۱۴۰۴/۰۵/۲۱
۱۱:۵۲
کد خبر : ۱۱۰۹۳
تحلیل هر آنچه بایدونباید از موهبت خانواده و پدیده طلاق؛

خانه‌ای روی آب

خانه‌ای روی آب
علم به این موضوع که وقوع طلاق، اثر متقابلی از پررنگ‌شدن آسیب‌های اجتماعی همچون اعتیاد و خشونت خانگی است و نیز نسبت معناداری در شکل‌گیری دیگر آسیب‌های اجتماعی همچون بزهکاری و افزایش مصرف مشروبات الکلی دارد، حکم به بی‌اعتباری جامعه می‌دهد.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ زینب ارجمندفر: طلاق به‌عنوان یک معضل اجتماعی، یکی از مهم‌ترین پدیده‌های حیات انسانی است. شاید بتوان گفت کمتر پدیده اجتماعی به پیچیدگی طلاق باشد. طلاق از زوایای مختلف، تأثیر گسترده‌ای بر زندگی انسان‌ها دارد؛ چرا که به معنای فروپاشی هسته اصلی و بنیادی جامعه یعنی خانواده است. اعلام رسمی نسبت تأمل‌برانگیز ثبت ۱ طلاق در هر ۳ ازدواج در ۱۲ استان کشورمان از یک سو و ۱ طلاق در هر ۲ ازدواج ثبت شده در استان تهران از سوی سازمان ثبت‌احوال کشور، نقطه آغازین سؤالات ما در این پرونده است.

 

کمک به سیاست‌گذاری مسئله طلاق

حال و روز تب‌دار خانواده ایرانی از پس معضلات اقتصادی و تاب‌آوری در برابر تحولات اجتماعی و فرهنگی، در کشمکش با تکانه‌های ارزشی - اخلاقی - عرفی و در غیاب فقه پویا و پاسخ‌گو، آینده‌ای پیش‌بینی‌ناپذیر برای این نهاد اجتماعی مهم ساخته است. خانواده به‌عنوان اولین و بی شک مهم‌ترین نهاد اجتماعی هر کشوری، اثرپذیری بالایی از سیاست‌های کلان کشوری دارد که توجه مضاعف به موضوع طلاق به‌عنوان یک آسیب اجتماعی یا یک تصمیم فردی، باید آبشخور بسیاری از برنامه‌ریزی‌های جمعی برای آینده خانواده ایرانی باشد. تصمیم بر اینکه از خانواده و افراد درگیر در امر طلاق، چه سیاست‌های حمایتی صورت بپذیرد یا نفس رویکرد حمایتی در این امر صحیح است یا نه، موضوع بعدی در این پرونده است. مداقه در حدود تعریف آسیب طلاق و پیرامون کاهش عوارض حتمی طلاق برای افراد و خانواده‌ها، از آن جایی رهگشاست که باتوجه‌به سخت بودن رویه‌های قانونی ثبت طلاق، می‌تواند تسهیل‌کننده به فعلیت درآوردن تصمیم افراد در این مسیر باشد. از سوی دیگر، در مواجهه با مسائل نابهنجاری چون ازدواج سفید یا طلاق عاطفی که بار ارزشی منفی سنگینی برای جامعه و حاکمیت دین‌مدار ایرانی دارند، راه خروج از بن‌بست تلقی می‌شود.

همچنین بحث حول محور نسبت رسانه‌های جمعی و تحولات فناوری ارتباطات با امر خانواده و موضوع طلاق، همواره سؤال روز پژوهشگران علوم اجتماعی بوده است. طیف این تغییر و تحولات در جوامع معاصر به قدری بر روی دور تند قرار گرفته که ارزش‌گذاری تشکیل خانواده و فرزندآوری مورد تشکیک جدی نسل جدید و محل پرسش پیمایش‌ها و پژوهش‌های میدانی شده است.

از دیرباز، تشکیل و حفظ بنیان خانواده و قبح طلاق در جامعه ایرانی موردتأیید ارزش‌های عرفی و ریشه‌دار در مذهب ما بوده و حفظ رسوم و سنت‌هایی مثل مهریه و جهیزیه از یک سو زینت‌بخش زندگی روزمره ما ایرانیان است و از وجهی دیگر، خود عاملی بازدارنده در تشکیل خانواده یا دستاویزی برای خدشه‌دار کردن حریم خانواده شده است.

علم به این موضوع که وقوع طلاق، اثر متقابلی از پررنگ‌شدن آسیب‌های اجتماعی همچون اعتیاد و خشونت خانگی است و نیز نسبت معناداری در شکل‌گیری دیگر آسیب‌های اجتماعی همچون بزهکاری و افزایش مصرف مشروبات الکلی دارد، حکم به بی‌اعتباری جامعه می‌دهد. هزینه‌ها و پیامدهای نامطلوب طلاق در نابسامانی و ناسلامتی حیات امروز جامعه ما به قدری است که انکار آن سطحی‌نگری و گویی اصالت دادن به بی‌تفاوتی جمعی است.

 

کدام عوامل اثر بیشتری در مسئله طلاق دارند؟

بازخوانی سیاست‌گذاری‌های اجتماعی - فرهنگی - اقتصادی در بازه زمانی ۲۰ سال اخیر که توأمان به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بر ساختار و پویایی نهاد خانواده اثر گذاشته است، تبیین زوایای گوناگون این قوانین را می‌طلبد.

بازخوانی سیاست‌گذاری‌های اجتماعی - فرهنگی - اقتصادی در بازه زمانی ۲۰ سال اخیر که توأمان به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بر ساختار و پویایی نهاد خانواده اثر گذاشته است، تبیین زوایای گوناگون این قوانین را می‌طلبد. هم چنین توجه و تأکید بر تفاوت‌های قشری، طبقاتی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در مقیاس ملی و استانی نیازمند تجزیه‌وتحلیل است. اینکه چه میزان تغییرات ساختاری و اقتصادی در کشور ما می‌تواند بر امر طلاق به طور مستقیم یا غیرمستقیم اثر بگذارد، موضوعی هدایتگر در تصمیم‌سازی‌هاست؛ چرا که پدیده طلاق از یک طبقه اجتماعی به طبقه اجتماعی دیگر دارای تفاوت‌هایی است و هر طبقه از نظر قدرت اقتصادی، منزلت اجتماعی، سطح سواد و سبک زندگی شرایط خاص خودش را دارد.

حال باید دید که از نظر پژوهشگران و جامعه‌شناسان این حوزه، جامعه ایرانی تا چه اندازه و تا به کجا خود را با تحولات جدید موهبت خانواده و طلاق هماهنگ می‌کند؟ باید پرسید که باتوجه‌به تغییرات گسترده نظام ارزشی و هنجاری و موج جهانی فردگرایی، آیا هنوز ازدواج طبقاتی، امری اصیل در خانواده ایرانی و در عرف جامعه ایرانی محسوب می‌شود؟ آیا اصلاً این تغییرات دیده و شنیده می‌شوند و حاکمیت در راستای بهبود وضعیت، گامی برداشته یا برمی‌دارد؟ امیدی هست که با تولید دانش نظری و عملی در این عرصه، گفتمان غالب را در جهت پذیرش و مدیریت این تحولات یاری کرد؟ آیا می‌توان سمت‌وسوی این تغییرات را به سمتی هدایت کرد که کمترین ضرر و بیشترین سود و بالاترین حمایت‌ها را برای اکثریت افراد جامعه به همراه بیاورد؟ آیا حاضر هستیم برای حال خوب خانواده در وضع پرآشوب نظم جدید قدم محکمی برداریم؟

ما در این پرونده تلاش داریم برای فهم و درک بهتر از شرایط موجود و دنیای پیش رو گامی به جلو برداریم...

/ انتهای پیام / 

گزارش خطا پسندها :