۱۴۰۴/۱۱/۱۴
۱۴:۲۸
کد خبر : ۱۱۰۸۸
روایت نسلی که در غزه از طریق آموزش دست به مقاومت زده است؛

جرقهِ مقاومت در دل خرابه‌ها

جرقهِ مقاومت در دل خرابه‌ها
جنگ فقط ساختمان‌ها را ویران نکرده است. این جنگ ذهن‌ها، آینده‌ها و حق یک نسل برای یادگیری، رشد و رؤیاپردازی را نابود کرده است. کودکان و جوانان غزه، چه دانشجویانی مانند صبرین یا دختران جوانی مانند زینت، از ابتدایی‌ترین حقوقی که دوران کودکی و آینده را شکل می‌دهد، محروم شده‌اند. اما حتی در میان ویرانه‌ها، جرقه‌ای از مقاومت همچنان وجود دارد. تمایل به یادگیری و تمایل به بزرگ‌شدن.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ زینب اکبری: درحالی‌که بمب‌ها، مدارس و آینده مردم را در غزه ویران می‌سازند، نسلی در آنجا وجود دارد که در میان این نسل‌کشی، همچنان با عزم راسخ خود به تحصیل ادامه می‌دهد.

 

یکی از هزاران رؤیای ازدست‌رفته

نسل‌کشی اسرائیل و جنگ علیه مردم غیرنظامی، موجب محرومیت یک نسل کامل در غزه از حق تحصیلِ مناسب شده است. بمباران‌های بی‌وقفه و حملات هدفمند، در طول نزدیک به ۱۷ ماه منجر به تخریب کامل یا جزئی حدود ۵۰۰ مؤسسه آموزشی در سراسر نوار غزه شده است. مدارس و دانشگاه‌ها که زمانی پناهگاه‌های امنی برای یادگیری بودند، اکنون تبدیل به خرابه شده‌اند و فضای عادی آموزش و مطالعه را از محصلان گرفته است.

نسل‌کشی اسرائیل و جنگ علیه مردم غیرنظامی، موجب محرومیت یک نسل کامل در غزه از حق تحصیلِ مناسب شده است.

در این واقعیت دردناک، آموزش مجازی تنها مسیر موجود برای کسانی است که مصمم به ادامه تحصیل هستند. اما حتی این رشته نازکِ حیات نیز با چالش‌های تقریباً غیرقابل‌تحملی از جمله جابه‌جایی، بی‌ثباتی و عدم دسترسی به اینترنت پایدار همراه است.

صبرین - دانشجوی ۲۲ ساله ادبیات انگلیسی در دانشگاه الازهر - توانسته است دو ترم را به‌صورت آنلاین در طول جنگ به پایان برساند؛ تجربه‌ای که او آن را «بدترین تجربه» می‌نامد. فقط در این ترم، صبرین و خانواده‌اش شامل مادر، پنج خواهر و دو برادرش، چندین بار جابه‌جا شدند. وی می‌گوید: «ما از خان‌یونس به رفح و سپس به النصیرات نقل‌مکان کردیم. به‌عنوان یک دانشجو، سخت‌ترین کار، پیداکردن یک اتصال اینترنت پایدار بود.»

صبرین برای اینکه به دروسش برسد، هر چند روز یک بار مسافت‌های طولانی را پیاده طی می‌کرد تا بتواند برای دانلود درس‌هایش سیگنالی قوی پیدا کند. او می‌گوید: «قبلاً ویدئوها را ذخیره می‌کردم تا بعداً وقتی به پناهگاه برگشتم، آن‌ها را ببینم.» یک لحظه ویژه در یاد او هنوز زنده است: «به یاد دارم که تا ساعت ۸ شب در خیابان، زیر صدای جنگنده‌های اسرائیلی نشسته بودم؛ فقط برای اینکه یک امتحان بدهم. چاره دیگری نداشتم.»

در زمان برگزاری امتحانات پیاپی، صبرین خانواده‌اش را رها کرده و به پناهگاه عمه‌اش در دیرالبلح می‌رفت تا شاید بتواند ارتباط اینترنتی بهتری داشته باشد. «امتحان‌دادن در آنجا کمی برایم آسان‌تر بود.» برای صبرین، تحصیل تنها به معنا کسب نمره یا مدرک تحصیلی نبوده است، بلکه او به آن عشق می‌ورزد. وی با لبخندی گفت: «برخلاف بسیاری از دانشجویان، من عاشق رفتن به دانشگاه بودم. من عاشق شرکت در کلاس‌ها بودم و هیچ‌وقت حضور در کلاسی را از دست نمی‌دادم.» به همین دلیل سازگاری با یادگیری مجازی برایش دشوار بود.

وی اذعان داشت: «در ابتدا از ثبت‌نام در کلاس‌های آنلاین خودداری کردم. مدام به خودم می‌گفتم صبر می‌کنم تا زندگی به حالت عادی برگردد. بعد برمی‌گردم و آموزش واقعی را دریافت می‌کنم.» اما جنگ ادامه داشت. بمباران‌ها متوقف نشدند، دانشگاه‌ها بسته ماندند و واقعیت به سراغشان آمد. «پس از فشار زیاد از طرف مادرم و خواهر بزرگ‌ترم که به من هشدار دادند دانشگاه‌ها ممکن است سال‌ها بسته بمانند، بالاخره موافقت کردم که ثبت‌نام کنم و تحصیلاتم را ادامه دهم.»

به یاد دارم که تا ساعت ۸ شب در خیابان، زیر صدای جنگنده‌های اسرائیلی نشسته بودم؛ فقط برای اینکه یک امتحان بدهم. چاره دیگری نداشتم

باوجود تلاش‌های قهرمانانه اساتید و دانشجویان، یادگیریِ معنادار همچنان به‌صورت رؤیایی دور از دسترس باقی مانده است. دسترسی به اینترنت محدود است، کلاس‌ها ناتمام یا با تأخیر برگزار می‌شوند و اساتید که بسیاری از آنها نیز آواره یا سوگوار هستند، برای تدریس در چنین شرایط دشواری با مشکلات جدی مواجه‌اند. «محصلان و معلمان تحت‌تأثیر یک نسل‌کشی واحد قرار دارند. ما همه در این مسیر با هم هستیم و فقط سعی داریم که دوام بیاوریم.»

امسال قرار بود سال فارغ‌التحصیلی صبرین باشد. او آرزو داشت که در حیاط پرگل دانشگاه «الأزهر» جشن فارغ‌التحصیلی خود را برگزار کند، با لباس فارغ‌التحصیلی سنتی‌اش در کنار دوستانش، برای گرفتن عکس ژست بگیرد و با خوشحالی به پایکوبی بپردازد. اما واقعیت بی‌رحم‌تر بود. در نوامبر ۲۰۲۳، دانشگاه الازهر - واقع در قلب غزه - به‌طور کامل ویران شد. لباس‌های فارغ‌التحصیلی پاره شدند. عکس‌ها محو گشتند. دوستان یا جان باختند یا زخمی و مفقود شدند. صبرین اکنون در یک پناهگاه نشسته و نمی‌داند آیا دنیا دوباره به او اجازه می‌دهد که رؤیاپردازی کند. او یکی از هزاران ذهن‌های درخشانی است که زیر آوار دفن شده و آینده‌شان به دلیل جنگ برای همیشه متوقف شده است.

 

کودکی ازدست‌رفته کودکان

با نقض تمامی قوانین بین‌المللی و انسانی، کودکان غزه سخت‌ترین و وحشیانه‌ترین دوران کودکی‌های ممکن را تحمل می‌کنند و مجبور به تحمل بارهای بسیار سنگینی هستند که فراتر از توان آنهاست. روزهایی که خانواده‌ها موفقیت‌های فرزندانشان را با پرسیدن مقایسه می‌کردند، گذشته است: «کی بالاترین نمره را گرفت؟» «کی نفر اول کلاس شد؟» «کی باعث افتخار ما شد؟» حالا تنها سؤالاتی که اهمیت دارند، این‌ها هستند: «کی می‌تونه آب بیاره؟» «کی می‌تونه هیزم جمع کنه؟» «کی می‌تونه برای پختن غذا آتش روشن کنه؟»

از اکتبر ۲۰۲۳، مدارس یا به ویرانه یا به پناهگاه‌های شلوغی برای آوارگان تبدیل شده‌اند. کودکان مجبور شده‌اند به‌جای کوله‌پشتی مدرسه، کوله‌پشتی کمک‌های اولیه در دست بگیرند. به‌جای یادگیری، بازی و رؤیاپردازی، اولویت‌های روزمره آن‌ها اکنون حول پیداکردن غذا، آب و امنیت می‌چرخد. مادر دختری به نام زینت می‌گوید: «به‌خاطر وظایفی که جنگ بر دخترم زینت تحمیل کرده، دلم می‌شکند.» وقتی جنگ شروع شد، زینت تقریباً شش‌ساله بود و تازه سفر دوران تحصیل خود را آغاز کرده بود. مادرش می‌گوید: «او برای رفتن به مدرسه خیلی هیجان‌زده بود. احساس می‌کرد که بزرگ شده است. اما شادی‌اش زیاد طول نکشید.»

حالا زینت هشت‌ساله است. او هنوز یک روز واقعی مدرسه را تجربه نکرده است. رؤیاهای او برای تحصیل توسط جنگ و آوارگی بلعیده شده‌اند. مادرش می‌گوید: «او به واقعیتی عادت کرده که در آن نه مدرسه‌ای وجود دارد، نه معلمی و نه ساختمانی. این امر بر آمادگی او برای یادگیری تأثیر گذاشته است.»

حتی در میان ویرانه‌ها، جرقه‌ای از مقاومت همچنان وجود دارد. تمایل به یادگیری و تمایل به بزرگ‌شدن.

روال‌های جدید او این عادی‌سازی غم‌انگیز را منعکس می‌کند. وقتی از او خواسته می‌شود که تکالیف مدرسه را انجام دهد یا در کلاس آنلاین شرکت کند، او امتناع می‌ورزد. اما وقتی از او خواسته می‌شود که آب بیاورد، با اشتیاق موافقت می‌کند. مادرش می‌گوید: «او این را فرصتی برای بیرون رفتن و دیدن دوستانش می‌داند. کودکان حس تعهد خود را از دست داده‌اند. زندگی‌هایشان در هرج‌ومرج است و به آن عادت کرده‌اند.»

اگرچه مادر زینت برای سال‌های اولیه ازدست‌رفته دخترش غمگین است، اما هنوز هم دخترش را خوش‌شانس می‌داند. «او مجبور نبوده که در صف‌های طولانی بایستد تا نان بگیرد یا با جمعیت برای پر کردن سطل آب بجنگد. پدرش این کارها را انجام می‌دهد، درحالی‌که دیگران پدر ندارند.» جنگ فقط ساختمان‌ها را ویران نکرده است. این جنگ ذهن‌ها، آینده‌ها و حق یک نسل برای یادگیری، رشد و رؤیاپردازی را نابود کرده است. کودکان و جوانان غزه، چه دانشجویانی مانند صبرین یا دختران جوانی مانند زینت، از ابتدایی‌ترین حقوقی که دوران کودکی و آینده را شکل می‌دهد، محروم شده‌اند. آنچه باقی مانده، سکوتی است ترسناک از رؤیاهای به‌تعویق‌افتاده، صداهای خاموش‌شده و آینده‌های در بند گرفتارشده. اما حتی در میان ویرانه‌ها، جرقه‌ای از مقاومت همچنان وجود دارد. تمایل به یادگیری و تمایل به بزرگ‌شدن.

 

https://www.palestinechronicle.com/dreams-in-the-rubble-a-generation-in-gaza-resists-through-education/

 

/ انتهای پیام /

گزارش خطا پسندها :