گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ جنگ اخیر و تحولات پس از آن، بسیاری از انگارههای پیشین در باب «توسعه» را به چالش کشیده است. گفتمانهایی که تا دیروز «رفاه» و «مصرف» را بر «قدرت» مقدم میدانستند، با واقعیت سخت و خشن مناسبات جهانی روبرو شدند و حتی بخشی از بدنه اجتماعی را به بازنگری در اولویتهای ملی سوق دادند. اما این شوک تا چه اندازه به لایههای نظری و نهاد علم نفوذ کرده است؟ آیا پارادایمهای حاکم بر توسعه در ایران در آستانه یک دگرگونی است؟ آیا اولویت یافتن امنیت و قدرت نظامی به معنای نفی توسعه است یا بازتعریف آن در شرایط نوین؟ برای یافتن پاسخ این پرسشها، با دکتر سید حسین شرفالدین - جامعهشناس و عضو هیئتعلمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) - به گفتوگو نشستهایم. در ادامه مشروح این گفتوگو تقدیم نگاه شما خواهد شد.
توسعه جامع، آرمانی برای همه فصول
مسئله ما بحث از نسبت نهاد علم و جنگ اخیر بود. بالاخره در فضای علوم اجتماعی، ما شاهد بودیم که تصویری از مفهوم توسعه و مخصوصاً توسعه ایران بازسازی میشد که در آن مقولاتی نظیر رفاه، مصرف، آزادی و... بسیار جدی گرفته شده و بهنوعی محور توسعه تلقی میشدند. تا جایی که حتی شاهدیم از تقدم رفاه بر قدرت نیز حرف زده میشد. اما جنگ اخیر، این پارادایمها را به چالش کشید و ماهیت شکننده، سخت و خشن بانیان پارادایم توسعه را نشان داد. به دنبال همین امر، شاهد بودیم که برخی از اساتید، رفتار متفاوتی از خود نشان دادند. برخی افراد از شک خود نسبت به غرب و مدرنیته سخن گفتند. این موضوع حتی در طبقه متوسط شهری که موتور پیشران توسعه هستند هم تأثیرگذار بود. طبقه متوسطی که تا پیش از جنگ، حتی نسبت به اصل برخورداری ما از انرژی هستهای هم مشکل داشت، حسب برخی نظرسنجیها از ساخت بمب اتم هم دفاع میکند.
باتوجهبه این مقدمه، پرسش نخست این است که تغییر نگاه به توسعه تا چه حد توسط نهاد علم جذب شد؟ آیا میتواند منجر به تغییر در پارادایمهای علمی و ایدههای توسعه بشود؟
شرفالدین: توسعه مطلوب بهمثابه یک آرمان پویا و متداوم، فارغ از مباحث نظری و مفهومی، در گفتمان غالب کشورها، توسعه همهجانبه است؛ یعنی توسعهای که در آن همه بخشها و عرصههای حیات اجتماعی اعم از فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، علمی، ارتباطی، مدیریتی، بهداشتی و درمانی، امنیتی، نظامی و انتظامی، قضایی، صنعتی و تکنولوژیکی و... در بستر فرایندهای توسعه برنامهریزیشده و هدفمند، رشد متوالی و متوازنی را تجربه کنند و برآیند این رشد همهجانبه، تکون یک جامعه درحالتوسعه و متکامل خواهد شد. البته تحقق این آرمان (توسعه همهجانبه) در عمل با مشکلات و محدودیتهایی مواجه است و دولتها، غالباً به دلایل عدیده قادر به اجرای این پروژه سنگین و پرزحمت نیستند. برایناساس، توسعه متوازن در بخش صنایع نظامی و دفاعی و ملزومات سخت و نرم آن، متناسب با اقتضائات زمان و مکان، یکی از حلقات این توسعه جامع خواهد بود.
توسعه مطلوب بهمثابه یک آرمان پویا و متداوم، فارغ از مباحث نظری و مفهومی، در گفتمان غالب کشورها، توسعه همهجانبه است
همانگونه که اشاره شد، در شرایط عادی و البته آرمانی، معمولاً سیاستهای توسعه به همه بخشهای جامعه (بهویژه بخشهای زیرساختی) بدون اولویتبندی خاصی نظر دارد؛ اگرچه ممکن است به دلیل برخی محدودیتها و عدم امکان اجرای طرحهای جامع و پهن دامنه، با ملاحظات ثانویه، بخشهایی واجد اولویت ویژه و تقدم در اجرا تشخیص داده شود. روشن است که در برخی موقعیتها و به اقتضای شرایط پیشآمده، توسعه بخشهایی ضرورت مبرم مییابد و بر سایر بخشها مقدم داشته میشود. برای نمونه، در شرایط خشکسالی و قحطی، حوزه اقتصاد - بهویژه بخش کشاورزی آن - اولویت بیشتری برای اعمال سیاستهای توسعهای خواهد یافت. یا در شرایط ابتلای کشور به جنگ با دشمن خارجی، بدیهی است که همه توجهات به مسئله جنگ و ملزومات قهری آن معطوف شده و اهتمام مسئولین تماماً به تمهید امکانات لازم برای پیشبرد جنگ مصروف خواهد شد. البته طولانیشدن وضعیتهایی مثل خشکسالی و جنگ، ممکن است سیاستهای توسعه کشور را حتی در دورههای بعد نیز عمیقاً متأثر سازد.
وقتی جنگ نقشه راه را تغییر میدهد
با این تعبیر، شما نسبتی شکننده میان جنگ اخیر و توسعه پیدا نمیکنید، بلکه توسعه را پارادایم عامی میدانید که حسب اقتضائات عرضه اجرا، دارای این سعه و کشش است که در آن اولویتها تغییر کند.
شرفالدین: بله. باید دقت کنید که برخی کشورها نیز ممکن است به دلیل احساس نگرانی موهوم یا معقول از وجود دشمنانی بالقوه و تهدیدات محتمل آنها، همواره سعی کنند برنامههای توسعه کشور را به تولید امکانات لازم برای اهداف نظامی تخصیص دهند و سایر بخشها را در عمل از اولویت خارج سازند. نمونه روشن این کشور در وضعیت کنونی، کره شمالی است که به توسعه صنایع نظامی و موشکی خود به قیمت تعطیلی یا نیمهتعطیلی سایر بخشها اهتمام کرده است. در غیر این صورت، همانگونه که عرض شد، در شرایط عادی و فارغ از تهدیدات محتمل، معمولاً حصول توسعه و پیشرفت کمی و کیفی در صنایع و تجهیزات نظامی، تنها بهعنوان بخشی از فرایند توسعه جامع منظور نظر خواهد بود و در سیاستهای کلان توسعه، سهم متناسبی خواهد داشت.
به نظر شما آیا نمیتوان تمایزی میان موقعیت کشورها در این تحلیل شما قرار داد؟
در شرایط عادی و البته آرمانی، معمولاً سیاستهای توسعه به همه بخشهای جامعه (بهویژه بخشهای زیرساختی) بدون اولویتبندی خاصی نظر دارد.
شرفالدین: بله، این سخن درست است. شاید موقعیت کشورها در این خصوص متفاوت باشد. چنین به نظر میرسد که سیاستهای توسعه در دولت صهیونیستی نیز عمدتاً با محوریت و مرجعیت صنایع و امکانات نظامی، دفاعی و تسلیحاتی تدوین و عملیاتی میشود؛ سیاستی که مطمئناً اجرای آن در کشورهایی مثل نروژ، سوئد و ژاپن فاقد توجیه خواهد بود و معمولاً رغبت و ضرورتی به اجرای آن به وجود نخواهد آمد. در کشور ما نیز به دلیل موقعیت خاص کشور، سالهای بعد از انقلاب اهتمام درخوری به رشد کمی و کیفی قوای مسلح و نیروهای نظامی (ارتش، سپاه و بسیج) و نیز رشد صنایع موشکی مبذول شد و احتمال رویارویی با اسرائیل نیز در این خصوص عمیقاً مؤثر بوده است.
درهرحال، در پاسخ به سؤال شما باید عرض کنم که اگر وضعیت کنونی که همواره در آن احتمال وقوع جنگ میرود، به یک وضعیت پایدار و طولانیمدت در کشور تبدیل شود، مطمئناً همه سیاستهای توسعه را تحتتأثیر خود قرار خواهد داد و ضرورت توسعه کمی و کیفی جنگافزارها به یک گفتمان غالب و بلامنازع تبدیل خواهد شد و سالانه بخش معظمی از بودجههای جاری بدان تخصیص خواهد یافت. بالطبع، اتخاذ چنین سیاستی به دلیل مبانی و مرجحات معقول و متقن، مقبول همگان خواهد بود و بهعنوان یک استراتژی مصوب، همه سیاستها و برنامههای کوتاهمدت و بلندمدت توسعه کشور را در همسویی با خود جهت خواهد داد.
/انتهای پیام/