مطمئناً این نوع عملکرد‌ها که همیشه در طول انتخابات‌ها مطرح بوده، این برای خود شورا هم سخت بوده است و کارش را دشوارتر کرده است. شاید شورا سختی‌های زیادی را هم متحمل شده تا این که به نوعی این نظر مشارکت کنندگان را جلب کند و همه آن‌ها هر کدام به نحوی یک کاندیدایی داشته باشند؛ همه این اتفاقات به این خاطر است که شورای نگهبان همیشه تلاش کرده است تا بتواند در افزایش مشارکت مردم اثرگذار باشد.

 

با توجه به تغییرات تکنولوژیک و تغییر نگرش‌های نسلی و تفاوت شیوه برقراری ارتباط آن‌ها با ارزش‌های انقلاب اسلامی، فکر می‌کنید که عملکرد شورای نگهبان و سیاستگذاری آن در ادامه مسیر پیش رو به کدام سمت باید برود؟ آیا لازم است تغییر یا تحولی در سیاست‌ها و شیوه‌های اجرایی در پیش گرفته شود؟ یا مسیر پیموده شده تاکنون درست بوده و تداوم خواهد یافت؟

پروین: دنیای معاصر، دنیای تحول و تغییرات است و دنیای نگرش‌های جدید است و مطمئناً امروزه شیوه‌های حکمرانی هر روز نسبت به روز دیگر تغییر پیدا می‌کند و اغلب سعی بر این می‌شود که دولت‌ها از ابزار‌ها و تکنولوژی‌های جدید استفاده کنند. امروزه دیگر دولت الکترونیک و دولت هوشمند و هوش مصنوعی مطرح است و این با وضعیت‌های گذشته خیلی فرق دارد. امروزه حتی بحث تحولات و تغییرات و رویکرد‌های جدید مطرح است، حتی در سایر کشور‌ها در بحث انتخابات در حال تحول ایجاد کردن هستند. مثلاً می‌گویند انتخابات سنتی گذشته و یا دموکراسی سنتی گذشته دیگر نمی‌تواند وافی به مقصود باشد و به دنبال روش‌های جدید هستند. این طبیعی است که همانطور تکنولوژی تغییر کرده، علم و دانش هم روز به روز در حال گسترش و در حال افزایش است؛ مطمئناً این برای همه کشور‌ها مورد توجه است. در کشور ما نهاد‌های مختلف و از جمله شورای نگهبان هم این موضوع را مورد توجه قرار داده اند.

به همین دلیل شورای نگهبان هم از مدت‌ها قبل به فکر بوده است و هم در حال حاضر اصرار بر این موضوع دارد که قانون انتخابات باید متناسب با روز و اقتضائات روز تغییر پیدا کند و به نوعی مسیر پیش‌رو را به جهت مناسب‌تر و تحول‌پذیرتر و رویکرد قابلیت‌دارتر پیش ببرد. این رویکرد را شورای نگهبان در نظر دارد و از نهاد‌های ذیربط به بحث قانون انتخابات هم این را خواسته است.

در بحث اجرایی هم از نهاد‌های متولی اجرای انتخابات این درخواست را کرده که در شیوه‌های اجرایی انتخابات، روش‌های نوینی را به کار بگیرند و دیگر انتخابات مانند گذشته به صورت سنتی و دستی نباشد. شورا این رویکرد و مطالبه را دارد و مطمئناً به دنبال این است که از شرایط و امکانات جدید، وضعیت‌ها و تکنولوژی‌های جدید برای سلامت انتخابات و تسریع در امر انتخابات استفاده کند و به نوعی با شرایط روز هماهنگ و همسان باشد؛ این مطالبه همیشه شورای نگهبان است و قطعاً شورا در کار خود و در سیاست‌گذاری‌هایش به این مهم توجه کرده و می‌کند. در گذشته هم بحث‌هایی در زمینه الکترونیکی کردن انتخابات و به روز کردن انتخابات در شورا صورت گرفته و مذاکراتی هم با سایر نهاد‌های اجرایی انجام شده است و امیدوار هستیم که نهاد‌های اجرایی و سایر نهاد‌ها و قوای مرتبط هم همین گونه پیشگام باشند و شورای نگهبان را همراهی کنند تا انشاءالله در انتخابات آینده ما بتوانیم از روش‌های جدید و نوین به خوبی بهره ببریم.

 

یکی از چالش‌هایی که گاه برای مشارکت سیاسی مطرح می‌شود، سطح نسبتا پایین نهادمندی است که خود گاه منجر به بی مسئولیتی کاندیداها، کاهش کیفیت برخی انتخابات ها، احساساتی رفتار کردن جامعه و دوقطبی شدن فضا می‌شود. فکر می‌کنید شورای نگهبان چه نقشی می‌تواند در افزایش سطح نهادمندی مشارکت سیاسی داشته باشد؟

پروین: ما همیشه در بحث حقوق اساسی و مؤلف دستگاهی مطرح کرده و می‌کنیم. برای دستیابی به قدرت از دو راه می‌شود جلو رفت، یک راه راهی است که از طریق زور و بدون توجه به رأی و نظر مردم است که معمولاً امروزه دیگر در کمتر جوامع و کشور‌هایی هستند که به دنبال این باشند که این دستیابی به قدرت را به طریق‌های دیگری نه از روش‌های مناسب به دست بیاورند. اما یک روش یا راه دیگر برای دستیابی به قدرت وجود دارد و آن انتخابات است. یعنی هر کس می‌خواهد انتخاب بشود و یا در قدرت قرار بگیرد، باید بیاید و از طریق انتخابات خودش را معرفی و مطرح کند و وقتی آمد در چارچوب انتخابات خود را معرفی و مطرح کرد، آن وقت باید قیودی و قواعدی را بپذیرد و در عین حال همان طور که در سؤال شما هم بود، مسئولیت بپذیرد. یعنی نمی‌شود برای دستیابی به قدرت از راه‌های غیرمشروع و غیرقانونی استفاده کرد. اما معمولاً دستیابی به قدرت گاهی اوقات ممکن است بی‌مسئولیتی‌هایی را به دنبال داشته باشد. این بی‌مسئولیتی‌ها ممکن است منجر بشود که به نحوی اثراتی بر روش صحیح و درست انتخابات بگذارد، ممکن است جامعه را به تقابل و دوقطبی کردن بکشاند و یا منجر به این شود که جامعه را به احساسی رفتار کردن بکشاند. این دست موضوعات هم وجود دارد و معمولاً افرادی که می‌خواهند به قدرت دست پیدا کنند، ممکن است دچار این وضعیت بشوند.

سعی شورای نگهبان برای این قبیل موضوعات آن است که جلوگیری کند از این که افراد بدون مسئولیت، به قدرت دست پیدا کنند و یا احساسی رفتار کنند و یا جامعه را دچار دوقطبی و تقابل ایجاد کنند. معمولاً شورای نگهبان می‌خواهد همه قانونمند باشند و کسانی که صلاحیت لازم را طبق قانون دارند، احراز صلاحیت کند و آن‌ها را به جامعه معرفی کند و بعد از آن بر انتخابات و تبلیغات آن‌ها و چگونگی رفتار آن‌ها نظارت کند و با آن‌ها روش‌های مثبت را گوشزد کند و روش‌های غیرصحیح را هم گوشزد کند. مطمئناً این موجب می‌شود که در زمان انتخابات، یک انتخابات سالم و درست داشته باشیم و هنگامی که جامعه عملکرد افراد و احزاب و گروه‌ها را می‌بینند امیدوار می‌شوند و پای صندوق‌های رای می‌آیند و هر که توانمندتر بود و برنامه منسجم‌تری برای معرفی خود به مردم داشت، مشخص خواهد بود و مردم به او رای خواهند داد. این باعث می‌شود که سطح مشارکت مردمی افزایش پیدا کند. با توجه به این موضوعات، مطمئناً شورا هم دنبال این هست که برای نهادمند و قانونمند کردن انتخابات و مسئولیت‌پذیر کردن افراد و کاندیدا‌ها برنامه‌هایی در دستور کار خودش داشته باشد و در عین حال افرادی که توانمند و شایسته هستند، در معرض افکار عمومی و در معرض انتخاب مردم قرار بگیرند.

