۱۴۰۵/۰۶/۱۷
۱۰:۳۰
کد خبر : ۱۲۲۸۴
تحلیل توصیفی از اجتماعات شبانه در شهر تهران در گفتاری از علی فلاحی؛

تجمعی که مرزهای معمول اجتماعی در هم شکست

علی فلاحی تجمعات شبانه مردم ایران را روایت میکند
پیمایش‌ها ملی، معمولا در حوزه سرمایه اجتماعی و فرهنگی، تفاوت‌های نسلی و طبقاتی محسوسی را میان گروه‌های مختلف جامعه (از جمله جوانان، دانشگاهیان، اصناف و صاحبان مشاغل آزاد) نشان می‌دهند. اما در فاصله ۴۰ روز نخستِ جنگ، این الگوی متعارف دگرگون شد و جامعه ایران به شکلی بی‌سابقه، همبسته، همدل و یکصدا در برابر دشمن موضع گرفت؛ به‌گونه‌ای که مرز‌های معمول اجتماعی، دست‌کم در این بازه زمانی، کم‌رنگ‌تر از همیشه شدند.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ آنچه در ماه‌های اخیر در میادین اصلی تهران (انقلاب، تجریش، منیریه، سبلان، کامرانیه و...) و همچنین شهرستان‌ها رخ داد، صرفاً یک گردهمایی فیزیکی در واکنش به ترور یا حمله نظامی نبود. پژوهشگران این رویداد را با مفهوم «حضور» توصیف کرده‌اند؛ حالتی که در آن افراد نه‌تنها در کنار هم ایستاده‌اند، بلکه از هم‌آگاهی جمعی، زیست‌جهان مشترک و مأموریتی ملی (صیانت از وطن) برخوردارند. تفاوت اساسی میان تجمع (جمع‌شدن صرف) و حضور (درک علت جمع‌شدن) در همین لایه معنایی نهفته است. در همین راستا علی فلاحی، مدیر کانون افکارسنجی تهران، در نشست تخصصی «روایت حضور» که با حضور جمعی از پژوهشگران، اساتید دانشگاه و اندیشکده‌های فعال در حوزه افکارسنجی برگزار شد، سخنان خود را با تأکید بر ضرورت ورود سریع و به‌موقع به عرصه تحقیق میدانی آغاز کرد و یادآور شد که در شرایط بحرانی، فاصله‌گرفتن نهادهای پژوهشی از واقعیت‌های در حال شکل‌گیری، فرصت درک دقیق پدیده‌ها را از میان می‌برد.

 

چیستی و ماهیت «حضور» در برابر «تجمع»

 فلاحی در تبیین ماهیت این رویداد، تلاش کرد آن را از چارچوب متعارف و محدود یک گردهمایی صرف فراتر ببرد. وی با استناد به رهنمودهای رهبر شهید انقلاب، تأکید کرد که «حضور» مردم در صحنه، نه یک واکنش لحظه‌ای، بلکه به معنای جامعه‌شناختی یک کنش نمادین بوده و دربرگیرنده نیروهای اجتماعی متنوع و متکثر بود که منجر به افزایش تاب‌آوری در ایام خاص جنگ بود؛ نیرویی که می‌توان آن را «سوختی قدرتمندتر از انرژی هسته‌ای» توصیف کرد. به تعبیر او، این حضور خودجوش، توانست توطئه پیچیده دشمن برای ایجاد شکاف و تفرقه میان اقشار گوناگون جامعه را خنثی سازد و به معجزه‌ای اجتماعی بدل شود؛ پدیده‌ای که به باور وی، شایسته تحلیل عمیق و چندلایه از سوی اصحاب علوم‌انسانی، جامعه‌شناسان و سیاست‌گذاران کشور است.

 نکته برجسته و کلیدی در این بخش از سخنان فلاحی، تأکید بر گذار مفهومی از «تجمع» به «حضور» بود؛ تمایزی که به گفته او صرفاً بازی با کلمات نیست، بلکه ماهیتی متفاوت را توصیف می‌کند که دارای ارزش تحلیل جامعه‌شناختی است. در اجتماعات شبانه، آنچه موردتوجه است صرفاً گردهمایی فیزیکی افراد در یک مکان و زمان مشخص است؛ اما «حضور» مفهومی عمیق‌تر و چندبُعدی را در بر می‌گیرد که بر هم‌آگاهی جمعی، درک مشترک از ضرورت صیانت از وطن، و ایستادگی آگاهانه در برابر جنگ روانی دشمن دلالت دارد. به بیان دیگر، حضور نشان‌دهنده یک انتخاب آگاهانه و جمعی است، نه صرفاً یک اجتماع فیزیکی.

 فلاحی در توضیح بستر شکل‌گیری این پدیده افزود که این حضور در شرایطی رخ داد که چند عامل هم‌زمان بر آن اثر گذاشته بودند: انطباق با ماه مبارک رمضان و معنویت خاص این ایام، حضور خانواده‌ها در کنار یکدیگر، و در عین حال فضای روانی سنگین ناشی از موشک‌باران و تهدیدات امنیتی. به باور او، ترکیب این شرایط دشوار با میزان و کیفیت این حضور مردمی، آن را به پدیده‌ای بی‌نظیر و شگفت‌آور در تاریخ اجتماعی اخیر کشور بدل کرده است.

 انتظار می‌رفت اصحاب علوم‌انسانی ورود جدی‌تری داشته باشند به‌عنوان مثال در حال حاضر با وجود گذشت ۱۷۰ شب از تجمعات، شاید انتظار می‌رفت این برنامه چندم باشد، اما طبق جستجویی که ما داشتیم این برنامه تقریباً از اولین برنامه‌هاست.

 

مهم‌ترین یافته‌های میدانی و آماری

 فلاحی در بخش اصلی و شاید مهم‌ترین قسمت سخنان خود، به ارائه شاخص‌های عینی، مستند و متقن حاصل از پیمایش‌های میدانی مرکز پرداخت؛ داده‌هایی که به‌روشنی نشان‌دهنده سطح بالای هم‌افزایی و اجماع ملی در روزهای ابتدایی بحران بود:

 میزان مشارکت: بر اساس یافته‌های این پژوهش‌ها، بیش از نیمی از جامعه ایران در این اجتماعات شبانه حضور داشتند؛ رقمی که نشان از گستردگی و فراگیری این پدیده در سطح کشور دارد. در شهر تهران نیز به طور خاص، این میزان مشارکت به نزدیک نیمی از جمعیت شهر می‌رسد. نکته قابل‌توجه آنکه تمامی مؤسسات و نهادهای فعال در حوزه افکارسنجی، صرف‌نظر از تفاوت‌های روشی، بر صحت و اعتبار این آمار توافق داشتند؛ همگرایی‌ای که خود به اعتبار این یافته‌ها می‌افزاید.

 ضرورت ادراک‌شده: جالب‌توجه است که این حمایت اجتماعی محدود به حاضران واقعی نبود. حتی افرادی که به هر دلیل امکان حضور فیزیکی نداشتند، در نظرسنجی‌های انجام‌شده به‌صراحت اعلام کردند که برگزاری این تجمعات را امری ضروری می‌دانند و معتقدند این روند باید تداوم یابد؛ نشانه‌ای از عمق و گستردگی این باور در سطح جامعه، فراتر از صرفِ شرکت‌کنندگان مستقیم.

 همبستگی یکپارچه: یکی از مهم‌ترین و در عین حال غیرمنتظره‌ترین یافته‌های این پژوهش، مربوط به کیفیت همبستگی اجتماعی در این دوره بود. پیمایش‌های پیشین ملی، معمولاً در حوزه سرمایه اجتماعی و فرهنگی، تفاوت‌های نسلی و طبقاتی محسوسی را میان گروه‌های مختلف جامعه (از جمله جوانان، دانشگاهیان، اصناف و صاحبان مشاغل آزاد) نشان می‌داد. اما در فاصله ۴۰ روز نخست پیش از اعلام آتش‌بس، این الگوی متعارف دگرگون شد و جامعه ایران به شکلی بی‌سابقه، همبسته، همدل و یک‌صدا در برابر دشمن موضع گرفت؛ به‌گونه‌ای که مرزهای معمول اجتماعی، دست‌کم در این بازه زمانی، کم‌رنگ‌تر از همیشه شدند.

 نکته هشداردهنده: با این حال، فلاحی در ادامه هشداری جدی نیز مطرح کرد. به گفته او، هرچند این همبستگی گسترده در ابتدای بحران به‌روشنی شکل گرفت، اما شواهد میدانی نشان می‌دهد که با فروکش‌کردن تدریجی هیجانات اولیه، تمایل به بازگشت به الگوهای پیشین رفتار اجتماعی نیز به‌آرامی در حال بازتولید است. ازاین‌رو، او تأکید کرد که این سرمایه اجتماعی نادر و ارزشمند، بدون مراقبت و نهادینه‌سازی مستمر، در معرض فرسایش قرار دارد و ممکن است به سرنوشتی مشابه «سرمایه اجتماعی پس از جنگ ۱۲ روزه» دچار شود؛ تجربه‌ای که متأسفانه به دلیل غفلت و بی‌توجهی نهادهای مسئول، در نهایت به وقایع تلخ دی‌ماه منجر شد. این هشدار، به گفته فلاحی، باید به‌عنوان یک درس تاریخی برای سیاست‌گذاران و نهادهای مسئول مورد توجه جدی قرار گیرد. وی اشاره کرد بی‌توجهی به وضعیت اجتماعی در روی دیگر سکه که دیدگاه افراد غیر حاضر در میادین با رویکردهایی غیر از گفتمان رسمی است، ما را به برداشت ناقصی می‌رساند و پژوهشگران نیز نباید نسبت به این جنبه غفلت نمایند.

 

فرآیند و رویکرد‌های پژوهشی

 فلاحی در این بخش از سخنان خود، به تشریح روش‌شناسی و چارچوب کاری مرکز در انجام این پژوهش‌ها پرداخت و نکات زیر را برشمرد:

 مرکز بر داده‌های میدانی: به گفته او، در حالی که بسیاری از اندیشکده‌ها و مراکز پژوهشی در مواجهه با این رخداد، عمدتاً به سمت تحلیل‌های فلسفی، نظری و انتزاعی گرایش پیدا کردند، رویکرد انتخابی این مرکز متفاوت بود. این مرکز کوشید با به‌کارگیری روش داده‌محور و تجربی، در کنار رویدادهای تفسیری و هرمنوتیکی، تصویری متوازن‌تر و مستندتر از واقعیت به دست دهد؛ رویکردی ترکیبی که به گفته فلاحی، هدفش خروج از دام یک‌جانبه‌گرایی روش‌شناختی و پرهیز از قضاوت‌های ناقص بود.

 پویایی و انعطاف تحقیق: روند پژوهشی این مرکز از ایستایی و انجماد به‌دور بود؛ به‌گونه‌ای که به طور میانگین هر ده روز، یک پروژه تحقیقاتی جدید با طرح مسئله‌ای تازه، متناسب با تحولات میدانی، تعریف و اجرا می‌شد. این چابکی در طراحی پژوهش، امکان همراهی نزدیک با تحولات سریع اجتماعی و ثبت به‌موقع داده‌ها را فراهم آورد.

 دستاوردهای علمی: حاصل این فرایند مستمر و فشرده، گردآوری و انتشار مجموعه‌ای گسترده مشتمل بر ۴۰ مقاله علمی بوده است که تاکنون ۲۰ مقاله از آن دریافت و نهایی شده و ۲۰ مقاله دیگر نیز همچنان در مرحله داوری علمی قرار دارد. این مجموعه‌مقالات که قرار است در قالب یک کتاب مستقل تدوین و منتشر شود، در واقع حاصل هم‌افزایی و همکاری میان‌رشته‌ای پژوهشگران مرکز، اندیشکده‌های مختلف، اساتید دانشگاهی و تحلیل‌گران اجتماعی است؛ همکاری‌ای که به گفته فلاحی، غنای علمی و اعتبار روش‌شناختی این خروجی‌ها را تضمین کرده است.

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :