گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛«جیمز پی. روبین» [1] - مشاور ارشد وزرای امور خارجه آمریکا یعنی آنتونی بلینکن و مادلین آلبرایت و هماهنگکننده مرکز تعامل جهانی وزارت امور خارجه آمریکا در دوره بایدن - در مقالهای که «Foreign Affairs» آن را منتشر کرده است، هشدار میدهد که هوش مصنوعی، تهدیدهای نوظهور اطلاعات گمراهکننده و جنگ اطلاعاتی را بهشدت تشدید کرده است. به گفته وی، هوش مصنوعی قابلیتهای فراوانی را در اختیار بازیگران خارجی برای انتشار اطلاعات نادرست و پیامهای هدفمند قرار داده است تا آنها بتوانند دیدگاهها و رفتار مخاطبان را در کشور هدف تغییر دهند. «روبین» مینویسد: «انتشار اطلاعات نادرست از طریق هوش مصنوعی میتواند اعتماد عمومی به نهادها را تضعیف کرده، قطبیسازی اجتماعی را افزایش داده و حتی نتایج انتخابات را تحتتأثیر قرار دهد.» این مقاله تأکید میکند که پیشرفتهای هوش مصنوعی، سنت تولید محتوا و عملیات اطلاعاتی را متحول کرده و مکانیسمهای دفاع سنتی کشورها را ناکارآمد ساخته است.
تهدیدی حیاتی برای آمریکا
در ماه ژوئن (خرداد ۱۴۰۴) حساب کاربری امن یک وزیر امور خارجه اروپایی پیامی دریافت کرد. فرستنده مدعی بود که «مارکو روبیو» - وزیر خارجه ایالات متحده - است و درخواستی فوری دارد. مدت کوتاهی بعد، دو وزیر خارجه دیگر، یک فرماندار آمریکایی و یک عضو کنگره همین پیام را دریافت کردند. این بار همراه با یک یادداشت صوتی پیشرفته که صدای روبیو را تقلید میکرد. اگرچه این ارتباط کاملاً معتبر به نظر میرسید و لحن آن همان بود که از یک مقام ارشد انتظار میرفت، اما در حقیقت یک جعل مخرب بود؛ یک «جعل عمیق» که با استفاده از هوش مصنوعی و توسط عواملی نامعلوم تولید شده بود. اگر این دروغ به موقع کشف نمیشد، این اقدام میتوانست بذر اختلاف بکارد، دیپلماسی آمریکا را مختل کند یا اطلاعات حساسی را از شرکای خارجی واشنگتن بیرون بکشد.
اطلاعات گمراهکننده، پدیده جدیدی نیست؛ اما ورود هوش مصنوعی باعث شده بازیگران مخرب بتوانند عملیات نفوذی مؤثرتر، ارزانتر و در مقیاسی بسیار بزرگتر طراحی و اجرا کنند.
این آخرین نمونه نگرانکننده از نقش هوش مصنوعی در توانبخشی به بازیگران مخرب برای انجام جنگ اطلاعاتی نبود؛ جنگی که شامل دستکاری و انتشار اطلاعات برای کسب برتری بر دشمن است. در ماه اوت (مرداد) پژوهشگران دانشگاه «وندر بیلت» فاش کردند که یک شرکت فناوری چینی به نام «GoLaxy» از هوش مصنوعی برای ساخت پروفایل داده دستکم ۱۱۷ قانونگذار فعلی آمریکا و بیش از ۲۰۰۰ چهره عمومی آمریکایی استفاده کرده است. این دادهها میتواند برای ساخت شخصیتهای جعلی اما باورپذیر مبتنی بر هوش مصنوعی به کار رود؛ شخصیتهایی که این افراد را تقلید کرده و پیامهایی تولید میکنند که با ویژگیهای روانشناختی دنبالکنندگان آنها هماهنگ است. هدف این شرکت فناوری چینی که در کمپینهای موازی در هنگکنگ و تایوان نیز دیده شده بود، ایجاد توانایی برای رساندن میلیونها دروغ مختلف و شخصیسازیشده به میلیونها نفر به طور همزمان بود.
اطلاعات گمراهکننده، پدیده جدیدی نیست؛ اما ورود هوش مصنوعی باعث شده بازیگران مخرب بتوانند عملیات نفوذی مؤثرتر، ارزانتر و در مقیاسی بسیار بزرگتر طراحی و اجرا کنند. در واکنش به این روند، دولت آمریکا باید ابزارهای خود برای شناسایی و متوقف کردن این کارزارها را گسترش داده و کارآمدتر کند. اما دولت ترامپ در حال خلع سلاح کردن این سازوکارهاست و توان دفاعی آمریکا در برابر اطلاعات نادرست خارجی را کاهش داده و کشور را به شکلی نگرانکننده برای مقابله با حملات تقویتشده با هوش مصنوعی، ناآماده رها کرده است. اگر دولت آمریکا دوباره در نهادها و تخصص لازم برای مقابله با جنگ اطلاعاتی سرمایهگذاری نکند، کارزارهای نفوذ دیجیتال بهتدریج اعتماد عمومی به نهادهای دموکراتیک، فرایندها و رهبری سیاسی را از بین میبرند؛ تهدیدی که میتواند دموکراسی آمریکا را با «مرگی تدریجی» نابود کند.
عصر اطلاعات
در بخش بزرگی از دوران مدرن، بسیاری از طرفداران دموکراسی، گردش آزاد اطلاعات را نیرویی کاملاً مثبت میدانستند. باراک اوباما - رئیسجمهور آمریکا - این باور را در سخنرانی معروف خود در میان دانشجویان چینی در شانگهای در سال ۲۰۰۹ بیان کرد؛ او گفت: «هرچه جریان اطلاعات آزادانهتر باشد، جامعه نیرومندتر میشود؛ زیرا شهروندان کشورهای مختلف میتوانند دولتهای خود را پاسخگو نگه دارند.» رسانههای اجتماعی، سرعت انتشار اطلاعات را افزایش داده و نظارت، گفتوگو و آگاهیرسانی درباره اقدامات دولتها را برای شهروندان آسانتر کردهاند. اما همین رسانهها، اعتماد عمومی به نهادها را تضعیف کرده و از طریق ترویج محتوای شخصیسازیشده و الگوریتمهای متمرکز بر تعامل کاربر، اتاقهای پژواک ایجاد کردهاند؛ اتاقهایی که دسترسی به دیدگاههای متنوع را محدود و شکاف و قطبیسازی میان کاربران را عمیقتر میکنند.
«فرانسیس فوکویاما» : فضای عمومی آنلاین تحتتأثیر «قدرت مهارنشده» شرکتهایی شکل گرفته که «هدف آنها حداکثرسازی سود» است و همین موجب تقویت یا سرکوب یکجانبه صداهای خاص میشود.
تنها در چند سال اخیر، جهان بالاخره فوریت تهدیدهایی را که از حوزه اطلاعات دیجیتال میآید به رسمیت شناخته است. «امانوئل ماکرون» - رئیسجمهور فرانسه - در یک سخنرانی در ماه اکتبر (مهر) میان بهرهبرداری از فناوری و عقبگرد دموکراتیک، پیوندی برقرار کرد. به گفته او، اروپا در «سادهلوحیِ باورنکردنی» فضای دموکراتیک خود را به شبکههای اجتماعی سپرده که «یا تحت کنترل کارآفرینان بزرگ آمریکایی یا شرکتهای بزرگ چینی» هستند. «فرانسیس فوکویاما» - دانشمند علوم سیاسی - اخیراً این فضای عمومی آنلاین را «اکوسیستمی که به غلو و جنجالآفرینی خبری و محتوای مخرب پاداش میدهد» توصیف کرده و گفته است: «این فضا تحتتأثیر قدرت مهارنشده شرکتهایی شکل گرفته که هدف آنها حداکثرسازی سود است و همین موجب تقویت یا سرکوب یکجانبه صداهای خاص میشود؛ پیامی که با اصول بنیادین دموکراسی در تضاد است.»
پیشرفتهای هوش مصنوعی این تهدیدها علیه دموکراسی را جدیتر و شدیدتر کرده است. در پنج سال گذشته، مقابله با نفوذ بدخواهانه خارجی بیشتر شبیه ردیابی ناوهای جنگی در یک بازی جنگی دریایی بود. دشمنان آمریکا مانند چین و روسیه از رسانههای دولتی بزرگ همچون «CGTN» چین و «راشاتودی» روسیه، از پروفایلهای جعلیِ ناشیانه در شبکههای اجتماعی و از لشکر باتها برای انتشار روایتهای بیثباتکننده در سراسر جهان استفاده میکردند. روشهای آنها خطرناک، اما در عین حال صریح و قابل تشخیص بود.
امروز آن دوره در مقایسه با وضعیت جدید، تقریباً ابتدایی به نظر میرسد. نبردهای بزرگ اطلاعاتی گذشته همچنان وجود دارند، اما ظهور هوش مصنوعی میدان رقابت را برای طیف بسیار گستردهتری از بازیگران گشوده است. جنگ اطلاعات، اکنون بیشتر شبیه نبرد با پهپادهای خودمختار است؛ فوقالعاده شخصیسازیشده، بیوقفه تطبیقپذیر و آنقدر ارزان که هر بازیگری بتواند علیه دشمنانش از آن استفاده کند. کارزارهای تبلیغاتی و اطلاعات گمراهکننده خارجی، اکنون طوری طراحی میشوند که آسیبپذیریهای خاصی را شناسایی کنند؛ از گرایشهای سیاسی فرد گرفته تا ارزشهای اجتماعی یا حتی عادات خرید آنلاین او و سپس حملاتی هدفمند ارائه دهند که بیشترین تأثیر را بر نگرش و رفتار مخاطبان داشته باشد.
کارزارهای تبلیغاتی در گذشته همواره به نیروی انسانی زیادی برای تولید محتوا، ترجمه و انتخاب هدف وابسته بودند. هوش مصنوعی این نیاز به نیروی انسانی را حذف کرده و همین باعث شده که جنگ اطلاعاتی با سرعت و پیچیدگی انجام شود و بسیاری از کشورها آمادگی مقابله با آن را ندارند. در برابر هجوم توقفناپذیر پیامهای سیاسی تفرقهافکن، انسجام اجتماعی ممکن است فرو بپاشد و روندهای تصمیمگیری دولتها فلج شود. محیط اطلاعاتی دیجیتال اکنون صحنهای از درگیری است که در آن اهداف سیاست داخلی و خارجی میتوانند توسط دشمنان تضعیف شوند، بدون آنکه مهاجمان حتی از قلمرو خود خارج شوند.
کارزارهای تبلیغاتی در گذشته همواره به نیروی انسانی زیادی برای تولید محتوا، ترجمه و انتخاب هدف وابسته بودند. هوش مصنوعی این نیاز به نیروی انسانی را حذف کرده و همین باعث شده که جنگ اطلاعاتی با سرعت و پیچیدگی انجام شود و بسیاری از کشورها آمادگی مقابله با آن را ندارند.
رباتهایی بدون مرز
استفاده از هوش مصنوعی برای گردآوری اطلاعات، کمپینهای اطلاعاتی نادرست و عملیات نفوذ مخرب، هماکنون در سراسر جهان در حال گسترش است. برای مثال در السالوادور، «نایب بوکله» - رئیسجمهور این کشور - دستگاه تبلیغاتی پیشرفته دولت را با ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی از جمله شبکههای رباتی، ترکیب میکند. علاوه بر جذب سرمایهگذاری خارجی از طریق به نمایش گذاشتن مدرن بودن فناوری کشور، استفاده از رباتهای هوش مصنوعی بهگونهای طراحی شده است که با پنهانکردن یا بازنویسی روایتهایی که ادعای نقض حقوق بشر را دارند، به دولت در برابر انتقادات بینالمللی از عقبنشینی دموکراتیک آن کمک کند.
هوش مصنوعی همچنین برای بیثباتسازی به کار میرود. شرکت «اوپن ای آی» - سازنده «چت جیپیتی» - اخیراً اعلام کرد که چند حساب «چت جیپیتی» مرتبط با بازیگران چینی را حذف کرده است. این عملیات نفوذ پنهان که «عمو اسپم» [2]نام گرفته، از هوش مصنوعی برای ایجاد شخصیتهای جعلی آنلاین و پستهای دوقطبی در شبکههای اجتماعی استفاده میکرد که عمداً درباره چندین جنبه از مسائل حساس سیاسی آمریکا مانند تعرفهها، با کاربران دیگر بحث میکرد. هدف کلی این کارزار، تعمیق شکافهای سیاسی در ایالات متحده بود. اما مخربترین بخش «عمو اسپم» برای امنیت ملی آمریکا، تلاش آن برای گردآوری اطلاعات بود؛ تلاشی که شامل استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای استخراج و تحلیل حجم عظیمی از دادههای شخصی از پلتفرمهایی مانند ایکس (توییتر سابق) و «بلو اسکای» [3] از جمله پروفایلها و فهرست دنبالکنندگان متعلق به شهروندان آمریکایی میشد. بازیگران مرتبط با چین میتوانستند از این اطلاعات برای بهبود روشهای هدفگیری خود استفاده کنند؛ امری که احتمالاً در آینده نزدیک جنگ اطلاعاتی به پکن برتری میبخشد.
