۱۴۰۵/۰۱/۳۰
۱۵:۵۳
کد خبر : ۱۱۹۳۰
روایت پژوهشگران و سازمان‌های حقوق بشری از نسل‌کشی در غزه و سکوت رسانه‌های غربی؛

شفاف‌ترین نسل‌کشی در تاریخ بشریت

در جریان حمله مردم غزه اسرائیل اقدام به نسل کشی مردم غزه کرده است
«ریچارد فالک» - استاد بازنشسته حقوق بین‌الملل در دانشگاه پرینستون و گزارشگر ویژه سابق سازمان ملل در امور فلسطین - گفته است که جنگ غزه شفاف‌ترین نسل‌کشی در تمام تاریخ بشریت است.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «دیویدگئوسام» [1] - نویسنده، پژوهشگر و روزنامه‌نگار مقیم آلمان - در گزارش مفصلی که وب‌سایت «counterpunch» آن را منتشر کرده است، به بررسی اقدامات اسرائیل در غزه و واکنش‌های جهانی و رسانه‌ای نسبت به آن می‌پردازد و تأکید می‌کند که اعمال اسرائیل واجد ویژگی‌های نسل‌کشی است. به گفته وی، نویسندگان و پژوهشگران معتقدند که شواهد و اظهارات مقامات اسرائیلی، محاصره و تخریب زیرساخت‌ها، خشونت گسترده و اخراج‌های جمعی، نشان‌دهنده نسل‌کشی اسرائیل در غزه است و این موضوع غیرقابل‌انکار است. به گفته وی، درحالی‌که بسیاری از پژوهشگران برجسته جهان و سازمان‌های حقوق بشری برجسته مانند عفو بین‌الملل، دیده‌بان حقوق بشر، پزشکان بدون مرز و حتی گروه‌های اسرائیلی حقوق بشری اقدامات اسرائیل را «نسل‌کشی» توصیف کرده‌اند، رسانه‌های جریان اصلی آمریکا و اروپا عمدتاً از به‌کاربردن این واژه خودداری می‌کنند. وی نتیجه می‌گیرد تا زمانی که این استانداردهای دوگانه ادامه یابد، پایان این فاجعه محقق نخواهد شد.

 

من نسل‌کشی را می‌شناسم

در یادداشتی که ۲۲ ژوئیه (۳۱ تیر) در یکی از روزنامه‌های معتبر آمریکا منتشر شد، «برت استیونز» - ستون‌نویس نیویورک‌تایمز - نوشته بود: «نه! اسرائیل در غزه مرتکب نسل‌کشی نمی‌شود.» شش هفته پیش از آن، دو پژوهشگر هولوکاست و یهودستیزی به نام‌های «نورمن جی. و. گودا» و «جفری هرف» در یادداشتی در واشنگتن‌پست اعلام کرده بودند: «چرا استفاده از واژه نسل‌کشی برای جنگ اسرائیل در غزه نادرست است.»

این مقالات واکنشی بودند به شمار فزاینده‌ای از کارشناسان، نهادها و سازمان‌ها که اقدامات اسرائیل در نوار غزه را نسل‌کشی توصیف می‌کنند. از جمله اینها می‌توان به نهادهای مختلف سازمان ملل، تحقیق گزارشگر ویژه سرزمین‌های اشغالی فلسطین، عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر اشاره کرد. یکی از برجسته‌ترین پژوهشگران به نام «عمر بارتوف» - یک یهودی اسرائیلی که در خانواده‌ای صهیونیست بزرگ شده و پیش‌تر سرباز ارتش اسرائیل بوده - در مقاله‌ای میهمان در نیویورک‌تایمز در تاریخ ۱۵ ژوئیه (۲۴ تیر) به‌تفصیل توضیح داد که چرا جنگ اسرائیل در غزه مصداق نسل‌کشی است. عنوان مقاله او این بود: «دوباره هرگز. من پژوهشگر نسل‌کشی هستم. وقتی نسل‌کشی را می‌بینم، آن را می‌شناسم.»

در طول نزدیک به دو سال ویرانی در نوار غزه، در رسانه‌های جریان اصلی آمریکا هیچ بحث جدی‌ای درباره نسل‌کشی صورت نگرفته است.

در واشنگتن‌پست نیز «شادی حامد» - ستون‌نویس این روزنامه - در پایان ماه می (خرداد) با استدلالی مفصل نوشت: «یک نسل‌کشی در غزه در حال وقوع است. باید همین را بگوییم.» بااین‌حال، دو مقاله «بارتوف» و «حامد» در فضای رسانه‌ای آمریکا، استثناهایی نادر به شمار می‌آیند. در طول نزدیک به دو سال ویرانی در نوار غزه، در رسانه‌های جریان اصلی آمریکا هیچ بحث جدی‌ای درباره نسل‌کشی صورت نگرفته است. اتهام نسل‌کشی تقریباً همیشه به طور غریزی به‌عنوان مواضعی ضداسرائیلی و یهودستیزانه رد شده‌اند. جنگ اسرائیل علیه غزه همواره در قالب «دفاع از خود» تصویر شده و جنایات جنگی - اگر اساساً مورد انتقاد قرار گیرند - به‌صورت زیاده‌روی‌هایی استثنایی جلوه داده شده‌اند.

اینکه دو روزنامه مرجع در آمریکا اکنون ناچار شده‌اند مقالاتی درباره نسل‌کشی منتشر کنند، ناشی از شرایط تغییر یافته است. پس از یک سال و نیم جنگ علیه غزه، دولت اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو در ماه مارس (اسفند) آتش‌بس موقت را به طور یک‌جانبه لغو کرد و یک محاصره کامل انسانی تازه بر غزه تحمیل نمود. این محاصره بعداً اندکی کاهش یافت، اما به ایجاد قحطی عامدانه برای بیش از ۲ میلیون فلسطینی ساکن غزه انجامید. علاوه بر این، شرایط زندگی به‌شدت رو به وخامت گذاشته، شمار قربانیان بمباران‌ها و حملات نیروهای اسرائیلی - عمدتاً زنان و کودکان - پیوسته در حال افزایش است، اخراج‌های متعدد و پاک‌سازی قومی ادامه دارد و عملاً نابودی کامل این منطقه محصور - از جمله زیرساخت‌های پزشکی آن - رخ داده است.

 

هیچ تغییر مسیری در کار نیست

اینها واقعیت‌هایی آشکارند که هر روز به‌صورت زنده ثبت و پخش می‌شود: تصاویر مربوط به تداوم فاجعه در غزه، تمایل آشکار دولت نتانیاهو به ادامه جنگ بدون هیچ چشم‌اندازی جز «ناپدید کردن فلسطینی‌ها» از غزه (خواه از طریق نابودی فیزیکی، اخراج یا ترکیبی از هر دو که مقامات اسرائیلی به‌صراحت گفته‌اند) و همچنین حمایت بی‌قیدوشرط دولت آمریکا، درحالی‌که دونالد ترامپ آشکارا اعلام کرده می‌خواهد غزه را به «ریویِرای خاورمیانه» - البته بدون فلسطینی‌ها - تبدیل کند. اینها همگی موجب شده‌اند که همدلی با اسرائیل و جنگ آن در میان افکار عمومی آمریکا به‌شدت کاهش یابد؛ به‌گونه‌ای که حتی حامیان سرسخت اسرائیل نیز از اقدامات دولت نتانیاهو انتقاد می‌کنند.

اکنون تنها ۳۲ درصد از آمریکایی‌ها از اقدامات نظامی اسرائیل حمایت می‌کنند. (این رقم در میان رأی‌دهندگان دموکرات تنها ۸ درصد است.)

اکنون تنها ۳۲ درصد از آمریکایی‌ها از اقدامات نظامی اسرائیل حمایت می‌کنند (این رقم در میان رأی‌دهندگان دموکرات تنها ۸ درصد است). رسانه‌های جریان اصلی لیبرال در واکنش به این فضا، دو مقاله انتقادی درباره جنگ اسرائیل در غزه منتشر کردند. اما نباید انتشار این مقالات را نشانه تغییری واقعی در مسیر رسانه‌ها دانست. این مقالات همچنان استثناهایی هستند که قاعده را تأیید می‌کنند. این موضوع با انتشار سریع یادداشت‌های مخالف - که مقالات مربوط به نسل‌کشی را خنثی و بحث را خاموش کردند - به‌وضوح آشکار شد.

 

فقط ۶۰ هزار کشته!

نویسندگانی که به اظهارات «بارتوف» و «حامد» واکنش نشان داده و کاربرد واژه نسل‌کشی را بی‌معنا و خطرناک توصیف کردند، تلاشی اندک و ناچیز برای درگیرشدن با استدلال‌ها، شواهد و تحقیقات کارشناسان و سازمان‌های بین‌المللی از خود نشان دادند. به‌عنوان‌مثال، «برت استیونز» - ستون‌نویس نیویورک‌تایمز - در اعتراض به استفاده از اصطلاح نسل‌کشی چنین می‌نویسد: «اگر واقعاً نیت و اقدامات دولت اسرائیل ماهیتی نسل‌کشانه داشته باشد و واقعاً آن‌قدر شرور باشد که متعهد به نابودی کامل مردم غزه باشد، چرا این کار به شکل روشمندتر و به‌مراتب مرگبارتر انجام نشده است؟» استیونز می‌پرسد: «چرا فقط ۶۰ هزار کشته و نه صدها هزار نفر؟!»

نیویورک‌تایمز در مقاله‌ای نوشته است: «اگر اسرائیل به دنبال نسل‌کشی در غزه بود، پس چرا فقط ۶۰ هزار تن از ساکنان غزه را کشته است!»

فارغ از ماهیت عمیقاً بدبینانه این پرسش و این واقعیت که مطالعه‌ای در نشریه «لنست» - که یک سال پیش منتشر شد - شمار کل مرگ‌ومیرها از جمله مرگ‌های غیرمستقیم را حدود ۲۰۰ هزار نفر برآورد کرده بود، این استدلال البته می‌تواند علیه سایر نسل‌کشی‌هایی که در غرب به رسمیت شناخته شده‌اند نیز مطرح شود. در سربرنیتسا «فقط» ۸ هزار مسلمان بوسنیایی کشته شدند. بنابراین، شمار قربانیان، معیار تعیین‌کننده‌ای برای تعریف نسل‌کشی طبق کنوانسیون سازمان ملل نیست.

«نورمن گودا» و «جفری هرف» در پاسخ خود صرفاً به تکرار مواضع دولت اسرائیل بسنده می‌کنند؛ اینکه اسرائیل با حماس می‌جنگد و تلفات غیرنظامیان «خسارات جانبی» هستند، بی‌آنکه به سیل شواهدی که خلاف این ادعا را نشان می‌دهند، توجهی داشته باشند. درعین‌حال، مطابق معمول، موضوع تغییر داده می‌شود و اتهام‌ها با برچسب «یهودستیزی» رد می‌شوند. آنان می‌نویسند: «اتهام نسل‌کشی علیه اسرائیل ریشه در سرچشمه‌های عمیق ترس و نفرت - چه آگاهانه و چه ناخودآگاه - دارد که در قرائت‌های رادیکال مسیحیت و اسلام نهفته است. این جریان‌ها یهودیان را به طور ویژه‌ای شرور و خون‌ریز می‌دانند.»

اینجا نیز همان پرسش مطرح می‌شود: پس تکلیف صرب‌ها، سودانی‌ها، برمه‌ای‌ها، کامبوجی‌ها یا حتی چینی‌ها که در غرب متهم به نسل‌کشی شده‌اند چیست؟ درحالی‌که اتهام نسل‌کشی علیه اسرائیل، یهودستیزانه قلمداد می‌شود، حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به‌عنوان نسل‌کشی طبقه‌بندی می‌شود. گودا و هرف در اینجا نیز بدون ارائه هیچ سند یا استدلالی سخن می‌گویند، بی‌آنکه اشاره کنند این ادعای مکرر از سوی پژوهشگران، مردود شمرده شده و هیچ یک از نهادهای تخصصی آن را تأیید نکرده‌اند.

 

لطفاً از واژه «نسل‌کشی» استفاده نکنید

انتشار چند مقاله پراکنده درباره نسل‌کشی در دو رسانه مهم آمریکایی هیچ تأثیری بر روند کلی پوشش جنگ غزه نداشت. اقدامات اسرائیل همچنان در رسانه‌های جریان اصلی آمریکا به‌عنوان «دفاع نظامی از خود» و «مبارزه با حماس» توصیف می‌شود، نه نسل‌کشی. رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران از به‌کاربردن این اصطلاح پرهیز می‌کنند؛ هرچند همان‌طور که خواهیم دید، اجماعی روبه‌رشد در میان پژوهشگران، ناظران میدانی، نهادهای سازمان ملل و سازمان‌های برجسته حقوق بشری وجود دارد که جنگ اسرائیل علیه غزه را یک نسل‌کشی می‌دانند.

اقدامات اسرائیل همچنان در رسانه‌های جریان اصلی آمریکا به‌عنوان «دفاع نظامی از خود» و «مبارزه با حماس» توصیف می‌شود، نه نسل‌کشی.

این موضوع به‌وضوح از نگاه رسانه‌ها تهدید محسوب می‌شود. برای نمونه، وب‌سایت «اینترسپت» فاش کرد که نیویورک‌تایمز به خبرنگارانی که جنگ اسرائیل علیه نوار غزه را پوشش می‌دهند، دستور داده که استفاده از واژگانی چون «نسل‌کشی» و «پاک‌سازی قومی» را محدود کنند و هنگام توصیف سرزمین فلسطین از به‌کاربردن عبارت «سرزمین‌های اشغالی» خودداری نمایند. این دستورالعمل در یک یادداشت داخلی بوده که نسخه‌ای از آن به دست اینترسپت رسیده است.

در اروپا و به‌ویژه در آلمان، هیچ بحث جدی درباره به‌کاربردن اصطلاح «نسل‌کشی» برای توصیف آنچه در غزه رخ می‌دهد، وجود ندارد. در گزارش‌های عمومی درباره غزه نیز این واژه عملاً غایب است. تنها چند استثنا دیده می‌شود. برای نمونه، در تفسیری در روزنامه چپ‌گرای «تاز» در تاریخ ۲۵ ژوئیه (۳ مرداد) «پائولینه یکلس» در برابر موج فزاینده انتقادها از دولت آلمان و با اشاره به مقاله «عمر بارتوف» در نیویورک‌تایمز نوشت که دولت آلمان فشار کافی بر اسرائیل برای «جلوگیری از نسل‌کشی» وارد نمی‌کند. دقیق‌تر بگوییم؛ بارتوف معتقد است که این نسل‌کشی عملاً در حال وقوع است. در غیر این صورت، اتهام نسل‌کشی تقریباً هیچ‌گاه در گزارش‌ها به کار نمی‌رود. هرگاه این اصطلاح در رسانه‌های جریان اصلی آلمان ظاهر شود، تقریباً همیشه رد می‌شود یا شواهد آن «غیرقطعی» قلمداد می‌گردد. علاوه بر این، انگیزه‌های یهودستیزانه یا ضداسرائیلی نیز به نویسندگان آن نسبت داده می‌شود.

یکی از معدود روزنامه‌نگارانی که مستقیماً به نقطه درد اشاره می‌کند، «استفان دیتین» است. او در تفسیری در رادیوی عمومی «دویچلندفونک» به‌درستی اظهار داشت: «واکنش‌ها در این کشور یا سکوتی همراه با شرمندگی است یا اتهام‌های خشمگینانه به یهودستیزی.» در مقابل، روزنامه‌های سرشناس آلمان مانند «فرانکفورتر آلگماینه سایتونگ»، «دی ولت» و «زود دویچه سایتونگ» حمله حماس را نه‌تنها «قتل‌عام»، بلکه «جنایتی نسل‌کشانه» توصیف کردند. به گفته آنان، نسل‌کشی سربرنیتسا و آنچه حماس مرتکب شده، در یک سطح قرار دارند. «دیتلف اِسلینگر» نیز در یادداشت خود در «زود دویچه سایتونگ» در تاریخ ۲۳ اکتبر ۲۰۲۳ (یک آبان ۱۴۰۲) نوشت کسانی که این مسئله را نادیده بگیرند و به‌جای آن بر «نزاع اسرائیلی - فلسطینی» تمرکز کنند، در نهایت بخشی از انسانیت خود را از دست می‌دهند.

حتی منتقدان اسرائیل که از «جنایات جنگی» سخن می‌گویند، از به‌کاربردن واژه نسل‌کشی پرهیز می‌کنند. برای نمونه، «یان فون آکن» - رهبر حزب چپ (دی لینکه) - در مصاحبه‌ای وقتی پرسیده شد که آیا آنچه اسرائیل در غزه انجام می‌دهد را نسل‌کشی می‌نامد یا نه، پاسخ داد که این «واژه انتخابی ما به‌عنوان یک حزب نیست.» او استفاده از اصطلاحات حقوقی مانند نسل‌کشی یا آپارتاید را نادرست دانست، زیرا خیلی زود بحث درباره آنچه در حال وقوع است، متوقف می‌شود و بحث بر سر واژگان آغاز می‌شود. فارغ از اینکه این استدلال درست باشد یا نه - که در این صورت باید در مورد سایر اتهام‌های نسل‌کشی هم مطرح شود - چنین رویکردی از نظر راهبردی قابل‌باور نیست.

«فون آکن» و حزب چپ به‌خوبی آگاه‌اند که این واژه‌ها بار سیاسی دارند و می‌توانند فشار ایجاد کرده و دولت‌ها را به اقدام وادارند. نمونه روشن آن جنبش ضد آپارتاید علیه آفریقای جنوبی است. همین حزب، جنایات داعش علیه ایزدی‌ها در عراق را نسل‌کشی خواند و برای به‌رسمیت‌شناختن آن توسط پارلمان آلمان تلاش کرد؛ تلاشی که در ۱۹ ژانویه ۲۰۲۳ (۲۹ دی ۱۴۰۱) با رأی یکپارچه پارلمان آلمان به رسمیت شناخته شد.

 

ایزدی‌ها و فلسطینی‌ها

حزب چپ آلمان (دی لینکه) در جریان مناظرات پارلمانی، طبقه‌بندی جنایت‌های داعش علیه ایزدی‌ها به‌عنوان نسل‌کشی را «تاریخی» و این تصمیم را «بسیار دیرهنگام» خواند. در عین حال، این حزب انتقاد کرد که در قطعنامه خلأهایی وجود دارد، از جمله اشاره‌نشدن به «مسئولیت مشترک آلمان در ظهور داعش.» برای درک بهتر موضوع، پژوهشگران برآورد کرده‌اند که در سال ۲۰۱۴ حدود ۳۱۰۰ ایزدی به دست داعش کشته شدند؛ نیمی از آنها اعدام شدند و نیم دیگر در نتیجه محاصره به شکل غیرمستقیم جان خود را از دست دادند.

در مورد اقدامات اسرائیل در غزه، معیارها کاملاً متفاوت است. باوجود مقیاس به‌مراتب بزرگ‌تر جنایت‌ها، تعداد بیشتر کشته‌ها و مجروحان، تخریب سازمان‌یافته و تقریباً کامل زیرساخت‌ها از جمله نابودی خدمات درمانی برای مجروحان، طی نزدیک به دو سال قتل‌عام‌ها و جنایات جنگی متعدد، استفاده از گرسنگی به‌عنوان سلاح جنگی، اخراج‌های مکرر و زبان کاملاً وحشیانه مقامات مسئول اسرائیل، اما حزب چپ آلمان این موارد را نسل‌کشی نمی‌داند. وقتی «فون آکن» می‌گوید که نمی‌خواهد بر سر واژه‌ها درباره جنایت‌های اسرائیل بحث کند، بلکه بر پایان‌دادن به این اقدامات تمرکز دارد، این استدلال نیز چندان قانع‌کننده نیست. حزب چپ، تحریم‌ها علیه اسرائیل را رد می‌کند، درحالی‌که از رژیم گسترده تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه روسیه پس از جنگ اوکراین برای پایان‌دادن به جنگ حمایت کرده است.

اگر به پوشش رسانه‌های جریان اصلی درباره جنگ غزه در آمریکا، آلمان و اروپا نگاه کنیم، هیچ بحث جدی‌ای درباره اتهام نسل‌کشی علیه اسرائیل وجود ندارد. البته رسانه‌ها دیگر نمی‌توانند آن را به طور کامل نادیده بگیرند، زیرا شمار فزاینده‌ای از سازمان‌های بین‌المللی و پژوهشگران شناخته‌شده به طور علنی درباره آن سخن می‌گویند. بااین‌حال، چنین خبرهایی معمولاً به‌عنوان حاشیه‌هایی گذرا مطرح شده، با نگاهی تردیدآمیز یا ردکننده قاب‌بندی می‌شوند و همواره همراه با صداهایی هستند که این اتهام را مردود می‌شمارند.

قطعاً دلایل خوبی برای احتیاط در استفاده از واژه «نسل‌کشی» وجود دارد. کنوانسیون سازمان ملل درباره پیشگیری و مجازات جرم نسل‌کشی دو معیار سخت‌گیرانه دارد که باید رعایت شوند. بر اساس این معیارها، اقدامات باید با هدف «نابودی کامل یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا دینی» انجام شده باشند و این اقدامات باید عمدی باشند. تعدادی از نهادها و کارشناسان معتقدند که این معیارها در غزه رعایت شده‌اند.

 

آناتومی یک نسل‌کشی

در نوامبر ۲۰۲۴ (آبان ۱۴۰۳) کمیته ویژه سازمان ملل برای بررسی اقدامات اسرائیل در گزارشی اعلام کرد که «روش‌های جنگی اسرائیل در غزه» از جمله استفاده از گرسنگی به‌عنوان سلاح جنگی، با «نسل‌کشی» همخوانی دارد. این اعلامیه پس از گزارشی از گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در سرزمین‌های فلسطینی اشغالی از سال ۱۹۶۷ به نام «فرانچسکا آلبانیز» با عنوان «آناتومی یک نسل‌کشی» منتشر شد. اوایل ژوئیه ۲۰۲۴، پس از تحلیل اعمال خشونت و اقدامات سیاستی اسرائیل، گزارش اظهار داشت که «آستانه‌ای که نشان می‌دهد اسرائیل نسل‌کشی می‌کند، محقق شده است.» سرانجام کارشناسان مختلف سازمان ملل در ۳۱ اکتبر ۲۰۲۴ (۱۰ آبان ۱۴۰۳) در برابر یک کمیته سازمان ملل اعلام کردند: «این مهم است که نسل‌کشی را نسل‌کشی بنامیم» و از همه دولت‌ها خواستند روابط خود با اسرائیل را بازبینی کنند و در جرم اسرائیل علیه مردم فلسطین در غزه شریک نشوند.

گزارش دیگری از سازمان ملل در مارس امسال نتیجه گرفت که اسرائیل از طریق تخریب سیستماتیک مراکز بهداشتی زنان مرتکب «اقدامات نسل‌کشانه» شده است. «ناوی پیلای» - رئیس کمیسیون در ژنو - گفت: «نمی‌توان نتیجه گرفت که اسرائیل از خشونت‌های مبتنی بر جنسیت علیه فلسطینی‌ها استفاده نکرده است تا آنها را ترسانده و سیستمی از سرکوب ایجاد کند که حق تعیین سرنوشت آنان را تضعیف می‌کند.» اندکی پس از آن، «آنتونیو گوترش» - دبیرکل سازمان ملل - تأکید کرد که «دریچه‌های وحشت دوباره گشوده شده است. غزه یک میدان قتل است و غیرنظامیان در چرخه‌ای بی‌پایان مرگ گرفتارند.» در ماه می، گروهی از کارشناسان سازمان ملل بار دیگر از جامعه بین‌المللی خواستند که نسل‌کشی در حال وقوع را متوقف کنید یا شاهد پایان حیات در غزه باشید.

در تاریخ ۲۹ دسامبر ۲۰۲۳ (۸ دی ۱۴۰۲) آفریقای جنوبی در دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) شکایتی مطرح کرد و مدعی شد که اسرائیل در نوار غزه مرتکب نسل‌کشی شده و کنوانسیون سازمان ملل را نقض می‌کند. نزدیک به ۲۰ کشور از جمله اسپانیا، ترکیه، جمهوری ایرلند و برزیل به این شکایت پیوستند و بسیاری از ائتلاف‌های دولتی مانند اتحادیه آفریقا (۵۵ کشور)، اتحادیه عرب (۲۲ کشور) و جنبش عدم تعهد (۱۲۱ کشور) از آن حمایت کردند. در مقابل، فرانسه، آلمان، بریتانیا و آمریکا از جمله کشورهایی بودند که در کنار اسرائیل علیه این شکایت ایستادند.

«رابرت هابک» - معاون وقت صدراعظم آلمان (حزب سبز) - گفت: «می‌توان ارتش اسرائیل را به دلیل رفتار بیش از حد سخت‌گیرانه در نوار غزه مورد انتقاد قرار داد، اما این نسل‌کشی نیست.» «آنالنا بربوک» - وزیر خارجه پیشین (حزب سبز) - اظهار داشت که دفاع از خود توسط اسرائیل در برابر سازمان تروریستی حماس، نمی‌تواند نسل‌کشی محسوب شود. بااین‌حال، در دستور تاریخی دیوان بین‌المللی دادگستری در ۲۶ ژانویه ۲۰۲۴ (۶ بهمن ۱۴۰۲) احتمال داده شد که اقدامات اسرائیل مصداق نسل‌کشی باشد. بعید است که حکم نهایی پیش از پایان سال ۲۰۲۷ صادر شود. دیوان بین‌المللی دادگستری به اسرائیل دستور داد که تمام اقدامات لازم برای جلوگیری از نسل‌کشی را انجام دهد. از جمله این اقدامات، ممنوعیت و مجازات تحریک به نسل‌کشی، اجازه رسیدن کمک‌ها و خدمات به فلسطینی‌های غزه و تأمین مدارک مربوط به جنایات صورت‌گرفته در غزه است. دیوان در مارس ۲۰۲۴ (اسفند ۱۴۰۲) اقدامات بیشتری اضافه کرد و خواستار اجازه ورود کمک‌های بشردوستانه شد. در ماه می، توقف تهاجم اسرائیل به شهر جنوبی رفح در نوار غزه و بازگشایی گذرگاه رفح از مصر برای تحویل کمک‌ها نیز دستور داده شد. اسرائیل تقریباً به طور کامل این اقدامات دیوان را نادیده گرفت و اتهام نسل‌کشی را دروغین خواند.

سازمان عفو بین‌الملل با انتشار گزارشی ۳۰۰ صفحه‌ای اقدامات اسرائیل در غزه را نسل‌کشی دانسته است.

سازمان‌های برجسته حقوق بشری نیز از نسل‌کشی سخن می‌گویند. پس از انتشار گزارش ۳۰۰ صفحه‌ای عفو بین‌الملل با عنوان «احساس می‌کنید که انسان درجه ۲ هستید: نسل‌کشی اسرائیل علیه فلسطینی‌ها در غزه»، «اگنس کالامار» - دبیرکل عفو بین‌الملل - در ۵ دسامبر ۲۰۲۴ (۱۵ آذر ۱۴۰۳) نتیجه گرفت: «اسرائیل با قصد مشخص برای نابودی فلسطینی‌ها در غزه اقداماتی را انجام داده است که طبق کنوانسیون نسل‌کشی ممنوع است. این اقدامات شامل کشتار، واردآوردن آسیب شدید جسمی یا روانی و تحمیل عمدی شرایط زندگی بر فلسطینی‌های غزه است که هدف آن نابودی فیزیکی آنهاست. ماه به ماه، اسرائیل با فلسطینی‌های غزه به‌عنوان گروهی غیرانسانی که شایسته حقوق و کرامت انسانی نیستند، رفتار کرده و قصد خود برای نابودی فیزیکی آنها را آشکار ساخته است.» این گزارش به طور مفصل نقض حقوق اسرائیل در غزه طی نه ماه - از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا اوایل ژوئیه ۲۰۲۴ - را بررسی می‌کند. در این مطالعه، با ۲۱۲ نفر شامل قربانیان و شاهدان فلسطینی، مقامات محلی غزه و کادر پزشکی مصاحبه شده است. 

علاوه بر این، تحقیقات میدانی انجام و شواهد تصویری و دیجیتال گسترده - از جمله تصاویر ماهواره‌ای - نیز تحلیل شد. این گزارش ۱۰۲ اظهارنظر مقامات ارشد دولت و ارتش اسرائیل و نهادهای رسمی اسرائیلی را ارزیابی کرد که در آنها فلسطینی‌ها غیرانسان جلوه داده شده و نسل‌کشی یا سایر جنایات علیه آنها، درخواست یا توجیه شده است. این ادبیات همچنین بارها توسط سربازان اسرائیلی در میدان تکرار شده است. همان‌طور که محتوای صوتی و تصویری بررسی‌شده توسط عفو بین‌الملل نشان می‌دهد، سربازان خواستار «پاک‌سازی» غزه یا غیرقابل‌سکونت کردن آن بوده و نابودی خانه‌ها، مساجد، مدارس و دانشگاه‌های فلسطینی را جشن گرفته‌اند.

در نهایت، این گزارش مجموعه‌ای از قتل و نسل‌کشی را مستندسازی کرده که در آن خانواده‌های کامل در حملاتی بدون هیچ هدف نظامی نابود شدند. محاصره کامل (برق، آب، سوخت) از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، دستورهای متعدد برای تخلیه به مناطق ناامن، موج‌های اخراج، تخریب زیرساخت‌های حیاتی و جلوگیری از حداقل استانداردهای انسانی، شاخص‌های روشنی هستند که نشان می‌دهند شرایط زندگی عمداً به‌گونه‌ای ایجاد شده که به‌مرورزمان به نابودی فلسطینی‌ها در غزه منجر می‌شود.

 

«اعتراف اسرائیلی‌ها به نسل‌کشی»

سازمان دیده‌بان حقوق بشر (HRW) نیز در تحقیق ۱۷۹ صفحه‌ای خود با عنوان «نابودی و اعمال نسل‌کشی: اسرائیل به طور عمدی فلسطینی‌ها در غزه را از آب محروم می‌کند» در دسامبر ۲۰۲۴ (آذر ۱۴۰۳) از «جنایات برای نابودی توسط اسرائیل» و اعمال نسل‌کشی در غزه سخن گفته است. بر اساس این گزارش، اسرائیل با محروم‌کردن عمدی فلسطینی‌ها از آب آشامیدنی، شرایطی ایجاد می‌کند که بخش‌هایی از جمعیت غزه عمداً نابود شوند. همراه با اظهارات مقامات اسرائیلی که خواستار نابودی فلسطینی‌ها در غزه هستند، طبق نظر سازمان دیده‌بان حقوق بشر، مقامات اسرائیل مسئول اعمال نسل‌کشی هستند.

سازمان بین‌المللی پزشکان بدون مرز (MSF) نیز در گزارشی در پایان سال ۲۰۲۴ اعلام کرده است که واقعیت موجود در غزه مطابق با آنچه کارشناسان حقوقی و سازمان‌ها به‌عنوان نسل‌کشی توصیف می‌کنند، بوده است. آنها تأکید کردند که این واژه را سرسری به کار نبرده‌اند، بلکه پس از نزدیک به دو سال تحقیق گسترده و مستقیم از تیم‌های سازمان پزشکان بدون مرز این واژه استفاده شده است. گزارش این سازمان نتیجه می‌گیرد: «تیم‌های پزشکان بدون مرز، شاهد نسل‌کشی در غزه توسط نیروهای اسرائیلی هستند. ما پیامدهای قتل‌عام‌ها، جابه‌جایی اجباری، تخریب زیرساخت‌های حیاتی غیرنظامی و محاصره شدید که دسترسی به غذا، آب، دارو و سایر کمک‌های انسانی را قطع کرده، مشاهده می‌کنیم. مقامات اسرائیلی به طور سیستماتیک شرایط لازم برای زندگی فلسطینی‌ها در غزه را نابود می‌کنند. هیچ‌کس در امان نیست.»

در ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۵ (۷ تیر ۱۴۰۴) دو سازمان برجسته حقوق بشر اسرائیلی به نام‌های «بتسلم» و «پزشکان حامی حقوق بشر اسرائیل» نیز به‌صورت عمومی اقدامات اسرائیل در غزه را نسل‌کشی توصیف کردند. این گزارش با عنوان «نسل‌کشی ما» می‌گوید: «اسرائیل اقداماتی هماهنگ و عمدی برای نابودی جامعه فلسطینی در نوار غزه انجام می‌دهد. به‌عبارت‌دیگر، اسرائیل در حال ارتکاب نسل‌کشی علیه فلسطینی‌ها در نوار غزه است.» «ساریت میکائیلی» - مدیر ارتباطات بتسلم - عملیات اسرائیل در غزه را مصداق بارز نسل‌کشی می‌داند.

«رازل سگال» - تاریخ‌دان برجسته اسرائیلی و پژوهشگر هولوکاست و نسل‌کشی - در مقاله‌ای اقدامات اسرائیل در غزه را مصداق بارز نسل‌کشی دانسته است.

اندکی پس از آغاز جنگ غزه، «رازل سگال» - تاریخ‌دان برجسته اسرائیلی و پژوهشگر هولوکاست و نسل‌کشی - در مقاله‌ای برای مجله «جوییش کارنتس» از یک نمونه بارز نسل‌کشی سخن گفت. به گفته سگال، نیت دولت‌ها و مقامات اسرائیلی صراحتاً نسل‌کشی است و این نیت از طریق اقداماتشان علیه جمعیت منطقه به طور ملموس اجرا می‌شود. پس از انتشار این مقاله، سگال به دنبال کمپین تبلیغاتی منفی توسط گروهی از طرف‌داران اسرائیل، فرصت شغلی خود در دانشگاه «مینه‌سوتا» را از دست داد.

اظهارات مقامات اسرائیلی در مطالعات مختلف و در شکایت آفریقای جنوبی به طور گسترده مستندسازی شده است. برای مثال، بنیامین نتانیاهو - نخست‌وزیر اسرائیل - اعلام کرد که نیروهای مسلح اسرائیل بخش‌هایی از غزه را با خاک یکسان خواهند کرد و از ساکنان غزه خواست: «همین حالا غزه را ترک کنید، زیرا ما در همه‌جا با قاطعیت عمل خواهیم کرد.» او همچنین به اسرائیلی‌ها یادآوری کرد «بلایی که بر سر قوم عمالیق آمد بر سر مردم غزه خواهد آمد.» نقل‌قولی که به بخش کشتارها در کتاب مقدس اشاره دارد و در آن اسرائیلی‌ها موظف به «کشتن مردان و زنان، نوزادان و شیرخواران» دشمنان باستانی خود می‌شوند. فهرست بلندی از عبارت‌های مشابه توسط نمایندگان دولت و ارتش اسرائیل وجود دارد که در آنها خواستار نابودی کامل غزه شده‌اند. در موارد متعدد، مقامات اسرائیلی، فلسطینی‌ها را غیرانسان جلوه داده‌اند و گفته‌اند که اسرائیل «با نازی‌ها می‌جنگد» و آنها «حیواناتی به شکل انسان هستند» و «بی‌گناهی» در غزه وجود ندارد. «نیسیم واتوری» - نایب‌رئیس پارلمان اسرائیل - گفته است وظیفه اسرائیل باید «پاک‌کردن نوار غزه از سطح زمین» باشد. حتی وزیر میراث فرهنگی اسرائیل به نام «آمیخای الیاهو» احتمال پرتاب بمب هسته‌ای بر غزه را مطرح کرده است.

در ابتدا برخی پژوهشگران در بیان واژه نسل‌کشی درباره غزه مردد بودند. «عمر بارتوف» - استاد مطالعات هولوکاست و نسل‌کشی در دانشگاه براون آمریکا - تا ماه می ۲۰۲۴ (اردیبهشت ۱۴۰۳) از اصطلاح نسل‌کشی استفاده نکرد؛ تا هنگامی که ارتش اسرائیل یک میلیون فلسطینی در رفح را به منطقه «المواصی» در سواحل منتقل کرد (جایی که هیچ امکاناتی برای آنها وجود نداشت.) سپس رفح نابود شد. به گفته «بارتوف»، از آن زمان اقدامات اسرائیل با نیت‌های نسل‌کشی بیان‌شده همخوانی داشته است؛ به‌گونه‌ای که نتیجه غیرقابل‌اجتناب او این شده که اسرائیل در حال ارتکاب نسل‌کشی است. او می‌گوید: «تا جایی که توانستم مقاومت کردم. اما یک ربع قرن است که در کلاس‌ها راجع به نسل‌کشی تدریس می‌کنم. وقتی یکی را می‌بینم، آن را تشخیص می‌دهم.» این فقط نتیجه‌گیری او نیست. بارتوف تأکید می‌کند که اجماعی روبه‌رشد در میان پژوهشگران وجود دارد که رخدادهای غزه باید به‌عنوان نسل‌کشی توصیف شوند.

 

اجماع درباره نسل‌کشی

پس از انجام یک نظرسنجی از کارشناسان، روزنامه «NRC» هلند در ماه می (اردیبهشت ۱۴۰۴) نتیجه گرفت که اکثریت دانشگاهیان در حوزه مطالعات نسل‌کشی، درباره نسل‌کشی یا خشونت شدید در غزه صحبت می‌کنند. پژوهشگران به یک اجماع شگفت‌انگیز درباره غزه اشاره کردند. کارشناسان برجسته و مورداحترام بین‌المللی در حوزه نسل‌کشی نیز به این موج فزاینده پیوستند؛ از جمله بسیاری از پژوهشگران با تبار یهودی - اسرائیلی مانند «شمویل لدرمن» - کارشناس نسل‌کشی -، «ویلیام شاباس» - حقوق‌دان برجسته کانادایی در حقوق بین‌الملل و پژوهشگر نسل‌کشی که در خانواده‌ای از بازماندگان هولوکاست رشد یافته و به‌صراحت این اقدامات را قطعاً نسل‌کشی خوانده است -، «ملانی اوبراین» - رئیس انجمن بین‌المللی پژوهشگران نسل‌کشی -، «ای. دیرک موزس» - پژوهشگر استرالیایی دانشگاه نیویورک - و «مارتین شاو» - متخصص بریتانیایی این حوزه - نیز به این موج پیوستند. «اوغور اومیت اونگور» - استاد مؤسسه NIOD مطالعات جنگ، هولوکاست و نسل‌کشی در آمستردام - اظهار داشت که احتمالاً پژوهشگرانی وجود دارند که هنوز حمله اسرائیل به غزه را نسل‌کشی نمی‌دانند، اما «من آنها را نمی‌شناسم.»

 

فراتر از جریان اصلی غرب

تعدادی از کارشناسان در زمینه مناقشه اسرائیل و فلسطین، روشنفکران و رسانه‌هایی خارج از جریان اصلی غرب نیز مدت‌هاست که از نسل‌کشی سخن می‌گویند. این افراد شامل «دیوید گروسمن» - نویسنده اسرائیلی - «آمیرا هاس» - خبرنگار برجسته روزنامه هاآرتص و برنده جوایز متعدد - «ریچارد فالک» - استاد بازنشسته حقوق بین‌الملل در دانشگاه پرینستون و گزارشگر ویژه سابق سازمان ملل در امور فلسطین که گفته است شفاف‌ترین نسل‌کشی در تمام تاریخ بشریت، برای نخستین‌بار به‌صورت زنده پخش می‌شوند و مردم جهان آنها را در لحظه می‌بینند - و «جیسون استنلی» - متخصص فاشیسم و فرزند بازماندگان هولوکاست - می‌شوند. در بسیاری از کشورهای جنوب جهانی نیز برخلاف کشورهای غربی، اقدامات اسرائیل به طور روشن در افکار عمومی به‌عنوان جنایتی بی‌رحمانه محکوم شده و نسل‌کشی توصیف می‌شود. هیچ شکافی بین افکار عمومی در کشورهای غربی از یک سو و اجماع روبه‌رشد پژوهشگران، نهادهای سازمان ملل و سازمان‌های حقوق بشری ازسوی‌دیگر وجود ندارد.

اختلاف چشمگیر دیگری نیز در خصوص کاربرد رایج واژه نسل‌کشی در ایالات متحده و اروپا مشاهده نمی‌شود. برای مثال، ایالات متحده رسماً چند مورد مشابه غزه را به‌عنوان نسل‌کشی به رسمیت شناخته است: از جمله کشتار «سربرنیتسا» با حدود ۸,۰۰۰ کشته، آزار و اذیت ایزدی‌ها در عراق توسط داعش (۳,۱۰۰ کشته) و اخراج اقلیت مسلمان روهینگیا در میانمار (حدود ۹,۰۰۰ کشته). در رسانه‌های غربی نیز این جنایات بدون تردید نسل‌کشی محسوب می‌شوند. در این موارد، یک درک گسترده از نسل‌کشی به کار گرفته می‌شود. براین‌اساس، در پرونده سربرنیتسا در سال ۲۰۰۷، دیوان بین‌المللی دادگستری حکم داد که در غیاب شواهد مستقیم، قصد اسرائیل می‌تواند از مقیاس، ماهیت و شدت خشونت استنباط شود. با اعمال همین معیار بر غزه، نمی‌توان به نتیجه‌ای جز این رسید که شواهد در این مورد حتی بسیار روشن‌تر هستند؛ چرا که فراوانی فراخوان‌های صریح به نسل‌کشی از سوی رهبران سیاسی و نظامی و حملات سیستماتیک علیه جمعیت غیرنظامی، گویای نیتی آشکار برای ارتکاب نسل‌کشی است. «رافائل مِیزون» - استاد حقوق بین‌الملل در دانشگاه ساکلی پاریس که حمله اسرائیل به غزه را نسل‌کشی می‌داند - به این نکته اشاره می‌کند: «موارد کمی به‌وضوح این پرونده [جنگ اسرائیل در غزه] هستند... معمولاً نیت نسل‌کشی پنهان یا کم‌اهمیت جلوه داده می‌شود، همان‌طور که در روآندا اتفاق افتاد.»

 

نسل‌کشی‌های شناخته‌شده در غرب

کشورهای غربی در تفسیر خود از نسل‌کشی در پرونده روهینگیا برداشتی بسیار سخاوتمندانه از مفهوم نسل‌کشی به کار گرفته‌اند. در مارس ۲۰۲۲ (اسفند ۱۴۰۰) آنتونی بلینکن - وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده - در سخنرانی‌ای در یادبود هولوکاست در واشنگتن اعلام کرد که ایالات متحده، اقدامات میانمار علیه مسلمانان روهینگیا را نسل‌کشی می‌داند. در نوامبر ۲۰۲۳ (آبان ۱۴۰۲) آلمان نیز مانند کشورهای دیگری از جمله بریتانیا، به روند رسیدگی به پرونده نسل‌کشی علیه میانمار که توسط گامبیا در دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) مطرح شده بود، پیوست.

«ویلیام شاباس» - کارشناس حقوق بین‌الملل - مانند سایر پژوهشگران، از این ارزیابی قانع نشده و می‌نویسد: «در مورد اقلیت روهینگیا در میانمار، خانه‌های زیادی آسیب دیدند، اما تعداد کشته‌ها نسبت به آنچه در غزه دیده‌ایم، نسبتاً کم بود. بسیاری از مردم توانستند فرار کنند و مانعی برای عبور از مرز به بنگلادش نداشتند. این‌ها قطعاً جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت بودند، اما طبق تفسیر سخت‌گیرانه کنوانسیون، فکر نمی‌کنم نسل‌کشی بوده باشد. در غزه، زیرساخت‌ها به طور گسترده‌ای تخریب شده، مردم نتوانستند فرار کنند و سپس اظهارات وحشتناک یوآو گالانت نیز مطرح شد...»

«گلدبرگ» و «بلاتمن» - پژوهشگران هولوکاست اسرائیلی - نیز در این مورد شک دارند. اظهارات مقامات میانمار درباره نیت میانمار برای نابودی روهینگیا در مقایسه با سیل اظهارات شنیده شده از تمام بخش‌های سیاست، جامعه، رسانه‌ها و ارتش اسرائیل راجع به نسل‌کشی، ضعیف و تصادفی است؛ اظهاراتی که فلسطینی‌ها را شدیداً غیرانسان جلوه داده و خواستار نابودی گسترده آنهاست. بااین‌حال، در مورد روهینگیا و دیگر قتل‌عام‌ها و جنایات جنگی، رسانه‌های جریان اصلی در آمریکا و اروپا به طور یکپارچه و بدون تردید فرض می‌کنند که این‌ها اعمال نسل‌کشی هستند. درحالی‌که در این زمینه، اغلب از تفسیر گسترده نسل‌کشی استفاده می‌شود، در مورد فاجعه غزه کاملاً برعکس است.

 

معیارهای دوگانه غرب

برای انحراف از طبقه‌بندی عملیات اسرائیل به‌عنوان نسل‌کشی، بارها ادعا می‌شود که هیچ طرحی برای نابودی غزه وجود ندارد که این تنها جنگی نظامی علیه حماس است که تنها تعداد کمی از ساکنان غزه کشته شده‌اند. یا اینکه هنوز هیچ دادگاهی در این باره حکمی صادر نکرده است. اما این معیارها، نه بر اساس کنوانسیون‌های سازمان ملل و نه در تحقیقات مرتبط با نسل‌کشی، تعیین‌کننده نیستند و در سایر موارد نیز رسانه‌ها چنین ملاک‌هایی را به کار نمی‌گیرند. در موارد مربوط به ایزدی‌ها، اویغورها در چین و روهینگاها نیز نه حکمی از سوی دادگاه صادر شده، نه برنامه‌ای رسمی برای نابودی وجود داشته و حتی نرخ مرگ‌ومیر در آنها کمتر از غزه بوده است؛ اما بااین‌حال، جنایات علیه آنان به طور مستمر به‌عنوان نسل‌کشی توصیف شده‌اند.

استاندارد دوگانه در کاربرد این واژه آشکار است. برای مثال، در نظرات منتشرشده در زود دویچه تسایتونگ (SZ) - روزنامه برجسته لیبرال آلمان - امسال از ژانویه تا ماه اوت هفت بار از واژه «نسل‌کشی» و شش بار از واژه «جنایت نسل‌کشی» استفاده شده است. این موارد مربوط به جنایاتی مربوط می‌شود که علیه روهینگیا در میانمار، سربرنیتسا، کوزوو، هولودومور (قحطی مرگبار ساختگی در دوران شوروی در اوکراین کنونی)، دارفور در سودان و روآندا رخ داده‌اند. در هیچ‌یک از این موارد، استفاده از اصطلاحاتی چون نسل‌کشی یا پاک‌سازی قومی مورد تردید رسانه‌ای قرار نگرفته و به‌راحتی به کار رفته‌اند، اما این واژه‌ها تقریباً هرگز برای غزه به کار نمی‌روند؛ باوجودآنکه تنها در این بازه زمانی، ۶۵ یادداشت و تفسیر در این روزنامه (بر اساس آرشیو آنلاین این رسانه) به جنگ غزه اختصاص داده شده‌اند.

این رفتار نابرابر، چیز جدیدی نیست و پیروی از یک الگو است. می‌توان آن را چنین توصیف کرد: جنایات و کشتارهایی که توسط مخالفان غرب به رهبری آمریکا انجام می‌شوند، توجه گسترده‌ای دریافت می‌کنند، به‌عنوان فجایع تاریخی تصویر می‌شوند و اغلب به‌عنوان نسل‌کشی محکوم می‌شوند، حتی اگر این طبقه‌بندی، قدرت واژه را تضعیف کند. در مقابل، اعمال تجاوز، جنگ‌های تهاجمی و جنایات جنگی انجام‌شده توسط آمریکا و متحدانش به‌عنوان اقدامات مجرمانه هدف‌گذاری نمی‌شوند، بلکه نادیده گرفته شده یا به‌عنوان اقدامات حفاظتی مشروع جلوه داده می‌شوند. این اقدامات به‌عنوان نسل‌کشی برچسب زده نمی‌شوند.

اقدامات اسرائیل در نوار غزه یک معضل و دوراهی دشوار برای غرب ایجاد کرده است. استفاده گستره از واژه «نسل‌کشی» اکنون دامن رسانه‌ها و دولت‌ها را گرفته است. هر کسی که درباره نسل‌کشی ایزدی‌ها، روهینگیا، مسلمانان بوسنی یا اویغورها صحبت می‌کند، نمی‌تواند از این واژه هنگام اشاره به فاجعه غزه چشم‌پوشی کند. همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، بین پژوهشگران نهادهای سازمان ملل و سازمان‌های حقوق بشری اجماع وجود دارد که آنچه در غزه رخ می‌دهد، نسل‌کشی است و ویرانی‌ها رکوردهای جدیدی می‌زنند. «برانکو مارسِتیک» - خبرنگار برجسته - در مجله «ژاکوبین» نتیجه می‌گیرد که جنگ اسرائیل علیه غزه یکی از بدترین جنایات در تاریخ است.

در حمایت از اسرائیل نیز ترک‌خوردگی‌هایی ظاهر شده است. پژوهشگران در آمریکا، اروپا و حتی اسرائیل از حاشیه بیرون آمده و موضع گرفته‌اند و این بر پوشش رسانه‌ای نیز تأثیر گذاشته است. در کشورهای جنوب جهان، به‌وضوح درباره ریاکاری صحبت می‌شود. در کنگره آمریکا، اکثریت سناتورهای دموکرات برای نخستین‌بار به دلیل فشار عمومی، علیه تحویل تسلیحات به اسرائیل رأی دادند. صدراعظم آلمان - فریدریش مرتس (CDU) - اعلام کرد که دیگر به اسرائیل سلاح‌هایی که می‌تواند در غزه استفاده شود، تحویل نخواهد داد. دادستان کل و قضات دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC) برای جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت، برای بنیامین نتانیاهو و یوآو گالانت حکم بازداشت صادر کردند. در گذشته، این نهاد تنها متهمان آفریقایی را تحت پیگرد قرار داده بود. هم‌زمان، دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ)شکایت آفریقای جنوبی مبنی بر ارتکاب نسل‌کشی توسط اسرائیل در غزه را پذیرفت و دستوراتی علیه اسرائیل برای مقابله با نسل‌کشی محتمل صادر کرد.

پرسش اینکه آیا اسرائیل در غزه نسل‌کشی می‌کند، در نهایت نمی‌تواند به طور قطعی پاسخ داده شود. همانند هر واژه سیاسی، پاسخ به نحوه درک آن بستگی دارد. اگر تعریفی بسیار محدود اعمال شود، به‌طوری که نابودی کامل یک گروه باید توسط دولت مرکزی دستور داده شود و تا حد زیادی تحقق یابد (همانند هولوکاست نازی علیه یهودیان) به‌ندرت می‌توان نمونه واضحی از نسل‌کشی در دوره پس از جنگ را یافت. اما اگر کنوانسیون سازمان ملل را در نظر بگیریم (نیت نابودی بخشی از یک گروه کافی است و لازم نیست نسل‌کشی حتماً عملی شود) و تفسیر گسترده‌ای که دیوان بین‌المللی دادگستری در پرونده سربرنیتسا به کار برد را اعمال کنیم، آنگاه نمی‌توان از به‌رسمیت‌شناختن نسل‌کشی در غزه اجتناب کرد. همان چیزی که کارشناسان می‌گویند.

 

پیروزی دیگر برای ریاکاری؟

در غرب، این دوراهی اغلب با سکوت دور زده می‌شود. زمانی که سکوت کافی نیست، گفته می‌شود که مهم نیست جنگ غزه چگونه توصیف شود یا اینکه این نوع مباحث به حل مسئله کمک نمی‌کند و حتی مضر است. اما یک سؤال اساسی باقی می‌ماند: آیا این منطق در مورد سایر فجایعی که غرب آنها را محکوم کرده نیز صدق می‌کند؟ فراموش نکنیم که اتهام انکار نسل‌کشی علیه کسانی مطرح شده که جرئت انتقاد از سیاسی‌سازی مفهوم نسل‌کشی توسط دولت‌های غربی را در موارد مربوط به کشورهای رقیب یا دشمن داشته‌اند. در آن موارد، بحث هرگز «بی‌اهمیت» تلقی نشد.

در نهایت، فارغ از این‌که چه دیدگاهی نسبت به کاربرد واژه نسل‌کشی داشته باشیم، باید یک استاندارد واحد به کار گرفته شود و این دقیقاً همان رسوایی بزرگ و اصلی است و نباید با ادعای بی‌ربط بودن از کنار آن گذشت. تا زمانی که غرب به اعمال استانداردهای دوگانه در قبال اقدامات اسرائیل در غزه (و در نگاه وسیع‌تر، اقدامات خود و متحدانش) ادامه دهد، نمی‌توان انتظار داشت که فاجعه‌ای که توسط اسرائیل و بسیاری دیگر ساخته شده، پایانی داشته باشد.

https://www.counterpunch.org/2025/08/21/the-double-standards-of-genocidal-atrocities/

[1]. David Goeßmann

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :