۱۴۰۴/۱۲/۰۶
۱۳:۲۴
کد خبر : ۱۱۹۷۳
راه دراز سوریه تا دموکراسی؛

شورشیان سوریه نمی‌توانند به حاکمان دموکرات تبدیل شوند

شورشی‌های مسلح در سوریه اجازه نخواهند داد در این کشور شرایط یک دموکراسی برقرار شود.
مسیر آینده سوریه تنها در صورتی مثبت خواهد بود که کشور از گذشته سرکوبگر و تک‌حزبی خود عبور کند. «شرع» باید فوراً سایر احزاب سیاسی و گروه‌ها را در روند گذار مشارکت دهد، به‌ویژه ملی‌گرایان و فعالان مستقلی که از سال ۲۰۱۱ انقلاب علیه اسد را رهبری کرده‌اند.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «فواز ا. جرجیس» [1] استاد روابط بین‌الملل در مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن و نویسنده کتاب «غرب و ناکامی دموکراسی در خاورمیانه» [2] در مقاله‌ای که «فارن افیرز» آن را منتشر کرده است سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که آیا حکومت جدید سوریه دموکراتیک خواهد بود یا خیر؟ وی در پاسخ به این پرسش تأکید می‌کند هر چند «احمد الشرع» سرکرده «هیئت تحریرالشام» وعده‌هایی درباره فراگیری حکومت خود و پرهیز از انتقام‌گیری داده است اما اقدامات عملی وی نشان می‌دهد که سوریه در مسیر تبدیل‌شدن به یک حکومت تک‌حزبی با گرایش سلفی است. به گفته جرجیس «احمد الشرع» دولت موقت را با وفاداران خود، به‌ویژه اعضای پیشین دولت محلی ادلب، پر کرده و نهادهای امنیتی، قضایی و نظامی را در راستای اسلام‌گرایی سلفی بازسازی کرده است. وی تأکید می‌کند «هیئت تحریرالشام» علی‌رغم لفاظی‌های سران آن همچنان به اسلام سلفی وفادار است و انتخابات را نه برای تحقق اراده مردم، بلکه ابزاری برای تثبیت قدرت خود و قرائت سلفی از اسلام می‌داند و نشانه‌ای از پذیرش مشارکت واقعی دیگر نیروهای سیاسی و مدنی در حکومت جدید از سوی «احمد الشرع» دیده نمی‌شود.

در سوریه، احتمال یک گذار سیاسی هموار بسیار کم است. چالش‌های عملی کشور بسیار سنگین است، و عدم اعتماد میان ذی‌نفعان کلیدی که برای کسب مزیت و سلطه در حال رقابت هستند، وضعیت را پیچیده‌تر می‌کند.

اقدامات عملی «احمد الشرع» نشان می‌دهد که سوریه در مسیر تبدیل‌شدن به یک حکومت تک‌حزبی با گرایش سلفی است.

تلاش خشونت‌بار اسد برای به تأخیر انداختن سقوط خود، سوریه را بیش‌ازپیش در برابر ظهور یک مستبد جدید آسیب‌پذیر کرد. در طول چهارده سال جنگ داخلی تلخ، میلیون‌ها سوری به فقر و قحطی کشیده شدند. نیم‌میلیون نفر جان خود را از دست دادند. این جنگ، کشور را بیش‌ازپیش دچار تفرقه‌های قومی و مذهبی کرد و آن را به میدان رقابت ویرانگر قدرت‌های خارجی برای گسترش نفوذشان بدل ساخت. فروپاشی دستگاه‌های امنیتی رژیم اسد، سوری‌ها را در جست‌وجوی ده‌ها هزار دوست و خویشاوندی رها کرده که زندانی یا ناپدید شده‌اند. کشور زخمی و ویران است؛ دیگر تاب یک حکومت تک‌حزبی دیگر را ندارد.

گروه مسلط جدید در سوریه - هیئت تحریرالشام - با وعده متفاوت بودن، امیدهایی را در میان ناظران بیرونی برانگیخته است. گرچه هیئت تحریرالشام (HTS) یک سازمان اسلام‌گرای سلفی محافظه‌کار است، اما از مجموعه‌ای از گروه‌های اسلام‌گرای هم‌فکر و ملی‌گرا دعوت کرد تا در رقابت برای تصرف دمشق مشارکت کنند. رهبر این گروه، زمانی که کنترل منطقه‌ای شورشی در استان ادلب را در دست داشت، با نام «ابومحمد الجولانی» شناخته می‌شد؛ اما اکنون این نام را کنار گذاشته، نام غیرنظامی «احمد الشرع» را برگزیده و لباس نظامی‌اش را با کت‌وشلوار جایگزین کرده است. بااین‌حال، نشانه‌هایی نگران‌کننده وجود دارد که هیئت تحریرالشام (HTS) در حال فاصله‌گرفتن از ذهنیت فراگیر است و قصد دارد حکومتی اسلام‌گرا و تک‌حزبی را تحکیم کند. ازآنجاکه این روند، الگویی تکراری در تاریخ است، شکستن آن نیازمند اقداماتی جدی - عمدتاً از سوی خود سوری‌ها، اما همچنین با حمایت بازیگران خارجی - خواهد بود.

 

وعده‌هایی که محقق نشد

بسیاری از گزارش‌های خبری درباره شورش دسامبر (آذر ۱۴۰۳)، آن را به‌عنوان تکمیل پرونده ناتمام بهار عربی سوریه معرفی کردند. اما برکناری اسد هنوز به خواسته‌هایی که معترضان برای آن مبارزه کردند، پاسخ نداده است. اسد - که از اقلیت علوی بود - اغلب ادعا می‌کرد که رژیمش از اقلیت‌های قومی و مذهبی محافظت می‌کند، اما این ادعا گمراه‌کننده بود. اسد همه مردم سوریه را سرکوب کرد و کشوری زیبا را به نابودی کشاند. ملی‌گرایان، فعالان حقوق بشر و اقشار حرفه‌ای که رهبری قیام سوریه در بهار عربی را بر عهده داشتند، شامل گروهی چشم‌گیر از سنی‌های جهان‌وطن بودند که تفسیر خشک‌مقدس هیئت تحریرالشام از اسلام را نمی‌پذیرفتند. هدف آنها نه حکومت دینی، بلکه شهروندی برابر برای همه سوری‌ها بود.

از زمان به‌دست‌گیری قدرت در دسامبر، «شرع» تلاش گسترده‌ای را آغاز کرده تا جهان را قانع کند که حکومتش با فراگیری و اعتدال همراه خواهد بود. او در مجموعه‌ای از دیدارها با مقام‌های غربی و خاورمیانه‌ای، به جهانیان اطمینان داده است که سوریه جدید تهدیدی برای همسایگان نخواهد بود و «هیئت تحریرالشام» برنامه‌ای عمل‌گرایانه در پیش خواهد گرفت که متمرکز بر بازگرداندن صلح داخلی، بازسازی نهادهای دولت سوریه، و رشد و آزادسازی اقتصادی ویران‌شده کشور خواهد بود.

«شرع» به‌شدت از دیگر رژیم‌های اسلام‌گرا فاصله گرفته و به‌طور علنی گفته است که سوریه افغانستان نیست و «هیئت تحریرالشام» به‌خوبی می‌داند که «منطق یک دولت با منطق یک انقلاب تفاوت دارد». او وعده داده که «هیئت تحریرالشام» از زنان و اقلیت‌های دینی محافظت خواهد کرد و به دنبال انتقام‌گیری از هواداران سابق اسد نخواهد بود. یکی از دیپلمات‌های ارشد آمریکایی که برای نخستین‌بار در بیش از یک دهه در دسامبر به دمشق سفر کرده بود، با رضایت گفت که «شرع» «شخصیتی عمل‌گرا از خود نشان داد».

بااین‌حال، شکافی فزاینده میان این سخنان دلگرم‌کننده و اقدامات عملی «هیئت تحریرالشام» در حال شکل‌گیری است. «شرع» در ماه دسامبر وعده داد که با مشورت با سوری‌هایی از تمام اقشار، یک نهاد انتقالی تشکیل خواهد داد. اما اخیراً از این وعده‌ها عقب‌نشینی کرده و اعلام کرده است که روند طولانی بازسازی نظام حقوقی سوریه و اجرای سرشماری بدان معناست که تهیه پیش‌نویس قانون اساسی جدید ممکن است تا سه سال طول بکشد و برگزاری انتخابات تا چهار سال به تعویق بیفتد. در این فاصله، «هیئت تحریرالشام» در حال ایجاد واقعیت‌هایی بر روی زمین است که سلطه‌اش را بر نهادهای کلیدی امنیتی، اقتصادی و قضایی تثبیت می‌کند.

