۱۴۰۴/۰۹/۲۷
۱۵:۱۸
کد خبر : ۱۱۷۷۷
بررسی عواقب طرح آمریکا و رژیم صهیونیستی برای خلع سلاح حزب‌الله در لبنان به قلم هلا جابر؛

حزب‌الله؛ آخرین سنگر دفاع از حاکمیت لبنان

حزب‌الله؛ آخرین سنگر دفاع از حاکمیت لبنان
از زمان آغاز «آتش‌بس» اسرائیل بیش از ۱۰ هزار بار حاکمیت لبنان را نقض کرده است؛ از جمله بیش از ۷۵۰۰ نقض هوایی و ۲۵۰۰ نقض زمینی، در کنار نقض‌های مکرر دریایی، ترور‌ها و تخریب سیستماتیک.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ زینب اکبری: «هلا جابر» [1] -مشاور رسانه‌ای پیشین سازمان بین‌المللی مهاجرت وابسته به سازمان ملل و خبرنگار تحقیقی که پیش از این برنده ۶ جایزه بین‌المللی خبرنگاری شده- در مطلبی که وب‌سایت «میدل ایست آی» آن را منتشر کرده است به فشار آمریکا و رژیم صهیونیستی برای خلع سلاح حزب‌الله پرداخته و می‌نویسد در شرایطی که ارتش لبنان به‌عمد توسط آمریکا ضعیف نگه داشته شده است حزب‌الله برای مردم لبنان آخرین خط دفاع از حاکمیت این کشور است. وی با اشاره به حملات مداوم اسرائیل به جنوب لبنان حتی پس از آتش‌بس نشان می‌دهد که ارتش لبنان عملاً هیچ ابزار مؤثری برای دفاع از حریم هوایی و غیرنظامیان در اختیار ندارد: نه پدافند هوایی، نه رادار‌های پیشرفته و نه نیروی هوایی کارآمد. این وضعیت حاصل دهه‌ها فشار و محدودیت خارجی، به‌ویژه از سوی آمریکا، برای حفظ «برتری نظامی کیفی» اسرائیل است.

 

تعریف اسرائیلی از آتش‌بس

تنها چند ساعت پس از آنکه نمایندگان لبنان و اسرائیل در «ناقوره» روبه‌روی یکدیگر نشستند و نخستین گفت‌و‌گو‌های مستقیم خود از سال ۱۹۸۳ را برگزار کردند، جنگنده‌های اسرائیلی دوباره به آسمان لبنان بازگشتند و شهر‌ها و روستا‌هایی در جنوب این کشور را هدف قرار دادند. در «محرونه»، «جباع»، «المجادل» و «برعشیت»، ساختمان‌های مسکونی به تلی از خاکستر بدل شد. خانواده‌ها با ثانیه‌هایی اندک فرصت، گریختند. آتش، خانه‌هایی را بلعید که نسل‌ها پابرجا مانده بودند.

نه انفجار ثانویه‌ای در کار بود، نه انبار سلاحی، نه جنگجویی؛ فقط غیرنظامیانی که بار دیگر زیر همان بهانه فرسوده «زیرساخت‌های حزب‌الله» بمباران شدند. این بمباران‌ها یادآوری این نکته بود -اگر کسی هنوز به یادآوری نیاز داشت- که تعریف اسرائیل از آتش‌بس یک‌جانبه است: هر وقت بخواهد شلیک می‌کند، هر وقت بخواهد نقض می‌کند و هیچ پیامدی هم نمی‌بیند و ارتش لبنان که ایست بازرسی‌اش چند دقیقه آن‌سوتر قرار داشت، کاری از دستش برنمی‌آمد.

در شرایطی که ارتش لبنان به‌عمد توسط آمریکا ضعیف نگه داشته شده است حزب‌الله برای مردم لبنان آخرین خط دفاع از حاکمیت این کشور است.

این ناتوانی از کمبود شجاعت سربازان لبنان نیست؛ آنها یک سال است که زیر تهدیدی دائمی و مرگبار در جنوب کشور گشت می‌زنند. خانواده‌ها را در حالی تخلیه کرده‌اند که پهپاد‌ها بالای سرشان می‌چرخیدند. هم‌رزمانی را که در لباس خدمت کشته شدند به خاک سپرده‌اند. آنها آن‌قدر به «محرونه» و «جباع» نزدیک بودند که صدای جنگنده‌ها را بشنوند و موج انفجار را با تمام وجود احساس کنند.

اما آنها هیچ ابزاری برای پاسخی در اختیار نداشتند: نه سامانه‌های پدافند هوایی، نه موشک‌های رهگیر، نه رادار‌هایی که توان رهگیری یک اف–۳۵ را داشته باشد. ارتش لبنان به طور ساختاری ناتوان از حفاظت از غیرنظامیانی است که سوگند خورده از آنها دفاع کند؛ زیرا دهه‌هاست که دولت‌های قدرتمند عمداً تضمین کرده‌اند این ارتش ناتوان باقی بماند.

 

نقض‌های مکرر آتش‌بس

یک سال پیش، تحلیلی مفصل نوشتم و توضیح دادم چرا نیرو‌های مسلح لبنان قادر به دفاع از کشور نیستند نه به دلیل کمبود شجاعت یا همبستگی، بلکه، چون به طور سیستماتیک از دسترسی به ابزار‌های دفاع ملی محروم شده‌اند. امروز، تک‌تک آن نکات، به شکلی خشن و مکرر، به اثبات رسیده است. از زمان آغاز «آتش‌بس» در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۴ (۷ آذر ۱۴۰۳) اسرائیل بیش از ۱۰ هزار بار حاکمیت لبنان را نقض کرده است؛ از جمله بیش از ۷۵۰۰ نقض هوایی و ۲۵۰۰ نقض زمینی، در کنار نقض‌های مکرر دریایی، ترور‌ها و تخریب سیستماتیک.

آمریکا از دولت لبنان می‌خواهد که حزب‌الله را خلع سلاح کند؛ اما هیچ تضمینی نمی‌دهد که پس از خلع سلاح حزب‌الله، اسرائیل به این کشور حمله نکند.

دست‌کم ۴۱ سرباز لبنانی در فاصله اکتبر ۲۰۲۳ تا نوامبر ۲۰۲۴ (مهر ۱۴۰۲ تا آذر ۱۴۰۳) در حالی که با لباس خدمت بودند، کشته شدند. هفت نقطه مرزی لبنان همچنان در اشغال است. تنها در یارون، در ماه‌های اخیر بیش از ۴ هزار متر مربع از زمین توسط اسرائیل با دیوارکشی محصور شده است.

یونیفیل که دهه‌هاست خط آتش‌بس را زیر نظر دارد، تأیید می‌کند که اقدامات اسرائیل نقض قطعنامه ۱۷۰۱ است؛ چارچوب حقوقی اصلی برای حفظ آتش‌بس سال ۲۰۰۶ میان اسرائیل و لبنان. اسرائیل به‌سادگی آن را نادیده می‌گیرد و ارتش لبنان قادر به متوقف کردن هیچ‌یک از اینها نیست نه از سر امتناع، بلکه، چون اساساً به لبنان اجازه داده نمی‌شود که ابزار لازم را در اختیار داشته باشد.

ارتش لبنان ضعیف نیست؛ عمداً تضعیف شده است. همه از ارتش می‌خواهند از کشور دفاع کند، اما هیچ ارتشی نمی‌تواند چنین کند وقتی رادارهایش قادر به دیدن هواپیما‌هایی که حریم هوایی‌اش را نقض می‌کنند نیست؛ بالگردهایش فرسوده‌اند و به دلیل کمبود قطعات زمین‌گیر شده‌اند؛ سامانه پدافند هوایی ندارد؛ و سربازانش شبانه‌روز زیر پرواز پهپاد‌ها گشت می‌زنند، بی‌آنکه توان سرنگون‌کردن آنها را داشته باشند.

از سال ۲۰۰۶ تاکنون، ایالات متحده بیش از ۳ میلیارد دلار به ارتش لبنان کمک کرده است، اما این کمک‌ها محدود به سلاح‌های سبک، نفربر‌های هاموی، تفنگ‌ها، تجهیزات دید در شب و نگه‌داری هواگرد‌ها بوده است. این کمک‌ها برای جلوگیری از فروپاشی کافی بوده‌اند؛ اما هرگز برای دفاع از لبنان کافی نبوده‌اند.

بودجه دفاعی لبنان تا سال ۲۰۲۴ حدود ۷۶۸ میلیون دلار بوده که بخش عمده آن صرف حقوق و دستمزد‌هایی شده که زیر فشار فروپاشی اقتصادی عملاً بی‌ارزش شده‌اند. بودجه دفاعی اسرائیل ۳۶.۹ میلیارد دلار بوده است. ارتش لبنان از نظر قدرت نظامی در رتبه ۱۱۵ و اسرائیل در رتبه ۱۵ جهان قرار دارد. کشوری که نیروی هوایی مؤثر و سامانه‌های پدافند هوایی ندارد، نمی‌تواند از آسمان خود دفاع کند. این بداقبالی نیست؛ این یک سیاست است.

 

ضعف مهندسی‌شده

توافق طائفِ ۱۹۸۹ که به‌شدت تحت‌تأثیر نفوذ ایالات متحده شکل گرفت، سقف‌هایی بر توانمندی‌های نظامی لبنان تحمیل کرد تا «برتری کیفی نظامی» اسرائیل حفظ شود. وقتی روسیه در سال ۲۰۰۸ پیشنهاد واگذاری رایگان جنگنده‌های میگ-۲۹ را داد، آمریکا این معامله را مسدود کرد. زمانی که ایران در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۹ سامانه‌های پدافند هوایی پیشنهاد داد، لبنان تحت‌فشار و تهدید آمریکا آن را نپذیرفت.

نیروی هوایی لبنان تنها شش فروند هواپیمای A-29 سوپرتوکانو در اختیار دارد که برای شناسایی مفیدند، اما در برابر یک اف-۳۵ کاملاً بی‌فایده‌اند. لبنان ذاتاً فاقد ارتش ملی نیست؛ از داشتن آن محروم شده است. مقام‌های اسرائیلی این را آشکارا می‌گویند؛ از جمله «یوآو کیش»، وزیر آموزش اسرائیل که در یک مصاحبه تلویزیونی اعلام کرد: «هیچ تفاوتی میان حزب‌الله و لبنان وجود ندارد. لبنان نابود خواهد شد. از هستی ساقط خواهد شد.» اگر این تهدید واقعی است، پس محروم‌کردن لبنان از ابزار دفاع از خود، اقدامی منفعلانه نیست؛ بخشی از یک راهبرد است.

در چنین خلأی، حزب‌الله پدیدار شد. این گروه در واکنش به اشغال لبنان توسط اسرائیل در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و به‌تدریج به یک نیروی نظامی غیردولتی بدل شد که از بسیاری از ارتش‌های ملی بزرگ‌تر است. نیرویی مناقشه‌برانگیز، سنگین از نظر سیاسی، و درهم‌تنیده با ساختار پیچیده و فرقه‌ای لبنان.

اما هیچ تحلیل‌گری نمی‌تواند ادعا کند که دولت لبنان بدون حزب‌الله همچنان کنترل اراضی جنوب رود لیتانی را در اختیار داشت. این حقیقتِ ناخوشایندی است که هر فرستاده غربی از بیانش طفره می‌رود. واشنگتن همچنان از ارتش لبنان می‌خواهد حزب‌الله را خلع سلاح کند. با این حال، «تام باراک»، فرستاده آمریکا، آشکارا اعتراف کرده است که «اسرائیل نمی‌تواند با درهم‌کوبیدن نظامی حزب‌الله به اهدافش برسد» و افزوده که «بعید است ارتش لبنان بتواند حزب‌الله را خلع سلاح کند»

توافق طائفِ ۱۹۸۹ که به‌شدت تحت‌تأثیر نفوذ آمریکا شکل گرفت، سقف‌هایی بر توانمندی‌های نظامی لبنان تحمیل کرد تا «برتری کیفی نظامی» اسرائیل حفظ شود.

به بیان دیگر واشنگتن می‌داند این مطالبه ناممکن است، اما همچنان بر آن پافشاری می‌کند. حتی یک ارتش کاملاً مجهز هم نمی‌تواند به دستور یک دولت خارجی علیه مردم خودش وارد جنگ شود و واشنگتن هیچ تضمینی به لبنان نمی‌دهد اگر حزب‌الله فردا سلاحش را زمین بگذارد، آیا اسرائیل دست از نقض حریم هوایی لبنان، اشغال اراضی لبنانی، بمباران شهر‌ها و ترور غیرنظامیان و سربازان لبنانی برمی‌دارد؟ هیچ تضمینی وجود ندارد.

موضع حزب‌الله، فارغ از موافقت یا مخالفت با آن، از نظر منطقی منسجم است: وقتی اسرائیل عقب‌نشینی کند، نقض‌ها متوقف شود و ارتش لبنان قادر به دفاع از کشور باشد، این گروه آماده گفت‌وگوی ملی درباره سلاح‌هایش است. اما واشنگتن عکس این را می‌خواهد: اول خلع سلاح، بعد رنج و آسیب. این حاکمیت نیست؛ فروپاشی است.

هیچ تحلیل‌گری نمی‌تواند ادعا کند که دولت لبنان بدون حزب‌الله همچنان کنترل اراضی جنوب رود لیتانی را در اختیار داشت.

 

برداشتن نقاب

شبکه ۱۴ اسرائیل اخیراً گزارش داد که «مورگان اورتگاس»، فرستاده آمریکا که ریاست مشترک نشست ناقوره را بر عهده داشت، در ماه فوریه ۲۰۲۵ (اسفند ۱۴۰۳) اسرائیل را تشویق کرده بود تا مراسم تشییع‌جنازه حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله، را در ورزشگاه شهر ورزشی بیروت بمباران کند؛ جایی که صد‌ها هزار غیرنظامی حضور داشتند. اسرائیل این حمله را بررسی کرد. جنگنده‌ها از پیش در آسمان بودند. تنها دلیلی که این حمله انجام نشد، محاسبات خود اسرائیل بود، نه خویشتن‌داری آمریکا.

بر اساس این گزارش، یک فرستاده آمریکایی از حمله‌ای با تلفات گسترده در پایتخت لبنان حمایت کرده، و سپس به‌عنوان «میانجی بی‌طرف» پشت میز مذاکره نشسته است. این همان فضایی است که در آن از ارتش لبنان انتظار می‌رود «حاکمیت خود را بازگرداند».

تابستان گذشته، یونیفیل به‌روشنی اعلام کرد: «نیرو‌های مسلح لبنان در تلاش‌اند به تعهدات خود ذیل تفاهم‌های آتش‌بس عمل کنند». در ماه اوت (مرداد)، سازمان ملل اعلام کرد که مأموریت یونیفیل در سال ۲۰۲۶ پایان خواهد یافت. اسرائیل این خبر را جشن گرفت. با رفتن یونیفیل، شاهدان کمتری باقی خواهند ماند.

«تام باراک»، فرستاده آمریکا اعتراف کرده است که «اسرائیل نمی‌تواند با درهم‌کوبیدن نظامی حزب‌الله به اهدافش برسد» و افزوده است که «بعید است ارتش لبنان بتواند حزب‌الله را خلع سلاح کند».

در همین حال، دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل به آمریکا می‌گویند که حزب‌الله بیش از حد قدرتمند است که ارتش لبنان توان رویارویی با آن را ندارد، و این‌که «ما به سمت تشدید تنش می‌رویم و زمانش را خودمان تعیین خواهیم کرد». جنگ بعدی از پیش نوشته شده است و با این حال، ارتش لبنان همچنان در مواضع خود ایستاده: با ۲۰۰ پایگاه در جنوب رود لیتانی، ۲۹ ایست بازرسی ثابت، و گشت‌زنی‌های شبانه‌روزی. این ارتش ۵۶۶ سکوی پرتاب راکت را توقیف کرده، ۱۷۷ تونل را خنثی ساخته و ۱۱ گذرگاه را بسته است. ارتش لبنان هر آنچه از آن خواسته شده انجام داده است. آنچه نمی‌تواند انجام دهد، همان چیزی است که هرگز اجازه انجامش را نداشته: دفاع از لبنان در برابر اسرائیل.

لبنان میان مجموعه‌ای از مطالبات ناممکن گرفتار شده است: تنها عامل بازدارنده‌اش را خلع سلاح کند، اما انتظار حفاظت داشته باشد؛ به ارتش تکیه کند، اما سلاح از آن دریغ شود؛ به دیپلماسی اعتماد کند، اما صبح روز بعد بمباران را بپذیرد؛ به میانجی‌گری ایمان بیاورد، در حالی که میانجی‌ها خود پیشنهاد حملاتی با تلفات گسترده می‌دهند.

پس بگذارید این را بی‌پرده بگوییم: سرباز لبنانی‌ای را که موشکی برای دفاع از آسمانی که نمی‌تواند از آن محافظت کند در اختیار ندارد، سرزنش نکنید. دولت‌ها را- چه خارجی و چه داخلی- مسئول بدانید؛ همان‌هایی که تضمین کردند ارتش هرگز به چنین ابزار‌هایی دست نیابد.

تا زمانی که به ارتش لبنان اجازه داده نشود از لبنان دفاع کند، برای بسیاری از لبنانی‌ها، حزب‌الله همچنان آخرین خط دفاعی باقی خواهد ماند و تا زمانی که جهان از برخورد با جان لبنانی‌ها به‌عنوان مهره‌های مصرفی روی صفحه شطرنج ژئوپلیتیک دست نکشد، لبنان همچنان مردگانش را زیر آسمان‌هایی به خاک خواهد سپرد که کنترلی بر آنها ندارد.

https://www.middleeasteye.net/opinion/why-lebanons-army-cannot-defend-nation-after-year-ceasefire

 

[1] . Hala Jaber

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :