۱۴۰۳/۱۲/۲۶
۱۳:۲۵
کد خبر : ۱۰۴۵۳
توصیف رؤیایی که دارد از درون می‌پوسد؛

فروپاشی بی‌صدای زیرساخت‌های آمریکا

فروپاشی بی‌صدای زیرساخت‌های آمریکا
ساختارهایی که به رؤیای آمریکایی جان می‌بخشیدند، به‌تدریج در حال فروپاشی هستند، آجر به آجر و پل به پل، همه چیز دارد از بین می‌رود و این وضعیت، نشان‌دهنده ضعف یک ملت است که زمانی به دستاوردهای خود می‌بالید. هنگامی که این ساختارها از بین بروند، آن رؤیا نیز از میان خواهد رفت.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ متن حاضر که در سایت مدیوم [1] در تاریخ ۱۶ ژانویه ۲۰۲۵ منتشر شده است، به وضعیت بحرانی زیرساخت‌های آمریکا اشاره دارد و بر فروپاشی تدریجی آن به دلیل سیستم‌های فرسوده و کمبود سرمایه‌گذاری تأکید می‌کند. زیرساخت‌های اولیه آمریکا که در دوران شکوفایی دهه ۱۹۲۰ و پس از جنگ جهانی دوم ساخته شده‌اند، از عمر مفید خود فراتر رفته‌اند و این امر منجر به بروز مشکلات گسترده‌ای در جاده‌ها، شبکه‌های برق و سیستم‌های آب شده است. فقدان یک موج جدید ساخت‌وساز، وضعیت را تشدید می‌کند؛ زیرا منابع مالی، اراده سیاسی و نیروی کار ماهر کاهش یافته است. در مجموع، روایتِ متن حس اضطراری را در خصوص نگهداری زیرساخت‌ها به تصویر می‌کشد و هشدار می‌دهد که کاهش تدریجی سیستم‌های حیاتی ممکن است به فروپاشی اجتماعی وسیع‌تری منجر شود. متن به‌عنوان یک داستان عبرت‌آموز درباره عواقب بی‌توجهی به زیرساخت‌ها عمل کرده و شباهت‌هایی با افول تاریخی تمدن‌های بزرگ از جمله روم را ترسیم می‌کند.

 

لوله‌هایی که دیگر جان ندارند!

لوله‌هایی که کشور ما را به یکدیگر پیوند می‌دهند، در آستانه انفجار قرار دارند. زیرساخت‌های آمریکا در حال فروپاشی است. خیابان‌ها دچار ترک‌خوردگی شده‌اند، شبکه‌های برق نوسان دارند و سیستم‌های آب به درستی عمل نمی‌کنند و این روند به طور مداوم وخیم‌تر می‌شود. موج اول توسعه زیرساخت‌های ایالات متحده در دهه ۱۹۲۰ - که به‌عنوان دهه شکوفایی شناخته می‌شود - آغاز گردید. این دوره با گسترش سریع صنعت و خوش‌بینی بی‌حد و حصری همراه بود. جاده‌ها، پل‌ها و سیستم‌های آب‌رسانی به‌گونه‌ای طراحی شدند که بتوانند برای یک قرن دوام بیاورند و سازندگان آن‌ها به وعده‌های نامحدود پیشرفت ایمان داشتند. موج دوم در دوران رونقِ پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت و به‌منظور تأمین نیازهای جمعیت درحال‌رشد سریع برای ۵۰ سال ساخته شد.

مشکل تنها کمبود آب نیست، بلکه فرسودگی نیز هست. بسیاری از تصفیه‌خانه‌های آب در ایالات متحده قبل از جنگ جهانی دوم ساخته شده‌اند. لوله‌ها دچار زنگ‌زدگی، نشتی و ترکیدگی می‌شوند و سرب، زباله‌های صنعتی و باکتری‌ها را وارد آب آشامیدنی می‌کنند. بحران آب در شهر «فلینت میشیگان» یک استثنا نبود، بلکه یک هشدار جدی بود. زمانی که سیستم‌های آب به حال خود رها شده و به‌طور کافی تأمین مالی نشوند، تمامی شهرها متضرر می‌شوند.

هر دو چرخه حیات، اکنون به پایان عمر خود رسیده‌اند. بزرگراه‌هایی که برای فوردهای مدل تی[2] طراحی شده بودند، تحت‌فشار بارهای مدرن در حال فروریختن هستند. نیروگاه‌هایی که به دوران طلایی صنعت آمریکا جان می‌دادند، به سمت زوال پیش می‌روند. لوله‌های آب نصب‌شده در دورانی که موسیقی جاز یک هنر اعتراضی به‌حساب می‌آمد، به دلیل فشار یک سیستم قدیمی و جمعیت در حال افزایش، در حال ترکیدن هستند.