اطلاعات نادرست آنلاین میتواند پیامدهای آفلاین نیز داشته باشد. برای مثال، در هند مجموعهای روبهرشد از تصاویر و ویدئوهای تولیدشده با هوش مصنوعی، پیامهای نفرتانگیز و ضداسلامی منتشر کردهاند که تنشهای دینی و مذهبی موجود را تشدید کرده و تهدیدهای روانی و حتی خشونت فیزیکی علیه گروههای اقلیت را دامن زدهاند. طبق گزارش بیبیسی، در سودان - جایی که جنگ داخلی جریان دارد - از فناوری تقلید صوتی هوش مصنوعی در تیکتاک برای جعل صدای عمر البشیر - رهبر سابق سودان که در کودتای ۲۰۱۹ توسط ارتش برکنار شد و مدتی است در انظار عمومی دیده نشده - استفاده شده است. چنین استفادهای از هوش مصنوعی میتواند اعتماد عمومی به منابع رسمی اطلاعات را تضعیف کرده و در میانه یک درگیری خشن، فروپاشی نظم مدنی را تسریع کند.
نمونهای شاید عمیقتر از قدرت اخلالگر هوش مصنوعی در رومانی رخ داد؛ جایی که انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ با مداخله خارجی مخدوش شد. یک کارزار گسترده اطلاعات گمراهکننده که به گفته سرویسهای اطلاعاتی رومانی به روسیه مرتبط بود، حضور آنلاین «کالین جرجسکو» [4] - نامزد حاشیهایِ راست افراطی و طرفدار روسیه - را به طور مصنوعی تقویت کرد. این عملیات شامل جعل عمیق دهها هزار حساب رباتی مجهز به هوش مصنوعی که نظر میگذاشتند و بنا بر اعلام مقامات، پرداخت پول به صدها اینفلوئنسر در پلتفرمهایی مانند تیکتاک بود. کارایی این کارزار اطلاعاتی چنان بود که مشروعیت خود انتخابات را پس از آنکه «جرجسکو» در دور اول پیروز شد، زیر سؤال برد. دادگاه قانون اساسی رومانی تصمیم گرفت نتایج را باطل و انتخابات را تکرار کند. این ماجرا نشان داد که در برخی موارد، اطلاعات گمراهکننده مجهز به هوش مصنوعی نهتنها میتواند تهدید کند، بلکه قادر است فرایندهای بنیادین دموکراسی را نیز بیاعتبار سازد.
عقبنشینی
با وجود اینکه تهدید هر روز جدیتر میشود، ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری در برابر جنگ اطلاعاتی آسیبپذیر است. در سال ۲۰۱۶ و در پایان دولت اوباما، دولت آمریکا شروع به تقویت توانایی خود برای شناسایی و مقابله با تبلیغات و اطلاعات گمراهکننده خارجی کرد؛ مهمترین اقدام، تأسیس «مرکز تعامل جهانی» در وزارت خارجه بود. این مرکز، همراه با سایر دفاتر دولتی مرتبط با جنگ اطلاعاتی، با استفاده از تیمهایی از تحلیلگران ژئوپلیتیک و ابزارهای پایش شبکههای اجتماعی، کارزارهای نفوذ خارجی را کشف میکرد. وزارت خارجه و جامعه اطلاعاتی همچنین مطالعه تاکتیکهای دشمنان را افزایش دادند و همکاریهای اطلاعاتی با شرکای خارجی را گسترش دادند. بااینحال، دولت آمریکا همچنان در همگامشدن با پیشرفتهای روشهای انتشار اطلاعات نادرست مشکل داشت.
استفاده از هوش مصنوعی برای گردآوری اطلاعات، کمپینهای اطلاعاتی نادرست و عملیات نفوذ مخرب، هماکنون در سراسر جهان در حال گسترش است.
دولت بایدن تا حدی پیشرفت کرد. در سال ۲۰۲۳، وزارت خارجه از طریق مرکز تعامل جهانی برنامهای را برای افشا و مختل کردن کارزارهای جنگ اطلاعاتی روسیه در آفریقا و آمریکای لاتین آغاز کرد. این برنامه، رویکردی جامع برای مقابله با اطلاعات گمراهکننده داشت: همکاری با نهادهای اطلاعاتی برای پاکسازی اطلاعات محرمانه و قابلاستفادهکردن آنها برای عموم، همکاری با پنتاگون برای ارزیابی تأثیر جنگ اطلاعاتی بر امنیت آمریکا، همکاری با وزارت خزانهداری برای اعمال تحریمها و هماهنگی زمانی سیاستها با کاخ سفید. در فوریه ۲۰۲۴ (بهمن ۱۴۰۲) تلاشهای مرکز تعامل جهانی منجر به کشف و برچیدن «افریکن استریم» [5] شد؛ یک پلتفرم رسانهای آنلاین مستقر در کنیا که به طور مخفیانه توسط روسیه تأمین مالی میشد و پیامهای ضدآمریکایی منتشر میکرد؛ از جمله روایتهایی که اعتماد به برنامههای بهداشتی آمریکا را تضعیف میکرد. شاید مهمترین اقدام این بود که در سپتامبر ۲۰۲۴ (شهریور ۱۴۰۳) «آنتونی بلینکن» - وزیر امور خارجه - اعلام کرد که ایالات متحده شرکت «روسیا سگودنیا» [6] - شرکت مادر شبکه تلویزیونی دولتی «راشاتودی» - را تحریم خواهد کرد. این تحریم زمانی اعمال شد که وزارت خارجه، اطلاعات مهمی را منتشر کرد که نشان میداد «راشاتودی» به مرکز عملیات اطلاعاتی پنهان روسیه تبدیل شده است. اما دولت دوم ترامپ، دفاتر دولتی، مسئول شناسایی و مقابله با نفوذ مخرب خارجی و کارزارهای اطلاعات نادرست را یا حذف کرده یا بهشدت تضعیف کرده است. مرکز تعامل جهانی یکی از این دفاتر است؛ همانطور که «مرکز نفوذ مخرب خارجی» در دفتر مدیریت اطلاعات ملی، «کارگروه نفوذ خارجی» در افبیآی، و بخشهایی از «آژانس امنیت سایبری و امنیت زیرساخت» وابسته به وزارت امنیت داخلی نیز مشمول این کاهشها شدهاند. حذف این مجموعه دفاتر به این معناست که دولت آمریکا دیگر قادر نیست به طور کافی دشمنان فعال در عرصه اطلاعات را شناسایی، ردیابی، ارزیابی و دفع کند. برچیدن این نهادهای کلیدی توسط دولت ترامپ یک اقدام غیرمسئولانه و نوعی خلع سلاح یکجانبه است. در نهایت، بازیگران بدخواه از صحنه محو نمیشوند.
در ابتدای اکتبر (مهر)، «احمد کبالو» [7] - بنیانگذار «افریکن استریم» - از راهاندازی «ساورین مدیا» [8] خبر داد؛ ائتلافی که خود را «ضدامپریالیست» معرفی میکند و وعده داده با «سانسور بیامان و سرکوب الگوریتمی» اعمالشده توسط «نخبگان حاکم غرب» مقابله کند. منابع مالی «ساورین مدیا» مشخص نیست، اما «کبالو» سالها از حمایت روسیه بهرهمند بوده است. بدون وجود نهادهایی که پیشتر، نقش ناظر بر اطلاعات نادرست را ایفا میکردند، مشخص نیست که آیا در دولت ترامپ کسی بهطورجدی «ساورین مدیا» یا دهها رسانه خارجی دیگر با ارتباطات مشابه با دولتهای رقیب را بررسی میکند یا نه. مجموع این بازیگران، میتوانند آسیب واقعی به منافع آمریکا وارد کنند؛ زیرا اینترنت را از روایتهای نادرست درباره ایالات متحده انباشته میکنند؛ بهویژه اکنون که هوش مصنوعی، تشخیص روایتهای جعلی را برای شهروندان آمریکایی و خارجی بسیار دشوارتر کرده است.
فراخوان برای بسیج تمام منابع
طوفانی کامل در حال شکلگیری است. دشمنان آمریکا به طور گسترده در کارزارهای اطلاعات گمراهکننده سرمایهگذاری میکنند. پیشرفتهای هوش مصنوعی نوعی از درگیری خطرناکتر را به ارمغان آورده است و دولت دوم ترامپ، توان دفاعی را که برای محافظت از آمریکا و شرکای آن در برابر نفوذ مخرب خارجی در نظر گرفته شده بود، تضعیف کرده است.
اگر دولت آمریکا دوباره در نهادها و تخصص لازم برای مقابله با جنگ اطلاعاتی سرمایهگذاری نکند، این تهدید میتواند بهتدریج اعتماد عمومی به نهادهای دموکراتیک، فرایندها و رهبری سیاسی را از بین برده و دموکراسی آمریکا را بهمرور نابود کند.
راهحل سادهای وجود ندارد، اما هر دفاع جدی آمریکا در برابر اطلاعات گمراهکننده باید هم شامل نوآوری در فناوری و هم بازسازی نهادها باشد. این اقدام باید با همکاری نزدیک متحدان آمریکا و بهصورت یک رویکرد جامع دولتی انجام شود؛ رویکردی که شامل جانشینی برای مرکز مشارکت جهانی (GEC) و بازسازی سایر دفاتر مسئول مبارزه با اطلاعات گمراهکننده باشد. برای کمک به این تلاش، دولت ترامپ باید یک دستور امنیت ملی صادر کند که بهروشنی اعلام کند نفوذ مخرب خارجی تقویتشده توسط هوش مصنوعی، خطری واقعی و فوری برای ایالات متحده است. این دستور باید جامعه اطلاعاتی را بسیج کند تا ارزیابی جامع و تازهای از توانمندیهای دشمنان آمریکا در زمینه اطلاعات گمراهکننده ارائه دهد؛ ارزیابی که به تمرکز جمعآوری اطلاعات و اولویتبندی اهداف در آینده کمک کند. همچنین باید یک ساختار دائمی بین نهادی، تحت رهبری شورای امنیت ملی آمریکا ایجاد شود تا اطمینان حاصل شود که ابزارهای موجود در بخشهای مختلف دولت مانند واحدهای تهاجمی فرماندهی سایبری آمریکا و مکانیزمهای تحریم وزارت خزانهداری، به طور هماهنگ در مقابله با نفوذ مخرب خارجی به کار گرفته میشوند.
همچنین دفاع در برابر جنگ اطلاعاتی، نیازمند همکاری بخشهای دولتی و خصوصی است که توسط دفتر علم و سیاست فناوری کاخ سفید سازماندهی میشود. ایجاد کانالهای رسمی برای همکاری با پلتفرمهای رسانههای اجتماعی، آزمایشگاههای تحقیقاتی پیشرو در حوزه هوش مصنوعی و شرکتهای امنیت سایبری، دولت آمریکا را قادر میسازد تا اطلاعات مربوط به تهدیدات خاص را به اشتراک بگذارد، فناوریهای پیشرفتهای را برای کمک به شناسایی محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی توسعه دهد و بهترین شیوههای صنعتی را برای مقابله با بزرگنمایی اطلاعات نادرست توسط هوش مصنوعی ایجاد کند. با مشارکت کاخ سفید، مبارزه با جنگ اطلاعاتی که اکنون یک نگرانی سیاسی خاص است، به یک اصل سازماندهی مرکزی دفاع ملی ایالات متحده تبدیل خواهد شد.
آغاز این اقدامات به معنای نظارت بر آزادی بیان نیست، بلکه بهمنظور حفاظت از حق شهروندان آمریکایی برای مشارکت در گفتوگویی است که آلوده به اطلاعات گمراهکننده خارجی نباشد. با نزدیکشدن سریع انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا، زمان اقدام هم اکنون است. اگر دولت ترامپ نتواند دفاع ایالات متحده را تقویت کند، کمپینهای نفوذ نامحسوس و مداومی که توسط دشمنانش به کار گرفته میشوند، میتوانند شیوه زندگی دموکراتیکی را که آمریکاییها برای آن ارزش قائلاند، تضعیف کنند.
https://www.foreignaffairs.com/united-states/artificial-intelligence-supercharging-disinformation-warfare
[1] . JAMES P. RUBIN
[2] . Uncle Spam
[3] . Bluesky
[4] . Calin Georgescu
[5] . African Stream
[6] . Rossiya Segodnya
[7] . Ahmed Kaballo
[8] . Sovereign Media,
/انتهای پیام/