 

فکر می‌کنید پیرامون مشارکت سیاسی شهروندان و عملکرد شورای نگهبان، مهم‌ترین موضوعاتی که یا مورد مطالعه قرار نگرفته و یا کمتر مورد مطالعه قرار گرفته اند، کدامند؟ درواقع کدام حوزه‌ها را به پژوهشگران پیشنهاد می‌دهید تا درباره آن‌ها مطالعه کنند، با هدف اینکه این مطالعات و پژوهش‌ها هم آگاهی جامعه را افزایش دهد و هم مورد استفاده برای خود اعضای شورای نگهبان باشد؟

پروین: انسان‌ها امروزه دیگر نمی‌توانند به تنهایی زندگی کنند و در انزوا باشند. در عین حال بی‌نیاز از دیگران هم باشند. امروز همه جامعه به هم نیاز دارند و زندگی جمعی هم نیازمند حضور همه مردم است. هر کس هم باید دنبال مصلحت کلی‌تر باشد نه مصلحت شخصی و فردی خودش. وقتی اینگونه شد، آن وقت مطمئناً جامعه می‌تواند دارای یک آگاهی و توانمندی لازم و تشخیص خوب باشد و در موقع انتخابات بهترین‌ها را گزینش کند و اصلح‌ترین افراد را انتخاب کنند. مطمئناً آنچه امروز وجود دارد و مورد توجه پژوهشگران ما و افراد اهل علم و دانش باید قرار بگیرد، آسیب‌شناسی یک سری از موارد هست که ممکن است در موقع انتخابات، شرایط پایدار را بر هم بزنند و شرایط بدون ثبات دیگری را ایجاد کنند. به نظرم پژوهشگران باید روی مسائلی که مشخصا در زمان برگزاری انتخابات خود را نشان می‌دهند، با نگاه آسیب‌شناسانه کار کنند. مثلاً بحث افزایش یا کاهش مشارکت مردم و اینکه در هر انتخابات مشخص، چه عواملی بر مشارکت مردم اثرگذار بود. در یک انتخابات ممکن است کمتر باشد؛ مسئله دیگری که لازم است مورد مطالعه قرار بگیرد، میزان مشارکت شهرستان‌ها، عوامل موثر بر آن و تفاوت‌های آن با پایتخت یا مراکز استان‌ها است.

همچنین رفتار‌های انتخاباتی در زمان انتخابات، موضوع مهم دیگری است که پیشنهاد می‌کنم. برخی رفتار‌ها در شأن یک جامعه هدفمند و یک جامعه قانونمدار نیست؛ این موارد باید شناسایی شوند و به صورت کارشناسی مورد آسیب‌شناسی قرار گیرند. همچنین مطالعه و شناخت شیوه‌های مقابله با این رفتار‌ها نیز مهم است؛ گاهی اوقات بعضی افراد ممکن است از یک سری وضعیت‌ها سوءاستفاده کنند و یا به نوعی جامعه را دچار مشکل کنند و یا دچار تقابل و اختلاف بکنند. اینجا‌ها باید آسیب‌شناسی کرد که چگونه می‌شود جلوی این رفتار‌ها را گرفت. چگونه می‌شود آگاهی مردم را افزایش داد و در عین حال مردم را نقش‌پذیرتر و اثرگذارتر کرد.

تاثیر نقش نخبگان و دانشگاهیان بر انتخابات سالم و موثر و نقش آن‌ها در اداره امور جامعه هم موضوع دیگری برای پژوهش است و باید در این راستا آن را دید که در جامعه خودباوری و توانمندی را افزایش دهند. این موضوع هم می‌تواند مورد استفاده تک‌تک شهروندان قرار بگیرد همان طور که برای اعضاء شورای نگهبان هم خیلی مسئله و موضوع مهمی است که پژوهشگران ما و افراد ذی‌نفوذ و افراد صاحب علم و دانش، نخبگان و دلسوزان جامعه ما بتوانند در این خصوص کار و مسائل مرتبط با آن را بررسی کنند. مطالعات در حیطه این موضوعات هم برای خود شهروندان جامعه مفید خواهد بود و هم قطعاً مورد استفاده اعضاء شورای نگهبان قرار خواهد گرفت.

/انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha
پرونده ها