۱۴۰۴/۱۱/۱۹
۱۶:۳۳
کد خبر : ۱۱۱۶۴
بررسی نسبت انقلاب اسلامی و جنبش چپ به بهانه یک شعار انقلابی؛

عدالت اجتماعی در پرتو «نه شرقی، نه غربی»

عدالت اجتماعی در پرتو «نه شرقی، نه غربی»
آیا بهره‌مندی جزئی و کلی برخی نیروهای انقلاب از ایده‌های چپ نظیر کنترل سرمایه از طریق محدودیت ملکیت برای تحقق عدالت اجتماعی، بدان معناست که انقلاب اسلامی در خودِ ایده عدالت نیز متأثر از جریان چپ بوده یا آنکه این اثرپذیری صرفاً در سطح برخی ابزارهای کنترل اجتماعی خلاصه می‌شده است؟

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ انقلاب اسلامی در لحظه تولد خود پا در اتمسفر جهانی نهاد که مهم‌ترین مختصات سیاسی، معرفتی، اقتصادی و اجتماعی آن دوقطبی بزرگی میان چپ و راست بود. چپ و راست بیش از آنکه به دو جغرافیا تعلق داشته باشند، دلالت بر دو نظام اندیشه‌ای متمایز از یکدیگر داشتند. طبیعتاً هر جریان اجتماعی و سیاسی که تلاش داشت تا به معادلات قدرت وارد شود، نمی‌توانست نسبت خود را با این دو جریان روشن نسازد. در شرایطی که هر انقلاب، جنبش یا حرکتی تلاش داشت با قرارگرفتن ذیل چتر حمایتی یکی از این دو بلوک امکان ادامه حیات خود را فراهم سازد، انقلاب اسلامی شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» را مطرح کرد. به‌موازات پیروزی انقلاب اسلامی، مسئله اداره و کیفیت آن یکی از چالش‌هایی بود که در دل این شعار، صورت متفاوتی به خود می‌گرفت. تا پیش از انقلاب، بلوک غرب در ایران به نحو عمده با جلوه‌ای اجتماعی - اقتصادی خود را عیان می‌ساخت. نمود این دو جلوه را می‌توان در دو عنصر آزادی و سرمایه‌داری جستجو کرد. بااین‌حال، جریان چپ تا پیش از انقلاب اسلامی، در ایران با جلوه‌ای معرفتی ظهور کرده و عمده هستی‌شناسی مارکسیسم و نظرگاه وی نسبت به دین در ایران مورد بحث و گفتگو قرار گرفته بود. نحوه مواجهه جریان‌های عمده در انقلاب اسلامی با هر یک از جلوه‌های بروز و ظهور بلوک چپ و راست در ایران، خود مسئله‌ای مجزا و قابل‌بررسی است. اما به نحو اجمال باید گفت که اگر هسته سخت جریان انقلاب اسلامی را نیروی مذهب بدانیم، روحانیون و حوزه علمیه مواجهه سختی با مبانی معرفتی بلوک چپ داشتند. به‌عبارت‌دیگر، در نقد مبانی مارکسیسم تا پیش از انقلاب اسلامی، ما شاهد انتشار آثار و کتب متعددی هستیم.

به واسطه تکیه انقلاب به توده مردم و مسئله عدالت اجتماعی، شاهدیم که موضع‌گیری‌ها خصوصاً از ناحیه رهبران انقلاب نسبت به سرمایه‌داری بیش از پیش فزونی یافته و رویه‌ای انتقادی به خود گرفت.

پیرامون دو نمود جریان راست در ایران پیش از انقلاب یعنی آزادی و سرمایه‌داری باید گفت که شاید روحانیت و نیروهای مذهبی، درک ضعیف‌تری به لحاظ فلسفی از ماهیت این دو پدیده داشتند؛ از همین رو شاید برخی از مظاهر آن‌ها خصوصاً هنگامی که به نهایت خود یعنی برون‌داد عینی می‌رسید، حساسیت نشان می‌داد؛ اما به علت فقدان درکی فلسفی از حقیقت آن، این دو جریان طبیعتا کمتر مورد بحث و بررسی‌های دقیق علمی قرار می‌گرفت. اما با پیروزی انقلاب اسلامی، انقلاب در موقف انتخاب برای اداره قرار گرفت. به واسطه تکیه انقلاب به توده مردم و مسئله عدالت اجتماعی، شاهدیم که موضع‌گیری‌ها خصوصاً از ناحیه رهبران انقلاب نسبت به سرمایه‌داری بیش از پیش فزونی یافته و رویه‌ای انتقادی به خود گرفت. ایده چپ برای تحدید سرمایه، کنترل سرمایه از طریق مسئله مالکیت است. مسئله‌ای که در فرایند اداره، گاه شاهدیم که در قالب طرح‌هایی نظیر اصلاحات ارضی، تعاونی‌ها، قانون کار، تعزیرات و... جریان عدالت اجتماعی در انقلاب اسلامی به سمت آن‌ها حرکت می‌کرد. پرسشی که در این مجال امکان طرح دارد، آن است که ایده‌های مذکور برای کنترل سرمایه و تحقق عدالت اجتماعی تا چه میزان خاستگاه درونی داشته یا تا چه میزان متأثر از اندیشه‌های اجتماعی - اقتصادی چپ در آن برهه بوده است؟

یکی از مدخل‌هایی که می‌توان برای پاسخ به این پرسش یافت، بحث از شعار محوری «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» است. به‌عبارت‌دیگر، یکی از مواد خام بحث از نسبت چپ و انقلاب اسلامی، بحث از شعار مذکور و تفسیر و تعین اجتماعی - سیاسی آن است. تفاسیری که از این شعار وجود دارد، می‌تواند به ما این مطلب را نشان دهد که انقلاب اسلامی در روند خود تا چه میزان امکان داشته که بتواند از اندیشه‌های اجتماعی چپ برای تکمیل طرح خود استفاده کند؟

 

تفاسیر از شعار نه شرقی، نه غربی

پیرامون این شعار، شاهد وجود نظریات و تفاسیر متعددی هستیم. اگر این نظریات را بر روی یک طیف ترسیم کنیم، می‌توانیم یک طرف طیف را نظریات حداکثری و طرف دیگر را نظریات حداقلی نام نهاده و بعد در میانه آنها، نظریات دیگری را بسته به میزان شمول آن قرار دهیم. جانب حداکثری این طیف را می‌توان خوانش‌های معرفتی از شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» دانست و جانب حداقلی آن را می‌توان تفاسیر سیاسی به حساب آورد. در ادامه به چند دسته از این تفاسیر ارجاع داده و بحث را به پیش می‌بریم:

1.   تفسیر معرفتی: شاید بتوان حداکثری‌ترین تفسیر از این شعار را تفسیر معرفتی دانست. تفسیر معرفتی یا به بیان دیگر تفسیر تمدنی، بر آن است که شعار نه شرقی و نه غربی به معنای آن است که انقلاب اسلامی در مسیر تحقق، به نحو مطلق نباید از هیچ مدل، الگو، دانش و فناوری‌های اجتماعی هیچ از دو بلوک شرق و غرب استفاده نماید؛ بلکه تمدن آن امری با خاستگاه اسلامی و خالص است. این تفاسیر باتکیه‌بر عنصر سوم این شعار یعنی «جمهوری اسلامی»، آن را ترکیبی از دین و سیاست و الگوی جدیدی از نحوه تحقق امر سیاسی می‌دانند؛ لذا بر این باورند که باید میان این ضلع از شعار با دو ضلع نخست آن یعنی «نه شرقی و نه غربی» نوعی توازن وجود داشته باشد. بر همین اساس، معتقدند نمی‌توان بخش نخست این شعار یعنی «نه شرقی، نه غربی» را به نحو حداقلی و صرفاً بر مسئله روابط بین‌الملل تطبیق کرد؛ بنابراین به طور خلاصه شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» در این نظرگاه به معنای استقلال در مدل توسعه و پیشرفت، تمدن‌سازی و تولید علم است. برخی از رگه‌های این نحو از تفسیر را به نحو آشکار و پنهان می‌توان در برخی از اقوال آیت‌الله میرباقری[1] [2]یا مرحوم دکتر عماد افروغ[3] مشاهده کرد.

تفسیر معرفتی یا به بیان دیگر تفسیر تمدنی، بر آن است که شعار نه شرقی و نه غربی به معنای آن است که انقلاب اسلامی در مسیر تحقق، به نحو مطلق نباید از هیچ مدل، الگو، دانش و فناوری‌های اجتماعی هیچ از دو بلوک شرق و غرب استفاده نماید؛ بلکه تمدن آن امری با خاستگاه اسلامی و خالص است.

2.   تفسیری هویتی: گذشته از تفسیر معرفتی، دومین سطح از تفسیر را می‌توان تفسیر هویتی یا فرهنگی دانست. مراد از تفسیر هویتی، تحویل بردن شعار مذکور به اوامری نظیر خودباوری، عدم خودباختگی، غرور ملی و دینی و به دنباله آن اصالت بخشیدن به فرهنگ و هویت ملی و دینی است. برای نمونه، رگه‌هایی از این تفسیر را می‌توان در بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی یافت: «یکی از عناوین مهمّ این انقلاب، انقلابِ «نه شرقی، نه غربی» بود؛ امروز شرق وجود ندارد، [ولی] غرب وجود دارد با کمال قوّت و قدرت. «نه غربی» یعنی چه؟ یعنی ما مجذوب غرب نباشیم.» [4]

3.   تفسیر استعمارستیزانه: سومین لایه تفسیری از این شعار را می‌توان نه شرقی، نه غربی به معنای مستقل و استعمارستیز برشمرد. در این دیدگاه، شعار مذکور دلالت بر استقلال سیاسی، چه در عرصه نیروهای داخلی و چه در عرصه روابط خارجی دارد. تأکید بر استقلال در دل خود گره‌خورده با مفاهیم دیگری نظیر مبارزه با مستکبر تا رفع ستم، تجاوزگری و دخالت و استعمارستیزی دارد. این تفسیر از شعار مذکور را به وفور می‌توان در بیان مرحوم امام خمینی (ره) یافت. در ادامه به چند مورد از این بیانات، اشاره‌ای گذرا خواهیم کرد. «تمام قدرت‌هایی که شرق و غرب، در شرق و غرب زندگی می‌کنند، شرقی یا غربی هستند و تمام وابستگان آنها امروز با این جمهوری اسلامی به اعتبار اینکه برنامۀ این جمهوری، اسلام است و اسلام برای جلوگیری از همۀ ظلم‌ها و ستم‌ها و تعدی‌ها و چپاول‌ها آمده است، تمام اینها با ملت ما مخالف‌اند و شما در مقابل همۀ آنها ایستاده‌اید و مشت خودتان را گره کرده‌اید و از اول گفتید: نه شرقی و نه غربی» [5]

4.   توازن در سیاست خارجه: چهارمین و حداقلی‌ترین تفسیر از این شعار را می‌توان تحویل بردن آن به سطح روابط بین‌الملل و خوانش آن به معنای توازن در سیاست خارجه دانست. این لایه از تفسیر را می‌توان در همه مقالات و آثاری که از منظر سیاست خارجه و روابط بین‌الملل به تفسیر این شعار پرداخته‌اند، مشاهده کرد.

 

درنگی در لایه‌های تفسیری شعار

برای توضیح بیشتر بحث، لازم است چند نکته پیرامون لایه‌های مختلف تفسیری این شعار که بیان شد را ذکر کنیم. نخستین نکته آنکه چهار لایه تفسیری از شعار مذکور به‌نوعی با یکدیگر متداخل بوده و رابطه آن‌ها تباین نیست؛ بدان معنا که گاهی ممکن است یک فرد این شعار را به مناسبت‌های مختلف با سطوح تفسیری گوناگون به کار برده و تضادی نیز در کلام وی وجود نداشته باشد. در توضیح بیشتر باید گفت که هر لایه تفسیر فوقانی، تمامی لایه‌های تفسیر پایینی را نیز در دل خود دارد، اما خلاف این مسئله صادق نیست. به‌عبارت‌دیگر، اگر کسی تمرکز خود را بر تفسیر معرفتی از شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» نهاده باشد، استفاده از این شعار برای تثبیت موازنه قدرت و استقلال در روابط بین‌الملل خللی در فهم وی وارد نمی‌سازد. اما به خلاف ممکن است برخی افراد تفاسیر حداکثری از این شعار را برنتابیده و تفسیر حداقلی‌تر از آن ارائه دهند؛ بنابراین دوگانه و چندگانه‌سازی از تفاسیر مختلف این شعار به‌نوعی درست نبوده و آن‌ها را باید سطوح تفسیری مختلف از یک مسئله واحد دانست.

چه نسبتی میان انقلاب اسلامی و چپ می‌توان برقرار ساخت؟ آیا این شعار به‌مثابه مانعی معرفتی در پیش پای نفوذ جریان چپ در انقلاب اسلامی یا بهره‌گیری نیروهای انقلابی از آموزه‌های چپ عمل کرده است؟

حال که ابعاد و زوایای این شعار درخشان مردم در دوران انقلاب اسلامی روشن شد، می‌توانیم به پرسش نخست بازگردیم و از این بحث کنیم که از منظر این شعار، چه نسبتی میان انقلاب اسلامی و چپ می‌توان برقرار ساخت؟ آیا این شعار به‌مثابه مانعی معرفتی در پیش پای نفوذ جریان چپ در انقلاب اسلامی یا بهره‌گیری نیروهای انقلابی از آموزه‌های چپ عمل کرده است؟

اگر بخواهیم نگاهی تاریخی به روند تکوین تفاسیر مختلف از این شعار بیندازیم، باید گفت که تفسیر معرفتی از این شعار، متأخر و مرتبط با مباحثی نظیر علم دینی، تمدن اسلامی، نرم‌افزار حکومت اسلامی و مسائلی از این دست می‌باشد که شاید اوج‌گیری آن‌ها در دهه هشتاد صورت گرفته است. به‌عبارت‌دیگر، هرچند بحث از علم دینی و اسلامی‌سازی معرفت، سابقه‌ای بیش از انقلاب اسلامی دارد، اما بالاگرفتن تب این مفهوم و خوانش موارد دیگر از دریچه آن، امری است که نزدیک به دو دهه سابقه دارد. اگر به فضای دهه شصت و پیش از آن برگردیم، می‌بینیم که شعار مذکور با رویکردی سیاسی خوانش می‌شده است. بیانات امام خمینی (ره) بهترین نشانه برای این مفهوم بوده و گویای اتمسفر آن دوران، پیرامون این شعار است؛ بنابراین اگر مطلب مذکور را بپذیریم، باید اذعان داشت که شعار مذکور به‌مثابه یک مانع معرفتی در پیش پای نیروهای انقلاب برای بهره‌گیری از برخی نرم‌افزارهای اجتماعی و اقتصادی شرق عمل نمی‌کرده است.

اما پرسش مهم دیگری که باید مطرح کرد، آن است که مقوله عدالت اجتماعی که از شعارها و خواسته‌های محوری انقلاب اسلامی ایران بود، چه نسبتی با جریان‌های چپ برقرار می‌کند؟ به‌عبارت‌دیگر، آیا بهره‌مندی جزئی و کلی برخی نیروهای انقلاب از ایده‌های چپ نظیر کنترل سرمایه از طریق محدودیت ملکیت برای تحقق عدالت اجتماعی، بدان معناست که انقلاب اسلامی در خودِ ایده عدالت نیز متأثر از جریان چپ بوده یا آنکه این اثرپذیری صرفاً در سطح برخی ابزارهای کنترل اجتماعی خلاصه می‌شده است؟ پاسخ به این پرسش، به نظر مجال دیگری را طلبیده و خارج از موضوع نگاشته فعلی است. آنچه در این نگاشته به آن نائل آمدیم، چنین بود که شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» به‌مثابه مانعی معرفتی سد راه نفوذ جریان چپ در انقلاب اسلامی نبوده است.

 

[1] https://B2n.ir/yw9066

[2] https://B2n.ir/kf6797

[3] https://B2n.ir/rf6689

[4] بیانات معظم له  در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان، ۳۰/۰۶/۱۳۹۶

[5] همان

 

/ انتهای پیام / 

گزارش خطا پسندها :