گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «لورنزو فورلانی» [1] - روزنامهنگار ایتالیایی - در مطلبی که وبسایت «میدل ایست آی» آن را منتشر کرده است، به جنبش شکلگرفته در سرتاسر ایتالیا در حمایت از مردم غزه میپردازد. به گفته وی، در ۲۲ سپتامبر (دوشنبه ۳۱ شهریور)، ایتالیا شاهد یکی از بزرگترین اعتصابها و اعتراضات سراسری چند دهه اخیر بود که در همبستگی با مردم غزه برگزار شد. این حرکت توسط اتحادیههای مستقل و گروههای مدنی، دانشجویی و سازمانهای حامی فلسطین سازماندهی شد و در بیش از ۷۵ شهر، با تجمعات گسترده، مسدودکردن بنادر، ایستگاههای حملونقل و تعطیلی مدارس همراه بود. «لورنزو» تأکید میکند که اعتصاب سراسری در ایتالیا در حمایت از مردم غزه و کاروان جهانی صمود، نخستین اعتصاب در تاریخ این کشور درباره یک موضوع سیاسی بینالمللی است. به گفته وی، این بیداری گسترده و سازشناپذیر، ناشی از خشم و سرخوردگی مردم از سیاستهای دولت ایتالیا بود که در کنار حمایتهای بیچون و چرای خود از اسرائیل، نسبت به نسلکشی در غزه سکوت کرده است. وی تأکید میکند که کارگران بندر جنوا، نقش کلیدی در این اعتراضات دارند؛ آنها سابقه طولانی در تحریم ارسال تسلیحات به اسرائیل و حمایت از جنبشهای مقاومت جهانی دارند. این کارگران با مسدودکردن مسیرهای تجاری، علیه اشغال و جنگهای تجاوزکارانه ایستادهاند. این جنبش، شکاف عمیق بین خواستههای عدالتطلبانه مردم و سیاستهای دولتی را نمایان ساخته و نشاندهنده ناتوانی و همدستی اروپا در برابر خشونتهای استعماری و نسلکشی است.
روزی تاریخی برای ایتالیا
دوشنبه ۲۲ سپتامبر (۳۱ شهریور)، روزی تاریخی در ایتالیا بود. دهها و شاید صدها هزار نفر از مردم در سنین مختلف، در اولین اعتصاب واقعاً سراسری و شاید بزرگترین در دهههای اخیر، در همبستگی با مردم غزه شرکت کردند. این اعتراضات توسط اتحادیههای مستقل و مردمی کارگری (USB) و دیگر گروههای کوچکتر سازماندهی شده بود. اما اتحادیه اصلی کشور یعنی کنفدراسیون عمومی کارگران ایتالیا (CGIL)در برنامهریزی این اعتراضات نقشی نداشت. این اتحادیه اعتصاب سراسری خود را در حمایت از مردم غزه در ۱۹ سپتامبر (جمعه ۲۸ شهریور) برگزار کرده بود. اینکه آیا نمایندگانی از آن در تجمعات حمایت از غزه شرکت کردهاند یا نه، همچنان نامشخص است.
بسیج مردمی شکلگرفته در ایتالیا، بخشی از یک بیداری گسترده، سازشناپذیر و مهارناپذیر مدنی در سراسر این کشور است.
سازمانهای مستقل دانشجویی، انجمنهای مدنی، سازمان غیردولتی ایتالیایی «اورژانس» - که خدمات درمانی رایگان در مناطق جنگی ارائه میدهد - و شبکههای همبستگی با فلسطین نیز به این اعتراضات پیوستند. تظاهرات در دستکم ۷۵ شهر ایتالیا برگزار شد و با بستن بنادر، ایستگاههای قطار و اتوبوس، بزرگراهها، تعطیلی مدارس و اختلال در خدمات عمومی همراه بود.
در مقابل ایستگاه مرکزی «ترمینی» در رم، تجمع عظیم مردم بهسرعت به راهپیمایی تبدیل شد؛ طبق اعلام پلیس، ۲۰ هزار نفر و به گفته برگزارکنندگان، ۱۰۰ هزار نفر در آن شرکت داشتند. برگزارکنندگان در شهر «بولونیا» شمار جمعیت را ۵۰ هزار نفر اعلام کردند، درحالیکه پلیس تعداد آنها را بین ۱۰ تا ۱۲ هزار نفر تخمین زد. معترضان در ایستگاه اصلی قطار شهر «تورین»، سکوهای قطار را مسدود کردند. در فلورانس، بخشهایی از بزرگراه نزدیک به شهر بسته شد و در «تریسته» - واقع در شمال شرق ایتالیا - صحنههای مشابهی رخ داد. این بسیج مردمی بخشی از یک بیداری گسترده، سازشناپذیر و مهارناپذیر مدنی در سراسر ایتالیا بود؛ یک بیداری که از خشم و سرخوردگی عمیق ناشی از نزدیک به دو سال نسلکشی اسرائیل در غزه که با همدستی آشکار دولت ایتالیا انجام شده، تغذیه میشود.
در روزهای اخیر، این فشار مردمی منجر به اقداماتی محدود از سوی دولت شده است: نیروی دریایی ایتالیا اعلام کرد که ناوچه «آلپینو» را برای کمک به کاروان دریایی «صمود» اعزام خواهد کرد، درحالیکه گزارشهایی از حمله پهپادهای احتمالاً اسرائیلی به کشتیهای این کاروان منتشر شده است. این اقدامات نشان میدهد که جنبش اعتراضی در حال ایجاد واکنشهای ملموس از سوی مقامات است.
واکنش دولت ایتالیا
نخستوزیر ایتالیا - «جورجیا ملونی» - عمدتاً در برابر تجمعات خودجوش و مسالمتآمیز سراسر کشور سکوت اختیار کرده است. او در عوض، این اعتراضات را به تصاویری محدود از ناآرامیهای مختصر در شهر میلان تقلیل داده و آنها را «بیارزش و شرمآور» توصیف کرده است. دولت راستگرای او بهسرعت تلاش کرد معترضان را بهعنوان «افراطیهایی که ظاهراً خواهان صلح در غزه هستند، اما دوست دارند تخریب کنند» بدنام کند؛ واکنشی که چندان هم تعجبآور نبود؛ چرا که معترضان بهوضوح خواستار اقدام فوری دولت علیه اسرائیل بودند؛ اقداماتی از جمله تحریمها، تعلیق توافقهای نظامی و تجاری مرتبط با تسلیحات، بهرسمیتشناختن فلسطین، آتشبس فوری و گسترش کمکهای انسانی از طریق کانالهای رسمی و نهادی.
هرچند درست است که حدود ۷۰ درصد از تسلیحاتی که به اسرائیل ارسال میشود از آمریکا میآید و از بنادر ایتالیا عبور نمیکند، بااینحال باید توجه داشت که ایتالیا بهویژه از طریق شرکت دفاعی دولتی لئوناردو، سومین تأمینکننده بزرگ سلاح برای اسرائیل محسوب میشود. با وجود اعلام توقف صدور مجوزهای جدید، صادرات سلاح تحت قراردادهای پیشین همچنان ادامه دارد.
«ملونی» با سوارشدن بر موج روبهگسترش اسلامهراسی و عربهراسی در میان احزاب راستگرای اروپا، تلاش کرده جایگاه خود را نزد دولت ترامپ و کابینه نتانیاهو تقویت کند؛ او هرگز حمایت رم از اسرائیل را زیر سؤال نبرده است. ملونی از زمان بهقدرترسیدن، اقداماتی اسلامستیزانه اتخاذ کرده، نظریههای توطئه درباره «اسلامیسازی اروپا» را تقویت کرده، مساجد و سازمانهای اجتماعی مسلمانان را امنیتی کرده و صداهای حامی فلسطین را سرکوب کرده است.
واکنش رم به حملات اسرائیل به نیروهای ایتالیایی مستقر در یونفیل (UNIFIL) در جنوب لبنان بسیار ضعیف بود و ملونی در برابر تهدیدات بیسابقه آمریکا و اسرائیل و تحریمهای اعمالشده علیه گزارشگر ویژه سازمان ملل - فرانچسکا آلبانیز که شهروند ایتالیاست - سکوتی عجیب و بیتفاوتی کامل بود.
ملونی اخیراً با بهرسمیتشناختن کشور فلسطین مخالفت کرده و درباره این موضوع به طور کامل در کنار واشنگتن ایستاده است؛ هرچند گاهی حملات اسرائیل را «نامتناسب» میخواند. او تحتفشار روزافزون داخلی، در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل در ۲۴ سپتامبر (۳ مهر) اعلام کرد که ایتالیا از برخی تحریمهای اتحادیه اروپا علیه اسرائیل حمایت خواهد کرد و گفت که «این جنگ از مرزهای قابلقبول عبور کرده است.»
اعتصاب سراسری در ایتالیا در حمایت از مردم غزه و کاروان جهانی صمود، نخستین اعتصاب در تاریخ این کشور درباره یک موضوع سیاسی بینالمللی است.
اولینها در تاریخ ایتالیا
پس از ماهها افزایش نارضایتی نسبت به خودداری دولت ایتالیا از اقدام درباره غزه، اعتصاب سراسری در این کشور نشان داد که مردم تصمیم گرفتند ابتکار عمل را به دست بگیرند و خودشان رهبری بسیجی را بر عهده بگیرند که در بسیاری جهات، قدم در مسیری تازه و تاریخی گذاشت. «پائولا کاریدی» [2] - روزنامهنگار ایتالیایی که سالها در فلسطین فعالیت و پژوهش کرده و نویسنده کتابی شناختهشده درباره حماس است - اشاره میکند که این حرکت، چندین «اولین» مهم را رقم زد: نخستین اعتصاب سراسری که بدون مشارکت رسمی اتحادیههای اصلی کارگری برگزار شد؛ نخستین اعتصاب سیاسی - نه صنفی یا مرتبط با حقوق کارگران - از زمان ربوده شدن نخستوزیر سابق «آلدو مورو» [3] توسط گروه چپگرای بریگاردهای سرخ در سال ۱۹۷۸؛ نخستین اعتصاب سراسری که تمرکز آن بر یک مسئله بینالمللی بود و موضوعی که برای بسیاری از مردم ایتالیا و اروپا به آزمونی اخلاقی و حیاتی تبدیل شده است.
این اعتراضات احتمالاً از اقداماتی که حدود ۲۰ روز پیشتر توسط کارگران بندر «جنوا» انجام شد، الهامگرفته بودند. اواخر ماه اوت (شهریور)، پس از حرکت ناوگان جهانی صمود به سمت غزه، کارگران بندر جنوا به تیتر نخست خبرها در ایتالیا تبدیل شدند. در تاریخ ۳۱ اوت (۹ شهریور)، «ریکاردو رودینو» [4] - سخنگو و عضو جمعیت مستقل کارگران بندر جنوا (کالپ) - در جریان تظاهرات گستردهای در حمایت از این کاروان که بخشی از آن از سواحل شمالی ایتالیا به مقصد غزه حرکت کرده بود، هشدار صریحی به مقامات اسرائیلی داد. او گفت: «میخواهم همه بدانند که حدوداً در اواسط سپتامبر، کشتیهای کاروان جهانی صمود به نزدیکی سواحل غزه خواهند رسید. اگر حتی فقط بیست دقیقه ارتباطمان با رفقایمان قطع شود، تمام اروپا را فلج میکنیم. سالانه حدود ۱۳ تا ۱۴ هزار کانتینر از این منطقه به مقصد اسرائیل ارسال میشود. اگر اتفاقی بیفتد، حتی یک میخ هم از اینجا خارج نخواهد شد.»
سه روز بعد، این سخنان از سوی همکار او «خوزه نیووی» [5] - نماینده اتحادیه کالپ - تکرار شد. او در پاسخ به پرسش روزنامه «لا رپوبلیکا» درباره خطر جلوگیری اسرائیل از رسیدن کمکهای بشردوستانه به غزه گفت: «تهدیدهای دولت نتانیاهو ما را نمیترساند. اظهارات «ایتمار بن گویر» تنها نشاندهنده این است که اسرائیل تا چه حد از مصونیت کامل برخوردار بوده و هست.» وزیر امنیت ملی اسرائیل - ایتمار بن گویر - پیشتر گفته بود که با اعضای این کاروان مانند تروریستها برخورد خواهد شد. آنها بازداشت میشوند و کشتیهایشان توقیف خواهد شد.
میراث کارگران بندر
کارگران بندر جنوا، پیشینهای طولانی در تحریم اسرائیل و مخالفت با نسلکشی در غزه دارند.
کارگران بندر جنوا که به طور تاریخی با نام «کمالی» شناخته میشوند - واژهای گرفتهشده از کلمه عربی «حمال» به معنای باربر - پیشینهای طولانی در تحریم اسرائیل و مخالفت با نسلکشی در غزه دارند. در سالهای اخیر، برخی از آنها بهویژه اعضای اتحادیه کارگری (USB) و فعالان گروه کالپ که گروهی مبارز در فدراسیون کارگران بندر جنوا است، ابتکاراتی برای جلوگیری از عبور تسلیحات به سمت اسرائیل انجام داده یا در آنها شرکت کردهاند.
از ماه می ۲۰۲۱ (اردیبهشت ۱۴۰۰) آنها بهسرعت بسیج شدند تا محمولههای موشک و مواد منفجرهای که به سمت تلآویو میرفتند را مسدود کنند. یک ماه بعد، در بندر «راونا» اتحادیههای کارگری بندر، اعتصاب سراسری را اعلام کردند؛ درست در روزی که کشتی «آسیاتیک لیبرتی» حامل تسلیحات و بارگیری شده برای بندر اسرائیلی «اشدود» قرار بود حرکت کند. اراده آنها موجب شد مالک کشتی مجبور به لغو ارسال بار شود. در نوامبر ۲۰۲۳ (آبان ۱۴۰۲) یک ماه پس از شروع جنگ اسرائیل علیه غزه، کارگران بندر جنوا با هماهنگی بنادر اروپایی دیگر، تحصنها و راهبندهایی را در مسیر ورود کشتیهای مرتبط با شرکت اسرائیلی «زیم» سازماندهی کردند. بهتازگی، در ژوئن امسال (خرداد) که شاید برجستهترین اقدام قبل از ماه اوت (شهریور) باشد، آنها به کارگران بندر فرانسوی پیوستند تا مانع حرکت کشتی «Contship Era» شوند که توسط شرکت اسرائیلی «زیم» اجاره شده بود.
در جنوا، پس از متوقفشدن سه کانتینر قطعات تسلیحاتی در بندر فرانسوی «فوس - سور - مر» [6]، هیچ محموله نظامیای بارگیری نشد. نهایتاً در یک اوت (۱۰ مرداد)، درست پیش از حرکت کاروان جهانی صمود به سمت غزه، کارگران بندر اعلام کردند که موفق شدهاند جلوی تخلیه و انتقال سه کانتینر تجهیزات جنگی که به اسرائیل میرفت را بگیرند.
اما موضوع هرگز فقط درباره اسرائیل نبوده است. تاریخ عمل کارگران بندر جنوا - بهویژه اعضای کالپ - سرشار از همبستگی با جنبشهای مقاومت و مخالفت با جنگهای تجاوزکارانه است. در سپتامبر ۱۹۷۳(شهریور ۱۳۵۲) درست چند روز پس از کودتایی که دولت «سالوادور آلنده» را سرنگون کرد، تظاهراتی در حمایت از مقاومت شیلی در جنوا برگزار شد. اقدامات مشابهی نیز علیه جنگ ویتنام سازماندهی شده بود. این سنت در سال ۲۰۱۹ (۱۳۹۸) ادامه یافت؛ زمانی که کارگران کالپ یک کشتی سعودی را که مظنون به حمل تسلیحات برای جنگ یمن بود، تحریم کردند. کارگران اسکله از بارگیری آنچه که «کشتیهای مرگ» مینامیدند، خودداری کرده و خواستار بازرسی بارنامه شدند.
اقدامات این کارگران هم ملموس و هم نمادین است. از دیدگاه ضد استعماری، آنها در برابر عادیسازی مسیرهای تجاریای میایستند که اشغال و محاصره را ممکن میسازند و درعینحال به کارگران عادی و جامعه مدنی حس کنشگری را بازمیگردانند که سیاست از آنها دریغ کرده است. شجاعت و مقاومت اصولی کارگران بندر ایتالیا در سراسر جهان مورد تحسین قرار گرفته است. به خطر انداختن معیشتشان برای مقابله با جنگ، اقدامات آنها تنها بیارادگی و فساد اخلاقی دولت ملونی را برجستهتر کرده است.
ایتالیا بهویژه از طریق شرکت دفاعی دولتی «لئوناردو»، سومین تأمینکننده بزرگ سلاح برای اسرائیل محسوب میشود.
الهام اخلاقی اعتراضات در شهرهای بزرگ ایتالیا، شکاف عمیق میان خواستههای مردمی برای عدالت و مواضع صاحبان قدرت را بیشازپیش آشکار کرده است. کارگران بندر بهصراحت وعده دادهاند که اروپا را از نظر لجستیکی فلج خواهند کرد. بااینحال، از منظر سیاسی و اخلاقی، اروپا مدتهاست که از درون یخ زده است. اروپا مدتهاست که به دلیل ناتوانی و همدستی خود در برابر خشونتهای استعمارگرانه و نسلکشی فلج شده است.
https://www.middleeasteye.net/opinion/docks-cities-italians-challenge-meloni-complicity-gaza-genocide
[1] . Lorenzo Forlani i
[2] . Paola Caridi
[3] . Aldo Moro
[4] . Riccardo Rudino
[5]. Jose Nivoi
[6] . port of Fos-sur-Mer
/انتهای پیام/