۱۴۰۴/۱۱/۲۸
۱۰:۵۸
کد خبر : ۱۱۵۸۱
ارزیابی پیامدهای اجتماعی رفتار بلاگرهای روزمرگی و زیبایی در گفت‌وگو با منصوره حجاری؛

روزمرگی بلاگرها حس ناکافی بودن زنان را تشدید می‌کند

روزمرگی بلاگرها حس ناکافی بودن زنان را تشدید می‌کند
در تعدادی از کامنت‌ها هم این نقل‌قول‌ها را مشاهده می‌کنیم: «خوش به حالت که آن‌قدر وقت و پول داری». دختر جوان که این وقت را ندارد، از صبح تا شب سر کار است و دچار احساس ناامیدی و یأس از زندگی خودش می‌شود و اینکه چرا به این شکل نیست.
منصوره حجاری تحلیل‌گر رسانه و ارتباطات : منصوره حجاری

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ در چشم‌انداز رسانه‌ای امروز، جایی که مرز میان زندگی خصوصی و عرصه عمومی بیش از هر زمان دیگری کم‌رنگ شده، ظهور پدیده‌ای به نام «بیوتی بلاگر» صرفاً یک تحول در حوزه زیبایی و مد نیست؛ بلکه بازتابی از دگرگونی‌های عمیق‌تر در تعریف هویت، سبک زندگی و الگوهای مرجع در جامعه ایران است. با گسترش پلتفرم‌های تصویرمحور مانند اینستاگرام، این چهره‌های مجازی با بهره‌گیری از قدرت نرم تصویر، توانسته‌اند به‌سرعت به یکی از تأثیرگذارترین گروه‌های مرجع، به‌ویژه برای نسل جوان و زنان، تبدیل شوند. فعالیت آن‌ها در نگاه اول، ارائه توصیه‌هایی برای مراقبت از خود و دستیابی به زیبایی است؛ اما با نگاهی عمیق‌تر، درمی‌یابیم که این صفحات در حال برساختن و بازتولید گفتمان‌هایی قدرتمند هستند. مفاهیمی چون «بدن‌مندی»، «مصرف‌گرایی» و «نمایشی شدنِ» هویت، سه ستون اصلی محتوای این بلاگرها را تشکیل می‌دهند. آنها با نمایش روزمرگی‌های خود، از روتین‌های پوستی گرفته تا روابط شخصی و سفرها، الگویی از «زن موفق» امروزی را ترسیم می‌کنند؛ زنی که موفقیتش اغلب با میزان مصرف، زیبایی ظاهری و توانایی‌اش در به نمایش گذاشتن یک زندگی بی‌نقص گره خورده است. اما این پدیده چه پیامدهایی برای هویت زن ایرانی به همراه دارد؟ آیا این فعالیت‌ها، آن‌طور که در ظاهر به نظر می‌رسد، به توانمندسازی زنان و تقویت فردگرایی آن‌ها می‌انجامد، یا در نهایت، با تبدیل کردن بدن زن به یک ابژه تماشایی و کالایی مصرفی، کلیشه‌های جنسیتی را در قالبی نوین بازتولید می‌کند؟

برای تحلیل ابعاد پیچیده این موضوع، به گفت‌وگو با منصوره حجاری، پژوهشگر حوزه خانواده و رسانه، نشسته‌ایم. در این مصاحبه تلاش شده است تا با نگاهی انتقادی، به پشت صحنه این جهان پر زرق و برق نفوذ کنیم و تأثیرات رفتار مجازی بیوتی بلاگرها را بر بازتعریف معیارهای زیبایی و زنانگی در ایران امروز مورد واکاوی قرار دهیم.

