گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «جاکوپو کاستودی» [۱] - پژوهشگر علوم سیاسی و استاد دانشگاه استنفورد - در مطلبی که وبسایت مجله اینترنتی «jacobin» منتشر کرده است، به موضوع حمایت گسترده و بیسابقه اتحادیههای کارگری و مردم ایتالیا از ملت مظلوم فلسطین میپردازد. به گفته وی، در هفتههای اخیر، ایتالیا شاهد بزرگترین اعتراضات چند سال اخیر در حمایت از مردم غزه و مخالفت با حمایت دولت راستگرای ایتالیا از نسلکشی اسرائیل در غزه بوده است. بزرگترین اتحادیه کارگری ایتالیا طی روزهای گذشته به این موج پیوسته و اعتصابی سراسری و تظاهراتی با مشارکت ۲ میلیون ایتالیایی در حمایت از مردم غزه و ناوگان جهانی صمود برگزار شد. به گفته وی، این موج اعتراضی فراتر از پایگاههای سنتی چپ هم گسترش یافته و حتی در میان برخی رأیدهندگان راستگرا نیز حمایت قابلتوجهی کسب کرده است. دولت «ملونی» تلاش کرده این اعتراضات را با حمله به معترضان و تصویرسازی منفی و برچسبزنیهایی مانند «کودکان لوس چپگرا» و «خرابکاران» تضعیف کند، اما این استراتژی ناکام مانده است. جاکوپو کاستودی تأکید میکند که فعالان و جنبشهای اجتماعی ایتالیایی در کنار نمایندگان احزاب مخالف، نقش مهمی در سازماندهی و استمرار این اعتراضات ایفا کردهاند و این جنبش مردمی، نهتنها در داخل ایتالیا بلکه میتواند موجی از حمایت و بسیج را در دیگر کشورهای اروپایی نیز ایجاد کند. به باور وی، این جنش اعتراضی گسترده میتواند فشار بر دولتهای غربی برای توقف حمایت از اسرائیل را افزایش دهد و نقطه امیدی برای پایاندادن به نسلکشی در غزه باشد.
تغییر در گفتمان
«مردم ایتالیا باعث شدند ما در غزه لبخند بزنیم.» با این جمله، «امان ابو زاید» [۲] - نویسنده فلسطینی در نوار بمبارانشده غزه - توصیف کرد که چگونه تجمعات گسترده و روبهرشد ایتالیا برای حمایت از فلسطین در آنجا بازتاب یافته است. او این جملات را چند روز پس از اعتصاب سراسری بیستوچهارساعته در ۲۲ سپتامبر (۳۱ شهریور) نوشت؛ اعتصابی که توسط اتحادیه کارگری ایتالیا در پاسخ به نسلکشی مداوم در نوار غزه، محاصره کمکهای انسانی توسط ارتش اسرائیل و تهدیدات علیه مأموریت بینالمللی ناوگان جهانی صمود برگزار شد.
میزان حضور مردم، بسیار بیشتر از توان معمول بسیج این اتحادیه بود و از آن زمان به بعد، تظاهرات نهتنها بزرگتر شده بلکه گستردهتر نیز شده است. این روند این روزها با پیوستن بزرگترین اتحادیه کارگری ایتالیا به موج حمایت از مردم غزه به اوج خود رسیده است؛ موفقیت این اعتصاب، نتیجه دو سال سازماندهی مستمر توسط انجمنها، جنبشهای اجتماعی، دانشجویان و جامعه اعراب ایتالیا بود.
موفقیت اعتصاب سراسری اتحادیههای کارگری ایتالیا در حمایت از مردم غزه، نتیجه دو سال سازماندهی مستمر توسط انجمنها، جنبشهای اجتماعی، دانشجویان و جامعه اعراب در ایتالیا بوده است.
چهارشنبه یک اکتبر (۹ مهر) وقتی نیروهای اسرائیلی بهصورت غیرقانونی به ناوگان جهانی صمود یورش بردند و حاضران در این ناوگان را بازداشت کردند (نقض آشکار حقوق بینالملل)، تجمعات و راهپیماییهای خودجوش در صدها شهر ایتالیا شکل گرفت. روز بعد، بار دیگر جمعیتهای بزرگ در سراسر کشور به خیابانها آمدند و ایستگاههای راهآهن، دانشگاهها و بنادر را به تصرف درآوردند. روز جمعه ۳ اکتبر (۱۱ مهر) نیز بار دیگر، تظاهرات عظیمی از شمال تا جنوب ایتالیا را فراگرفت. در این تظاهرات که همزمان با اعتصاب سراسری بیستوچهارساعتهای که این بار توسط دو اتحادیه بزرگ کارگران و کارمندان ایتالیا برگزار شد، بیش از ۲ میلیون نفر در خیابانهای شهرهای مختلف ایتالیا حضور داشتند.
اتحادیهها قول داده بودند که اگر اسرائیل ناوگان را متوقف کند، اعتصاب بیستوچهارساعتهای برگزار خواهند کرد و به این وعده وفادار ماندند. «ماتئو سالوینی» [۳] - معاون نخستوزیر که میتوان او را آشکارترین چهره حامی اسرائیل و ضد اتحادیهها در دولت دانست - تمام تلاش خود را برای متوقف کردن این اعتصاب به کار گرفت؛ ابتدا با اعلام غیرقانونی بودن اعتصاب و سپس با تهدید به اینکه «اعتصابکنندگان با تحریمهای شخصی روبهرو خواهند شد»؛ ادعایی که طبق قانون ایتالیا کاملاً نادرست است. حتی اگر اعتصاب نهایتاً غیرقانونی شناخته شود (موضوعی که اتحادیهها آن را رد میکنند)، مسئولیت هرگونه تخلف بر عهده سازمانها خواهد بود، نه کارگران. بههرحال، تهدیدات خشمگینانه سالوینی تأثیر چندانی نداشت؛ زیرا اعتصاب به طور گستردهای حمایت شد و گفته میشود که در بسیاری از کارخانهها، مشارکت بیش از ۸۰ درصد بوده است.
در تظاهرات و اعتصاب سراسری روز ۳ اکتبر (۱۱ مهر) بیش از ۲ میلیون نفر در سرتاسر ایتالیا به خیابانها آمدند و نسلکشی مردم غزه و حمله اسرائیل به ناوگان جهانی «صمود» را محکوم کردند.
در هفتههای اخیر، ناوگان جهانی صمود بیش از سایر کشورهای اروپایی در ایتالیا به مسئلهای محوری در بحثهای عمومی این کشور تبدیل شده است. روی کشتیهای آن، نمایندگانی از هر سه حزب اصلی مخالف دولت ایتالیا حضور داشتند: دموکراتها، جنبش پنجستاره و ائتلاف سبز چپ. نکته کلیدی این است که همبستگی با غزه و مأموریت بشردوستانه ناوگان جهانی صمود، حمایت گستردهای در میان ایتالیاییها داشته و نارضایتی عمیقی نسبت به سیاست خارجی دولت ایتالیا وجود دارد که بیش از حد در خدمت اسرائیل است. دولت ایتالیا بر خلاف ادعاهای خود مبنی بر موضع مستقل، در قبال نسلکشی جاری در فلسطین سکوت کرده است.
دو نظرسنجی اخیر، یکی توسط «SWG» و دیگری توسط «Izi» نشان داد که حمایت آشکار از ناوگان به ترتیب ۶۲ درصد و ۷۲ درصد است. دادهها همچنین نشان میدهد که تقریباً نیمی از رأیدهندگان راستگرا نیز از ناوگان جهانی صمود حمایت میکنند. این در حالی است که نخستوزیر - جورجیا ملونی [۴] - بارها به فعالان ناوگان حمله کرده و آنها را «بیمسئولیت» خوانده است. او همچنین آنها را متهم کرده که تنها با هدف تضعیف دولت ایتالیا عمل میکنند؛ ادعایی که مضحک است، زیرا ایتالیاییها تنها حدود ۱۰ درصد شرکتکنندگان را تشکیل میدادند. ملونی همچنین حاضران در ناوگان صمود را دشمنان صلح دانسته است؛ چرا که اقداماتشان برنامه صلح دونالد ترامپ را تهدید میکند.
این روایت، تأثیر محدودی حتی در میان بخشی از حامیان خود ملونی داشته است. همین موضوع باعث شده که دولت او در روزهای اخیر استراتژی خود را تغییر دهد و تلاش کنند تا بحث را از غزه، اسرائیل و ناوگان - جایی که دولت بهوضوح در اقلیت است - منحرف کنند و بهجای آن بیوقفه روی این موضوع تأکید کنند که تظاهرات و اعتصابات چقدر «مختلکننده» هستند.
این سناریو آشناست و همیشه سیاست سنتی دولتهای راستگرا در ایتالیا بوده است. آنها همواره معترضان را «کودکانی لوس» معرفی میکنند؛ تنبلهایی که فقط جمعهها اعتصاب میکنند تا تعطیلات آخر هفتهشان طولانی شود؛ خرابکارانی که باعث زحمت کارگران و مسافران میشوند. این رویکرد تلاش دارد با بخش قابلتوجهی از ایتالیاییها همصدا شود؛ کسانی که از رفتارهای اسرائیل متنفرند اما درعینحال به چپ - بهویژه در قالبهای کلیشهایاش - نگاه تحقیرآمیز دارند. همین خصومت است که ملونی در سالهای اخیر به آن دامن زده و از آن بهره برده است، اما این استراتژی در حملات او به ناوگان در هفتههای گذشته موفق نبود؛ چرا که همبستگی با ناوگان غزه و همدلی با فلسطین در افکار عمومی ایتالیا عمیق است. این همدلی به زمانی بازمیگردد که سیاست خارجی رُم نسبت به کشورهای عربی بازتر و نسبت به دستورات آمریکا کمتر مطیع بود. اگر بحث را بتوان به کلیشه «چپگرایان لوس که برای مردم عادی مزاحمت ایجاد میکنند» برگرداند، دولت میتواند کنترل روایت را دوباره به دست گیرد و این دقیقاً همان چیزی است که ملونی روی آن شرط بسته است.
بازسازی بسیج
جنبش هنوز در جریان است. تظاهرات بزرگ تقریباً به رویدادی روزمره تبدیل شده است. اکنون بسیاری چیزها به این بستگی دارد که آیا ریسک ملونی (تحریک خصومت نسبت به این اعتراضها با معادلسازی آنها با کاریکاتورهای فعالان چپگرا) موفقیتآمیز خواهد بود یا نه. این موضوع بههیچوجه قطعی نیست؛ زیرا تظاهرات، فراتر از پایگاههای سنتی چپ گسترش یافته است. بسیاری چیزها به توانایی معترضان در ارائه خود بهعنوان نماینده اراده عمومی مردم ایتالیا بستگی دارد، نه اینکه در چارچوبهای ایدئولوژیک محدود شوند (همان چیزی که ملونی ترجیح میدهد.)
جنبش مردمی شکلگرفته در ایتالیا میتواند موجی از حمایت و بسیج را در دیگر کشورهای اروپایی ایجاد کند.
سؤال دیگر این است که آیا موج کنونی ایتالیا میتواند اعتراضات را در دیگر کشورهای اروپا نیز تقویت کند یا خیر. اگر چنین شود، میتواند به حفظ شتاب در داخل کشور کمک کند، چرخه اعتراضات را طولانیتر کرده و فشار بر دولت ملونی بابت حمایت از اسرائیل را افزایش دهد. پس از سالها که ایتالیا در جنوب اروپا عقبماندهترین کشور در زمینه بسیج گسترده و تحرکات اجتماعی بود، اکنون دوباره در خط مقدم قرار گرفته است. اینکه جمعیتی که درگیر یک کارزار نسلکشی در غزه است، از فعالیتهای جدید ایتالیا دلگرم میشود، اهمیت این موج اعتراضات را برجسته میکند. این موضوع، نیروی عاطفی قدرتمندی به ضرورت فشار بر دولتهای غربی برای پایاندادن به حمایت از اسرائیل و بازگرداندن اصول پایهای حقوق بینالملل میبخشد. بدون این حمایت دولتی، کارزار نسلکشی رژیم اسرائیل فرو خواهد پاشید. به همین دلیل، بسیج مردم ایتالیا منبعی ملموس از امید است.
https://jacobin.com/2025/10/italy-protest-gaza-general-strike
[1] . Jacopo Custodi
[2] . Eman Abu Zayed
[3] . Matteo Salvini
[4] . Giorgia Meloni
/انتهای پیام/