گروه جامعه و اقتصاد«سدید»؛ «ریچارد دریک» [1] - استاد رشته تاریخ در دانشگاه «مونتانای آمریکا» - در مطلبی که وبسایت مجله اینترنتی «ژاکوبین» آن را منتشر کرده است، به فشارها، تحریمها و محدودیتهایی میپردازد که دولتهای غربی علیه «فرانچسکا آلبانیز» - گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور سرزمینهای اشغالی فلسطین - تنها به جرم بیان حقیقت درباره نسلکشی رژیم اسرائیل در غزه اعمال کردهاند. به گفته وی، علیرغم همه این فشارها، آلبانیز همچنان در سخنرانیها، برنامههای تلویزیونی و کتابهای خود به افشای ریشههای نسلکشی مردم فلسطین میپردازد. مبارزه آلبانیز هنوز تمام نشده است.
من متهم میکنم
دولت ترامپ در تاریخ ۹ ژوئیه (۱۸ تیر ۱۴۰۴)، فرانچسکا آلبانیز را هدفِ تحریم قرار داد. فرمان اجرایی ۱۴۲۰۳، این گزارشگر ویژه ۴۸ ساله سازمان ملل در امور حقوق بشر در سرزمینهای فلسطینیِ اشغالی را بهعنوان «شخصِ به طور ویژه تعیینشده» فهرست کرد و بدین ترتیب هرگونه تعامل شهروندان و شرکتهای آمریکایی با او را ممنوع ساخت. «مارکو روبیو» - وزیر امور خارجه آمریکا - توضیح داد: «کارزار سیاسی و اقتصادی آلبانیز علیه ایالات متحده و اسرائیل، دیگر تحمل نخواهد شد... ما همیشه در کنار شرکای خود و حق آنان برای دفاع از خود خواهیم ایستاد».
دولت ترامپ با صدور فرمانی در ۱۸ تیر سال جاری، «فرانچسکا آلبانیز» را هدف تحریم خود قرار داد و هرگونه تعامل شهروندان و شرکتهای آمریکایی با وی را ممنوع اعلام کرد.
در همان ماه، چاپ هشتم کتاب سال ۲۰۲۳ آلبانیز با عنوان «من متهم میکنم» [2] منتشر شد. این کتاب که تنها به زبان ایتالیایی در دسترس است، کیفرخواست او علیه جنایات جنگی مستمر اسرائیل در غزه را که به حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس منتهی شد، ارائه میکند. عنوان کتاب، برگرفته از مقاله مشهور «امیل زولا» - رماننویس فرانسوی - در سال ۱۸۹۸ است. زولا در آن مقاله خواستار «حقیقت پیش از هر چیز» در پرونده «آلفرد دریفوس» [3] - افسر یهودی ارتش فرانسه - شده بود. این افسر به ناحق متهم به خیانت شده بود. آلبانیز همین مطالبه حقیقت را درباره نسلکشی امروز در غزه بیان میکند.
آلبانیز که در دانشگاه پیزای ایتالیا و همچنین مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی لندن، با گرایشهای ضداستعماری در رشته حقوق بینالملل و حقوق بشر آموزش دیده، از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ در فلسطین زندگی کرده است. او سالها درباره مسئله اسرائیل و فلسطین به طور گسترده نوشته بود؛ بهویژه در کتاب «پناهندگان فلسطینی در حقوق بینالملل» [4] که با همکاری «لِکس تاکنبِرگ» [5] تدوین شد. انتصاب او بهعنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل در ماه می ۲۰۲۲ (اردیبهشت ۱۴۰۱) او را بهصورت روزانه با وضعیت رو به وخامت غزه روبهرو کرد. این جایگاه، فرصتهای استثنائی برای درک بحرانهایی که به وقایع ۷ اکتبر انجامید را در اختیار او گذاشت.
کتاب «من متهم میکنم» آلبانیز، کیفرخواستی علیه جنایات جنگی مستمر اسرائیل در غزه ارائه میدهد.
نقض فاحش حقوق بینالملل
آلبانیز در کتاب خود به نام «من متهم میکنم»، جنگ غزه را هوشمندانه در بستر تاریخی درست آن قرار میدهد؛ تاریخی که به اعلامیۀ بالفور در نوامبر ۱۹۱۷ بازمیگردد؛ زمانی که دولت بریتانیا حمایت خود را از «میهن ملی برای مردم یهود» اعلام کرد. او بر دورهای تمرکز میکند که از سال ۱۹۴۸ و تأسیس اسرائیل آغاز میشود؛ همان رویدادی که برای فلسطینیها نکبت یا فاجعۀ ملی به شمار میآید. نقطۀ تمرکز زمانی مهم دیگر به اشغال سرزمینهای فلسطینی از سوی اسرائیل در سال ۱۹۶۷ مربوط میشود. همچنین محاصرۀ ۱۶سالۀ غزه توسط اسرائیل در کتاب به طور مفصل تحلیل میشود تا بهعنوان پسزمینهای برای جنگ کنونی فهم شود.
آلبانیز در کتاب «من متهم میکنم»، جنگ غزه را هوشمندانه در بستر تاریخی درست آن قرار میدهد؛ تاریخی که به اعلامیۀ بالفور در نوامبر ۱۹۱۷ بازمیگردد؛ زمانی که دولت بریتانیا حمایت خود را از «میهن ملی برای مردم یهود» اعلام کرد.
کتاب به شکل گفتوگویی میان آلبانیز و خبرنگاری به نام «کریستیان الیا» [6] پیش میرود. آنها بحث را با موضوع تروریسم آغاز میکنند. آلبانیز اشاره میکند که هیچ توافقی بر سر معنای این واژه وجود ندارد؛ بیش از ۱۵۰ تعریف مختلف از آن در منابع چاپی ارائه شده است. تروریسم معمولاً به خشونت مجرمانه یا غیراخلاقی در پیگیری اهداف سیاسی گفته میشود، اما چه کسی تعیین میکند که چنین رفتاری درست است یا نادرست؟ در طول تاریخ، پیروزمندان جنگ و سیاست همواره دست بالا را در تعیین اینکه چه کسی «تروریست» و چه کسی «مبارز آزادیخواه» است، داشتهاند.
آلبانیز برای پرهیز از بار سیاسی و سوگیریهای نهفته در واژه «تروریسم»، رویدادهای ۷ اکتبر را بر پایه حقوق بینالمللیِ مندرج در کنوانسیونهای ژنو و لاهه ارزیابی میکند. برایناساس، او حماس را به دلیل کشتار غیرنظامیان بیگناه و گروگانگیریِ شهروندان محکوم میکند. او این اتهامات را چندین بار در کتاب تکرار میکند. بر اساس همان معیارهای حقوقی، حملات نظامیِ بیضابطه اسرائیل علیه جمعیت غیرنظامیِ بیدفاع در غزه نیز جنایت جنگی به شمار میآید. جرایم «حماس» باید در دادگاهی مستقل مورد رسیدگی قرار میگرفت، نه اینکه مجازات آن به شکل رهاکردن قدرت تخریبی ارتش اسرائیل بر سر غیرنظامیان اعمال شود. افزون بر این، درست پس از حمله حماس، وزیر دفاع وقت اسرائیل - «یوآو گالانت» - اعلام کرد که کمکهای اساسی انسانی قطع خواهد شد. این یعنی قطع برق، غذا، بنزین و آب برای مردم غزه. گالانت اعلام کرد که اسرائیل با «حیواناتی انساننما» مواجه است و بر همان اساس، پاسخ خواهد داد.
کتاب «من متهم میکنم» زندگیِ تحقیرآمیز و غیرانسانی فلسطینیها تحت حاکمیت اسرائیل را در غزه و در کرانه باختری و قدس شرقی به تصویر میکشد. آنها درجات مختلفی از آزار و سرکوب را از سوی دولت و همچنین استعمارگران خشنِ شهرکهای اسرائیلی تجربه کردهاند. آلبانیز سخنان «آنتونیو گوترش» - دبیرکل سازمان ملل - را نقل میکند: تجاوزات حماس «از هیچ نیامده بود». پنجاه و شش سال اشغال بیرحمانه، زمینهساز ۷ اکتبر شد. گوترش نیز حماس را به دلیل جنایت علیه غیرنظامیان محکوم کرد، اما تأکید نمود که هیچکس نباید از انفجار ناگزیر خشم و رنجی که از اشغال غیرقانونی اسرائیل و نظام کابوسوار ایستهای بازرسی نظامی سرچشمه میگرفت، شگفتزده میشد.
کتاب «من متهم میکنم» زندگیِ تحقیرآمیز و غیرانسانی فلسطینیها تحت حاکمیت اسرائیل را در غزه و در کرانه باختری و قدس شرقی به تصویر میکشد.
فلسطینیها آشکارا در شرایط آپارتایدی زندگی میکردند؛ درحالیکه شهروندان یهودی از قوانین و امتیازات ویژهای برخوردار بودند. در سرزمینهای فلسطینی دو نظام حقوقی متفاوت وجود دارد: حاکمیت قضاییِ مدنی برای شهرکنشینان و سربازان و حاکمیت قضاییِ نظامی برای فلسطینیها. حتی عربهای ساکنِ خودِ اسرائیل نیز از حقوقی برابر با شهروندان یهودی برخوردار نیستند. از نظر آلبانیز، هیچ راهحل عقلانی جز برچیدن هژمونی صهیونیستی و جایگزینی آن با یک دموکراسی واقعی که به معنای تضمین حقوق برابر برای همه باشد، وجود ندارد.
آلبانیز یک سال پیش از حمله حماس، مسئولیت خود را در سازمان ملل آغاز کرد. او شاهد «افزایش نگرانکننده در تکرار و شدت حملات نظامی اسرائیل» بود. او در کتاب خود اجازه میدهد که دو وزیر افراطی و متعصب کابینه بنیامین نتانیاهو یعنی «ایتامار بنگویر» و «بتسلئیل اسموتریچ» خودشان درباره فعالیتهای غیرقانونیشان شامل گسترش شهرکها و برنامههای الحاق کامل سرزمینهای فلسطینی صحبت کنند. اسرائیل امنیت خود را در قالب توجیهِ تسلط نژادی و الحاق دائمیِ تمام سرزمینهای بین رود اردن تا دریا تعریف میکند. برتریطلبی یهودی که همیشه به شکلی ضمنی در پروژه صهیونیسم برای فلسطین وجود داشت، اکنون بیپرده خود را بهعنوان آموزه رسمی دولت اسرائیل نشان میدهد.
از نظر آلبانیز، هیچ راهحل عقلانی جز برچیدن هژمونی صهیونیستی و جایگزینی آن با یک دموکراسی واقعی وجود ندارد.
مدتها پیش از آن که وحشتهای فزاینده پس از حمله حماس آغاز شود، غزه حلقه نهم در جهنمِ اشغال اسرائیل بود. غزه در سال ۱۹۸۷ کانون انتفاضه اول بود. پس از آن، یکی پس از دیگری یورشهای نظامی بر سر مردم فرود آمد و میان آنها، رنجهای روزمره ناشی از محاصره ادامه داشت. آلبانیز روایت خود از غزه را سریعاً به امروز میرساند و یادآور میشود که بلافاصله پس از ۷ اکتبر، دولت اسرائیل هزاران فلسطینی را بدون طی مراحل قانونی بازداشت کرد. او مینویسد که این افراد نیز باید «گروگان» تلقی شوند. کتاب آلبانیز در همینجا متوقف میشود.
در یک پینوشت، فیلسوفی به نام «روبرتا دِ مونتیچلی» [7] داستان را تا مراحل آغازین جنگ غزه ادامه میدهد. او مینویسد: «غزه دیگر وجود ندارد؛ تنها تودهای از فلاکت و ویرانی باقی مانده است.» او تأکید میکند که حقوق بینالملل و نظمِ ستودهشده غرب نیز زیر آوار غزه دفن شدهاند؛ زیرا غرب در محکومکردن اسرائیل برای جنایات جنگیاش ناکام مانده است. او همچنین به کارزارهای تهمتزنی خشونتآمیز علیه آلبانیز در ایتالیا اشاره میکند؛ جایی که دولت و رسانهها با قدرتی یکپارچه از اسرائیل حمایت میکنند؛ درست همانگونه که کل غرب در برابر قتلعام بیش از ۶۰ هزار فلسطینی - که بیشترشان زن و کودک بودهاند - واکنش نشان داده است.
ارعاب و تهدید
از زمان انتشار «کتاب من متهم میکنم»، آلبانیز در گزارشهای خود برای سازمان ملل، سخنرانیها، پستهای شبکههای اجتماعی و مصاحبههایش بیوقفه خواستار آتشبس فوری شده و درباره پاکسازی قومیِ فلسطینیها در غزه و سراسر سرزمینهای اشغالی هشدار داده است. او در گزارش خود با عنوان «کالبدشکافی یک نسلکشی» که در ۲۵ مارس ۲۰۲۴ (۵ فروردین ۱۴۰۴) منتشر شد، نخستین کسی بود که تحلیلی دقیق از قصد اسرائیل برای نابودی فلسطینیهای غزه به سازمان ملل ارائه داد. در گزارش سال بعد نیز تأکید کرد که این نسلکشی به این دلیل ادامه یافته که برای برخی شرکتهای تجاری از جمله مایکروسافت، گوگل و آمازون، سودآور بوده است.
آلبانیز در گزارش خود با عنوان «کالبدشکافی یک نسلکشی» نخستین کسی بود که تحلیلی دقیق از قصد اسرائیل برای نابودی فلسطینیهای غزه به سازمان ملل ارائه داد.
در این مقطع، دولت ترامپ خشم خود را از طریق فرمان اجرایی ۱۴۲۰۳ علیه آلبانیز ابراز کرد. مخالفت در سطوح قدرت سیاسی آمریکا علیه او از فوریه ۲۰۲۳ (اسفند ۱۴۰۱) بالا گرفته بود؛ زمانی که هجده عضو کنگره خواستار برکناری او از سمتش در سازمان ملل به دلیل «سوگیری ضداسرائیلی» شدند. در سال ۲۰۲۴، پس از آنکه آلبانیز در فضای مجازی، حمایت خود را از دیدگاهی اعلام کرد که نتانیاهو را شایسته مقایسه با آدولف هیتلر میدانست، سفیر وقت آمریکا در سازمان ملل - «لیندا توماس گرینفیلد» [8] - که منصوب جو بایدن بود، پیگیر برکناری او شد. «توماس گرینفیلد» بارها اقداماتی را که علیه اسرائیل بود، مسدود کرده و استدلالش «حق دفاع از خود» برای اسرائیل بود. دولت ترامپ شور و حرارت و شدت بیانی بیشتری در حمایت از اسرائیل در سازمان ملل به خرج میداد. چرا که تعهد واشنگتن به اسرائیل، فارغ از اینکه کدام حزب در قدرت باشد، اساساً یکسان بود.
چند هفته پس از آنکه آمریکا در تابستان امسال او را تحریم کرد، آلبانیز در شهر «باری» - در جنوب ایتالیا - سخنرانی کرد؛ جایی که شهردار محلی از او به دلیل افشای وضعیت تراژیک فلسطینیها تجلیل کرد. برای آلبانیز، تحریمهای آمریکا صرفاً نمادین نبودند. داراییهای مالی او مسدود شده بود و او دیگر نمیتوانست برای انجام کارش در سازمان ملل، وارد ایالات متحده شود. این اقدامات که روابط حرفهای او را بهشدت مختل میکرد، به حق قابل مقایسه با شیوههای ارعاب مافیایی دانسته شد.
آلبانیز اعلام کرد که از مراسم شهر باری «سرافراز و تحتتأثیر» قرار گرفته است. سپس هشدار مهمی به جامعه جهانی داد: «فلسطین از ما کمک میخواهد و آیندهای را به ما نشان میدهد که در آن هیچ قانونی وجود ندارد. این واقعیت که ایتالیا سکوت کرده، نباید شما را فریب دهد؛ ما عقب ماندهایم. ما واقعاً دنباله [خشونت استعماری و امپریالیستی] هستیم که از قرن گذشته باقی مانده... یک بیداریِ وجدان بشری لازم است». نه فقط ایتالیا، بلکه جامعه جهانی باید از بحرانِ استانداردهای دوگانه اخلاقی خود بیدار شود.
ناوگان همبستگی
در ۳۱ اوت (۹ شهریور) «ناوگان جهانی صمود» (صمود در عربی یعنی ایستادگی) که در نهایت بیش از چهل قایق را در بر میگرفت، از بارسلونا حرکت کرد تا کمکهای بشردوستانه را به فلسطینیان برساند و محاصرۀ غزه توسط اسرائیل را بشکند. آلبانیز با قاطعیت از این ابتکار حمایت کرد و در هر فرصت از دولتهای اروپایی خواست تا از این ناوگان محافظت کنند و اسرائیل را بابت کارزار نسلکشیاش در غزه به چالش بکشند.
بیش از ۶۰۰ فعال حاضر در این ناوگان شامل امدادگران، پزشکان، شخصیتهای سیاسی و هنرمندانی از ۴۴ کشور بودند. دولت اسرائیل آنها را «همسو با حماس» معرفی کرد. سفیر اسرائیل در ایتالیا حتی ادعا کرد «مدارکی» دارد که نشان میدهد حماس، هدایت ناوگان را برعهده داشته؛ ادعایی که هنوز هیچ مدرکی برای آن ارائه نشده است.
در ۹ سپتامبر (۱۸ شهریور) ناوگان جهانی صمود در آبهای تونس هدف حمله پهپادی قرار گرفت. کشتی اصلی به نام «فمیلی بووت» مورد اصابت قرار گرفت و آتشسوزی رخ داد. خوشبختانه آسیبی جدی وارد نشد. «گرِتا تونبرگ» - فعال مشهور محیطزیست - بعدها روی پلکان تئاتر شهری تونس سخنرانی کرد و اسرائیل را به انجام این حمله بهمنظور متوقف کردن مأموریت مسالمتآمیز و قانونی ناوگان متهم کرد. گزارشهای روزنامهها نیز عکسی از آلبانیز در حال در آغوش گرفتن و بوسیدن تونبرگ منتشر کردند.
ساعت دو بامداد ۲۴ سپتامبر (۲ مهر) بار دیگر پهپادها به ناوگان این بار در نزدیکی جزیره «کرت» یونان حمله کردند. چهارده قایق با نارنجکهای صوتی - نوری و مواد شیمیایی ناشناس آسیب دیدند. دو نفر جراحات خفیفی برداشتند. آلبانیز بلافاصله در ایکس (توییتر سابق) نوشت: «هشدار! ناوگان جهانی صمود در مدت کوتاهی ۷ بار مورد حمله قرار گرفته است! قایقها با بمبهای صوتی، منورهای انفجاری و مواد شیمیایی مشکوک هدف قرار گرفتهاند. رادیوها از کار افتاده و درخواستهای کمک مسدود شدهاند. توجه و حمایت فوری بینالمللی لازم است. دست از سر ناوگان بردارید!»
درحالیکه دولت ایتالیا از اسرائیل حمایت میکرد، آلبانیز در محکومیت آن تنها نبود. در نخستین مورد از دو اعتصاب سراسری، یک میلیون نفر در سراسر ایتالیا در حمایت از فلسطین و ناوگان صمود تظاهرات کردند و خواستار پایان تجارت سلاح و روابط تجاری با اسرائیل شدند. پلیس با آبپاشهای فشارقوی به معترضان پاسخ داد. این اعتراضها همچنین بازتابدهنده خشم گستردهتری در ایتالیا نسبت به مسائل اجتماعی داخلی بود؛ از جمله فقدان آینده اقتصادی برای جوانان و شکاف فزاینده طبقاتی میان ثروتمندان و فقرا. بااینحال، این فلسطین بود که جرقه این خیزش عمومی را زد.
«جورجیا ملونی» - نخستوزیر ایتالیا - که آن زمان برای شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل درباره جنگ غزه در نیویورک بود، به سازماندهندگان ناوگان حمله کرد و آنها را «بحرانآفرینانِ غیرمسئول» نامید. او که رهبر حزب راستگرای ایتالیا و از چهرههای محبوب ترامپ محسوب میشود، در ظاهر رفتارهای افراطی اسرائیل در غزه را نقد کرد، اما خشم اصلیاش را متوجه فعالان ناوگان ساخت و از آنان خواست مأموریت خود را متوقف کنند.
آلبانیز در گفتوگویی با شبکه انبیسی در اول اکتبر (۹ مهر)، کشورهای عضو سازمان ملل را که از ناوگان خواسته بودند بازگردند، بهشدت سرزنش کرد. او گفت «این کشورها باید برای توقف اسرائیل مداخله کنند، نه اینکه مانع فعالان شوند. آنها باید از ناوگان حفاظت کنند و خودشان محاصره اسرائیل در غزه را بشکنند.» بیشتر نمایندگان - بهویژه کشورهای جنوب جهانی - در هفته پیش از آن، با تحریم یا ترکِ سخنرانی نتانیاهو در مجمع عمومی، حمایت خود را از فلسطین نشان داده بودند. روشن بود که ملونی چنین شجاعتی نداشت.
در همان روز، در یک کنفرانس حقوقی در میلان، آلبانیز اعلام کرد که دولت ایتالیا برخلاف قانون اساسی کشور عمل میکند؛ قانونی که صراحتاً اطاعت از حقوق بینالملل را الزامی میداند. بر اساس این الزام، ملونی باید اسرائیل و نه فعالان را محکوم میکرد. آلبانیز افزود: «ما تنها شاهد بازگشت احزاب راستگرا نیستیم؛ بلکه بازگشت گرایشهای فاشیستی را میبینیم و حتی در رفتار نیروهای انتظامی با مردم و معترضین نیز این بازگشت را میبینیم.»
در همان شب، نیروی دریایی اسرائیل در آبهای بینالمللی، ناوگان جهانی صمود را متوقف و مورد بازرسی قرار داد و فعالان را بازداشت کرد. اعتراضات دیگری در ایتالیا با این شعار شکل گرفت: «اگر به ناوگان آسیب بزنید، به همه ما آسیب زدهاید؛ اگر به آن حمله کنند، همه چیز را مسدود میکنیم.» وبسایت «عربنیوز» اعلام کرد که یک انتفاضه ایتالیایی رخ داده است. کشورهای اروپایی دیگر نیز شاهد خیزشهای مشابهی در حمایت از فلسطین بودند، اما هیچیک به گستردگی تحولات ایتالیا نبود.
مسدودکردن همه چیز
اعتصاب سراسری دوم، آشفتگیها در ایتالیا را برای سه روز دیگر تشدید کرد. شعار «همه چیز را مسدود میکنیم» به دستور روز تبدیل شد و خطوط راهآهن، تأسیسات بندری و بزرگراهها از خدمت خارج شدند. شمار زیادی از ایتالیاییها در راهپیماییها شرکت کردند و شعارهایی در حمایت از مردم غزه سر دادند: «فلسطین آزاد»، «اسرائیل صهیونیستی، دولت تروریستی»، «همه ما فلسطینی هستیم»، «نسلکشی را متوقف کنید»، «قهرمانان ناوگان آزاد شوند». توهینها به دولت «ملونی» نیز در خیابانها و میادین ایتالیا طنینانداز شد.
گزارشها درباره بدرفتاری اسرائیل با بازداشتشدگان ناوگان، خشم معترضان در ایتالیا و سایر نقاط را تشدید کرد. وزیر راستگرا و افراطی اسرائیل - «بنگویر» - فعالان ناوگان جهانی صمود را «تروریست» خواند و گفت: «اگر فکر میکنند فرش قرمز و شیپورها در انتظارشان است، اشتباه میکنند». به گفته او، آنها سزاوار رفتار سختی بودند که در زندان «کتزیوت» اسرائیل متحمل شدند؛ زندانی که به دلیل شرایط سوء، مشهور است. او گفت که این تجربه، بازداشتشدگان را قبل از آغاز مأموریتهای مشابه آینده، بازمیدارد و به فکر فرومیبرد.
آلبانیز همچنان منبع بحث و جنجال بود. در دوم اکتبر (۱۰ مهر)، خبری درباره مراسمی که او یکشنبه ۲۸ سپتامبر (۶ مهر) در شهر «رِجیو اِمیلیا» برگزار کرده بود، منتشر شد. او بار دیگر یک جایزه عالی مدنی دریافت کرده بود. در این مراسم، شهردار او را به دلیل ترویج برجسته حقوق بشر ستود و اعلام کرد که او کار والایی انجام داده که شایسته بالاترین تقدیر است. چنین مراسمی معمولاً خبرساز نمیشد، اما آلبانیز همیشه در مرکز توجه بود. بااینحال، شهردار گفته بود که آزادسازی گروگانهای اسرائیلی از دست حماس میتواند به پیشبرد صلح در خاورمیانه کمک کند. آلبانیز دستش را به صورتش گذاشت و وقتی شهردار این سخنان را درباره گروگانهای اسرائیلی بر زبان آورد، اخم کرد. او با شهردار مخالفت کرد و گفت «شهردار اشتباه میکند. او چیزی میگوید که درست نیست. اما من او را میبخشم. صلح، شرط ندارد.» حضار حامی فلسطین، شهردار را هو کرده و فریاد اعتراض سر دادند.
چهرههای سیاسی و رسانهای ایتالیا با خشم، واکنش آلبانیز به اظهارات شهردار درباره گروگانهای اسرائیلی را مورد بحث قرار دادند. مدافعان او معتقدند که صلح باید فوراً حاصل شود، بدون هیچ شرطی درباره گروگانها یا هر موضوع دیگری. مخالفان، او را به دلیل کوری ناشی از نفرت نسبت به اسرائیل محکوم کردند و ادعای شهردار برای آزادی گروگانها را منطقی دانستند که آلبانیز آن را نادیده گرفته است.
آلبانیز همچنین برای معرفی کتاب جدیدش تحت عنوان «وقتی جهان میخوابد: داستانها، واژهها و زخمهای فلسطین» [9] در «رِجیو» حضور داشت. روایت او از زندگی روزمره بر اساس تجربه افرادی که تراژدی سرزمینهای اشغالی را تجسم میکنند، در ماه می ۲۰۲۵ (اردیبهشت ۱۴۰۴) منتشر شد. این کتاب، تحلیل حقوقی او از جنایاتی که در کتاب «من متهم میکنم» بازگو شده است را به زبان انسانی و فردی ترجمه میکند. این کتاب به سرعت ۹ بار تجدید چاپ شد.
موضوع و مسئله واقعی
آلبانیز بار دیگر در ۵ اکتبر (۱۳ مهر) وقتی پس از درگیری در استودیو بر سر موضوع نسلکشی در غزه از یک برنامه تلویزیونی ایتالیا خارج شد، خبرساز شد. او قادر نبود تحمل کند که برخی شرکتکنندگان نسلکشی در غزه را انکار کنند. دو روز بعد که مصادف با دومین سالگرد کشتار حماس بود، اعلام نام او در ارتباط با جلسهای در جنوا درباره فلسطین موجی از محکومیتها از سوی گروههای خشمگین یهودی را برانگیخت. این گروهها اعتراض کردند و گفتند: «این برنامه را در روز دیگری برگزار کنید.»
در همان روز، آلبانیز تلاش کرد توجهها را از شهرت جنجالی خود منحرف کند. او گفت: «مسئله واقعی این است که فلسطینیها در حال مرگ از نسلکشی هستند.» او نمیخواست از این موضوع اخلاقی و محوری، حواسها را پرت کند. او همچنین برای شهروندان اسرائیلی که توسط حماس کشته شده بودند نیز گریست. هر دو گروه قربانی، نتیجه نیروهای تاریخی درهمتنیدهای بودند که از سال ۱۹۱۷ در یک کشمکش مرگبار گرفتار شدهاند. آلبانیز در اینجا به موضوع محوری کتاب «من متهم میکنم» اشاره میکند؛ اهمیت حیاتی زمینه تاریخی عمیق برای درک بحران فلسطینی - اسرائیلی امروز. در چنین تاریخ پیچیدهای، منشأ واقعی این بحران کجا یافت میشود؟ نخستین علت آن را میتوان در اعلامیه شوم بالفور ۱۹۱۷ مشاهده کرد. در آنجا دولت بریتانیا وعده داده بود یک «میهن ملی برای مردم یهود» ایجاد کند، «به شرطی که هیچ اقدامی انجام نشود که حقوق مدنی و مذهبی جوامع غیریهودی موجود در فلسطین را به خطر بیندازد.»
آتشبس جنگ غزه و طرح صلح امضا شده در شرمالشیخ مصر در ۱۳ اکتبر (۲۱ مهر) هیچ اشارهای به این علت اولیه بحران فلسطینی - اسرائیلی نکرد. در مراسم امضا، هیچ نمایندهای از حماس حضور نداشت. هنوز مشخص نیست که چگونه توافق صلحی میتواند پابرجا بماند که یک طرف آن غایب است. نتانیاهو حتی از حمایت از نقش پساجنگ «محمود عباس» - رهبر سازمان خودگردان فلسطینی ضدحماس در غزه - خودداری کرد و تاکنون با هیچ میانجی فلسطینی دیدار نکرده است.
مرحله دوم طرح صلح شامل ایجاد دولتی است که نوار غزه را به سمت آینده هدایت کند و برنامههای بازسازی و خلع سلاح حماس را اجرا کند. همه کارهای لازم برای رفع این موانع عظیم بر سر راه صلح پایدار هنوز انجام نشده است. آلبانیز در مواجهه با آتشبس شکننده کنونی و بازگشت دوباره جنگ هولناک همچنان برای حقوق و امنیت برابر و همچنین خلع سلاح و کاهش رادیکالیسم اسرائیل فریاد میزند. تا زمانی که وعده حق کامل مدنی و مذهبی جوامع غیریهودی در فلسطین محقق نشود، هیچ تغییر بنیادی در خاورمیانه رخ نخواهد داد.
https://jacobin.com/2025/11/francesca-albanese-palestine-international-law
[1] . Richard Drake
[2] . J’Accuse
[3] . Alfred Dreyfus
[4] . Palestinian Refugees in International Law
[5] . Lex Takkenberg
[6] . Christian Elia
[7] . Roberta De Monticelli
[8] .Linda Thomas-Greenfield
[9] . While the World Sleeps: Stories, Words, and Wounds of Palestine
/انتهای پیام/