 

بدن‌مندی، مصرف و نمایشی شدن، سه دال‌ گفتمان هویت زنانه در صفحات بیوتی بلاگرها 

بیوتی بلاگرها را چگونه تعریف می‌کنید و چرا به این اندازه محبوب شده‌اند؟ مهم‌ترین موضوعاتی که در این صفحات بازنمایی می‌شوند چه مفاهیمی هستند؟

حجاری: در ابتدا باید درباره رسانه‌های اجتماعی چند نکته را بیان کنم. در حال حاضر می‌توان گفت یک دهه است که با توسعه رسانه‌های اجتماعی تصویرمحور داخلی و خارجی مانند اینستاگرام و روبیکا مواجه هستیم. این رسانه‌های اجتماعی، تصویرمحور هستند. همان‌طور که نیکلاس میرزوئف در کتاب «مقدمه‌ای بر فرهنگ بصری» مطرح می‌کند، دیگر کلمات و متن نیستند که گفتمان‌ها را برساخت می‌کنند، بلکه تصویر است که حرف اول را می‌زند. فرهنگ بصری (دیداری)، تولید، چرخه و مصرف تصویر و همچنین تغییر ماهیت ذهنی فرد نسبت به موضوع را مورد مطالعه قرار می‌دهد.

در جهان جدید، خرده‌فرهنگ‌ها و گروه‌های خاموش، از طریق شبکه‌های اجتماعی تصویرمحور، فرصت پیدا کردند به چرخه فرهنگ بصری راه یابند و به‌طور روزافزون، بازتولید هویت جنسیتی سیال از طریق زنان تقویت شده است. در تجربه بصری جدید، این کاربران زن هستند که به بازنمایی زندگی روزمره خود می‌پردازند؛ از طریق این بازنمود تصویری، زنان فرصتی یافتند تا هویت جنسیتی زنانه را بازتولید کنند.

با ظهور رسانه‌های نوین و فراهم شدن امکان کنشگری زنان در شبکه‌های اجتماعی، زنان با انتشار تصاویر زندگی روزمره، تجربه بصری خود را خلق می‌کنند. در جهان جدید، خرده‌فرهنگ‌ها و گروه‌های خاموش، از طریق شبکه‌های اجتماعی تصویرمحور، فرصت پیدا کردند به چرخه فرهنگ بصری راه یابند و به‌طور روزافزون، بازتولید هویت جنسیتی سیال از طریق زنان تقویت شده است. در تجربه بصری جدید، این کاربران زن هستند که به بازنمایی زندگی روزمره خود می‌پردازند؛ از طریق این بازنمود تصویری، زنان فرصتی یافتند تا هویت جنسیتی زنانه را بازتولید کنند.

با توجه به همین مسئله توضیح می‌دهم که چگونه رسانه‌های تصویرمحور رشد کردند و در زندگی روزمره دارای اهمیت شدند. در این فضا، بازنمایی سبک زندگی توسط بلاگرها رو به افزایش است. می‌توانیم بگوییم که با بصری شدن یا تصویری شدن در زندگی روزمره مواجه هستیم.

حال سؤال این است که بیوتی بلاگرها چه چیزی را بازنمایی می‌کنند؟ چه گفتمانی را برساخت می‌کنند؟ چگونه در مورد بدن مجازی سخن می‌گویند؟ ایده‌ای که در این صفحات ارائه می‌شود این است که اگر شما قابل دیده شدن هستید، پس اهمیت دارید. به‌عبارتی شما اگر دیده می‌شوید، به‌عنوان یک زن، هویت دارید. مفهوم نمایشی شدن و مصرف، مهم‌ترین مفاهیم در اینجا هستند. تصاویر به شما می‌گویند شما اگر مصرف می‌کنید، هویت دارید.

بدن‌مندی، مصرف و نمایشی شدن، سه دال‌ گفتمان هویت زنانه در این صفحات است. می‌دانیم که هویت یک امر پویا است، یعنی به‌طور دائم در حال بازتولید است. رابطه هویت و بازنمایی تصویری که در این صفحات اتفاق می‌افتد، یک رابطه تعاملی است.

بیوتی بلاگرها تبلیغات لوازم آرایشی و مراقبت پوستی را در خلأ انجام نمی‌دهند. اگر صفحات این افراد را مشاهده کنیم، متوجه می‌شویم که بلاگرها وقتی آرایش می‌کنند، هم‌زمان در قالب یک سخنران شروع به پند دادن می‌کنند. برای مثال، خاطره‌ای از یک روز زندگی‌شان یا از سفری که داشته‌اند، تعریف می‌کنند. در برخی از موارد، توصیه‌ای هم به دنبال‌کنندگان خود می‌کنند. در همه محتواهای تولید شده با برساخت زنانگی مواجه هستیم که دال‌های این گفتمان، عشق به خود و مراقبت از خود است. همه این‌ها ذیل مفهوم فرد‌گرایی جمع می‌شود. رابطه تعاملی بین هویت و بازنمایی تصویری که از بدن زن ایجاد می‌شود، در این نحوه بازنمایی در این صفحات وجود دارد.

 

فعالیت بیوتی بلاگرها چگونه از هدف اصلی خود که توصیه برای زیبایی و مراقبت از پوست است، به سمت تبلیغات و نمایش حرکت می‌کند؟ این تغییر و حرکت چه پیامدهایی به همراه دارد؟ چه رابطه‌ای بین مخاطب و بیوتی بلاگرها شکل می‌گیرد؟

حجاری: به‌هرحال اگر بخواهیم با رویکرد سواد رسانه‌ای ارزیابی کنیم، نگاه نقادانه به ماجرا وجود دارد. اما ارزش‌گذاری به‌صورت مطلق، کار صحیحی نیست. به نظرم بستگی به نوع برقراری ارتباط بین مخاطب و بیوتی بلاگر دارد. ممکن است خانمی باشد که مراقبت از پوست، بدن و سلامتی برایش اهمیت دارد و این صفحات را دنبال می‌کند. مراقبت از سلامتی یکی از نیازهای انسان‌ است. ممکن است شما این صفحات را دنبال کنید. برخی از این صفحات را هم که مشاهده می‌کنیم، مواردی هستند که در این حوزه واقعاً تخصص دارند. مثلاً یا تخصص پوست و مو دارند، یا پزشک تغذیه هستند، یا در باشگاه فعالیت می‌کنند، یا تخصصی نسبی به این شکل دارند. شما این را دنبال می‌کنید و تا جایی که به شما کمک می‌کند و زمان شما اجازه می‌دهد، از آن استفاده می‌کنید. یعنی تا جایی که هدف شما این است که از بدن خود مراقبت کنید به‌عنوان یک نیاز انسانی، از توصیه‌ها استفاده می‌کنید. سلامتی هدف اول شما است که بر اساس نیاز فطری شما است و نقدی به آن وارد نیست.

حال سؤال این است که این وضعیت نامطلوب رابطه بین بیوتی بلاگرها و مخاطب را چه زمانی می‌توان به‌عنوان یک بحران‌ مراقبتی نام برد؟ جایی که دو مفهوم نمایش و تبلیغات مطرح می‌شود صفحات بیوتی بلاگرها دنبال‌کنندگان بسیار زیادی دارند. برای مثال، تعداد دنبال‌کنندگان برخی صفحات میلیونی شده است. این بلاگر برای جذب بیشتر مخاطب چه کاری باید انجام دهد؟ این بلاگر برای اینکه صفحه خود را از دست ندهد، مجبور است که تقریباً هر روز استوری بگذارد، هر روز محتوایی تولید کند و به اشتراک بگذارد و برای تأمین اقتصادی نیز تبلیغات بگیرد. تعبیری که می‌توان به کار برد، «اقتصاد توجه» است. شاید برای بیوتی بلاگرها مهم نباشد محصولی که معرفی می‌کند لزوماً محصول با کیفیتی باشد. فقط برای او مهم است که صفحه‌اش باقی بماند. دنبال‌کنندگان ریزش نکنند و رشد صفحه او متوقف نشود. در اینجا تبلیغات مهم می‌شود. آنجایی که مراقبت از پوست به کالا تبدیل می‌شود، دیگر هدف برای بلاگر، سلامتی نیست. هدف، کسب درآمد آن بلاگر است. هدف این است که بلاگر بتواند صفحه خود را رشد دهد که به‌ازای آن بتواند این چرخه را به گردش درآورد. محتوایی که بلاگر به اشتراک می‌گذارد، هر چه هدف آن سلامتی، کمک و مراقبت از بدن باشد، در حد نیاز خوب است. من نمی‌گویم هیچ‌کس این‌ها را دنبال نکند. اما آنجایی که به سمت تبلیغات و نمایشی‌شدن می‌رود، اثر نامطلوبی دارد.

 

تعدادی از دنبال‌کنندگان، بلاگرها را الگو می‌دانند

از نظر شما چگونگی تعامل و برقراری ارتباط مهم است؟ اگر هدف تعامل برای افزایش آگاهی و سلامتی باشد صحیح است و اگر بر محتوای تبلیغات و خرید تأکید کند صحیح نیست؟

حجاری: بله؛ هدفی که دنبال‌کننده دارد و هدفی که محتوا برای آن تولید می‌شود، مهم است. برخی از صفحه‌های بیوتی بلاگرها صرفاً کار تخصصی انجام می‌دهند و هر محصولی را معرفی نمی‌کنند. این موردی که عرض می‌کنم، تعدادی از صفحات هستند که دنبال‌کنندگان بسیاری هم ندارند و پست‌هایی که قرار می‌دهند در یک بازه طولانی است و هر روز فعالیت نمی‌کنند. ماهیانه یک پست یا یک استوری قرار می‌دهند، اما تحقیقات می‌کنند یا از متخصصین سؤال کرده‌اند و می‌دانند این محصول برای چه پوستی مناسب است. می‌خواهم عرض کنم که مراقبت از پوست بالاخره یک نیاز است. اما در روند اشتباه، از یک جایی به بعد، هر روز بلاگر پست و استوری قرار می‌دهد و محصولی را معرفی می‌کند که مشخص نیست آیا این محصول کیفیت دارد یا خیر.

بدن‌مندی، مصرف و نمایشی شدن، سه دال‌ گفتمان هویت زنانه در این صفحات است. می‌دانیم که هویت یک امر پویا است، یعنی به‌طور دائم در حال بازتولید است. رابطه هویت و بازنمایی تصویری که در این صفحات اتفاق می‌افتد، یک رابطه تعاملی است.

 

الگوی رفتاری که بلاگرها دارند چیست که باعث می‌شود دنبال‌کنندگان، نیازهای روانی زنانه خود را در آن پیدا کنند؟ این الگوی رفتاری به چه شکل است و به چه چیزی می‌انجامد؟

حجاری: بیوتی بلاگرها در خلال آموزش روتین‌های پوستی و یا آرایش، به شکل غیرمستقیم تبلیغ هم انجام می‌دهند و گفتمان مطلوب خودشان درباره زنانگی را بازتولید می‌کنند. البته شاید این امر آگاهانه نباشد، اما در محتوایی که تولید می‌شود، متوجه آن می‌شویم. همان خاطره‌ها و روزمرگی‌هایی است که تعریف می‌کند. برای نمونه، بلاگرهایی که متأهل هستند از رابطه خود با همسرشان در زندگی مشترک می‌گویند. از سفری که رفته‌اند تعریف می‌کنند. توصیه‌هایی برای زنان دارند که چگونه مستقل باشند؟ زنان چگونه از خود مراقبت کنند؟ بنابراین از تکنیک‌هایی استفاده می‌کنند؛ مانند خاطره‌گویی‌ها و استوری‌ها… از سفری که می‌روند، یا کاری که در خانه انجام می‌دهند. همه این‌ها باعث می‌شود تا تعامل با دنبال‌کنندگان خود را بهتر کنند.