زیرساخت‌های ایالات متحده نه‌تنها فرسوده شده‌اند، بلکه دائماً از دسترس خارج می‌شوند. برخلاف نسل‌های گذشته، هیچ نشانه‌ای از یک موج عظیم ساخت‌وساز در افق دیده نمی‌شود. به جای آن، کشور در حال تجربه یک فروپاشی آرام است که در آن هر شکست، شکست بعدی را تسریع می‌کند. منابع مالی کافی وجود ندارد. اراده لازم برای پیشرفت هم وجود ندارد. حتی تخصص لازم برای اصلاح مشکلات نیز در حال ناپدیدشدن است؛ زیرا نیروی کار ماهر کاهش یافته و برنامه‌های آموزشی قادر به پاسخگویی نیستند. این موضوع تنها به مشکلاتی مانند چاله‌های خیابان و قطع برق محدود نمی‌شود، بلکه به کشوری اشاره دارد که در آستانه ازدست‌دادن سیستم‌هایی است که زندگی مدرن را ممکن می‌سازند.

 

عطش بی‌پایان ما برای یک منبع محدود

آب، پایه و اساس تمدن به شمار می‌آید. در غیاب آب سالم و گوارا، شهرها به ورطه نابودی می‌افتند. اما متأسفانه زیرساخت‌های آبی در ایالات متحده در تمامی سطوح دچار نارسایی است. سفره‌های آب زیرزمینی که زمانی بی‌پایان تصور می‌شدند، اکنون در حال خشک‌شدن هستند. سفره آب «اوگالالا» [3] که نزدیک به ۳۰ درصد از محصولات کشاورزی ایالات متحده را آبیاری می‌کند، به‌سرعت در حال تخلیه است و برخی نواحی ممکن است در طی ۲۰ سال آینده به طور کامل خشک شوند. شهرهای جنوب غربی - از جمله «فینیکس» و «لاس‌وگاس» - با این واقعیت ناگوار روبرو هستند که ممکن است روزی آب شرب آن‌ها قطع شود و میلیون‌ها نفر بدون دسترسی به آب باقی بمانند.

مشکل تنها کمبود آب نیست، بلکه فرسودگی نیز هست. بسیاری از تصفیه‌خانه‌های آب در ایالات متحده قبل از جنگ جهانی دوم ساخته شده‌اند. لوله‌ها دچار زنگ‌زدگی، نشتی و ترکیدگی می‌شوند و سرب، زباله‌های صنعتی و باکتری‌ها را وارد آب آشامیدنی می‌کنند. بحران آب در شهر «فلینت[4] میشیگان» یک استثنا نبود، بلکه یک هشدار جدی بود. زمانی که سیستم‌های آب به حال خود رها شده و به‌طور کافی تأمین مالی نشوند، تمامی شهرها متضرر می‌شوند.

مسئله بعدی، خرابی بی‌صدای سیستم‌هایی است که به آن‌ها عادت کرده‌ایم. پمپ‌هایی که باید فشار آب شهری را تأمین کنند، به دلیل فرسودگی تجهیزات و قطع برق دچار اختلال شده‌اند. تصفیه‌خانه‌های فاضلاب که وظیفه جلوگیری از آلودگی رودخانه‌ها و منابع آب شرب را بر عهده دارند، به دلیل کاهش بودجه و خرابی‌های مکانیکی تعطیل می‌شوند. نتیجه این وضعیت چیست؟ آب شرب آلوده به باکتری، سرریز فاضلاب خام در رودخانه‌ها و محیطی به‌شدت سمی.

نگهداری از زیرساخت‌های آب هزینه‌های زیادی به همراه دارد و در کشوری که بیشتر به کاهش هزینه‌ها توجه دارد تا سرمایه‌گذاری برای آینده، تأمین مالی به‌سادگی انجام نمی‌شود. شهرها و شهرستان‌ها مجبورند منابع خود را به‌دقت مدیریت کنند و تنها به تعمیرات جزئی بپردازند، درحالی‌که سایر بخش‌ها در حال فرسایش هستند.

 

شبکه برق رو به احتضار است!

تمامی امکانات و آسایش مدرن - از کلیدهای روشنایی و اتصالات اینترنتی گرفته تا سیستم‌های هوش مصنوعی - به شبکه الکتریکی وابسته‌اند که به‌هیچ‌وجه برای پاسخگویی به نیازهای قرن بیست و یکم ساخته نشده است.

شبکه برق آمریکا عمدتاً در میانه قرن بیستم طراحی و ساخته شده است و عمر مفید آن ۵۰ سال پیش‌بینی شده بود. اکنون ما از این زمان ده‌ها سال فراتر رفته‌ایم. خطوط برق دچار افتادگی شده‌اند، ترانسفورماتورها برای تأمین نیازها تحت‌فشار قرار دارند و ایستگاه‌های برق به دلیل گرمای بی‌سابقه، طوفان‌های زمستانی مداوم و سال‌ها عدم تعمیر و نگهداری، دچار مشکل می‌شوند. خاموشی‌ها دیگر پدیده‌ای نادر نیستند و به یک واقعیت اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده‌اند. در این میان، تقاضای برق به‌شدت افزایش یافته است. مراکز داده مبتنی بر هوش مصنوعی که حجم عظیمی از اطلاعات را پردازش می‌کنند، انرژی زیادی را مصرف می‌کنند. توسعه اقتصاد دیجیتال، مصرف انرژی را به‌شدت افزایش و شبکه برق را تحت‌فشار قرار داده است.

درحالی‌که تولید انرژی ممکن است با استفاده از رآکتورهای هسته‌ای «مدولار»، انرژی بادی و خورشیدی راه‌حل‌هایی داشته باشد، اما انتقال انرژی همچنان یک گلوگاه محسوب می‌شود. شبکه برق ایالات متحده فرسوده و نامنظم است. اپراتورهای منطقه‌ای به‌سختی با یکدیگر هماهنگ می‌شوند و این موضوع سیستم را در برابر خرابی‌ها آسیب‌پذیر می‌سازد. خطوط انتقال با ولتاژ بالا که برای جابه‌جایی انرژی از منابع تجدیدپذیر ضروری هستند، به دلیل موانع دیوان‌سالاری و تشریفات زائد اداری و نیز رکود فکری شرکت‌ها متوقف شده‌اند.

«پورتوریکو» [5] پیش‌نمایشی تیره از آینده را ارائه می‌دهد: خاموشی‌های پی‌درپی، خدمات غیرقابل‌اعتماد و مردمی که ناچار به زندگی در شرایطی نامشخص هستند. با افزایش تغییرات اقلیمی و بروز وضعیت‌های جوی شدیدتر و همچنین افزایش مصرف برق به‌وسیله هوش مصنوعی، سایر نقاط کشور نیز در حال پیمودن همین مسیر هستند.

 

آسانسور؛ وسیله‌ای ضروری و نادیده گرفته‌شده

آب و برق، ارکان اصلی زندگی به شمار می‌روند، اما برخی از خرابی‌های خطرناک در مکان‌هایی اتفاق می‌افتد که معمولاً به آن‌ها توجه نمی‌شود؛ مثلاً آسانسورها که جزء حیاتی و درعین‌حال اغلب نادیده گرفته‌شده زندگی شهری محسوب می‌شوند. در شهرهای مدرن، حمل‌ونقل عمودی نقش حیاتی ایفا می‌کند. آسمان‌خراش‌ها، مجتمع‌های مسکونی و بیمارستان‌ها به آسانسورها وابسته‌اند، اما این صنعت به طور نامحسوسی در حال سقوط است.

آب و برق، ارکان اصلی زندگی به شمار می‌روند، اما برخی از خرابی‌های خطرناک در مکان‌هایی اتفاق می‌افتد که معمولاً به آن‌ها توجه نمی‌شود؛ مثلاً آسانسورها که جزء حیاتی و درعین‌حال اغلب نادیده گرفته‌شده زندگی شهری محسوب می‌شوند. در شهرهای مدرن، حمل‌ونقل عمودی نقش حیاتی ایفا می‌کند. آسمان‌خراش‌ها، مجتمع‌های مسکونی و بیمارستان‌ها به آسانسورها وابسته‌اند، اما این صنعت به طور نامحسوسی در حال سقوط است. هر ساله میلیون‌ها مایل به‌صورت عمودی طی می‌شود، درحالی‌که نگهداری از این سیستم‌ها به کندی پیش می‌رود و این امر عواقب خطرناکی را به دنبال دارد.

نیروی کار در حال کاهش، زنجیره تأمین ناکارآمد و قوانین منسوخ، عوامل اصلی این بحران به شمار می‌روند. تکنسین‌های آسانسور به دلیل بالارفتن سن از این حرفه کناره‌گیری می‌کنند و به علت فقدان برنامه‌های آموزشی و الزامات فیزیکی این شغل، ورود کارگران جدید به این حوزه بسیار محدود است. همچنین آسانسورهای قدیمی به قطعات سفارشی نیاز دارند که دیگر توسط تولیدکنندگان ساخته نمی‌شود.

نتایج این مسئله به‌وضوح نمایان است. در شهرهایی نظیر «دیترویت»، جنوب «فلوریدا» و «سن خوزه»، افزایش خرابی آسانسورها کاملاً مشهود است و این امر، ساکنان سالخورده و ناتوان را در شرایط دشواری قرار داده است. امور مربوط به تعمیر و نگهداری آن‌ها، از چند هفته تا چند ماه به طول می‌انجامد و این موضوع باعث می‌شود که ساختمان‌ها عملاً غیرقابل‌سکونت گردند.

این داستان بار دیگر نشان‌دهنده بی‌توجهی است. آسانسورها - مانند دیگر زیرساخت‌های کشور - به حال خود رها شده‌اند و در حال فرسودگی هستند. با خرابی این وسایل، فضاهایی که به آن‌ها خدمات ارائه می‌دهند غیرقابل‌استفاده می‌شوند و ما را به سمتی سوق می‌دهند که در آن حتی کارکردهای ابتدایی زندگی مدرن نیز دیگر کارایی نداشته باشند.

 

از هر دست بدهیم، از همان دست پس می‌گیریم

این‌گونه است که امپراتوری‌ها سقوط می‌کنند؛ نه با یک فاجعه ناگهانی، بلکه با فرسایش مداوم سیستم‌هایی که جامعه را به هم پیوند می‌دهند. روم در یک حادثه خاص فرونریخت، بلکه در طول قرن‌ها به‌تدریج از هم پاشید؛ جاده‌هایش فرسوده، آب‌راه‌هایش خراب و کنترل از دست نهادهایش خارج شد. آمریکا نیز در همین مسیر گام برمی‌دارد. نه با یک فروپاشی دراماتیک، بلکه با فرسایش پیوسته زیرساخت‌های نادیده گرفته‌شده و جمعیتی که به پذیرش زوال به‌عنوان یک امر اجتناب‌ناپذیر عادت کرده است.

ایجاد زیرساخت‌ها یک مسئله و حفظ آن‌ها مسئله‌ای دیگر است. ایالات متحده در حفظ این زیرساخت‌ها به طور کامل شکست خورده است. این کشور در حال آماده‌سازی برای آینده نیست؛ بلکه در حال تماشای فروپاشی دستاوردهای گذشته خود بدون هیچ برنامه روشنی برای پیشرفت است. پل‌ها، جاده‌ها، سیستم‌های آب، شبکه‌های برق و آسانسورهایی که زندگی مدرن را تعریف می‌کنند، همگی در حال فرسایش‌اند و هیچ استراتژی برای جایگزینی آن‌ها وجود ندارد. نتیجه این وضعیت، یک فروپاشی تدریجی و طاقت‌فرسا است که نه به‌وسیله پیشرفت‌های فناوری، بلکه به دلیل ناکامی سیستم‌ها در تعمیر سریع‌تر از سرعت خرابی آن‌ها شکل می‌گیرد.

این‌گونه است که امپراتوری‌ها سقوط می‌کنند؛ نه با یک فاجعه ناگهانی، بلکه با فرسایش مداوم سیستم‌هایی که جامعه را به هم پیوند می‌دهند. روم در یک حادثه خاص فرونریخت، بلکه در طول قرن‌ها به‌تدریج از هم پاشید؛ جاده‌هایش فرسوده، آب‌راه‌هایش خراب و کنترل از دست نهادهایش خارج شد. آمریکا نیز در همین مسیر گام برمی‌دارد. نه با یک فروپاشی دراماتیک، بلکه با فرسایش پیوسته زیرساخت‌های نادیده گرفته‌شده و جمعیتی که به پذیرش زوال به‌عنوان یک امر اجتناب‌ناپذیر عادت کرده است.

ساختارهایی که به رؤیای آمریکایی جان می‌بخشیدند، به‌تدریج در حال فروپاشی هستند، آجر به آجر و پل به پل، همه چیز دارد از بین می‌رود و این وضعیت، نشان‌دهنده ضعف یک ملت است که زمانی به دستاوردهای خود می‌بالید. هنگامی که این ساختارها از بین بروند، آن رؤیا نیز از میان خواهد رفت.

منبع:

https://medium.com/edge-of-collapse/the-silent-collapse-of-americas-infrastructure-624656ec98c1

 

[1] مدیوم (Medium) یک پلتفرم نشر الکترونیک آنلاین است که در اوت ۲۰۱۲ توسط بنیان‌گذار توییتر - اوان ویلیامز - بنیان نهاده شد.

[2] فورد مدل تی خودرویی بود که بین سال‌های ۱۹۰۸ تا ۱۹۲۷ توسط هنری فورد در شرکت فورد تولید می‌شد. این خودرو به‌عنوان اولین خودروی مقرون‌به‌صرفه شناخته می‌شود که باعث شد سفر رفتن برای طبقة متوسط آمریکا ممکن شود. در سال ۱۹۱۸، نیمی از خودروهای آمریکا فورد مدل تی بودند.

[3] Ogallala

[4] Flint

[5] پورتوریکو از نواحی غیر ضمیمه به خاک ایالات متحده به شمار می‌آید که تحت حاکمیت سیاسی این کشور قرار دارد.