«احمد الشرع» دولت موقت را با وفاداران خود، به‌ویژه اعضای پیشین دولت محلی ادلب، پر کرده و نهادهای امنیتی، قضایی و نظامی را در راستای اسلام‌گرایی سلفی بازسازی کرده است.

در ۱۰ دسامبر (۲۰ آذر ۱۴۰۳) «شرع» یکی از شاگردان خود به نام «محمد البشیر» [3] را به‌عنوان نخست‌وزیر موقت سوریه منصوب کرد تا این سمت را تا ماه مارس (اسفند) در اختیار داشته باشد. البشیر نیز دولت خود را با چهره‌هایی از مدیران پیشین مناطق تحت کنترل «هیئت تحریرالشام» در استان شمالی ادلب پر کرد و افراد بسیار مورد اعتماد را در رأس وزارتخانه‌های کلیدی چون دفاع، اطلاعات، اقتصاد و امور خارجه گماشت. برای اداره شهرهای بزرگ سوریه نیز، «شرع» از وفاداران یک گروه مسلح اسلام‌گرای متحد، یعنی احرار الشام، بهره گرفت. به‌این‌ترتیب، «هیئت تحریرالشام» عملاً دولت قدیمی ادلب را به دمشق منتقل کرده و گروه‌های سکولار و مذهبی میانه‌رو را تا حد زیادی کنار گذاشته است.

«احمد الشرع» همچنین با حمایت ترکیه، توانست شماری از جناح‌های شورشی را متقاعد کند که خلع سلاح شوند و نیروهایشان را در وزارت دفاع دولت موقت ادغام کنند. او سپس به‌سرعت و به‌تنهایی ۵۰ فرمانده اسلام‌گرای تندرو، از جمله جنگجویانی خارجی از چین، مصر، اردن، تاجیکستان و ترکیه را به سمت‌های ارشد نظامی منصوب کرد. روشن است که ارتش جدید سوریه قرار است هویت اسلامی کشور را پاسداری کند: وزارت دفاع یک دوره آموزشی ۲۱ روزه در فقه اسلامی را در کنار آموزش نظامی برای نیروهای تازه‌وارد در نظر گرفته است. این وزارت‌خانه همچنین بیانیه‌ای صادر کرده و هدف ارتش جدید را «کارکردن برای خدمت به دین‌» اعلام کرده است.

«احمد الشرع» دوست دارد تأکید کند که انقلاب دسامبر متعلق به همه سوری‌هاست. اما تا اینجای کار او و شرکای اسلام‌گرایش در ائتلاف جدید چنان رفتار کرده‌اند که گویی تنها خودشان رژیم اسد را سرنگون کرده‌اند و غنایم نیز فقط به آنها تعلق دارد. ملی‌گرایان سکولار و فعالان مدنی سوریه کاملاً از دولت جدید کنار گذاشته شده‌اند، تاحدی‌که این میزان حذف حتی خود آنها را نیز شوکه کرده است.

«هیئت تحریرالشام» تاکنون هیچ اقدام گسترده‌ای در زمینه اعدام‌های انتقامی حامیان اسد انجام نداده است. اما گروه‌های حقوق بشری سوری و مردم محلی گزارش‌هایی نگران‌کننده از اعدام‌های میدانی و ناپدیدشدن علوی‌ها منتشر کرده‌اند. برخی جناح‌های نیرومند مخالف، از جمله نیروهای دموکراتیک سوریه به رهبری کردها، هنوز سلاح خود را زمین نگذاشته‌اند و تأکید دارند که پیش از آن، باید شاهد پیشرفت واقعی «هیئت تحریرالشام» در مسیر حکمرانی شفاف‌تر و فراگیرتر باشند.

 

گروه‌های تندرو

با اینکه رهبران ارشد «هیئت تحریرالشام» خود را از القاعده - که این گروه از دل آن بیرون آمده - جدا کرده‌اند، هرگز از التزامشان به اسلام سلفی اعلام برائت نکرده‌اند. سلفی‌گری بر این اصل استوار است که اجرای سخت‌گیرانه شریعت، پایه یک نظم سیاسی پایدار است. مهم نیست رهبران «هیئت تحریرالشام» برای جلب حمایت مقامات غربی چه بگویند؛ به‌احتمال زیاد، هرگز نخواهند پذیرفت که خواست مردم، منشأ مشروعیت سیاسی باشد.

«هیئت تحریرالشام» علی‌رغم لفاظی‌های سران آن همچنان به اسلام سلفی وفادار است و انتخابات را نه برای تحقق اراده مردم، بلکه ابزاری برای تثبیت قدرت خود و قرائت سلفی از اسلام می‌داند.

البته این واقعیت به این معنا نیست که «هیئت تحریرالشام» قصد دارد همانند طالبان در افغانستان یا داعش در عراق و سوریه، افراط‌گرایی خشونت‌بار یا سرکوب نسل‌کشانه را تکرار کند. «شرع» گفته است: طالبان بر یک جامعه قبیله‌ای حکومت می‌کرد. سوریه کاملاً متفاوت است. اما «هیئت تحریرالشام» از تلاش‌های تبلیغاتی برای مبارزه با افراط‌گرایی مذهبی در ادلب - که مورد استقبال ناظران خارجی قرار گرفت - استفاده کرده تا گرایش‌های اقتدارگرایانه سیاسی خود را بپوشاند و عادی جلوه دهد.

«شرع» که فردی حسابگر، جاه‌طلب و باهوش است، یک گروه مسلح آشفته و پراکنده را با اولویت‌دادن به تحکیم قدرت به‌جای پایبندی به خلوص ایدئولوژیک، به سازمانی نظامی منسجم و نیمه‌حرفه‌ای تبدیل کرد. «شرع» برای حفظ قدرت در ادلب، میان تندروهای رده‌پایین «هیئت تحریرالشام» و نیروهای عمل‌گرا توازن برقرار کرد و اغلب جانب عمل‌گرایان را گرفت اما این استراتژی‌های عمل‌گرایانه را با رویکردی آهنین اجرا کرد. او «هیئت تحریرالشام» را از بالا به پایین «غیرافراطی» کرد، و در این مسیر برخی تندروها را اعدام یا زندانی کرد.

سبک رهبری «شرع» به‌احتمال زیاد ترکیبی از عناصر اسلام‌گرایی محافظه‌کارانه سنی، ناسیونالیسم سوری پیش از حزب بعث، و کارکردگرایی تکنوکراتیک خواهد بود؛ ترکیبی که به لحاظ ایدئولوژیک شباهت‌هایی با بنیان‌های فکری حزب عدالت و توسعه ترکیه دارد. «هیئت تحریرالشام» به ترکیه نه‌تنها به چشم متحد، بلکه به‌عنوان الگوی توسعه نیز می‌نگرد. در واقع، مقام‌های ترک از هم‌اکنون نقش مشاور برای «شرع» را ایفا می‌کنند و در تحکیم قدرت به او یاری می‌رسانند؛ بیش از هر بازیگر خارجی دیگر، این ترکیه خواهد بود که بر مسیر آینده سوریه تأثیر قابل‌توجهی خواهد گذاشت.

در نهایت، مشروعیت دولت جدید دمشق بر تفسیر سلفی از اسلام و حاکمیت اکثریت استوار خواهد بود. «شرع» هرگز از واژه «دموکراسی» استفاده نکرده است زیرا آن را سکولار و غیراسلامی می‌داند. او به‌جای آن، از بازسازی نهادهای دولتی سخن می‌گوید که ممکن است به معنای اسلامی‌سازی این نهادها باشد. در همین راستا، «شادی محمد الویسی» [4] وزیر جدید دادگستری سوریه، در اوایل ژانویه (دی ۱۴۰۳) با اطمینان اعلام کرد که چون ۹۰ درصد مردم سوریه مسلمان هستند، به اجرای شریعت رأی خواهند داد. این اظهارات نشان می‌دهد که الویسی و دیگر رهبران «هیئت تحریرالشام» انتخابات را نه به‌عنوان هدف، بلکه ابزاری برای تحقق اهداف اسلام‌گرایانه خود می‌دانند. هم‌اکنون نیز دولت موقت «شرع» برنامه درسی مدارس را به‌طور کامل بازنگری کرده است تا تفسیر اسلام‌گرایانه از تاریخ سوریه را محور قرار دهد، و آموزه‌هایی نظیر «نظریه تکامل» را از مطالب درسی حذف کرده است.

تا زمانی که توازن قدرت به سود اسلام‌گرایان باقی بماند، بعید است که سوریه جدید بتواند گسستی واقعی از گذشته اقتدارگرای خود داشته باشد. تاریخ درس عبرت است: در ایران، سرنگونی محمدرضا شاه پهلوی در سال ۱۹۷۹ حاصل نزدیک به یک دهه اعتراض از سوی طبقه متوسط گسترده، روشنفکران پویای کشور، گروه‌های اسلامی ملی‌گرا و لیبرال، و جنبش‌های قدرتمند سوسیالیستی و چپ‌گرا بود. اما پس از سقوط شاه، ائتلافی از محافظه‌کاران مذهبی توانستند انقلاب را مصادره کنند، زیرا سازمان‌یافته‌تر و منضبط‌تر بودند. با تکیه بر شبکه‌ای گسترده از مساجد، رهبری کاریزماتیک، و آمادگی برای استفاده از زور علیه رقبای خود، آنان موفق شدند دین را سیاسی کرده، هواداران را بسیج کنند و چپ‌گرایان، لیبرال‌ها و سکولارها را از حکومت و عرصه عمومی حذف کنند. انقلابی که با شعار دموکراسی آغاز شده بود، در نهایت به انقلاب اسلام‌گرایانه ختم شد.

جنبش‌های بهار عربی نیز ابتدا توسط ائتلافی متنوع از دانشجویان، فعالان حقوق بشر، اتحادیه‌های کارگری و طبقه متوسط هدایت می‌شدند. در مصر، لیبی، تونس و یمن، اسلام‌گرایان دیرتر به اعتراضات پیوستند اما در ادامه، رهبری آنها را به‌دست گرفتند. خشونت بی‌رحمانه اسد، خیزش مسالمت‌آمیز اولیه در سوریه را به سمت نظامی‌شدن سوق داد و بهانه‌ای به دست مخالفان افراطی‌اش داد تا روزبه‌روز مسلح‌تر شوند. در این فضا، «هیئت تحریرالشام» و دیگر گروه‌های تندرو، به سبب رهبری کاریزماتیک، مهارت سازمان‌دهی، ایدئولوژی سخت‌گیرانه، و انسجام درونی، به شکل ناخواسته برندگان نهایی شدند. تجربه تاریخی اخیر نشان می‌دهد که اسلام‌گرایان معمولاً محتمل‌ترین وارثان جوامع خاورمیانه‌ای پس از دیکتاتوری‌اند و هنگامی که به قدرت می‌رسند، کنارزدن آنها کاری بسیار دشوار است.

 

راه دشوار گذار سیاسی

در سوریه، احتمال یک گذار سیاسی هموار بسیار کم است. چالش‌های عملی کشور بسیار سنگین است، و عدم اعتماد میان ذی‌نفعان کلیدی که برای کسب مزیت و سلطه در حال رقابت هستند، وضعیت را پیچیده‌تر می‌کند. به‌طورکلی، هر چه دخالت بازیگران خارجی در امور داخلی کشور کمتر باشد، احتمال موفقیت و فراگیری روند انتقال قدرت بیشتر خواهد بود. این بدان معناست که همسایگان سوریه باید از دخالت در امور سوریه دست بردارند و از حمایت از گروه‌های جدایی‌طلب خودداری کنند.

«هیئت تحریرالشام» در حال ایجاد واقعیت‌هایی بر روی زمین است که سلطه‌اش را بر نهادهای کلیدی امنیتی، اقتصادی و قضایی تثبیت می‌کند.

بااین‌حال، اقدامات صحیح از سوی بازیگران خارجی درست می‌تواند کمک‌کننده باشد. نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) که از حمایت آمریکا برخوردارند، هنوز با شورشیان مورد حمایت ترکیه در شمال‌شرق سوریه در حال درگیری هستند. رهبران کرد این گروه باید در فرآیند تصمیم‌گیری سوریه دخالت داشته باشند. آمریکا می‌تواند با استفاده از نفوذ گسترده‌اش بر نیروهای دموکراتیک سوریه، به ترغیب این گروه برای ایفای نقش خود کمک کند. فرمولی که برای همه طرف‌ها سودمند باشد، می‌تواند دولتی فراگیر باشد که تعادلی میان حفظ وحدت ملی و احترام به آرزوهای کردها برای خودمختاری برقرار کند. چنین راه‌حلی همچنین می‌تواند نگرانی‌های امنیتی ترکیه را حل کند و با جلوگیری از بازگشت گروه داعش که از بحران‌های اجتماعی و سیاسی تغذیه می‌کند، یک مدل حکمرانی مؤثر و فراگیر می‌تواند به آمریکا کمک کند تا نیروهای ۲۰۰۰ نفره خود را از سوریه خارج کند.

شورای ملی سوریه - ائتلاف گسترده‌ای از اپوزیسیون که در دوران بهار عربی شکل گرفت - خواهان آن شده است که سازمان ملل نظارت و هدایت کشور را بر عهده بگیرد، نه اینکه آن را مدیریت کند، درحالی‌که کشور در حال تدوین یک قانون اساسی جدید است؛ سازمان ملل باید این درخواست را جدی بگیرد. هیچ دلیلی وجود ندارد که سوریه نتواند در مدت ۱۸ ماه به‌ویژه با کمک و نظارت بر انتخابات از سوی سازمان ملل انتخابات آزاد و عادلانه برگزار نکند، اما برای اینکه هر یک از این تلاش‌ها مؤثر واقع شود، رهبران جهان باید با طیف گسترده‌تری از رهبران محلی، جامعه مدنی، فعالان و رهبران ملی‌گرا و نه «هیئت تحریرالشام» ارتباط برقرار کنند. اگر گروه‌های اپوزیسیون سوریه و رهبران جامعه مدنی قادر به بسیج و مشارکت در اقدام جمعی باشند، موفقیت بیشتری در مقابله با تمایلات اقتدارگرایانه «هیئت تحریرالشام» خواهند داشت.

و همین رهبران جهانی باید فشار بیشتری بر «شرع» وارد کنند تا روند حکمرانی فراگیر و شفاف را به‌سرعت آغاز کند. مسیر آینده سوریه تنها در صورتی مثبت خواهد بود که کشور از گذشته سرکوبگر و تک‌حزبی خود عبور کند. «شرع» باید فوراً سایر احزاب سیاسی و گروه‌ها را در روند گذار مشارکت دهد، به‌ویژه ملی‌گرایان و فعالان مستقلی که از سال ۲۰۱۱ انقلاب علیه اسد را رهبری کرده‌اند. «هیئت تحریرالشام» قول یک کنفرانس فراگیر برای ترویج گفت‌وگوی ملی داده است، اما از دعوت احزاب سیاسی و گروه‌های اپوزیسیون برای مشارکت خودداری کرده است. بازیگران خارجی بیش از گذشته نفوذ بیشتری می‌توانند بر «هیئت تحریرالشام» داشته باشند برای مثال، آنها می‌توانند لغو برچسب گروه تروریستی این گروه را مشروط به اقدامات عملی برای ایجاد یک روند حکمرانی فراگیرتر کنند.

اما صرف‌نظر از اینکه آیا موفق به فشار مستقیم بر «شرع» می‌شوند یا نه، ایالات متحده و متحدانش باید روند لغو تحریم‌هایی را آغاز کنند که اقتصاد سوریه را فلج کرده‌اند؛ این اقدام می‌تواند به تسهیل ارسال کمک‌های بشردوستانه و اجازه به سوری‌های مقیم خارج برای ارسال حواله‌های مالی کمک کند تا اقتصاد کشور به حرکت درآید. طبق گزارش سازمان ملل، ۹۰ درصد از سوری‌ها اکنون زیر خط فقر زندگی می‌کنند و ۷۵ درصد به کمک‌های بشردوستانه فوری نیاز دارند. ۷ میلیون نفر همچنان آواره داخلی هستند و بیش از 5 میلیون نفر به کشورهای مصر، عراق، اردن، لبنان و ترکیه پناه برده‌اند. در نتیجه، بسیاری از سوری‌هایی که باید کشور خود را بازسازی کنند، از فقر رنج می‌برند و از قدرت دور شده‌اند. اگر آنها نتوانند در حکمرانی مشارکت کنند، فرصتی طلایی برای ساختن یک سوریه جدید - و شکستن الگوی تاریخی ناامیدکننده - از دست خواهد رفت.

https://www.foreignaffairs.com/syria/syrias-post-authoritarian-trap?check_logged_in=1&utm_medium=promo_email&utm_source=lo_flows&utm_campaign=article_link&utm_term=article_email&utm_content=20250507

 

[1] . FAWAZ A. GERGES

[2] . What Really Went Wrong: The West and the Failure of Democracy in the Middle East

[3] . Mohammed al-Bashir

[4] . Shadi Mohammad al-Waisi

 

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :