گروه جامعه و اقتصاد سدید؛ زینب اکبری: حوادث دیماه ۱۴۰۴ یکی از موضوعاتی است که مورد تحلیل کارشناسان و تحلیلگران بینالملل قرار گرفته است. برداشت مفهومی از این وضعیت به ما کمک میکند تا درک بهتری از شرایط جامعه ایران از نگاه بیرونی و شاید حتی نگاه از بیرون به داخل داشته باشیم. هرچند درک تحلیلگران ممکن است گاهی تحتتأثیر فشارهای رسانه بیگانه قرار گرفته باشد؛ اما برخی از نخبگان متوجه پروپاگاندای رسانههای بیگانه با جمهوری اسلامی ایران هستند و تلاش میکنند تا ایران بدون در نظر گرفتار فشارهای رسانهای تحلیل کنند. در این رابطه ماریا موریجی -تحلیلگر اندیشکده اوراسیا و مدیترانه در ایتالیا- تحلیل میکند که مردم ایران در احساسات میهنپرستانه خود متحد هستند و بهوضوح، علل واقعی نارضایتی اجتماعی و اقتصادی را تحریمهای غیرقانونی، یکجانبه و تنبیهی اعمال شده توسط ایالات متحده و با حمایت غرب برای خفه کردن اقتصاد کشور میبینند.
فروپاشی در کار نیست
«سرکوب اعتراضات، خشونتآمیز شده است»، «رژیم در آستانه فروپاشی است»، «جوانان علیه فساد صحبت میکنند»، «سقوط ارزش پول ملی، اعتراضات را دوباره شعلهور میکند»، «دانشجویان دستگیر میشوند»، «اصلاحات قوانین مربوط به بازنشستگی مورد اعتراض قرار میگیرد»، «رژیم تمامیتخواه، آیندهای ندارد» و... همه جای دنیا همینطور است. انگار در سوریه تحت حکومت دیکتاتور خونخوار «اسد» هستیم یا عراق تحت حکومت دیکتاتوری «صدام» یا لیبی تحت حکومت دیکتاتوری «قذافی» یا هنگکنگ تحت ستم رژیم استبدادی پکن یا روسیه تحت ستم تزارها و پوتین؛ در واقع، رسانههای جریان اصلی با چنان شدت و رضایت پنهانی فقط درباره رژیمهایی صحبت میکنند که طبق تعریف آنها، دشمن و «رذل» هستند و در آستانه فروپاشی کامل به تصویر کشیده میشوند. برعکس، هیچ تظاهراتی در تلآویو یا اورشلیم علیه نتانیاهوی نسلکش نشان نمیدهد که اسرائیل، ممکن است فروپاشی کند. حتی اعتراضات گسترده در بروکسل توسط کشاورزان یا سازمانهای طرفدار صلح، افراد مشتاق را نگران نمیکند.
ایران با همه جا متفاوت است!
اول از همه، ایران لیبی یا عراق نیست و از آنجایی که منابع دیگری غیر از اخبار و جریان اصلی وجود دارد، میتوانیم بهتر ببینیم و بدانیم که واقعاً چه اتفاقی دارد میافتد. ما تصاویری از تجمعات، برخی ترافیکها، بستهشدن کرکرههای بازار بزرگ تهران و مراکز خرید (روز بعد همه چیز به حالت عادی برمیگردد)، بوقزدن رانندگان، تظاهرات دانشجویانی که فریاد میزنند: «آزادی، آزادی» یا «نترسید، نترسید ما همه با هم هستیم» را میبینیم.
ایران لیبی یا عراق نیست و از آنجایی که منابع دیگری غیر از اخبار و جریان اصلی وجود دارد، میتوانیم بهتر ببینیم و بدانیم که واقعاً چه اتفاقی دارد میافتد
ما همچنین شعارهای نگرانکنندهتری مانند «جاوید شاه» را از سوی آشوبگرانی میشنویم که خواستار بازگشت سلسله پهلوی به محوریت رضا پهلوی - پسر محمدرضا شاه که در انقلاب ۱۹۷۹ از سلطنت خلع شد - هستند. این شاهزاده از آن زمان به همراه خانوادهاش در ایالات متحده زندگی میکند و به نظر میرسد که علاقه چندانی به کشور مبدأ خود ندارد. این نشان میدهد که ایرانیان، نهتنها معترض به بحران اقتصادی و تورم هستند، بلکه واقعاً به طور خشونتآمیزی از سلطنت پهلوی حمایت میکنند.
فرض میکنیم که حملات پلیس، دستگیریها و کشتهشدنها هر جا که از محدودیتهای اعتراض مدنی فراتر رود، رخ میدهد؛ بنابراین، هر کسی که احمق نباشد میپرسد: «چه کسی به این طرفداران سلطنتطلب پول میدهد؟» رد پول همیشه باید دنبال شود. طبق منطق شهودی، این بیحرمتی است که فکر کنیم طرفداران سلطنتطلب میتوانند در قرن بیست و یکم، خودبهخود تولیدمثل کنند، مگر اینکه به بدترین نوع تروریسم یعنی مجاهدین خلق (MEK) - که مرتکب قتل و قتلعام، خیانت به میهن خود و اخراج از ایران در دهه ۱۹۸۰ شده اما مورد استقبال غرب قرار گرفتهاند و توسط تفکر رادیکال غربی محافظت میشوند و با بودجه کشورهای مختلف اروپایی تأمین مالی میشوند - تعلق داشته باشند. من آنقدر در مورد مجاهدین خلق تحقیق کردهام که از آن خسته شدهام و در حال حاضر مشغول پیگیری فراریان نگونبخت آنها از اردوگاه آلبانی هستم؛ بنابراین اگر از آن بگذرم، مرا خواهید بخشید.
از اعتراض خشن تا انقلاب فیک
اطلاعات زنده از ایران طی روز گذشته مصرانه گزارش داده است که مزدوران و مأموران اسرائیلی در نقاط مختلف، سلاح توزیع میکنند و کسبه را مجبور به تعطیلی مغازههای خود میکنند.
همچنین مشخص شد که بسیاری از ویدئوهای منتشر شده در فضای مجازی، دستکاری شدهاند تا مردم باور کنند که از رضا پهلوی حمایت میکنند. در یک ویدئو، شعار «قالیباف (رئیس مجلس)، حق ما را پس بده» به شعار «ولیعهد! کجایی؟ حق ما را بگیری» تغییر یافته است و ویدئوهای دیگر شامل شعارهای طرفدار شاه بودند که در ویدئوهای اصلی وجود نداشتند. انتشار این ویدئوها به اسرائیل نسبت داده میشود. همانطور که میدانیم، آنها این بازی رسانهای را اداره میکنند و تعداد زیادی نفوذی در ایران دارند که قیامها را دامن میزنند. کار موساد مورد تقدیر دونالد ترامپ قرار گرفته است. علاوه بر این، همین چند روز پیش «زوی یحزکلی» - روزنامهنگار مشهور اسرائیلی، خبرنگار کانال ۱۵ تلویزیون اسرائیل و کارشناس جهان عرب و اسلام - علناً اعلام کرد: «مهمترین مسئله در ایران انقلاب است؛ اما اسرائیل اکنون چه کاری میتواند انجام دهد؟ باید از این اعتراضات حمایت کند و آنها را رهبری کند. اسرائیل باید با فکر عمل کند. باید به شورشیان کمک و از آنها حمایت کند. ما باید جنگ تمامعیاری را که در جنگ ۱۲ روزه انتظار داشتیم و خواستار آن بودیم، آغاز کنیم!»
اطلاعات زنده از ایران طی روز گذشته مصرانه گزارش داده است که مزدوران و مأموران اسرائیلی در نقاط مختلف، سلاح توزیع میکنند و کسبه را مجبور به تعطیلی مغازههای خود میکنند. علاوه بر این در همدان، در مرکز ایران، جریان تحریککننده (و نه مردم معترض) نسخههایی از قرآن کریم و کتابهای دعا و نیایش را به آتش کشیدهاند.
بااینحال، در کنار این تبلیغات فاجعهبار و استثمارگرانه، حقیقت دیگری از اسناد و ویدئوها آشکار میشود. مردم ایران که در احساسات میهنپرستانه خود متحد هستند و بهوضوح، علل واقعی نارضایتی اجتماعی و اقتصادی را تحریمهای غیرقانونی، یکجانبه و تنبیهی اعمال شده توسط ایالات متحده و با حمایت غرب برای خفه کردن اقتصاد کشور میبینند.
سرنوشت ایران در دست ایرانیان
ایده ترامپ مبنی بر «مداخله» یا «حمایت» از معترضان، ریاکارانه است؛ زیرا این امر، دخالت در امور داخلی یک کشور مستقل است و بهوضوح، تلاش برای تبدیل ناآرامیهای اجتماعی به «تغییر رژیم» را متبادر میکند.
فساد، تورم و فقری که معترضان محکوم میکنند، دقیقاً از این مانع تاریخی در تجارت، دسترسی به بازارهای مالی بینالمللی، صادرات منابع انرژی و واردات کالاهای اساسی ناشی میشود. صدای دانشجویی که روی صحنهای در دانشگاه تهران خطاب به دیگر دانشجویان فریاد میزند، قابلتوجه است: «ما علیه چه میجنگیم؟ ما علیه رهبران بیآبرو و فاسدی میجنگیم که همچنان پول ما را میدزدند. آقای اژهای - رئیس قوه قضائیه - شما چه میکنید؟» این صدای یک بسیجی ایرانی است: «من آمادهام جانم را برای این سرزمین بدهم. من آمادهام جانم را برای جمهوری اسلامی بدهم.» آیا کسی این کلمات را بهعنوان «شورش علیه رژیم» یا بهعنوان فراخوانی برای بازگرداندن سلطنت یا یک دولت سکولار تفسیر میکند؟ در این کلمات، ما فقط میهنپرستی و ایمان به جمهوری اسلامی را میشنویم. همانطور که مورخان میدانند، یکی از قدیمیترین سنتهای مشروطه، دموکراسی و احترام به ارزشهای بنیادین کشور است. این روزها مقدمات این کار با شور و شوق فراوان در حال انجام است. رفتن از سراسر کشور به گلزار شهدای کرمان برای ششمین سالگرد شهادت ژنرال حاجقاسم سلیمانی، رویدادی که به دلیل ارزش نمادین و میهنپرستانهاش، توسط مردم بسیار جدی گرفته میشود.
تلاش غرب برای تبدیل مشکلات داخلی یک کشور به ابزارهای فشار و بیثباتسازی بهمنظور ارائه «آزادی» مورد تردید، ریاکارانه است. همچنین ایده ترامپ مبنی بر «مداخله» یا «حمایت» از معترضان، ریاکارانه است؛ زیرا این امر، دخالت در امور داخلی یک کشور مستقل است و بهوضوح، تلاش برای تبدیل ناآرامیهای اجتماعی به «تغییر رژیم» را متبادر میکند. برخلاف روایت غربی که یک سیستم در حال فروپاشی را به تصویر میکشد، نهادهای کارآمد، یک دستگاه دولتی منسجم را نشان میدهد که در چارچوب قانون اساسی در حال انجام است و به حقوق اقلیتهای قومی و مذهبی احترام میگذارد.
برای آخرین بحث طنز، در صفحه شخصی شاهزاده رضا پهلوی پیامی در مورد اعتراضات خواندم: «رژیم به پایان راه خود رسیده است.» این بیست و هفتمین بار در ۱۰ سال گذشته است که رضا پهلوی این عبارت را بیان میکند!
منبع: وبسایت رسمی مرکز مطالعات اوراسیا و مدیترانه
https://www.cese-m.eu/cesem/2026/01/iran-proteste-infiltrazioni-strumentalizzazioni-ma-nessun-crollo-del-regime/
/انتهای پیام/