۱۴۰۵/۰۶/۱۷
۱۰:۳۰
کد خبر : ۱۲۲۹۰
تحلیل توصیفی از اجتماعات شبانه در شهر تهران در گفتاری از علی حاتمی؛

تکوینِ «سپر فروزان» ایرانیان در بستر تاریخ تمدنی

علی حاتمی از تکوین هویت ایرانیان می گوید
«سپر فروزان» نه یک استعاره شعری، بلکه یک واقعیت جامعه‌شناختی و روانی است که بر پایه آگاهی، مقاومت و اراده ملی شکل گرفته است. داده‌ها نشان می‌دهند که جامعه ایران، حتی در شدیدترین فشارهای اقتصادی و امنیتی، در هسته‌های سخت خود (وفاداری به گفتمان، ادراک پیروزی و تبعیت از رهبرانقلاب) استحکام مثال‌زدنی دارد.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ از زمانی که اجتماعات خودجوش در سراسر ایران شکل گرفت و تا امروز که همچنان استمرار دارد، عوامل سازنده‌ای در این حرکت مردمی نقش داشته‌اند. گروه‌های مختلفی از مردم، با وجود تفاوت در باورها و سلیقه‌ها، هر کدام به دلیل دلبستگی‌ای که به کشور خود داشته‌اند، در این اجتماعات شرکت کرده و معمولاً نقشی را بر عهده گرفته‌اند. اینکه چرا مردم یک جامعه همچنان در این اجتماعات حضور فعال دارند، نیاز به تحلیل عمیق جامعه‌شناختی دارد.

علی حاتمی هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری، در نشست تخصصی «روایت حضور» که با حضور جمعی از پژوهشگران، اساتید دانشگاه و اندیشکده‌های فعال در حوزه افکارسنجی برگزار شد، با طرح یک اصطلاح جدید، این اجتماعات شبانه را در قالب سپر فروزان مفهوم‌سازی کرد؛ استعاره‌ای که بیانگر کارکرد دفاعی، نورانی و پویای این حضور جمعی در برابر تهدیدها است.

 

پدیده‌ای به نام «سپر فروزان»

 به باور حاتمی، این «سپر فروزان» نه یک پدیده گذرا، که بازتولید فرهنگ مقاومت در بستر تاریخ تمدنی ایران است. ویژگی‌های شاخص این سپر عبارتند از:

  خودجوشی و خودانگیختگی (بدون فرمان یا دعوت رسمی)

  دغدغه مشترک (محوریت ایران و صیانت از وطن)

  تنوع اجتماعی (با تأکید بر نقش طبقات متوسط و پایین و نسل‌های جوان)

  محوریت زنان و حضور پررنگ نسل دهه هشتاد و نود (نسل نوپا).

وی با رد کلیشه‌های رایج، تصریح کرد که این سپر متعلق به «آقازاده‌ها» نیست، بلکه حافظانی از دل مردم عادی هستند که نظام ارزشی حق و حقیقت را پاس می‌دارند.

 

روش‌شناسی و یافته‌های کلان پیمایش ملی

حاتمی با استناد به پیمایش ملی با نمونه‌ای بالغ بر ۱۵۲۶ نفر در ۳۱ استان، به ارائه یافته‌های کمّی پرداخت که نشان از عمق و حضور گستره این پدیده در میان مردم دارد:

نخست میزان حضور حماسی : نزدیک به ۴۵ درصد از شهروندان تهرانی و بالای ۵۰ درصد در شهرهایی غیر از تهران در طول این مدت حضور حماسی داشته‌اند. برخلاف روایت‌های تقلیل‌گرا، حجم عظیم حضور در شرایط تهدید نظامی، یک پدیده نادر و قدرتمند در ادبیات بحران‌شناسی به شمار می‌رود.

دوم هماهنگی با گفتمان رسمی: بر اساس شاخص ترکیبی طراحی‌شده (شامل ارزیابی از ارتش، موضع مذاکرات، خطوط قرمز هسته‌ای و موشکی و ادراک پیروزی)، میانگین نمره هماهنگی کل جامعه ۴.۳ از ۶ بوده است. از این میان، ۲۱ درصد هماهنگی کم، ۲۸ درصد هماهنگی متوسط و ۵۱ درصد هماهنگی بالا با گفتمان رسمی داشته‌اند.

 

تحلیل دلایل عدم حضور و نقش جنگ شناختی

حاتمی با واکاوی لایه‌های پنهان این پدیده، به بررسی دلایل عدم مشارکت پرداخت و به دو عامل تعیین‌کننده اشاره کرد:

عامل نخست اثر بازدارندگی ادراکی و رسانه‌های بیگانه: حدود ۱۸ درصد از غایبان، دلیل اصلی عدم حضور خود را «ترس از حمله دشمن» عنوان کرده‌اند. در این میان، ضریب ترس در میان مخاطبان رسانه‌های خارجی، ۲.۵ برابر بیشتر از مخاطبان رسانه‌های داخلی بوده است. به عبارت دقیق‌تر، افرادی که منبع کسب خبرشان رسانه‌های بیگانه بوده، به مراتب ترس بیشتری را تجربه کرده‌اند، در حالی که مخاطبان رسانه‌های داخلی میانگین نمره امنیت روانی ۴.۴ از ۶ را ثبت کردند. این داده، مؤید اثر نامتقارن رسانه‌های معاند در ایجاد هراس و تضعیف بازدارندگی ادراکی در داخل کشور است.

عامل دوم پارادوکس اقتصادی و معیشتی: ۴۱.۳ درصد از نمونه مورد مطالعه، توان تأمین هزینه‌های زندگی را نداشته‌اند. جالب آنکه این قشر (افراد دارای فشار اقتصادی بالا)، ۴۰ درصد کمتر از دیگران ترس از حمله را گزارش کرده‌اند. این یافته نشان می‌دهد که دغدغه‌های معیشتی، در شرایط بحران، می‌تواند بر ترس‌های امنیتی غلبه کند و یا نوعی «بی‌باکی» ناشی از دشواری‌های روزمره را به وجود آورد. به تعبیر ایشان، این قشر، همان «حافظان نظام ارزشی» هستند که با وجود آسیب‌پذیری اقتصادی، ستون اصلی سپر فروزان را تشکیل می‌دهند.

 

اجماع ملی بر ستون‌های قدرت و دکترین دفاعی

یکی از مهم‌ترین بخش‌های سخنرانی، به ترسیم خطوط قرمز افکار عمومی در حوزه دفاعی و بازدارندگی اختصاص داشت. داده‌ها نشان می‌دهد که سه ستون اصلی قدرت، از پشتیبانی بی‌سابقه‌ای در میان شهروندان برخوردار است:

توان موشکی با ۷۸ درصد مخالفت با هرگونه محدودیت، بالاترین میزان اجماع را به خود اختصاص داده است. موشک‌ها، محکم‌ترین رکن اجماع ملی و نماد قدرت چانه‌زنی کشور محسوب می‌شوند.

توان هسته‌ای با ۷۰ درصد مخالفت با واگذاری یا کاهش، دومین رکن استوار بازدارندگی است.

تنگه هرمز نیز با ۶۲ درصد مخالفت با باز شدن تحت فشار، نشان از حساسیت راهبردی افکار عمومی دارد.

از سوی دیگر، ۶۵ درصد از شهروندان ایرانی معتقدند که ایران در این جنگ پیروز بوده است که نشان از ادراک عمیق پیروزی در افکار عمومی دارد.

 

افق زمانی حضور و لایه‌های انگیزشی

حاتمی با بررسی پویایی‌های جمعیتی تجمعات، به این پرسش پاسخ داد که این حضور تا چه زمانی تداوم خواهد یافت. بخشی از حاضران، افق حضور خود را «بلندمدت» تعریف کرده‌اند (یعنی بدون تاریخ پایان مشخص). برخی اعلام کرده‌اند تا زمان «پیروزی نهایی» در صحنه می‌مانند و بخشی تا زمان «فرمان صریح رهبرانقلاب» برای خاتمه حضور، پای کار خواهند بود.

این تقسیم‌بندی، نشان‌دهنده وجود سه لایه انگیزشی است: هسته سخت وفادار به گفتمان (ادراک پیروزی و تبعیت از رهبری)، لایه میانی که تحت تأثیر آگاهی از قدرت و فشارهای اقتصادی قرار دارد و پوسته بیرونی که حضور فیزیکی در خیابان را به عنوان نمای بیرونی سپر نشان می‌دهد. هر یک از این لایه‌ها نیازمند برنامه‌ریزی ارتباطی و مدیریتی خاص خود هستند.

 

شکاف‌های روایت و دلالت‌های راهبردی برای تقویت سپر ملی

با وجود این اجماع عظیم، حاتمی به یک نقطه کور و هشداردهنده در داده‌ها اشاره کرد: ۳۶.۵ درصد از شهروندان، اطلاع‌رسانی رسمی مسئولان را «ناکافی» ارزیابی کرده‌اند. دلایل اصلی این نارضایتی عبارتند از:

  •      ابهام در نتایج مذاکرات و بیان‌های ضدونقیض.
  •      تأخیر در اطلاع‌رسانی و فقدان روایت‌گری شفاف و اولیه.
  •     عدم بیان واقعیات بدون لکنت که موجب سردرگمی و کاهش اعتماد می‌شود.

بر این اساس، وی پنج توصیه راهبردی برای ترمیم و تقویت این سپر فروزان ارائه کرد:

اول، خنثی‌سازی مارپیچ ترس: ایجاد پیام‌رسان‌های اصلی و معتبر، به‌ویژه برای گروه‌های سنی جوان و میانسال، جهت مقابله با اثر ۲.۵ برابری رسانه‌های بیگانه در ایجاد هراس.

دوم، اولویت‌دهی به معیشت در بحران: پذیرش این واقعیت که در شرایط جنگی، دغدغه اقتصادی بر دغدغه امنیتی غلبه دارد؛ لذا بسته‌های حمایتی و شفافیت در توزیع منابع، به‌اندازه اقدامات نظامی اهمیت دارد.

سوم، تنظیم روایت قدرت: پرهیز از ارائه تصویری صرفاً نظامی و «قدرت‌آمیز» از ارتش که باعث ترس استراتژیک می‌شود؛ جایگزینی آن با روایتی متوازن از اقتدار و مشروعیت.

چهارم، شفاف‌سازی و روایت‌گری فوری: پذیرش انتظار جامعه برای «بیان واقعیات بدون لکنت» و واگذاری رویکرد محافظه‌کارانه تأخیری.

پنجم، بازسازی تصویر میدان‌ها: تأکید بر میادین به‌عنوان «میدان اراده ملی»، نه صرفا فضای اعتراض؛ ثبت و ضبط زیست‌های شبانه (از مراسم عروسی تا درس و مشق کودکان) به‌عنوان اسناد هویت‌بخش.

حاتمی در پایان، بر این نکته تأکید کرد که «سپر فروزان» نه یک استعاره شعری، بلکه یک واقعیت جامعه‌شناختی و روانی است که بر پایه آگاهی، مقاومت و اراده ملی شکل گرفته است. داده‌ها نشان می‌دهند که جامعه ایران، حتی در شدیدترین فشارهای اقتصادی و امنیتی، در هسته‌های سخت خود (وفاداری به گفتمان، ادراک پیروزی و تبعیت از رهبرانقلاب) استحکام مثال‌زدنی دارد. اما این سرمایه عظیم، نیازمند مراقبتی هوشمندانه از طریق شفافیت، پاسخگویی و توجه به معیشت است تا از حرکت «سپر» به سمت «آسیب» جلوگیری شود.

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :