۱۴۰۴/۰۶/۰۶
۱۰:۵۳
کد خبر : ۱۱۳۲۲
بازخوانی وضعیت ایران و رژیم صهیونیستی پس از جنگ ۱۲ روزه در گزارش جان راین؛

تغییرات ۱۲ روزه!

تغییرات ۱۲ روزه!
حدس و گمان‌ها درباره آسیب‌پذیری حکومت ایران ادامه خواهد داشت و مقایسه‌هایی با دیگر حکومت‌های سقوط کرده در منطقه شکل خواهد گرفت. اما شرایط ایران با سوریه «بشار اسد»، عراق «صدام حسین» یا لیبی «معمر قذافی» متفاوت است.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ در گزارشی که در ۲۳ جولای ۲۰۲۵ توسط جان راین[1] - مشاور ارشد در زمینه بررسی‌های ژئوپلیتیک در مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک[2] - منتشر شد، تحولات ناشی از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل تحلیل شده است. این گزارش با عنوان «۱۲ روز جنگ چه تغییراتی در ایران به وجود آورد» به بررسی پیامدهای این درگیری کوتاه اما سنگین پرداخته و بخش‌های اصلی آن شامل «ادامه بقای انقلاب ایران»، «خسارات نظامی و برنامه هسته‌ای»، «چالش‌های پیش روی اسرائیل» و «گزینه‌ها و چشم‌اندازهای ایران» است. این گزارش می‌گوید که باوجود تلفات سنگین در فرماندهان سپاه و دانشمندان هسته‌ای، نظام جمهوری اسلامی به حیات خود ادامه داده و حتی ملی‌گرایی در میان مردم ایران تقویت شده است. برنامه هسته‌ای ایران آسیب دیده اما به طور کامل از بین نرفته و تهران در حال برنامه‌ریزی برای بازسازی آن است. از سوی دیگر، اسرائیل با حفظ برتری هوایی به دنبال جلوگیری از توسعه توان هسته‌ای ایران است؛ اما هنوز راه‌حلی بلندمدت به دست نیامده است. در نهایت، تهران با سیاستی متوازن به دنبال کاهش تنش‌ها در کوتاه‌مدت است، اما اصول مقاومت و خصومت نسبت به اسرائیل همچنان پابرجاست. متن کامل گزارش به شرح زیر است.

 

۱۲ روز جنگ چه تغییراتی در ایران به وجود آورد

با اینکه پس از درگیری ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ تحولات زیادی در خاورمیانه رخ داده، اما ساختار حکومت تهران و خصومتش نسبت به اسرائیل تغییری نکرده است. همه طرف‌ها در «جنگ ۱۲ روزه» که در ۲۵ ژوئن به پایان رسید، مدعی پیروزی هستند. دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا)، بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر اسرائیل) و رهبران ایران هر کدام به زبان‌های بسیار متفاوت، اعلام پیروزی کرده‌اند. اما این ادعاها، به‌علاوه اظهارات ترامپ مبنی بر اینکه او صلح را به خاورمیانه خواهد آورد، مورد تردید و بررسی است. نتیجه استراتژیک این جنگ احتمالاً نامشخص خواهد بود و نه صلحی به دنبال خواهد داشت و نه پایان عملیات نظامی؛ بلکه ممکن است مانند درگیری‌های قبلی، صرفاً مرحله‌ای جدید در خصومت دائمی بین ایران و اسرائیل باشد.

 

انقلاب پابرجاست

نکته تاریخی جالب بمباران‌های هوایی این است که اگرچه این اقدامات، توانایی‌های دشمن را تضعیف می‌کنند، اما می‌توانند عزم و اراده آن را نیز تقویت کنند. مردم ایران، در شرایط حمله، صدایی نو و منسجم یافتند.

مهم‌ترین اتفاق پس از درگیری، بقا و تداوم انقلاب ایران در تهران است. ۳۰ فرمانده و ۱۹ دانشمند هسته‌ای که در حملات اسرائیل کشته شدند، جزء چهره‌های برجسته دینی نبودند که نماد انقلاب ایران به شمار می‌روند. بقای این چهره‌ها نشان‌دهنده تداوم ماهیت حکومت است، اگرچه شاید توان اجرایی آن دچار آسیب شده باشد. همچنین این حملات شکاف‌های جدی در انسجام حکومت ایجاد نکرد، باعث ظهور یک رهبر و برنامه جایگزین قابل‌اعتماد نشد و جنبش گسترده‌ای از مخالفت را نیز به وجود نیاورد.

رهبری ایران ممکن است به طور غیرمنتظره‌ای از این جنگ بهره‌مند شده باشد. نکته تاریخی جالب بمباران‌های هوایی این است که اگرچه این اقدامات، توانایی‌های دشمن را تضعیف می‌کنند، اما می‌توانند عزم و اراده آن را نیز تقویت کنند. مردم ایران، در شرایط حمله، صدایی نو و منسجم یافتند. حکومت ایران همچنین کنترل ابزارهای اصلی قدرت خود از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باوجود کشته‌شدن فرمانده کل آن - حسین سلامی - در این حملات و بسیج را حفظ کرده است. این نیروها به تهران اجازه می‌دهند تا در برابر تهدیدات داخلی محافظت شود و همچنین یک کارزار ضدجاسوسی علیه اسرائیل راه‌اندازی نماید.

حدس و گمان‌ها درباره آسیب‌پذیری حکومت ایران ادامه خواهد داشت و مقایسه‌هایی با دیگر حکومت‌های سقوط کرده در منطقه شکل خواهد گرفت. اما شرایط ایران با سوریه «بشار اسد»، عراق «صدام حسین» یا لیبی «معمر قذافی» متفاوت است. در سوریه و لیبی، حکومت‌های حاکم با گروه‌های مسلح داخلی مخالف روبرو بودند که توسط قدرت‌های خارجی حمایت می‌شدند. در عراق، مخالفان پراکنده و کمتر سازمان‌یافته بودند، اما توسط نیروهای خارجی گسترده‌ای پشتیبانی می‌شدند که نیروهای مسلح و دستگاه امنیتی صدام را خنثی کردند. در ایران هیچ مخالفت گسترده‌ای وجود ندارد و همچنین هیچ مداخله نظامی گسترده خارجی که مشابه عراق باشد، صورت نگرفته است. همچنین در حال حاضر هیچ رهبر مخالف قابل‌اعتمادی در داخل یا خارج ایران وجود ندارد که بتوان از او حمایت کرد.

 

باقی‌مانده‌های برنامه هسته‌ای

یکی از ابزارهای باقی‌مانده ایران، برنامه هسته‌ای آن است که اگرچه به‌شدت آسیب دیده، اما تاکنون ارزیابی‌های مستقل نشان نداده که به طور کامل از بین رفته باشد. برخی از سایت‌ها در حال تعمیر هستند و برآورد دقیق میزان تأخیر یا آسیب در برنامه، احتمالاً دشوار خواهد بود. این موضوع چندان عجیب نیست؛ چرا که برنامه هسته‌ای ایران عمیق و مقاوم است و ایران هنگام بررسی حملات توسط اسرائیل و آمریکا، تدابیر احتیاطی ویژه‌ای اندیشیده بود.

تهران اکنون گزینه‌هایی درباره نحوه استفاده از آنچه از برنامه هسته‌ای‌اش باقی مانده دارد. «شتاب برای دستیابی به بمب» می‌تواند منجر به ازسرگیری فوری کمپین بمباران شود؛ این بار با شدت و پشتکار بیشتر. همچنین این اقدام خلاف سیاست اعلام‌شده رهبر معظم - [آیت‌الله] سید علی خامنه‌ای - است که استفاده از سلاح‌های هسته‌ای را رد می‌کند و برای ایران در منطقه خلیج‌فارس هزینه سنگینی خواهد داشت. باتوجه‌به تخریب آشکار تأسیسات حیاتی تسلیحاتی در اصفهان و فردو، این کار از لحاظ فنی نیز چالش‌برانگیز است.

نشانه‌های اولیه حاکی از آن است که رهبری ایران به تعهد خود به تولید و غنی‌سازی اورانیوم برای اهداف غیرنظامی دوچندان پایبند مانده است. نماینده دائم ایران در سازمان ملل - امیرسعید ایروانی - این امر را «حق مسلم» ایران توصیف کرده است. کنارگذاشتن برنامه هسته‌ای - که هم آمریکا و هم اسرائیل خواستار آن هستند - ظاهراً غیرقابل‌مذاکره باقی مانده است؛ بنابراین، رهبری باید اندازه بازسازی برنامه را طوری تنظیم کند که هم ادعاهای ایران قابل‌قبول باشد و هم به‌اندازه‌ای بزرگ نباشد که باعث حمله اسرائیل شود. این موضوع ممکن است در ماه‌های آینده باعث تنش شود.

همچنین بازسازی توانمندی‌های پدافند هوایی ایران نیز می‌تواند تنش‌زا باشد. برای اسرائیل، تسلط هوایی، هدف استراتژیک حیاتی در جنگ ۱۲ روزه بود و این کشور متعهد به حفظ آن است. زمانی که رهبری ایران تلاش می‌کند به طور علنی خود را در داخل کشور و در مقابل اسرائیل با تبلیغ تعمیر شبکه پدافند هوایی خود بازتعریف کند، خطر تحریک اسرائیل به حملاتی برای تضعیف توانمندی‌های جدید و بازگرداندن تسلط هوایی را به همراه خواهد داشت. تاکنون ادعاها محدود به جایگزینی‌های داخلی بوده، اما هر نشانه‌ای از سامانه‌های پیچیده‌تر و خریداری شده از خارج می‌تواند واکنش اسرائیل را برانگیزد.

 

چالش‌های پیش روی اسرائیل

اگرچه اسرائیل موفقیت عملیات نظامی خود در جنگ ۱۲ روزه را اعلام کرده است، اما راه‌حل بلندمدت آن برای تهدید هسته‌ای ایران یعنی محروم‌کردن ایران از زیرساخت‌ها و متخصصین، مستلزم حفظ تسلط هوایی و نفوذ اطلاعاتی در ایران به طور نامحدود و آمادگی دائمی برای انجام حملات است.

اگرچه اسرائیل موفقیت عملیات نظامی خود در جنگ ۱۲ روزه را اعلام کرده است، اما راه‌حل بلندمدت آن برای تهدید هسته‌ای ایران یعنی محروم‌کردن ایران از زیرساخت‌ها و متخصصین، مستلزم حفظ تسلط هوایی و نفوذ اطلاعاتی در ایران به طور نامحدود و آمادگی دائمی برای انجام حملات است. یک پیش‌زمینه برای چنین عملیات هوایی سرکوبگر و مستمری، عملیات «دیده‌بان جنوبی» [3] است که در دهه ۱۹۹۰ به رهبری آمریکا و با همکاری فرانسه، عربستان سعودی و بریتانیا، به مدت ۱۱ سال در جنوب عراق انجام شد. اگرچه این عملیات منطقه بسیار کوچک‌تری نسبت به گستره‌ای که اسرائیل باید در ایران پوشش دهد را در بر می‌گرفت، اما نیازمند تعهد منابع زیادی بود؛ به‌ویژه که با توسعه راهکارهای مقابله، این عملیات تشدید شد و بسیاری از مردم منطقه را نیز ناراضی کرد. نکته مهم‌تر این است که این عملیات تنها حکومت موجود را مهار کرد، اما شرایط حذف آن را فراهم نکرد. همچنین حفظ حمایت سیاسی در طول زمان در میان اعضای ائتلاف دشوار بود. حمایت سیاسی در اسرائیل نیز برای چنین عملیاتی در ایران که بزرگ و دوردست به نظر می‌رسد، ممکن است نسبت به استراتژی مشابهی که اسرائیل نسبت به حزب‌الله در لبنان اتخاذ کرد، کمتر قابل‌اطمینان باشد.

 

گزینه‌ها و چشم‌اندازهای ایران

انتظار می‌رود تهران از بقای خود سرمایه سیاسی بسازد. در داخل کشور، این احتمال به شکل رویکردی فراگیرتر نسبت به مردم خود بروز می‌کند؛ همان‌طور که تاکنون نیز دیده شده است. محور این رویکرد، ملی‌گرایی و ایجاد وحدت هدف برای مقاومت در برابر تجاوز خارجی است. علی شمخانی - مشاور ارشد رهبر معظم که در حملات زنده مانده - خواستار «درک متقابل» برای حل اختلافات داخلی ایران شده است. پیام‌های آشتی‌جویانه ممکن است به مصالحه‌های تاکتیکی داخلی نیز گسترش یابد؛ همان‌طور که قبلاً نیز دیده شده است. این روند غلط، بحران‌های اقتصادی که موضوع شکایت‌های ایرانیان است را پایان نخواهد داد، اما ممکن است به‌اندازه‌ای کافی باشد تا مانع از بسیج گسترده علیه حکومت شود.

رهبری ایران در کوتاه‌مدت به دنبال کاهش تنش خواهد بود، اما این به قیمت کنارگذاشتن اصل اساسی انقلاب یعنی مقاومت در برابر اسرائیل نخواهد بود.

بیانیه‌های تهران اگرچه سرسختانه هستند، اما نشان می‌دهند که احتمالاً در دوره بازسازی به سمت کاهش تنش متمایل خواهد شد. چشم‌اندازی برای توافق با ترامپ در کوتاه‌مدت دیده نمی‌شود و نباید با امکان توافق با اسرائیل اشتباه گرفته شود. سطح اعتماد بسیار پایین و میزان دشمنی بسیار بالاست. اما خصومت‌ها ممکن است به شکلی متفاوت یا با سرعتی دیگر ادامه یابد. در طول تاریخ انقلاب ایران، شکست‌های نظامی همواره با سازگاری استراتژیک همراه بوده‌اند. جنگ ایران و عراق با اولویت‌دادن به جنگ نامتقارن از طریق شرکا و نیروهای نیابتی به جای توانمندی‌های متعارف دنبال شد. پرسش اصلی این نیست که آیا باید به مقاومت در برابر اسرائیل ادامه داد یا نه، بلکه این است که چگونه باید آن را ادامه داد.

هم تهران و هم تل‌آویو تابوها را شکسته‌اند. اسرائیل با هدف قراردادن اهدافی در ایران و ایران با حمله به پایگاه آمریکا در قطر که می‌توان گفت نزدیک‌ترین متحدش بود. هر دو اقدام، تبعاتی دارند. اولی باعث نگرانی تهران شده که باید آستانه پاسخ اسرائیل را دوباره تنظیم کند. دومی برای تهران روابط مهمی باقی گذاشته که باید ترمیم شود. تهران بلافاصله پس از حمله در ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵ با قطری‌ها وارد تعامل شد. بااین‌حال، برای تهران این‌ها پارامترهای جدیدی هستند که باید آزمایش شوند، نه مانعی برای عملیات آینده.

رهبری ایران در کوتاه‌مدت به دنبال کاهش تنش خواهد بود، اما این به قیمت کنارگذاشتن اصل اساسی انقلاب یعنی مقاومت در برابر اسرائیل نخواهد بود. اسرائیل ممکن است در ۱۲ روز جنگ خود امنیت موقتی به دست آورده باشد، اما دشمنش همچنان پابرجاست.

منبع:

https://www.iiss.org/online-analysis/online-analysis/2025/07/how-12-days-have-changed-iran/

 

[1] John Raine

[2] International Institute for Strategic Studies

[3] Operation Southern Watch

 

/ انتهای پیام /