گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ اجتماعات شبانهای که در تهران و دیگر شهرهای ایران برگزار میشود، با وجود فرازونشیبهای مختلف، همچنان شور و نشاط خود را حفظ کرده است. در این گردهماییها، انواع مختلفی از ارتباطات انسانی دیده میشود که به نوعی به همبستگی اجتماعی انجامیده است. مردم مانند اعضای یک خانواده بزرگ دور هم جمع میشوند، از کشورشان حمایت میکنند، از مسئولان خود مطالبهگری میکنند و در پایان نیز با دعا و نیایش، این دیدار شبانه را به پایان میبرند. در حقیقت خیابان به جایی برای شکلگیری ارتباطات تازه تبدیل شده است. خانوادهها در تعامل با یکدیگر، به اشتراکات زیادی رسیدهاند. کودکان و نوجوانان نیز در این مدت، با سبک تازهای از زندگی آشنا شدهاند و بسیاری از آنها پای کار مشارکت اجتماعی آمدهاند.
دکتر مجید سلیمانی ساسانی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در نشست تخصصی «روایت حضور» که با حضور جمعی از پژوهشگران، اساتید دانشگاه و اندیشکدههای فعال در حوزه افکارسنجی برگزار شد، سخنان خود را با یک پرسش اساسی آغاز کرد: الگوی ارتباطی که به شکلگیری تجمعات شبانه، آیین وداع و سپس آیین تشییع امام شهید انجامید، چه نوع الگویی است؟ پاسخ وی به این پرسش، ادعایی جسورانه اما مستند بود: این الگو، چیزی جز «الگوی ارتباطی اربعین حسینی» نیست.
الگوی ارتباطی پشت پرده تجمعات
سلیمانی با اشاره به تحولات ده پانزده سال اخیر در شیوههای عزاداری و خدماترسانی در ایران، به یک نمونه عینی در مشهدالرضا اشاره کرد که نشاندهنده نفوذ عمیق این الگوست. در مراسم پایانی صفر (شهادت امام رضا و رحلت پیامبر)، موکبهایی برای صنف کفاشان برپا شده بود که به تعمیر کفش زائران پیاده میپرداختند. این پدیده که پیش از این در مشهد سابقه نداشت، عیناً از موکبهای مشابه در مسیر اربعین حسینی در عراق اقتباس شده است. این یعنی یک «منطقه تماس فرهنگی» میان ایرانیان و عراقیها طی سالهای اخیر شکل گرفته که به تبادل آگاهانه آیینها و مناسک انجامیده است.
آستانگی در آیینهای گذار
دکتر سلیمانی برای تبیین ماهیت این الگو، به مفهوم آستانگی (Liminality) از انسانشناس شهیر، ویکتور ترنر، استناد کرد. به باور ترنر، در آیینهای گذار، انسانها از نظم عادی روزمره خارج شده و وارد مرحلهای «آستانهای» میشوند که در آن قواعد معمول زندگی به حالت تعلیق درمیآید. اربعین حسینی، نمونهی کامل این آستانگی است.
در ایام اربعین، هم زائران و هم میزبانان عراقی، زیست روزمره خود را کنار میگذارند. عراقیها در آن چند هفته، سبک زندگی متفاوتی را تجربه میکنند و پذیرایی، خدمترسانی و ایثار را جایگزین معاملات روزمره میسازند. این وضعیت آستانهای، بستری برای شکلگیری «ارتباطات آیینی» فراهم میآورد؛ نوعی ارتباط که در آن، مخاطب صرفاً دریافتکننده پیام نیست، بلکه خود به مشارکتکنندهای فعال در تولید معنا تبدیل میشود.
«کرامت و شجاعت» عناصر کلیدی نظم ارتباطی اربعین
دکتر سلیمانی دو عنصر بنیادین را در نظم ارتباطی اربعین شناسایی کرد:
۱- عنصر نخست، کرامت انسانی است که در رفتار میزبانان عراقی با زائران تجلی مییابد. این کرامت، مرزهای قومی و زبانی را درمینوردد و همدلی عمیقی میان دو ملت ایجاد میکند.
۲- عنصر دوم، شجاعت و فرهنگ مقاومت است. پس از شهادت سردار سلیمانی، تصاویر شهدا و نمادهای مقاومت در مراسم اربعین به طرز چشمگیری پررنگ شده است. این یعنی فرهنگ مقاومت، از دل همین تماس آیینی، تغذیه شده و بازتولید گردیده است.
کاربست الگوی اربعین در تجمعات شبانه و تشییع امام شهید
نکته محوری سخنرانی، جایی بود که سلیمانی به صراحت اعلام کرد: تشییع امام شهید در مسیر کربلا تا نجف (که خود مسیر اصلی اربعین است)، چیزی جز بروز عینی الگوی ارتباطی اربعین نبود. این مراسم، زودتر از موعد اربعین سال ۱۴۰۵ برگزار شد و بسیاری از مسئولان و ناظران، آن را «اولین زائر اربعین» نامیدند. اما تفاوت مهم آن با اربعینهای پیشین، حضور پررنگ تصاویر امام شهید و ارادت ویژهای بود که مردم عراق و ایران نسبت به ایشان ابراز میکردند.
به عبارت دیگر، الگوی ارتباطی اربعین (که مبتنی بر مشارکت فعال، مناسک جمعی و عبور از زیست عادی است) بهعنوان یک زیرساخت فرهنگی، به میدان تجمعات شبانه در ایران تسری یافت و سپس در آیین تشییع، به اوج نمایش خود رسید. این تسری، نشان از شکلگیری یک «نظم ارتباطی جدید» دارد که نه از بالا، بلکه از دل کنشهای خودجوش مردمی و تماسهای فرامرزی زاده شده است.
ارتباطات آیینی در برابر ارتباطات انتقالی
سلیمانی برای عمقبخشی به تحلیل خود، تمایزی نظری را مطرح کرد که بهدرستی جایگاه این پدیده را روشن میسازد:
در پارادایم ارتباطات انتقالی (که مبتنی بر رسانههای جمعی یکسویه است)، پیام از فرستنده به مخاطب ارسال میشود و مخاطب نقشی منفعل دارد. اما ارتباطات آیینی، مخاطب را به مشارکتکننده تبدیل میکند. در این الگو، خودِ فرآیند ارتباط، معنا میآفریند و هر فرد، بخشی از پروژه ارتباطی بزرگتر محسوب میشود.
تجمعات شبانه، عیناً همین ویژگی را دارند: شهروندان نه بهعنوان مخاطبی که پیامی را دریافت میکنند، بلکه بهعنوان مشارکتکنندگانی که خود، پیام، مناسک و معنا را تولید میکنند، در صحنه حاضرند. این دقیقاً همان تحولی است که در سالهای اخیر با دوسویه شدن رسانههای اجتماعی و گذار از «مخاطب» به «کاربر» نیز قابل ردیابی است، اما در سطحی بسیار عمیقتر و آیینیتر.
دلالتهای راهبردی و افق آینده
سلیمانی در بخش پایانی سخنان خود، بر دو دلالت راهبردی تأکید کرد:
نخست، تغییرات منطقهای: خود عراقیها نیز اذعان دارند که اربعین امسال، با سالهای گذشته تفاوت اساسی داشته است. این تفاوت، نه فقط در کمیت جمعیت، که در کیفیت ارادت به امام شهید و نمادهای مقاومت قابل مشاهده است. این تحول، میتواند مقدمهای برای تغییرات اساسی در معادلات منطقهای و روابط ایران و عراق باشد.
دوم، امکانپذیری نظم ارتباطی جدید: آنچه در تجمعات شبانه و آیین تشییع رخ داد، نشان میدهد که دیگر نمیتوان پروژههای ارتباطی را صرفا با رسانههای جمعی و رویکردهای یکسویه پیش برد. الگوی اربعین، راهی آزمودهشده برای مشارکتدهی عمومی و خلق معانی مشترک است که میتواند در سیاستگذاری فرهنگی و اجتماعی کشور بهکار گرفته شود.
وی در پایان تأکید کرد که این رویداد ارتباطیِ بزرگ (با حضور میلیونی و مشارکت فعال هر فرد بهعنوان جزئی از پروژه)، بینظیر و شایسته مطالعه عمیق در علوم ارتباطات، انسانشناسی و جامعهشناسی سیاسی است. نادیدهگرفتن آن، بهمعنای از دست دادن فرصتی طلایی برای بازتعریف گفتمان ملی و منطقهای خواهد بود.
/انتهای پیام/