گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ از زمان شکلگیری تجمعات تا امروز، نقش فعال زنان ایرانی در عرصههای اجتماعی یکی از واقعیتهای آشکار و غیرقابل انکار این روزهای کشور است. زنان با وجود پوششها، سلیقهها یا باورهایی مختلف، بر اساس تواناییهای خود راههای متنوعی برای مشارکت در جامعه ایجاد کردهاند و در این مسیر، خانواده را نیز همراه خود داشتهاند. همچنین زنان بهعنوان عضو تأثیرگذار در ساختار خانواده، امید و نشاط را به اعضای خانواده منتقل کرده افزون بر اینکه باعث سرایت این امید در میان اقشار مختلف جامعه شدهاند. البته این امید و نشاط هرگز مانع از مطالبهگری آنها در زمینههای گوناگون نشده است. دکتر سینا شیخی پژوهشگر علوم اجتماعی، در نشست تخصصی «روایت حضور» که با حضور جمعی از پژوهشگران، اساتید دانشگاه و اندیشکدههای فعال در حوزه افکارسنجی برگزار شد، سخنان خود را با دفاع از رویکرد کمی و مدلسازی آغاز کرد و به نقدی مبنی بر «نابود کردن امر اجتماعی با کمیسازی» مطرح شده بود، پاسخ داد.
وی تأکید کرد که اگر پژوهشگران اجتماعی از مدلسازی و مفهومسازی فاصله بگیرند، عملا از دایره تأثیرگذاری بر سیاستگذاری و دانش اجتماعی کنار گذاشته میشوند و این خلأ، توسط منطقهای دیگری که لزوما همسو با منافع ملی نیستند، پرخواهد شد.
ضرورت وجودی مدلسازی و کمیسازی در علوم اجتماعی ایران
شیخی با اشاره به آسیبشناسی روششناختی، به یک مسئله ظریف اما بنیادین در طراحی پیمایشها اشاره کرد: اثر چارچوببندی در تنظیم پرسشنامه. به عنوان مثال، اگر پرسشنامهای با محوریت نقد عملکرد دولت آغاز شود، در شرایط گرانی، پاسخها عمدتا انتقادی خواهد بود؛ اما اگر نقطه عزیمت پرسشنامه، نیروهای مسلح (که در تمام نظرسنجیها از اعتماد بالای مردمی برخوردارند) باشد، فضای همدلی، کل فرآیند تحقیق را تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین، طراحی یک پرسشنامه علمی نیازمند نگاه ترکیبی (آمیخته) است که ابعاد کمی، کیفی، الهیاتی و فلسفی را توأمان لحاظ کند تا از دام «منطق تسلیم» یا «ناامیدیافکنی» در امان بماند.
نقد پارادایم غربی «جامعه مدنی» در برابر کنشگری میدانی ایرانی
دکتر شیخی با استناد به آرای دیوید هاروی (در کتاب فضای نئولیبرال)، به نقد مفهومی پرداخت که بر اساس آن، برخی تحلیلگران میکوشند پدیده تجمعات را در چارچوب «جامعه مدنی» تبیین کنند. به باور ایشان، جامعه مدنی بهمثابه یک مفهوم غربی، ریشه در تلاش برای جانشینی کلیسا (از قرن ۱۷) و سپس پوششدهی به نقاط کور بازار و دولت مدرن دارد. این رویکرد، عمدتا به «آسیبزدایی» سطحی میپردازد و از ریشههای ساختاری بیعدالتی غافل میماند.
در مقابل، آنچه در تجمعات شبانه ایران رخ داده، فراتر از جامعه مدنیِ صرفا اصلاحطلبانه است. این پدیده، یک جامعه کنشگر است که در مقابل بزرگترین نیروی نظامی جهان (هیمنه دشمن) عرضاندام کرده و به موفقیت دست یافته است. دادههای پیمایشی نشان میدهد که افراد حاضر در تجمعات، در مساجد حضور فعال داشتهاند و هیئتهای مذهبی و گروههای جهادی، نقش محوری در برپایی این اجتماعات ایفا کردهاند. این امر، نارسایی نظریههای وارداتی را برای تبیین پدیدههای بومی به اثبات میرساند و بر ضرورت بهکارگیری مفاهیم تاریخی-دینی همچون ایثار، فداکاری و وفا در مدلسازیهای علمی تأکید دارد.
بنابراین اگر امر کمی و یا مدل سازی ما منطبق بر این مفاهیم تاریخی باشد، میتواند به سیاستگذار کمک کند. چون ما واقعا نیازمند این هستیم که این تجمعات را حفظ کنیم و ارتقا بدهیم.
وی با ابراز گلایه از سیاستگذاران و جامعه شناسان، بیان کرد که ما نسبت به تجمعات بسیار کم توجه بودهایم. رهبر معظم انقلاب در سالگرد شهادت شهید رئیسی بیان کردند باید یک نقشی برای مردم مبعوث شده در حکمرانی تعریف کنید. اما مسئولی گفته بود مردم مبعوث شده ۳۰ درصد انرژی کمتر مصرف کنند. در حالی که وقتی به مردمی که در قامت رهبری موفق عمل کردند، بگویید دو لامپ خاموش کن، جامعه نشناسی است.
ما در چند روز اخیر یک کنش ساده انجام دادیم؛ گفتیم به یاد ۱۶۸ شهید میناب در ۱۶۸ مین روز از تجمعات حضور پیدا کنید. در عمده تجمعاتی که خود بنده حاضر بودم و از دوستان دیگر نیز سوال کردم جمعیت بینظیر بود. این یک کنش بهنگام و پدیدارشناسانه نیز است و چیزی را تحمیل نمیکنید بلکه از دل تاریخ و پدیده، یک کنشگری سیاستگذارانه انجام میدهید که این کنش نتیجه میدهد؛ بنابراین میخواهم بگویم ما نه تنها نقشی برای مردم مبعوث شده تعریف نکردیم بلکه تجمعاتمان را نیز به مدل مردمی اداره نمیکنیم که ضرورت دارد اداره این تجمعات را مردمی سازی کنیم.
تیپشناسی پنجگانه تجمعات
دکتر شیخی بر اساس پیمایشهای گسترده و حضور مستمر در میدان، پنج تیپ اصلی از تجمعات را احصا و کارکردهای هر یک را تشریح نمود:

یافتههای شاخص و الگوی سوم زن
وی عنوان کرد که دو یافته کلیدی در پیمایشها، توجه ویژه پژوهشگران را به خود جلب کرده است:
امید اجتماعی بینظیر: شرکتکنندگان در تجمعات، امید «زیاد» و «بسیار زیاد» به آینده داشتند و تنها درصد اندکی امید کمی را گزارش کردند. این مقوله، بیانگر عمق سرمایه روانی-اجتماعی جامعه است.
تأیید الگوی سوم زن: برخلاف کلیشههای رایج (چه از سوی رسانههای رسمی و چه جریانهای سکولار)، پیمایشها نشان میدهد زنان حاضر در صحنه، عمدتا تحصیلکرده، دارای فرزندآوری بالا و بهطور غالب، کنشگر اجتماعی (آورنده سایر اعضای خانواده به میدان) بودهاند. این همان الگویی است که معمار آن، رهبر شهید انقلاب اسلامی بود و متأسفانه در ادبیات پژوهشی کشور، کمتر به آن پرداخته شده است.
لزوم تقویت جامعه شبکهای
دکتر شیخی در بخش نهایی سخنان خود، با گلایه از کمتوجهی سیاستگذاران به فرمایشات رهبر انقلاب در خصوص «تعریف نقش برای مردم مبعوث»، پیشنهادات عینی و کاربردی را در چهار محور ارائه کرد:
الف) مردمیسازی اداره تجمعات (حکمرانی مشارکتی): تصمیمگیری درباره محتوا(پلاکاردنویسی)، انتخاب سخنرانان و نحوه اجرا باید به هیئتامنای مردمی متشکل از نمایندگان نهادهای محلی حاضر در تجمع سپرده شود. این اقدام، اداره صرفا دولتی و از بالا به پایین را به مدیریتی تعاملی و مبتنی بر اعتماد تبدیل میکند.
ب) تأمین زیرساختهای رفاهی و خانوادهمحور: با توجه به ماهیت خانوادگی تجمعات (محوریت زنان و کودکان)، شهرداری موظف است نسبت به تأمین صندلی برای سالمندان، قفلهای مادر و کودک، سرویسهای بهداشتی سیار و واگذاری غرفهها به خانوادهها.... اقدام فوری نماید تا فضای میدان، به محیطی امن و دلپذیر برای عموم شهروندان تبدیل شود.
ج) راهاندازی پلتفرم «جانفدا» و هماهنگی انتظامی: ثبت، پیگیری و سازماندهی تمامی ساختارهای مشارکتی (جانفدا) بهعنوان یک ظرفیت استفادهنشده، پیشنهاد میشود. همچنین، هماهنگی بیشتر نیروی انتظامی برای بستن مسیرهای تردد خودرو، به افزایش ایمنی و آرامش تجمعات کمک شایانی خواهد کرد.
/انتهای پیام/