گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «مریم الدسوری» [1] - استاد دانشگاه «رویال هالووی لندن» - در مطلبی که وبسایت «Middle East Eye» آن را منتشر کرده است، به نقد نوعی از فمینیسم خودخوانده در بریتانیا میپردازد که بهصورت گزینشی و نمایشی به مسائل جهانی واکنش نشان میدهد و همسویی اخلاقی خود را با قدرتهای غربی حفظ میکند. این فمینیستها در برابر رنج مردم فلسطین و بمباران غزه سکوت میکنند، اما بهسرعت از حملات اسرائیل به ایران حمایت کرده و مخالفان جنگ را به همدلی با جمهوری اسلامی ایران متهم میکنند. وی نشان میدهد که چگونه این گروهها، فمینیسم را به ابزاری برای توجیه کشتار غیرنظامیان در غزه و ایران و مشروعیتبخشی به نسلکشی تبدیل کردهاند.
خشم گزینشی
نوع آشنایی از مفسران بریتانیایی دوباره ظاهر شدهاند؛ فمینیستهای پر سروصدای خودخواندهای که خشمشان هم گزینشی و هم نمایشی است و قطبنمای اخلاقیشان به طرز عجیبی همیشه با قدرت دولتهای غربی همسو است. آنها در برابر سوختن غزه سکوت اختیار میکنند، اما صدای آنها در حمایت از اسرائیل و متحدانش بهسرعت بالا میرود. حتی زمانی که اسرائیل و آمریکا تهدید به نابودی کامل ایران میکنند هم آنها ساکت هستند و تلفات غیرنظامی برایشان اهمیتی ندارد.
خشم فمینیستهای بریتانیا گزینشی است. آنها در برابر رنج مردم فلسطین و بمباران غزه سکوت میکنند، اما بهسرعت از حملات اسرائیل به ایران حمایت میکنند.
در جریان حملات اخیر اسرائیل به ایران، «جولی بیندل» [2] - روزنامهنگار فمینیست رادیکال و از بنیانگذاران کمپین «عدالت برای زنان» - فمینیستهای ضدجنگ چپگرا را به همدلی با جمهوری اسلامی ایران متهم کرد. این اتهامی فریبکارانه، بهطرز فاحشی گمراهکننده و بهشدت ایدئولوژیک بود، اما شگفتانگیز نبود. آنچه شاهدش هستیم، چیزی فراتر از یک نقد عقلانی است. این بهرهکشی ابزاری و بدبینانه از فمینیسم برای توجیه خشونت دولتی است.
در اکتبر ۲۰۲۳، «جولی بیندل» ستونی از روزنامه تلگراف را بازنشر کرد که جنگ نسلکُشانه اسرائیل علیه غزه را بهعنوان دفاع از تمدن ستوده بود، درحالیکه همزمان به پخش تبلیغات علیه فلسطینیان و بدنامکردن کسانی میپرداخت که از انسانیت آنها دفاع میکردند.
وقتی زنان فلسطینی از زیر آوار بیرون کشیده میشوند، در بیمارستانهای محاصرهشده از گرسنگی میمیرند، از مراقبتهای مربوط به باروری محروم میمانند یا کنار اجساد فرزندانشان زایمان میکنند، فمینیستهای پر سروصدای بریتانیا، نگاهشان را برمیگردانند! گویی اصلاً هیچ اتفاقی نیفتاده است. کارشناسان سازمان ملل، اعمال خشونت جنسی علیه زنان و دختران در غزه از جمله تجاوز، برهنهسازی اجباری و تحقیر عمومی را ثبت کردهاند. اما درباره این جنایتها هیچ خبری از فمینیستها نیست؛ نه بیانیهای نه هشتگی و نه روشنکردن شمعی. همان چهرههایی که خواستار خشم جهانی نسبت به خشونت جنسیتیاند، وقتی این جنایات با سلاح آمریکایی و حمایت بریتانیا انجام میشود، حرفی برای گفتن ندارند.
تخریب همبستگی
درحالیکه زنان در غزه در سکوت کشته میشوند، این مفسران فمینیست، خشم خود را برای معترضان حامی فلسطین نگه داشتهاند، آنها را افراطی مینامند، همبستگی را با تروریسم یکسان میگیرند، هر کنش اعتراضی را به حمایت از «جنگ» تعبیر میکنند و از اتهام یهودستیزی بهعنوان سلاحی برای سرکوب هرگونه انتقاد بهره میبرند. این میزان از ریاکاری، به همان اندازه که ننگآور است، حسابشده و هدفمند نیز هست.
هیچچیز بهاندازه پرچم فلسطین، این مفسران خودخوانده فمینیست در بریتانیا را آشفته نمیکند؛ نمادی که نه بهعنوان فریادی برای عدالت، بلکه بهمثابه توهینی به جایگاه اخلاق ادعایی، مرود برخورد قرار میگیرد. وقتی گروههایی چون «اقدام برای فلسطین» دست به نافرمانی مدنی مسالمتآمیز - مثلاً شعارنویسی با رنگ قرمز روی نردهها یا حتی هواپیماهای نیروی هوایی سلطنتی برای اعتراض به نسلکشی - میزنند، بهسرعت با عنوان «تروریست» برچسب میخورند. در واقع کسانی که جرئت افشای کشتارجمعی و مقاومت در برابر آن را دارند، با جرمانگاری مواجه میشوند؛ بخشی از تهاجمی حسابشده علیه هر چالشی نسبت به وضع موجود.
این فقط یک تفسیر بیملاحظه نیست، یک تحریف ایدئولوژیک است که آگاهانه و عامدانه در پوشش نقد فمینیستی ارائه میشود. فراتر از آن، خیانتی به میراث پرافت
وقتی زنان فلسطینی از زیر آوار بیرون کشیده میشوند، در بیمارستانهای محاصرهشده از گرسنگی میمیرند، از مراقبتهای مربوط به باروری محروم میمانند یا کنار اجساد فرزندانشان زایمان میکنند، فمینیستهای پر سروصدای بریتانیا نگاهشان را برمیگردانند! گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است.
خار فمینیسم در مبارزات غیرخشونتآمیز است. از راهپیماییهای پسگرفتن شب که در دهه ۱۹۷۰ باوجود مقررات منع رفتوآمد پلیس برگزار شد، تا خواهران سیاهپوست «ساوتهال» که سالها پیش از آنکه عدالت اجتماعی مد شود، علیه خشونت خانگی، نژادپرستی دولتی و بیتفاوتی پلیس به خیابان آمدند. این سنت نیرومند اعتراض به خشونت جنسیتیِ ساختارمند، در قلب جنبش فمینیستی جای دارد. اما اکنون همان صداهایی که روزی از آزادی بیان و برهمزدن نظم حمایت میکردند، از دیدن بنری که صرفاً خواهان پاسخگویی در برابر خشونت استعمارگرانه است، به وحشت میافتند.
پوششی برای جنگ
ظاهراً این روزها صرفِ اعتراض به بمباران غیرنظامیان ایرانی، حمایت از رژیم تلقی میشود. این چارچوبسازی، هم فاقد هرگونه بُعد تاریخی و هم نشاندهنده سقوط حیرتآور در دقت و صداقت فکری است. حتی کسانی که پیشتر به برخی سیاستهای ایران انتقاد داشتهاند، صرفاً بهخاطر مخالفت با حملات هوایی غرب، به همسویی با «آیتاللهها» متهم میشوند. وقتی پای ایران در میان است، این مفسران یکشبه کارشناس میشوند و با اطمینانی خود بر تشخیص حق، به شمردن شلاقها، حجابها و اعدامها میپردازند. اما همین که سخن از جنایات جنگی اسرائیل - از بیمارستانهای بمبارانشده گرفته تا گورهای دستهجمعی و هدفگیری عامدانه غیرنظامیان - به میان میآید، ناگهان توان تحلیل این افراد، چه رسد به شفافیت اخلاقی، از کار میافتد. ایران به شکلی متفاوت، هیولاوار تصویر میشود؛ گویی مستحق محکومیتی استثنایی و خشونتی ویژه از سوی همان مدعیان دروغین حقوق بشر است. این دوگانگی فکری، فرساینده است. فمینیستهایی که زمانی از اشغال افغانستان و عراق زیر پرچم «نجات زنان» حمایت میکردند، اکنون همان منطق را بازیابی کردهاند تا تجاوزگری مداوم غرب را مشروع جلوه دهند. آیا از دو دهه جنگ، اشغال و رضایت ساختگی، هیچ نیاموختهایم؟
این کار، نامش همبستگی نیست؛ بلکه پوششی برای جنگ، با زبانی فمینیستی است. همچنین، مخالفت با حملات اسرائیل به غیرنظامیان بههیچوجه به معنای حمایت از رژیم ایران نیست. این موضعی فمینیستی علیه یک حمام خون دیگر است که در پوشش «رهایی» عرضه میشود. در لیبی، افغانستان و عراق که دائماً مداخله غربی با وعده «رهایی» فروخته شد، آنچه بهجا ماند، فقط گورهای دستهجمعی، زیرساختهای ویران شده و جوامع فروپاشیده بود.
برخی مفسران جنگطلب بهدروغ مدعی شدهاند که اکثر ایرانیان از بمباران کشورشان توسط آمریکا یا اسرائیل حمایت میکنند. در واقع، جمعیت اندکی که در برابر سفارت ایران در بریتانیا از حملات هوایی ابراز شادی میکردند، حامی رضا پهلوی - شاهزاده تبعیدی و سلطنتطلب - بودند کسی که بهخاطر حمایت آشکارش از اسرائیل شناخته میشود و در مصاحبههای اخیر خود، کشتار مردم کشورش را بهسادگی «تلفات حاشیهای» خوانده است.
تصویرسازی از این نمایش حاشیهای بهعنوان نماینده مخالفان حکومت ایران، نه نشانه دقت تحلیلی، بلکه تبلیغاتی است که در لباس اصول سیاسی عرضه میشود. هشتگی مانند #TeamIran که جز در صفحه یک چهره رسانهای چندان کاربردی نداشته، اکنون به مرکز یک کارزار تخریبی ساختگی علیه همبستگی چپگرایانه تبدیل شده است. این روایتِ دستکاریشده که هم توسط مفسران و هم توسط سیاستمداران ترویج میشود، میکوشد صدای مخالفان جنگ را به وفاداری به رژیم تقلیل دهد؛ تلاشی هدفمند برای خاموشکردن مخالفتها و هموارکردن راه برای تشدید نظامیگری.
این مخالفان سپس با عباراتی چون «احمق»، «نادان» یا «غیرقابلدرک» مورد تمسخر قرار میگیرند. اما آنچه واقعاً فهمناپذیر است، این است که چگونه برخی از پرسروصداترین صداهای فمینیستی در بریتانیا طی ۲۰ ماه گذشته در کنار یک اشغالگر نظامی ایستادهاند و همزمان نژادپرستی عادی شده، نزدیکی با راست افراطی و تحقیر عمیق مسلمانان را زیر نقاب ژستهای اخلاقی خود پنهان کردهاند؟
جمعیت اندکی که در برابر سفارت ایران در بریتانیا از حملات هوایی ابراز شادی میکردند، حامی «رضا پهلوی» هستند؛ کسی که به حمایت آشکارش از اسرائیل شناخته میشود و در مصاحبههای اخیر خود، کشتار مردم کشورش را بهسادگی «تلفات حاشیهای» خوانده است.
خشمِ آنها تنها زمانی فوران میکند که در خدمت قدرت امپراتوری باشد و زمانی که نیروهای اسرائیلی بیمارستانها را بمباران میکنند، کاروانهای کمکرسانی را مانع میشوند یا زنان و کودکان را درحالیکه زیر سقفهای در حال فروریختن به دنبال پناه میگردند، در آتش میسوزانند و...این خشم بهکلی ناپدید میشود. خشمشان در برابر فهرست بلندبالای جنایات جنگی اسرائیل کجاست؟ خشم فمینیستیشان نسبت به سیاستهای آپارتاید، محاصره خفهکننده غزه و محو سیستماتیک زندگی فلسطینی کجا رفته است؟
چرا همدلی گزینشی برای برخی زنان و سکوت برای برخی دیگر به هنجار تبدیل شده است؟ چرا بسیاری از سازمانهای فمینیستی از ترس به خود میلرزند و تنها وقتی زبان میگشایند که در خدمت قدرتمندان باشد؟ فمینیسم باید چیزی فراتر از شعارهای امپراتوری باشد. فمینیسم قرار است در برابر هر گونه ستم بایستد، نهفقط آنهایی که برای منجیان سفیدپوست و متحدان غربی مناسب تلقی میشوند. اکنون زمان آن رسیده که این پیمان را پاس بداریم و فمینیسم را از چنگ کسانی که حقوق زنان را به سلاحی برای جنگ و تطهیر جنایت تبدیل کردهاند، پس بگیریم.
https://www.middleeasteye.net/opinion/when-britains-feminists-cheer-bombs-and-sneer-palestinian-suffering
[1] . Maryam Aldossari
[2] . Julie Bindel
/انتهای پیام/