حتی فعالیت بلاگرها را الگوریتم‌های اینستاگرام تعریف می‌کند. استانداردهای زیبایی را الگوریتم‌های اینستاگرام می‌گوید که شما چگونه فعالیت کنید و پست به اشتراک بگذارید. چه ساعت‌هایی پست گذاشته شود. چه زمانی این محتوا را تولید کنید که بتوانید تعامل و درگیری بیشتری با مخاطب داشته باشید.

تعدادی از دنبال‌کنندگان احساس می‌کنند که بلاگرها الگو هستند. در ذهن مخاطب، آنها زیبا، مستقل و موفق هستند. هر دختری آرزو دارد که این‌گونه باشد. اینجا چه اتفاقی می‌افتد؟ اینجا بدن ایدئال زنانه تبدیل به الگوی ایدئال زنانه می‌شود. مخاطب، بدن و آرایش را می‌بیند، اما از نظر او این الگوی زن موفق است. آن‌طور که در کامنت‌ها مشاهده می‌کنیم، برداشت دنبال‌کنندگان این است که اگر بدن خوب و زیبایی داری، پس زن موفقی هستی. اگر مراقبت از بدنت برای تو مهم است، اگر تو از فلان محصول استفاده می‌کنی، بنابراین زن موفقی هستی. یعنی فقط در زیبایی خلاصه نمی‌شود، فقط در بدن‌مندی خلاصه نمی‌شود. دلالت می‌کند بر مفهوم بزرگ‌تری که آن الگوی زن بودن است؛ در واقع الگوی زن موفق بودن است. در تعدادی از کامنت‌ها هم این نقل‌قول‌ها را مشاهده می‌کنیم: «خوش به حالت که آن‌قدر وقت و پول داری». دختر جوان که این وقت را ندارد، از صبح تا شب سر کار است و دچار احساس ناامیدی و یأس از زندگی خودش می‌شود و اینکه چرا به این شکل نیست.

 

آیا می‌توان گفت که این امر، بازتولید کلیشه‌های جنسی است؟

حجاری: دقیقاً همین است. یعنی در این بازنمایی تصویری که اتفاق می‌افتد، جنبه نوآورانه‌ای برای هویت زنانگی یا جنبه بازاندیشانه‌ای برای هویت زنانگی مطرح نمی‌شود. دقیقاً همان گفتمان‌های غالب و مسلط و مردانه بازتولید می‌شوند. زن به‌مثابه ابژه جنسی بازنمایی می‌شود یا گفتمان مصرف‌گرایی و بازار بازتولید می‌شود؛ یعنی کالایی شدن، زن به‌مثابه کالا. این پیام منتقل می‌شود که شما اگر این محصول را خریداری کنید، به‌عنوان یک زن هویت دارید!

 

به نظر می‌آید برخلاف ظاهر که بلاگرها تلاش می‌کنند تا ضد مردسالاری عمل کنند و سخن بگویند، اما در نتیجه آن‌ها در گفتمان مردسالاری باقی می‌مانند و این امر اتفاقاً بازتولید همین گفتمان است؟

حجاری: به نکته خوبی اشاره کردید؛ دقیقاً همین است. در رفتار بلاگرهای زیبایی، گفتمان مردسالاری بازتولید می‌شود. شاید بگویند که «مراقب خودت و جسمت باش»؛ این کلام فردگرایی را تقویت می‌کند و می‌گوید «از سلطه مردها بیرون بیا و برای خودت باش.» اما در واقع، زنانگی را به چه چیز تبدیل می‌کند؟ به یک ابژه تماشایی. یعنی زن از صبح تا شب در این تعریف می‌شود که برای پوستم چه روتین و محصولی استفاده کنم. یا همین اخیراً، محصولی که این روزها رایج شده بود، کلروفیل نام داشت و چقدر در صفحات مختلف فراگیر شد. وقتی با متخصصان صحبت می‌کنیم، می‌گویند شاید لزوماً این محصول برای همه افراد مؤثر نباشد. هر کسی با توجه به پوست، بیماری و موقعیتی که دارد، باید از این محصول استفاده ‌کند. استفاده از آن متفاوت است. اما این محصول رایج می‌شود و همه کلروفیل مصرف می‌کنند. می‌خواهم بگویم حتی این معرفی‌ها و دنبال کردن‌ها هم در نهایت ممکن است به نفع سلامتی کاربران نباشد.

 

شما گفتید در کامنت‌ها می‌نویسند «تو چقدر زیبا و… هستی». فکر می‌کنم این ابراز احساسات رفته‌رفته به وابستگی رفتاری، فکری، معنوی و حتی فیزیکی تبدیل می‌شود. در بسیاری از افراد این احساس وجود دارد که «ما به کشور اروپایی برویم و شروع به بلاگری و… کنیم». آیا چنین چیزی وجود دارد؟ آیا این وابستگی رفتاری وجود دارد؟ آیا بیوتی بلاگرها چنین وابستگی رفتاری را ایجاد می‌کنند یا خیر؟ آیا این پدیده‌ای در دنیای امروز است که باید با آن کنار بیاییم؟ وقتی اتفاقاتی رخ می‌دهد، آیا باید با اقتضائات «دو جهانی شدن» و… کنار بیاییم یا این‌ها مواردی است که باید از آن جلوگیری کرد؟

در همه محتواهای تولید شده با برساخت زنانگی مواجه هستیم که دال‌های این گفتمان، عشق به خود و مراقبت از خود است. همه این‌ها ذیل مفهوم فرد‌گرایی جمع می‌شود. رابطه تعاملی بین هویت و بازنمایی تصویری که از بدن زن ایجاد می‌شود، در این نحوه بازنمایی در این صفحات وجود دارد.

حجاری: «دو جهانی شدن» لزوماً این را نمی‌گوید که با آنها کنار بیاییم، بلکه بیان می‌کند تا از ظرفیت‌های فضای مجازی استفاده کنیم، درحالی‌که نگاه انتقادی هم دارد و به چالش‌ها هم اشاره می‌کند. ببینید، پیمایش کمی انجام نشده، اما من بر اساس تجربه شخصی با این واقعیت مواجه هستم که تعداد صفحات بیوتی بلاگرها روزبه‌روز بیشتر می‌شود. همین نشان می‌دهد که مردم اقبال پیدا کرده‌اند. در مورد اینکه وابستگی ایجاد می‌کند یا خیر، می‌توانم به تحلیل کامنت‌هایی که نوشته شده، اشاره کنم. تا جایی که ما پژوهش انجام می‌دهیم و کامنت‌ها را مطالعه می‌کنیم، بله، وابستگی به وجود آمده است؛ یعنی با همین دو برداشتی که عرض می‌کنم: ۱- برداشت اینکه «تو الگوی من هستی. تو دختر زیبای من هستی. ای کاش من هم بتوانم مثل تو باشم.» این نکته نشان می‌دهد که فرد می‌گوید «ای کاش من هم بتوانم یک صفحه‌ای داشته باشم تا این کارها را انجام دهم.» ۲- حتی اینکه گفته می‌شود «خوش به حالت وقت داری و می‌توانی هزینه کنی، اما من این وقت را ندارم و از صبح تا شب سر کارم.» این احساس ناامیدی و یأس نشان می‌دهد که این خوانش وجود دارد که «آفرین، زندگی خوب، زندگی‌ای است که تو داری. من چقدر ناکافی هستم که نمی‌توانم مثل تو زندگی کنم.» این وابستگی به این شکل، خود را نشان می‌دهد.

 

پرسش من در مورد نسبت بیوتی بلاگرها با گروه‌های مرجع بود. خود من به واسطه این پرونده مجبور شدم تعدادی از این مطالب را پیگیری کنم و احساس می‌کنم می‌توان گفت این‌ها به گروه مرجع تبدیل شده‌اند. شاید معنای بلاگرها در اینجا به‌خصوص برای زنان گسترده‌تر شود. آیا می‌توان گفت این بلاگرها به گروه‌های مرجع تبدیل شده‌اند؟

حجاری: به نظرم محسوب می‌شوند. وقتی فردی مثل خانم (ش.ک) دو میلیون دنبال‌کننده دارد، این امر قابل توجه است. شاید هم تعدادی از این دنبال‌کننده‌ها جعلی باشند. بالاخره سه یا چهار هزار کامنت هم برای یک پست، زیاد است. به دلیل اینکه دختران نوجوان را می‌بینم که تا چه میزان به این صفحات علاقه‌مند هستند، و حتی قشر مذهبی. یعنی ما فقط بیوتی بلاگر غیرمذهبی نداریم. جالب است که بیوتی بلاگر مذهبی هم داریم و با تمام سختی‌هایی که در این راه می‌کشند، ادامه می‌دهند. ما الان بیوتی بلاگرهای باحجاب داریم. در واقع، او بلاگر روزمره است؛ بلاگر سبک زندگی است، اما تقریباً هر چند روز یک‌بار پستی دارد که یک محصول آرایشی را معرفی می‌کند یا کلینیک پوستی و آرایشگاهی را که به آن مراجعه می‌کند معرفی می‌کند. دختران نوجوان، چه مذهبی و چه غیرمذهبی، این‌ها را دنبال می‌کنند. به‌عبارتی، بیوتی بلاگرها جزو گروه‌های مرجع به حساب می‌آیند. قبلاً هم عرض کردم این افراد فقط آرایش و میکاپ نمی‌کنند، بلکه توصیه‌های روانشناسانه و سبک زندگی بسیاری نیز ارائه می‌دهند. حتی تعداد زیادی از آنها توصیه سیاسی و اجتماعی می‌کنند. خانم (ف) در بین بیوتی بلاگرها، در تلگرام هم کانال و گروه دارد. بیوتی بلاگرها در رسانه‌های اجتماعی مختلف، حساب کاربری و کانال دارند. در یوتیوب فیلم به اشتراک می‌گذارند و همچنین در تلگرام، کانال و گروه دارند. برای اینکه بتوانند تعامل خود را با مخاطبانشان حفظ کنند و مرجع بمانند، حساب‌های کاربری مختلف در پلتفرم‌های مختلف دارند. وقتی بحث سیاسی و اجتماعی می‌شود، به دنبال‌کننده‌ها می‌گوید که «بیایید در تلگرام گفت‌وگو کنیم.»

 

تغییر در مرزهای حریم خصوصی و حوزه عمومی!

یعنی دایره ارتباطاتی خود را گسترده می‌کنند تا گروه مرجع بمانند؟ زنانی هستند که از طرق مختلف دعوت می‌شوند که فلان کرم و ضدآفتاب را بخرند. اکنون زمانی است که رایج شده که ضدآفتاب فلان را بخرید. هر دفعه یک چیزی برای خرید معرفی می‌شود. سؤال این است که آیا این‌ها در استانداردهای زیبایی و تغییر معنای زندگی ما به‌خصوص در زن ایرانی، تغییری ایجاد می‌کنند؟ و این تغییر چگونه ایجاد می‌شود؟

حجاری: دو مفهوم است که به آن تأکید دارم: «مصرف‌زدگی» و «فراغت‌زدگی». اکنون استانداردهای زیبایی تحت تأثیر این دو مفهوم تعریف می‌شود. هر چه مصرف بیشتر، زیباتر؛ و هر چه زمان بیشتری برای زیباتر شدن اختصاص دهید و به‌عنوان یک استاندارد زیبایی از خودتان مراقبت کنید، زن بهتر و موفق‌تری هستید. همان‌طور که در ابتدای صحبت خود در مورد هویت عرض کردم، زیبایی به یک امر مصرفی تبدیل شده و زنانگی را بازتعریف می‌کند. منظورمان این نیست که همه زنان اکنون در جامعه ایرانی متأثر از این‌ها هستند. عرض می‌کنم که در میان دنبال‌کنندگان این بلاگرها و روندی که در حال وقوع است، چنین چیزی را می‌توان دید. این اتفاق در حال رخ دادن است.

من در پژوهشی که انجام دادم و به کلینیک‌های مشاوره خانواده مراجعه کردم، پرونده‌های زیادی وجود داشت از مراجعینی که به دلیل اینکه زندگی‌شان شبیه بلاگرهای سبک زندگی نیست، احساس یأس و افسردگی داشتند و با چالش‌هایی در زندگی مشترک روبه‌رو شدند.

و اتفاقاً یکی از تغییراتی که می‌خواهم به آن اشاره کنم، تغییر در مرزهای حریم خصوصی و حوزه عمومی است. به نظرم این مسئله، موضوع مهمی است. اگر قبلاً بخش‌هایی از بدن یک امر خصوصی تلقی می‌شد، اکنون دیگر در این صفحات، بدن یک امر خصوصی نیست. یعنی هیچ مرزی بین امر خصوصی و عمومی وجود ندارد. همه چیز را همه دنبال‌کننده‌ها می‌توانند ببینند. بدن کاملاً به حوزه عمومی تبدیل شده است. دیگر هیچ قسمتی از بدن، امر خصوصی نیست.

بیوتی بلاگرها جزو گروه‌های مرجع به حساب می‌آیند. قبلاً هم عرض کردم این افراد فقط آرایش و میکاپ نمی‌کنند، بلکه توصیه‌های روانشناسانه و سبک زندگی بسیاری نیز ارائه می‌دهند. حتی تعداد زیادی از آنها توصیه سیاسی و اجتماعی می‌کنند.

 

در جمع‌بندی اگر نکته‌ای باقی مانده است، بفرمایید.

حجاری: مهم این است که بیندیشیم در این وضعیت باید چه کاری انجام دهیم. به‌عنوان جمع‌بندی، مناسب است بگوییم اکنون با شرایطی که وجود دارد، باید چه کاری انجام دهیم. ما به‌عنوان افرادی که پژوهش می‌کنیم، برای مردم چه توصیه‌ای داریم؟ دنبال‌کننده‌ها چه کاری می‌توانند انجام دهند؟ مسئله‌ای که مهم است این است که تعدادی از دنبال‌کننده‌ها آگاهی کافی ندارند. به‌عبارتی، در جریان پشت صحنه این نوع بازنمایی‌ها نیستند. واقعاً احساس آن‌ها این است که این یک شخص است و از روی دلسوزی به مخاطبان، تعدادی محصول را معرفی می‌کند. تعداد زیادی پژوهش در دانشکده‌های علوم اجتماعی در رشته‌های ارتباطات، جامعه‌شناسی و یا در رشته مطالعات زنان انجام می‌شود. این پژوهش‌ها نشان می‌دهد که پشت صحنه این نمایش، به تعبیر گافمن، چه اتفاقی در حال رخ دادن است. نتایج این پژوهش‌ها باید به سطح جامعه برسد. این پرونده‌ای که شما روی آن کار کرده‌اید در همین راستاست و نمونه این مصاحبه‌ها بسیار خوب است.

و در مرحله بعد، مسئولین باید مسئله را بپذیرند؛ باید متوجه باشند که مسئله‌ای وجود دارد و باید برای آگاهی جامعه فکری کنند. می‌توان اقدام به ساخت برنامه‌های آموزشی کرد که از رسانه رسمی پخش شود. از آن مستند ساخته شود تا مردم آگاه شوند. یک متخصص پوست و مو یا تغذیه صحبت کند. این سخنان به گوش مردم برسد. به‌عبارتی، راه‌حل رهایی از این وضعیت، ارتقای آگاهی، تفکر انتقادی و سواد رسانه‌ای مردم است. به نظرم سواد رسانه‌ای مهم است و باید گسترش پیدا کند.

 

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :