گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «رابرت اس. فورد» [1] پژوهشگر ارشد در «مؤسسه خاورمیانه» و سفیر سابق آمریکا در سوریه در سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ در یادداشتی که وبسایت «فارن افیرز» آن را منتشر کرده است به وضعیت آینده سوریه بعد از «بشار اسد» میپردازد. وی لابهلای سطور این مطلب اعترافات جالبی نیز دارد مبنی بر این که چگونه در جنگ داخلی سوریه آمریکا به بهانه مبارزه با گروه تروریستی داعش از سایر گروههای تروریستی در این کشور حمایت کرده است. وی اعتراف میکند که «احمد الشرع» سرکرده «هیئت تحریرالشام» که بر سوریه حکومت میکند سرکرده گروه تروریستی «جبهه النصره» بوده که آمریکا آن را یک سازمان تروریستی میداند با این وجود وی به دولت ترامپ توصیه میکند که جانب تمامی گروههایی که آمریکا تا کنون از آنها در سوریه حمایت میکرده مثل کردها را رها کرده و جانب «هیئت تحریرالشام» را بگیرد حتی با وجود این که درباره نیات این گروه که سابقهای تروریستی دارد در آمریکا تردید وجود دارد.
تردیدها درباره آینده سوریه
جنگ داخلی سیزدهساله سوریه در دسامبر ۲۰۲۴ (آذر ۱۴۰۳) به شکلی ناگهانی پایان یافت؛ زمانی که شورشیان گروه اسلامگرای افراطی «هیئت تحریرالشام» از پایگاههای خود در شمال غربی کشور به سمت جنوب یورش بردند و باعث سقوط دولت بشار اسد شدند. طی چند هفته، رژیمی که شش دهه بر سر کار بود، به پایان رسید. «هیئت تحریرالشام» که رهبری آن را «احمد الشرع»، فردی عملگرا، بر عهده دارد، اکنون دولت موقت سوریه را هدایت میکند و قرار است در بهار، رهبری دولت انتقالی جدید را بر عهده گیرد. بااینحال، همچنان نامشخص است که «شرع» چگونه خواهد توانست کشوری بااینهمه تنوع و اختلاف را متحد کند، آیا خواهد توانست عناصر تندرو «هیئت تحریرالشام» را مهار کند و آیا در صورت حرکت بهسوی رویکردی میانهروتر و فراگیرتر، حمایت دیگر جوامع سوری را به دست خواهد آورد یا نه.
برچسب تروریسم که خود آمریکا به گروههای فعال در سوریه زده است مانع از همکاری دولت آمریکا با این گروهها در سوریه نشده است.
یکی از ابهامات پیش روی سوریه، آینده حضور آمریکا در این کشور است. از سال ۲۰۱۴، واشنگتن از دولتی عملاً خودمختار در شمال شرقی سوریه حمایت کرده که عمدتاً، اما نه بهطور انحصاری، متشکل از گروههای قومی کرد بوده است. این ائتلاف که تحت عنوان «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF) شناخته میشود، از آشوب ناشی از جنگ داخلی سوریه بهره برد و منطقهای در امتداد مرز با ترکیه برای خود ایجاد کرد. نیروهای دموکراتیک سوریه در برابر نیروهای اسد، ترکیه و شبهنظامیان مورد حمایت ترکیه، گروههای وابسته به القاعده و بهویژه داعش مقاومت کردند. نیروهای آمریکایی نیز همکاری نزدیکی با «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF) داشتند تا داعش را از آخرین سنگرهایش در سوریه بیرون برانند. آمریکا همچنان حدود ۲۰۰۰ سرباز و شماری پیمانکار در حدود ۱۲ پایگاه کوچک و ایستگاه عملیاتی در شرق سوریه مستقر دارد تا از تلاشهای مداوم این گروه برای ریشهکنکردن داعش و جلوگیری از حملات ترکیه حمایت کند.
با وجود این حمایتها، داعش همچنان به شکلی سرسختانه در سوریه فعال است. اما با سقوط دولت اسد، آمریکا اکنون این فرصت را دارد که در نبرد با بازماندگان داعش، با شریکی احتمالاً مؤثرتر و بانفوذتر همکاری کند: دولت جدید سوریه در دمشق. همکاری بیشتر - چه به شکل مستقیم و چه غیرمستقیم - با این دولت نوپا میتواند به تقویت امنیت منطقهای، پایاندادن به درگیریهای جاری در شرق سوریه و کاهش منابعی که آمریکا در این کشور صرف میکند، کمک کند. دونالد ترامپ مدتهاست که از گرفتار شدن آمریکا در جنگهای خارجی، بهویژه در خاورمیانه، ابراز نارضایتی کرده است. همکاری با دولت انتقالی جدید در دمشق این امکان را برای آمریکا فراهم میکند که بتواند سوریه را طبق شرایط مدنظر خود ترک کند.
ابزار نادرست
بسیاری از مقامات و تحلیلگران آمریکایی، دولت خودگردان شمال شرق سوریه را شریکی قابل اعتماد برای تحقق هدف واشنگتن یعنی «شکست پایدار» داعش در این کشور میدانند. اما شاخه نظامی این دولت، یعنی «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF)، در ریشهکنکردن این گروه تروریستی اسلامگرا ناکام مانده است. ۶ سال پس از آنکه کردها آخرین دژ داعش را در سوریه تصرف کرد، جنگجویان داعش همچنان در مناطق مرکزی و شرقی سوریه فعالیت میکنند. عملکرد نیروهای دموکراتیک سوریه در میان جوامع عربی محلی، نارضایتی زیادی ایجاد کرده است. «نیروهای دموکراتیک سوریه» که بهشدت تحت کنترل یگانهای مدافع خلق (YPG) ــ شبهنظامی کرد ــ قرار دارد، اقدام به قتلهای بدون محاکمه و بازداشتهای خودسرانه شهروندان عرب کرده است؛ از عربهایی که به دنبال کسب اطلاعات یا آزادی بستگان بازداشتشده خود بودهاند، اخاذی کرده؛ جوانان عرب را بهزور به صفوف خود وارد کرده؛ نظام آموزشی را در راستای دستور کار سیاسی خود تغییر داده؛ و شمار زیادی از جنگجویان کرد غیرسوری را جذب کرده است. این اقدامات باعث شده برخی از مردم محلی بهسوی داعش گرایش پیدا کنند. البته بیتردید این تخلفات در برابر جنایات رژیم اسد کمرنگتر است، اما درعینحال باعث اصطکاک قابلتوجهی با جوامع عرب، بهویژه در مناطقی شده که یگانهای مدافع خلق (YPG) رهبری نیروهای «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF)، را بر عهده دارد.
«احمد الشرع»، رهبر گروه تروریستی «جبهه النصره» طی چندین تغییر نام و تحول، در نهایت در سال ۲۰۱۷ نام این گروه را به «هیئت تحریرالشام» تغییر داد.
نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) همچنین از دشمنی مداوم میان ترکیه و «یگانهای مدافع خلق» (YPG) آسیب میبینند. این گروه گهگاه حملاتی علیه مواضع ترکیه در داخل سوریه و خود ترکیه انجام میدهد، اقدامی که دیدگاه دیرینه ترکیه مبنی بر اینکه «یگانهای مدافع خلق» (YPG) یک گروه تروریستی است را تقویت میکند. در مقابل، نیروهای نظامی ترکیه و شبهنظامیان سوری مورد حمایت آن کشور نیز بهطور تهاجمی این گروه را در شمال سوریه تحت فشار قرار میدهند. این درگیریها تمرکز و منابع «نیروهای دموکراتیک سوریه» را از مبارزه با داعش در مناطق جنوبیتر منحرف میکند.
در اواخر فوریه (اسفند ۱۴۰۳)، یکی از رهبران کلیدی کرد خواستار آتشبس با ترکیه شد. «عبدالله اوجالان»، رهبر حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) ــ گروهی مسلح و کرد که با «یگانهای مدافع خلق» پیوند دارد و مدتهاست با دولت ترکیه میجنگد ــ از نیروهای وفادار به خود خواست که سلاحهایشان را زمین بگذارند و جنگ علیه ترکیه را متوقف کنند. بااینحال، رهبران «یگانهای مدافع خلق» این فراخوان «اوجالان» را رد کردند و اصرار داشتند که این درخواست شامل حال آنها نمیشود. ازسویدیگر، ترکیه نیز آماده تغییر سیاست خود و پذیرش یک منطقه خودمختار کردی در سوریه که «یگانهای مدافع خلق» در آن نقشی پررنگ دارد، نیست.
دولتهای آمریکا، از زمان ریاستجمهوری باراک اوباما تاکنون، تلاش کردهاند همزمان هم از شبهنظامیان «یگانهای مدافع خلق» (YPG) سوریه در مبارزه با داعش حمایت کنند و هم نارضایتیهای آنکارا و تمایلش برای حمله به فرماندهان «یگانهای مدافع خلق» (YPG)، جنگجویان این گروه و جوامع کردی سوریه را مدنظر قرار دهند. چتر حمایتی نظامی آمریکا که مانع حمله ترکیه به «یگانهای مدافع خلق» (YPG) در شرق سوریه شده، باعث شده است که جنگجویان این گروه و دولت خودگردانی که برپا کردهاند، هرگونه مصالحه با ترکیه یا دولت جدید دمشق را رد کنند. این چتر حمایتی، وضعیتی را تثبیت کرده که به داعش فضای بیشتری برای فعالیت میدهد و عملاً به معنای یک جنگ بیپایان است.
برای حفظ شراکت با نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، دولت ترامپ باید از گروههای کرد در نبردهای آیندهشان با ترکیه حمایت کند. بین سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴، دولت بایدن بیسروصدا شمار نیروهای آمریکایی در شرق سوریه را به حدود ۲۰۰۰ نفر افزایش داد؛ بخشی از این اقدام بهمنظور گسترش گشتهای نظامی آمریکا به سمت غرب، در امتداد مرز ترکیه، تا شهرهای مهمی مانند کوبانی بود؛ شهرهایی که در مناطق فعالیت داعش قرار ندارند و بیشتر تحت فشار ترکیه هستند. در دسامبر (آذر - دی ۱۴۰۳)، همزمان با سرنگونی اسد به دست شورشیان سوری، شبهنظامیان متحد ترکیه و پهپادهای ترکیهای مواضع کردها را در نزدیکی کوبانی هدف قرار دادند. با استقرار ۲۰۰۰ سرباز در منطقه، ترامپ نیازی به اعزام نیروهای بیشتر برای ایجاد مانعی در برابر تهاجم زمینی ترکیه نخواهد داشت، اما مجبور خواهد شد با اختصاص بودجه بیشتر، از کردها حمایت کند. نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) برای پرداخت حقوق، تهیه تجهیزات و آموزش، به کمکهای واشنگتن وابسته است. این نیاز اکنون که ترکیه آزادی عمل بیشتری برای تمرکز بر «یگانهای مدافع خلق» (YPG) پیدا کرده، حتی حادتر خواهد شد. با سقوط دشمن ترکیه در دمشق یعنی اسد، آنکارا اکنون توجه خود را بیشازپیش بهسوی دولت خودگردان تحت رهبری «یگانهای مدافع خلق» (YPG) در مرز جنوبی خود معطوف خواهد کرد.
قدرتهای خارجی نباید درصدد برآیند که کردها، مسیحیان، دروزیها، علویان و سنیها را در برابر یکدیگر قرار دهند یا از آنها سوءاستفاده کنند.
در این باتلاق از دشمنیهای کردها و ترکها، بهراحتی میتوان فراموش کرد که دلیل اولیه حضور آمریکا در این بخش از سوریه چه بود: شکستدادن داعش. هدف آمریکا هرگز این نبود که نیروهایش را در شرق سوریه برای دفاع از یک دولت نوپای کردی ــ که توسط یک شبهنظامی کرد ناشناخته رهبری میشد ــ مستقر کند. در آغوش گرفتن چنین هدفی در حال حاضر، به معنای انحراف قابلتوجه از مأموریت اصلی خواهد بود.
به دلیل هویت نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و شیوه عملکردشان، این گروه هم در میان جوامع محلی و هم نزد دولت ترکیه نارضایتی ایجاد کرده است. در جنگ متعارف علیه داعش، این گروه کردی ابزاری کارآمد برای بازپسگیری قلمروهای تصرفشده توسط خلافت خودخوانده داعش بود؛ اما در جنگ برای بهدستآوردن دل و ذهن جوامع عرب شرق سوریه ــ همان مناطقی که داعش همچنان از آنها نیرو جذب میکند ــ نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) بدون تردید ابزار نادرستی است.
مسیر از دمشق میگذرد
بهجای تکیه بر نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، آمریکا میتواند برای نابودی داعش به دولت جدید دمشق روی آورد. در نگاه نخست، این پیشنهاد ممکن است عجیب به نظر برسد. آمریکا «هیئت تحریرالشام» (HTS) ــ گروهی که اسد را سرنگون کرده و اکنون رهبری دولت سوریه را در دست دارد ــ یک سازمان تروریستی میداند. بااینحال، همین برچسبگذاریها مانع از آن نشده که واشنگتن همکاری نزدیکی با «یگانهای مدافع خلق» (YPG) داشته باشد؛ گروهی که خود وابسته به گروه تروریستی «پ. ک» است، سازمانی که آمریکا نیز آن را در فهرست گروههای تروریستی قرار داده است.
البته، نباید از ماهیت نظامی و ایدئولوژی خشونتآمیز «هیئت تحریرالشام» (HTS) چشمپوشی کرد. زمانی که من سفیر آمریکا در سوریه بودم، در پاییز ۲۰۱۲ رهبری تلاش آمریکا برای قراردادن جبهه النصره ــ گروهی وابسته به القاعده که «هیئت تحریرالشام» بعدها از دل آن پدید آمد ــ در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی را بر عهده داشتم. ما مجبور شدیم سفارت آمریکا در دمشق را در فوریه ۲۰۱۲(بهمن ۱۳۹۰) به دلیل تهدید جدی از سوی این گروه تعطیل کنیم. «جبهه النصره» بعدها ارتش آزاد سوریه ــ ائتلاف شورشیان ضد اسد که وزارت خارجه و سیا از آن حمایت کرده بودند ــ را در هم کوبید و در سالهای نخست جنگ داخلی سوریه، اقلیتهای مسیحی و علوی را مورد آزار قرار داد. «احمد الشرع»، رهبر این گروه، طی چندین تغییر نام و تحول، در نهایت در سال ۲۰۱۷ آن را به هیئت تحریرالشام تبدیل کرد. بسیاری در واشنگتن نسبت به این تغییر ظاهر بدبین هستند و تردید دارند که نسخه جدید این گروه واقعاً از تروریسم دست کشیده یا دیدگاه ایدئولوژیک سختگیرانه و نابردبار خود را کنار گذاشته باشد.
اما «احمد الشرع» اصرار دارد که وضعیت بهگونهای دیگر است. «جبهه النصره» و سپس «هیئت تحریرالشام» سالها تلاش کردند که خود را از گروههای تروریستی اسلامگرا دور کنند. «الشرع» در سال ۲۰۱۴ از داعش جدا شد و سپس جنگجویانش وارد نبردهای خونین علیه این گروه شدند و در نهایت آن را از شمال غرب سوریه اخراج کردند. او همچنین در سال ۲۰۱۶ بهطور علنی از القاعده فاصله گرفت و نیروهایش علیه گروه وابسته به القاعده به نام «حراس الدین» [2] در شمال غرب سوریه جنگیدند. نه «جبهه النصره» و نه «هیئت تحریرالشام» پس از جدایی از داعش و القاعده حملات تروریستی انجام ندادند؛ بلکه هرگونه تلاش این گروهها برای بازگشت به شمال غرب سوریه را سرکوب کردند. اقدامات آنها در هشت سال گذشته، توجیه حضور «هیئت تحریرالشام» در فهرست رسمی سازمانهای تروریستی خارجی را دشوارتر کرده است.
طبق برآوردهای بانک جهانی در سال ۲۰۲۱، بازسازی سوریه پس از تخریب عظیمی که در جنگ داخلی طولانی به وجود آمده، ممکن است بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار هزینه بردارد.
«هیئت تحریرالشام» همچنین تلاش کرده است تا چهره عمومی نرمتری از خود نشان دهد. از سال ۲۰۲۲، بدون آنکه هدف خود برای ایجاد یک دولت اسلامی در سوریه را رد کند، شروع به بازسازی خانههای مسیحیان و اراضی کشاورزی تصرفشده توسط شبهنظامیان اسلامگرا در بدترین شرایط جنگ داخلی شمال غرب سوریه کرد. رهبران مسیحی در ادلب به من در سپتامبر ۲۰۲۳ (شهریور ۱۴۰۲) گفتند که تقریباً همه املاک به صاحبان خود بازگردانده شده است. این سوابق نشان میدهد که «هیئت تحریرالشام» (HTS) بیشتر از «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF) قادر است جذابیت داعش را در میان برخی جوامع سوری کاهش دهد و در نهایت داعش را مهار کند. «احمد الشرع» در شمال سوریه توانسته است القاعده و داعش را شکست دهد. مناطقی که او در دهه گذشته کنترل کرده، از فعالیتهای داعش آزاد بوده است. درحالیکه «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF) تحت فشار ترکیه قرار دارد، دولت تحت رهبری «هیئت تحریرالشام» از حمایت فزاینده منطقهای و از جمله حمایت ترکیه برخوردار است. شاید مهمترین نکته این باشد که «احمد الشرع» میتواند حمایت بیشتری از جوامع عربی در شرق و شمال شرقی سوریه که داعش از آنها نیرو جذب میکند، جلب کند.
دولت انتقالی سوریه نیاز دارد که گروههای مسلح عربی که اکنون تحت فرماندهی مستقیم گروه کردی «یگانهای مدافع خلق» (YPG) هستند، به وزارت دفاع جدید در دمشق منتقل شوند. بهطور همزمان، دولت دمشق باید فرمولی پیدا کند که از طریق آن مسئولیتهای حکومتی در جوامع عربی شرق سوریه را به عهده بگیرد و از بار مسئولیتهای «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF) در این مناطق بکاهد. این اقدامات بیتردید موجب نارضایتی این گروه کردی خواهد شد، اما به سوریه و شرکای منطقهای آن کمک خواهد کرد تا در نهایت داعش را شکست دهند. دولت ترامپ باید کانالی برای گفتوگو با دولت تحت رهبری «هیئت تحریرالشام» باز کند تا درباره تلاشهای آینده علیه داعش بحث کند. این گفتوگو باید شامل مسائلی همچون چگونگی پیوستن شبهنظامیان عرب محلی به کمپین دولت دمشق علیه داعش، استقرار نیروهای دولت دمشق در مناطقی که هنوز داعش در آنها فعال است و زمانبندی این اقدامات باشد.
دو طرف همچنین میتوانند درباره چگونگی اشتراکگذاری اطلاعات بین سوریه و آمریکا گفتگو کنند؛ اطلاعاتی که از سوی آمریکا به «احمد الشرع» کمک کرد تا در ژانویه (دی ۱۴۰۳) حمله داعش به دمشق را خنثی کند. این بحث باید همچنین به سختترین مسئله پردازد: آینده اردوگاههای «الهول» و «روج» که حدود ۴۰ هزار نفر مرتبط با داعش هنوز در بازداشت «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF) هستند. «احمد الشرع» هیچگونه چالشی سیاسی از سوی عناصر اسلامگرای محافظهکارتر را تحمل نکرد و دولت او در شمال غرب سوریه برنامهای کوچک برای بازپروری افراطیها راهاندازی کرد. بااینحال، مقیاس چالش در اردوگاه الهول بهمراتب بزرگتر از آن چیزی است که «احمد الشرع» قبلاً با آن روبرو شده است.
برای کمک به دولت دمشق در تثبیت وضعیت سوریه و شکست موفقیتآمیز داعش، واشنگتن باید تحریمها علیه سوریه را کاهش دهد. طبق برآوردهای بانک جهانی در سال ۲۰۲۱، بازسازی سوریه پس از تخریب عظیمی که در جنگ داخلی طولانی به وجود آمده، ممکن است بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار هزینه بردارد. سوریها به کمکهای بینالمللی و سرمایهگذاری خصوصی نیاز دارند و تحریمهای آمریکا علیه افرادی که با سوریه تجارت میکنند، جریانهای سرمایه و کالاهایی را که کشور بهشدت به آنها نیاز دارد، محدود خواهد کرد.
کارآفرینانی که در دمشق در ژانویه (دی ۱۴۰۳) با آنها ملاقات کردم، تأکید داشتند که معافیتهای موقتی که دولت بایدن در آن ماه در زمینههای انرژی و کمکهای انسانی اعمال کرد، به هیچوجه برای مقیاس بازسازی مورد نیاز کافی نیست. اگر دولت ترامپ از رفع همه تحریمهای متعدد علیه سوریه امتناع کند، حداقل میتواند با اعمال معافیت یکساله قابل تمدید برای تحریمهایی که بر بخشهای مالی، ساخت و ساز و مهندسی، بهداشت، آموزش، حملونقل و کشاورزی تأثیر میگذارند، شروع کند. چنین اقداماتی نیاز به هزینه برای خزانهداری آمریکا ندارد؛ دولتهای منطقه و سایر حامیان ملی به سوریه کمک خواهند کرد. اما تحریمهای ثانویه آمریکا نباید مانع از آن شود که این اهداکنندگان و سرمایهگذاران خصوصی وارد عمل شوند. بدون این سرمایهگذاریها، سوریه به حال خود رها خواهد ماند و نمیتواند داعش را شکست دهد، همانطور که دولت ضعیف شده اسد بین سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۴ نتوانست این کار را انجام دهد.
بسیاری در واشنگتن نسبت به تغییر «هیئت تحریرالشام» بدبین هستند و تردید دارند که نسخه جدید این گروه واقعاً از تروریسم دست کشیده باشد.
دورشدن از نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و رویآوردن به دولت جدید دمشق به معنای محکوم کردن کردهای سوریه به آیندهای تاریک نیست. امنیت و رفاه جوامع کردی نه به قدرتهای خارجی، بلکه به میزان احترام دولت سوریه به حقوق آنها و حقوق همه شهروندان سوری بستگی دارد. هنوز مشخص نیست که «هیئت تحریرالشام» تا چه اندازه صادقانه مایل به برقراری یک دموکراسی فراگیر در سوریه است. اما بدون تردید میتوان گفت که سوریهایی که تحت کنترل دولت جدید زندگی میکنند، از لحاظ حقوق سیاسی و فردی، آزادیهای بیشتری نسبت به دوران حاکمیت حزب بعث از سال ۱۹۶۳ تاکنون دارند.
در نیمه دوم ژانویه (دی ۱۴۰۳) من ده روز در سوریه. از جمله یک هفته در دمشق گذراندم. آزادی بیان در همهجا مشهود بود. در کافهها، سوریهایی که نمیشناختم آزادانه به بحثهای سیاسی میپیوستند و از دولت تحت رهبری «هیئت تحریرالشام» انتقاد میکردند. تجمعات کوچکی که در پایتخت شکل میگرفتند، بدون مزاحمت پلیس ادامه مییافتند. تزئینات کریسمس محلههای مسیحی شهر را آراسته بود و زنگهای کلیسا در روزهای یکشنبه به صدا درمیآمد. مسیحیان دمشق نگران بودند، اما اذعان داشتند که این نگرانیها بیشتر ناشی از پیشینه ایدئولوژیک «هیئت تحریرالشام» است تا رفتار فعلی این گروه.
ترامپ در پرهیز از نسخهپیچی برای روند تحول سیاسی سوریه تصمیم درستی گرفته است. در هشتم دسامبر (۱۸ آذر ۱۴۰۳)، بلافاصله پس از آنکه اسد از سوریه به روسیه گریخت، ترامپ در توییتی اعلام کرد که آینده سوریه موضوعی نیست که آمریکا بخواهد آن را دیکته کند. سوریها باید برای تدوین یک قانون اساسی جدید آماده شوند؛ قانونی که بهاحتمال زیاد نوعی تمرکززدایی و فدرالیسم را در بر خواهد داشت؛ ویژگیهایی که رهبران کردها و دیگر گروههای اقلیت سوری بر دستیابی به آنها اصرار دارند. تدوین این قانون اساسی فرایندی زمانبر خواهد بود و به شکیبایی فراوان نیاز دارد. تنها با داشتن یک قانون اساسی قوی، سوریها خواهند توانست انتخاباتی واقعی برگزار کنند.
البته باید بهخاطر داشت که برگزاری انتخابات و تعیین سهمیههایی برای اقلیتها در دولت، بهخودیخود تضمینی در برابر استبداد نیست. تجربههای افغانستان و عراق در قرن بیستویکم نشان میدهد که حل مشکلات عمیقتر فرهنگی و سیاسی تا چه اندازه دشوار است. انتخابات در سوریه زمانی شانس بیشتری برای ایجاد ثبات واقعی و حکمرانی خوب خواهد داشت که دولت انتقالی پیش از آن، حاکمیت قانون را برقرار کرده و آزادیهای سیاسی و فردی - از جمله آزادی بیان و عقیده، آزادی دین، آزادی انجمن و تجمع و آزادی از بازداشتهای خودسرانه - را تضمین کرده باشد. کشورهای غربی باید تمرکز خود را بر تشویق دمشق به برخورد برابر با همه سوریها بهعنوان شهروندان یک کشور و تضمین حقوق اساسی آنها قرار دهند؛ قدرتهای خارجی نباید درصدد برآیند که کردها، مسیحیان، دروزیها، علویان و سنیها را در برابر یکدیگر قرار دهند یا از آنها سوءاستفاده کنند.
ایالات متحده باید آمادگی داشته باشد که حمایت خود از نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) را کاهش دهد و آنها را به ادغام در ساختارهای سوریه جدید تشویق کند. واشنگتن باید قاطعانه اعلام کند که نیروهای آمریکایی بیش از دو سال دیگر در سوریه نخواهند ماند، تا روند گذار در شمالشرقی سوریه طی شود. در این بازه زمانی، همه گروههای نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، اعم از کرد و عرب، باید بتوانند در ارتش جدید سوریه ادغام شوند. واشنگتن باید دمشق، کردها و اداره خودگردان را تحت فشار قرار دهد تا بر سر ترتیبات انتقالی مذاکره کنند؛ ترتیبی که مسائل امنیتی، آینده کوتاهمدت ساختارهای اداری موجود در مناطق خودگردان و بازگشت خدمات دولت مرکزی - از جمله کنترل مرزها و بازگشایی ادارات دولتی برای صدور گذرنامه و ثبت معاملات ملکی - را دربرگیرد.
آینده نظام سیاسی سوریه مسئلهای است که خود سوریها باید آن را حل کنند و در این مسیر آمریکا نباید حضور مستقیم نظامی یا هدایت سیاسی داشته باشد.
اما واشنگتن نباید و نیازی نیست که در جزئیات گرفتار شود. آمریکا باید یک پیام ساده به دمشق منتقل کند: اگر دولت جدید سوریه تلاش کند اداره خودگردان را به حاشیه براند و بدون همکاری کردها روند انتقال را پیش ببرد، این کار منجر به بروز درگیریهای جدید، تضعیف مبارزه با داعش و به تعویق افتادن بررسی کاهش تحریمها از سوی ایالات متحده خواهد شد. پیام واشنگتن به نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) نیز باید به همین اندازه روشن باشد: سقوط رژیم اسد به این معناست که اکنون زمان آن رسیده تا درباره ترتیبات امنیتی و اداری آینده در قلمروهای تحت کنترل این گروه - ای از جمله انحلال تدریجی این گروه - مصالحههای دشوار صورت گیرد.
آمریکا نباید برای اختصاص سهمیه یا تعیین سمت خاصی در دولت «احمد الشرع» برای کردهای سوریه یا هیچ گروه دیگری فشار بیاورد. «هیئت تحریرالشام» (HTS) نیز اختصاص سهمیههای قومی یا فرقهای را رد کرده و سیستم غنایم قومی و مذهبی که بیست سال پیش در عراقِ همسایه و با حمایت آمریکا شکل گرفت را اشتباه خوانده است. فعالیت عمومی، تقویتشده با حاکمیت قانون و حمایت از آزادیهای سیاسی و فردی، تنها راهی است که سوریه از طریق آن میتواند یک دموکراسی واقعی بنا کند. این مسیر کند و پرچالش خواهد بود و در نهایت مسئلهای است که خود سوریها باید آن را حل کنند. اما این روند نباید به حضور مستقیم آمریکا - چه در هدایت سیاسی و چه با حضور نظامی - نیاز داشته باشد.
https://www.foreignaffairs.com/syria/america-can-best-help-syria-getting-out
[1] . ROBERT S. FORD
[2] . Hurras al-Din
/انتهای پیام/