گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ در جهان امروز، مرز میان هویت شخصی و هویت اجتماعی بهشدت کمرنگ شده است. افراد دیگر تنها برای خودشان زندگی نمیکنند، بلکه در تلاش هستند تا از نگاه دیگران، مقبول و دوستداشتنی به نظر برسند. یکی از مهمترین عرصههایی که این تغییر در آن دیده میشود، مدیریت بدن و مصرف زیبایی است. اینستاگرام، بیوتی بلاگرها و تبلیغات گسترده صنعت زیبایی، موجب شدهاند که معیارهای جدیدی برای جذابیت تعریف شود و فشار اجتماعی برای پیروی از این معیارها افزایش یابد. برای گفتوگوی بیشتر حول موضوع بدنمندی و مصرف زنانه، با محدثه شیخی، پژوهشگر، صحبت کردهایم تا گرایش زنان به استانداردهای زیبایی در فضای مجازی را بررسی کنیم.
الگوبرداری از بیوتی بلاگرها چگونه شکل میگیرد؟
مدیریت بدن و بدنمندی در عصر معاصر به مسئله مهمی اجتماعی تبدیل شده است. نظریهپردازان بزرگی درباره مسئله بدنمندی صحبت کردهاند. بحثهای مختلفی حول این پدیده به وجود آمده است. مصرف هم بهعنوان یکی از مؤلفههای بدنمندی که نمود بیرونی آن باعث تأثیرگذاری در الگوی رفتاری میشود، مطرح است. بهعنوان اولین سؤال باید بپرسم که نسبت اینستاگرام با تعریف بدنمندی، مدیریت بدن و مصرف زنانه چیست؟
شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام به دلیل ویژگیها و قابلیتهایی مانند راحتی، در دسترس بودن و… بهعنوان یکی از پرکاربردترین شبکههای اجتماعی مورد استفاده است. زنان و دختران با توجه به ویژگیها و قابلیتهایی که دارند، به شبکه اجتماعی اینستاگرام روی میآورند.
شیخی: اولین مقدمهای که میخواهم مطرح کنم، در مورد مصرفگرایی بهعنوان مؤلفه اساسی مدرنیته است که بعد از صنعتیشدن در قرن ۲۰ و ۲۱ رشد کرد. علت مطرح شدن مصرفگرایی و واژه «مصرف» از طرف سرمایهداران، تولید انبوهی بود که صاحبان صنعت و سرمایه تولید کردند و نیاز به فروش داشتند. بهعبارتی نیاز کاذب به وجود آوردند تا بتوانند محصول خود را بفروشند. بعد از اینکه نیاز کاذب را به وجود آوردند، نیاز به فروش مطرح میشود. از راههایی که باعث فروش محصول میشود، تبلیغات است.
در بحث تبلیغات آرایشی، مد و مدیریت بدن، یکی از المانهایی که مطرح میشود، استفاده از مدلهای انسانی در تبلیغات است. سرمایهداران حوزه آرایشی به این نتیجه رسیدند که بهجای استفاده از عکس و پوستر، از مدلهای انسانی بهخصوص بهصورت زنده استفاده کنند تا به نتیجه سریعتری برسند. فضای مجازی بهعنوان رسانهای جدید برای تبلیغات مطرح میشود و باعث میشود رسانههای جمعی و سنتی را کنار بگذاریم. شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام به دلیل ویژگیها و قابلیتهایی مانند راحتی، در دسترس بودن و… بهعنوان یکی از پرکاربردترین شبکههای اجتماعی مورد استفاده است. زنان و دختران با توجه به ویژگیها و قابلیتهایی که دارند، به شبکه اجتماعی اینستاگرام روی میآورند.
حال این ویژگیها چیست؟ برای مثال، زنان دوست دارند تا تصاویر و صفحات زنان مختلف را دنبال کنند و اطلاعاتی از ابعاد زندگی آنها به دست آورند. این باعث میشود که خانمها بیشتر به اینستاگرام روی آورند. برای مثال، من بهعنوان یک فرد و زن که در جامعه هستم، وارد شبکه اجتماعی اینستاگرام میشوم، مدتی از آن استفاده و نیازهای خود را برطرف میکنم. بعد از اینکه نیازهای خود را برطرف کردم، به آن اعتماد و شروع به الگوبرداری میکنم. وقتی که من اعتماد میکنم، دیگر هرآنچه در آن شبکه اجتماعی رخ میدهد، برای من قابل اعتماد و درست است. حتی اگر در ابتدای ورود به فضای مجازی، اعتماد نداشته باشم، بهمرور این اعتماد به وجود میآید و شروع به الگوبرداری میکنم.
و همین اعتماد و ارجاع، زمینهساز تأثیر گرفتن درباره مفاهیمی چون زیبائی و استانداردهای رفتارهای بدنمند است؟
انسانهای امروزی همه تلاش خود را میکنند که با دیدهشدن و پسندیدهشدن، ویژگیهای منفیای را که بهطور ناخودآگاه در یک انباشت تاریخی به وجود آمده است، از بین ببرند. منظورم از این ویژگیها و احساسات، حالات روانی و کمبودهایی است که افراد چه از جانب جامعه و چه از جانب خانواده، در زندگی شخصی خود دارند. تلاش میکنند خودشان را زیبا جلوه بدهند تا احساس منفیای که دارند را بهطور ناخودآگاه از بین ببرند.
شیخی: در بحث مدیریت بدن، موضوعی که در ابتدا باید مطرح کنم این است که زیبایی از قدیم در جوامع جایگاه مهمی داشته است. اگر نگاهی به سلسلهمراتب ارزشهای اجتماعی بیندازیم، متوجه خواهیم شد که زیبایی از قدیم در جوامع و دورههای مختلف، جایگاه والایی داشته است. زیبایی بهعنوان یکی از ارزشهای اجتماعی در کنار سایر ارزشهاست؛ یعنی بخشی لاینفک از افراد بوده است. زیبایی به اندازهای مهم بوده که محرومیت از آن، به لحاظ جامعهشناختی، فرد را از تعدادی مزایای اجتماعی محروم میکرده است. این محرومیت، به لحاظ روانشناختی، اتفاقاتی در آن افراد به وجود میآورد که احساس کمبود و افسردگی را میسازد. در این وضعیت، همه تلاش خود را میکنند که این زیبایی را از هر طریقی به دست بیاورند و این، اتفاقی است که امروزه در حال رخ دادن است و به یک ارزش بدل شده است.
افراد طردشده احساس کردند یکی از راههایی که به ارزش زیبایی دست پیدا میکنند، مصرف است. افراد با مصرف لوازم آرایشی، لباس و… میتوانند به ارزش زیبایی زودتر دست پیدا کنند. انسانهای امروزی همه تلاش خود را میکنند که با دیدهشدن و پسندیدهشدن، ویژگیهای منفیای را که بهطور ناخودآگاه در یک انباشت تاریخی به وجود آمده است، از بین ببرند. منظورم از این ویژگیها و احساسات، حالات روانی و کمبودهایی است که افراد چه از جانب جامعه و چه از جانب خانواده، در زندگی شخصی خود دارند. تلاش میکنند خودشان را زیبا جلوه بدهند تا احساس منفیای که دارند را بهطور ناخودآگاه از بین ببرند؛ اینکه افراد تلاش میکنند بدن خود را زیبا جلوه بدهند تا مورد قبول قرار بگیرند.
در بحث جامعهشناسی و مدیریت بدن، نظریهپردازان بزرگی از جمله فوکو صحبت کردهاند. فوکو از اولین و مهمترین کسانی است که بدن را در بستر تاریخ میداند و به بدن بهعنوان یک محصول اجتماعی نگاه میکند. او بدن را فراتر از یک جسم فیزیکی میداند. از منظر جامعهشناسی، بدن در مکتب کنش متقابل نمادین و آثار گافمن بررسی شده است. در کنش متقابل نمادین، سه ایده اصلی مطرح میشود: اولین ایده این است که بدن را دارایی مادی افراد میداند؛ داراییای که افراد بهمنظور انجام تعامل از آن استفاده میکنند. دومین موضوعی که در مکتب کنش متقابل نمادین مطرح میشود، این است که افراد بدنهای خود را بر اساس فرهنگ لغات زبانی - بدنی مشترک به نمایش میگذارند و مدیریت میکنند و ایده آخر این است که بدن، واسط روابط هویت شخصی و اجتماعی است. حال این به چه معناست؟ یعنی فرد در ابتدا هویت اجتماعی خود را در جامعه شکل میدهد و وقتی افراد او را تأیید میکنند، این تأیید در جامعه باعث میشود هویت شخصی و احساسات او شکل بگیرد. اگر فرد در جامعه باشد و هر کس برچسبی منفی به او بزند، هویت شخصی فرد هم از بین میرود. این مسئله باعث میشود فرد نسبت به شخصیتش احساس منفی داشته باشد.
هویت اجتماعی برای افراد مهمتر از هویت شخصی شده
نقش بیوتی بلاگرها در برقراری این نسبت بین هویت و بدنمندی چیست؟
شیخی: این موضوع که افراد باید هویت خود را از جامعه بگیرند، در گذشته خیلی کمرنگتر بوده است. نظر من این است که از زمانی که فضای مجازی مطرح شد، افراد به دنبال این هستند که هویت خود را از دیگران بگیرند. وقتی عامه مردم بهطور رسمی وارد جامعه میشوند، دوست دارند تأییدی را که از خانواده خود کسب نکردهاند، از سوی جامعه به دست آورند. همه افراد تلاش خود را میکنند تا خودشان را، حتی اگر مشکل یا حالت افسردگی هم داشته باشند، در ظاهر خوب و زیبا جلوه دهند تا بتوانند آن هویت تأییدشده را به دست آورند. این باعث میشود رابطه بین هویت شخصی و اجتماعی شکل بگیرد.
در گذشته این جریان وجود نداشته است. هویت شخصی و اجتماعی جدا بوده است. اما این دو، ارتباط بسیار تنگاتنگی با هم دارند و میتوان گفت که هویت اجتماعی در ابتدا قرار میگیرد و بعد هویت شخصی قرار میگیرد. امروزه، هویت اجتماعی برای افراد مهمتر از هویت شخصی است. مدام دنبال تأیید دیگران بودن باعث میشود تا فرد آسیب ببیند. این اتفاق در گذشته تا این اندازه پررنگ نبوده و افراد همانطور که دوست داشتند، با هر مشکلی در ظاهر، وارد جامعه میشدند. اما امروزه موضوع تغییر کرده است؛ افراد حتی وقتی که لباسی میخرند، به این نکته توجه میکنند که دیگران آن را تأیید کنند. برای نمونه، گاهی پیش میآید که فردی لباسی را دوست داشته باشد، اما اگر دیگران او را تأیید نکرده باشند، آن لباس را نمیپوشد. این نشان میدهد که هویت اجتماعی از هویت شخصی مهمتر شده است.
چگونه روند تغییر استانداردهای زیبایی از گذشته تا به امروز تحت تأثیر رسانههای جمعی، شبکههای اجتماعی و تحولات فرهنگی قرار گرفته است و چه عواملی باعث شدهاند که افراد، بهخصوص زنان، از یک انتخاب فردی و شخصی در مورد زیبایی، به یک الزام اجتماعی برای تأیید و مقبولیت حرکت کنند؟
شیخی: به یاد دارم آن زمان که درباره عملهای زیبایی تحقیق میکردم، افراد معتقد بودند که با علاقه شخصی این کار را انجام میدهند و کسی آنها را مجبور نکرده است. اما در ادامه گفتگو، به مؤلفههای زیادی برخورد کردم و از طریق آنها متوجه شدم که فرد تحت تأثیر فضا قرار گرفته است. مجبور شدن به چه معناست؟ مؤلفه اصلی زیبایی در جامعه به سمتی رفته است که فرد خود را شبیه آن میکند. این مسئله ریشه در نگاههای مردسالارانه دارد. نگاه ابزاری به زن در مردسالاری از بین نرفته، بلکه تغییر شکل داده است. در لایههای ظاهری شاید قابل مشاهده نباشد، اما در لایههای عمیق کاملاً مشخص است. حتی زمانی که زنان، رفتاری فمینیستی دارند و میگویند که مردان برای ما مهم نیستند و برای دل خود آرایش میکنیم، این توجیه در ظاهر نشان میدهد که افراد این کارها را برای خودشان میکنند، اما چنین چیزی کمتر رنگ و بوی واقعیت دارد.
نکتهای که میخواستم به آن اشاره کنم این است که بلاگرها زمانی که وارد این دنیا شدند و از خودشان برای فروش کالا استفاده کردند، این وضعیت تغییر کرده است. بلاگر قرار بود دیگران را به خرید و مصرف ترغیب کند، اما به نظر میرسد که بلاگران زیبایی نیز خود وارد این باتلاق شدهاند و به دنبال عمل زیبایی و… روی آوردهاند؛ گویی رسالت آن بلاگر تغییر کرده است. یکی از علتهای اساسی آن هم میتواند نقش مردسالارانه باشد و بخشی دیگر بهخاطر ذات زنانه است.
امروزه، هویت اجتماعی برای افراد مهمتر از هویت شخصی است. مدام دنبال تأیید دیگران بودن باعث میشود تا فرد آسیب ببیند. این اتفاق در گذشته تا این اندازه پررنگ نبوده و افراد همانطور که دوست داشتند، با هر مشکلی در ظاهر، وارد جامعه میشدند. اما امروزه موضوع تغییر کرده است؛ افراد حتی وقتی که لباسی میخرند، به این نکته توجه میکنند که دیگران آن را تأیید کنند. این نشان میدهد که هویت اجتماعی از هویت شخصی مهمتر شده است.
نقش پنهان مردسالاری در لایههای عمیق، مهمتر از نظر زنانی است که پیگیر تغییر چهره خود هستند. چون فرد بینی خود را عمل میکند و باز هم از چهره خود راضی نیست. گونه خود را عمل میکند و باز از چهره خود راضی نیست. اگر قرار بود این کارها را برای خودش انجام دهد، باید در یک جایی این رضایت کسب میشد، اما این رضایت به دست نمیآید. میتوان نتیجه گرفت که این اقدامات تحت تأثیر عوامل بیرونی است.
موضوعی که برایان ترنر مطرح میکند این است که؛ بدنمندی در گذشته فقط توسط یک گروه خاص یا نخبگان بورژوازی ابراز میشد و آنها آن را هدف قرار میدادند و سعی داشتند تا به آن هدف برسند. اما امروزه مخاطبان انبوه میتوانند به سمت این پروژه مدیریت بدن بروند و محدودیتی وجود ندارد. هر فردی با هر پایگاه اقتصادی و اجتماعی میتواند مدیریت بدن را انجام دهد.
سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ که موضوع بیوتی بلاگرها را برای نوشتن مقاله انتخاب کرده بودم، اینستاگرام تا این اندازه فراگیر نشده بود. در سال ۱۳۹۱ که من وارد اینستاگرام شدم، اینستاگرام محدود به افراد بسیار کمی بود. بهخاطر دارم تعدادی دانشجو در اینستاگرام فعالیت میکردند. هر کس بنا به اعتقادات خود، تعدادی پست میگذاشت؛ حتی در آن زمان امکان «استوری» نبود. بهتدریج فضای اینستاگرام گسترده شد و منجر به ورود بیشتر افراد گردید و ناگهان از یک شبکه اجتماعی که افراد در آن اعتقادات خود را مطرح کنند، فاصله گرفت و بحث مصرف مطرح شد. افزایش تعداد کاربران اینستاگرام باعث شد که افراد به سمت تقلید و یکسانسازی روی آورند. افراد یکدیگر را در اینستاگرام میدیدند و ظاهر بیشتر آنها به سمت یک قالب و چهارچوب ثابت میرفت. در حال حاضر، تعدادی از افراد دنبال زیبایی نیستند، بلکه به دنبال این هستند که متفاوت باشند. زمانی افراد دنبال یکسانسازی بودند، برای مثال زاویهسازی انجام دهند یا فک و بینی خود را به شکلی خاص عمل کنند. اما امروزه بیشتر افراد به دنبال این هستند که متفاوت باشند؛ یعنی حتی اگر از دید مردم زشت باشد. بهعبارتی مؤلفهای که نظریهپردازان حوزه مدیریت بدن بیان میکنند را زیر سؤال میبرد؛ اینکه انسان کاری میکند که مورد پسند واقع شود و دوست داشته شود. اما این افراد کاری میکنند که دیده شوند، فارغ از اینکه چه کسی از آنها خوشش بیاید.
با توجه به تغییرات معیارهای زیبایی در سالهای اخیر و حرکت به سمت تغییرات در اندام، و نقش پررنگ شبکههای اجتماعی در این جریان، آیا این تغییرات را میتوان نوعی تأثیرپذیری ناخواسته از محتوای بصری اینستاگرام دانست که حتی بر افرادی که خود را صرفاً مشاهدهگر میدانند نیز اثر میگذارد؟
شیخی: نظریه «یادگیری اجتماعی» آلبرت بندورا بیان میکند که افراد با مشاهده، یاد میگیرند و بعد از اینکه فرایند یادگیری پیش رفت، دست به اقدام میزنند یا تمایل پیدا میکنند تا کاری را انجام دهند. دقیقاً اتفاقی که در اینستاگرام رخ میدهد، همین است. برای مثال، شما فردی از اطرافیان خود را در نظر بگیرید که تحت تأثیر این فضا است. قبل از اینکه او وارد اینستاگرام شود، مدل فکری او در مورد ظاهر خود به چه شکل بوده و اکنون به چه شکل است؟ حتی تفکر خود من هم در مورد ظاهرم از آن زمان که وارد اینستاگرام شدم، بسیار تغییر کرده است. این نشان میدهد که ما خواه ناخواه ممکن است در یک مدیوم قرار بگیریم. حتی اگر فعالیت زیادی هم وجود نداشته باشد و صرفاً مشاهدهگر باشیم، این فضا تأثیر خود را دارد؛ برای اینکه این فضا گسترده و متکی بر تصاویر و فیلمهاست و تأثیر خود را دارد. شاید هر کسی به یک بازه زمانی نیاز داشته باشد تا این تأثیر خود را بگذارد.
این موضوع در اینستاگرام بسیار مطرح میشود. به یاد دارم زمانی که نکتههای پایاننامهام را یادداشت میکردم، به تجربههای عینیای رسیدم که در جایی دیده نمیشود. از افراد سؤال میکردم که آیا شما تمایل دارید عمل زیبایی انجام دهید؟ پاسخ میدادند که خیر. اما از سال ۱۳۹۷ که شش سال گذشته است، میبینیم که تعدادی از آن افراد تمایل پیدا کردهاند و تعدادی هم تمایلی به عملهای زیبایی پیدا نکردهاند. این نشان میدهد این باتلاقی که در اینستاگرام وجود دارد، بالاخره در یک جایی ما را به پایین میکشاند. طبق نظریه «یادگیری اجتماعی» آلبرت بندورا، از افراد سؤال میکردم که آیا تمایل دارید عملهای زیبایی را انجام دهید؟ گرایش اغلب افراد به عملهای مربوط به ظاهر صورت بود؛ اینکه بینی، چانه و گونه خود را عمل کنند. اما اکنون، با توجه به تغییری که در پوشش میبینیم و با پایاننامهام مقایسه میکنم، افراد تمایل پیدا کردهاند تا با عملهای زیبایی، اندام خود مثل شکم، سینه و… را تغییر دهند. این نشان میدهد که دوست دارند آن چیزی که دیده میشود را تغییر بدهند.
استانداردهای زیبایی دیگر بر اساس فرهنگ ایرانی نیست
این استانداردهای زیبایی که از معیارهای خاصی برخوردار است، چگونه مسائل فرهنگی و اجتماعی افراد را تحت تأثیر خود قرار میدهد؟
شیخی: میتوانم به این نکته اشاره کنم که در هر دورهای، استانداردهای زیبایی داشتهایم. مثلاً در دوره قاجار، مدیریت بدن وجود داشته است. آنها از رنگها، پودرها و حنا برای زیبا کردن خود استفاده میکردند یا از حجامت در بخش بهداشتی استفاده مینمودند؛ بهعبارتی این عرف بوده است. استاندارد زیبایی در آن زمان به این شکل بوده و همه غالباً شبیه هم بودند. اما به نظر میآید که هرچه جلوتر میرویم، استانداردهای زیبایی بر اساس فرهنگ ایرانی نیست. برای مثال، تا زمانی طبق طب سنتی، کارهای زیبایی انجام میشد. اما از یک زمانی به بعد، با حضور رسانههای جمعی و آشنایی با دنیا، استانداردهای زیبایی مبتنی بر هویت ایرانی کنار گذاشته شد. کمتر کسی دیده میشود که از طریق طب سنتی به مدیریت بدن بپردازد. افراد، لوازم آرایشی و عملهای زیبایی را که در دنیا مطرح است، بهعنوان استاندارد در نظر میگیرند و طبق آن عمل میکنند؛ بهخصوص از زمانی که شبکههای اجتماعی روی کار آمدند و جای رسانههای جمعی و سنتی را گرفتند. بنابراین، این نشان میدهد که این استانداردها بهراحتی میتوانند هویت ایرانی را تحت تأثیر قرار دهند.
معرفی محصولات آرایشی و بهداشتی توسط بیوتی بلاگرها، چگونه سبد مصرفی و الگوی رفتار اقتصادی را دستکاری میکند؟
مصرف زنانه باعث میشود مصرف فرهنگی تغییر پیدا کند؛ یعنی به این شکل نیست که ارتباطی با همدیگر نداشته باشند. وقتی مصرف زنانه تغییر کند، فرهنگ ما هم تغییر میکند. همه اینها با هم ارتباط متقابلی دارند و چنین نیست که ارتباطی با هم نداشته باشند.
شیخی: صاحبان صنعت و سرمایه برای فروش محصولات خود، از افرادی استفاده میکنند که ظاهری زیبا و پوستی شفاف دارند. فرقی هم نمیکند در ایران یا خارج، به دنبال صورتی بیعیب هستند. برای نمونه، در تلویزیون شاهد حضور افرادی هستیم که حتی برای تبلیغات ماشین لباسشویی هم ظاهر بسیار خوبی دارند و هیچ مشکلی در صورت آنها وجود ندارد. فردی را برای تبلیغات و فروش لوازم آرایشی و بهداشتی انتخاب میکنند که ظاهری کاملاً بینقص دارد و مشکلی ندارد. بیوتی بلاگرها در صفحات خود تبلیغ میکنند که از یک کرم استفاده کردهاند که صورتشان شفاف شده، سیاهی دور چشمشان از بین رفته و حتی چروک هم ندارند. این یک تکنیک است تا افراد اعتماد کنند به اینکه آن فرد پوستش صاف و شفاف است و هیچ نقصی در صورتش ندارد؛ چرا؟ چونکه از این لوازم آرایشی و بهداشتی استفاده کرده است.
بنابراین، الگوی مصرف هم تغییر میکند. برای مثال، صدف بیوتی در ابتدای کار خود، مانند یک فرد عادی، لوازم آرایشی و بهداشتی تبلیغ میکرد. شاید در آن زمان، به او این اندازه اعتماد نمیکردند. اما آنقدر این فرد در سطح جهانی شناخته شد که امروزه افراد میگویند: «کرمی را خریدم که صدف بیوتی استفاده میکند.» یعنی به این اندازه اعتماد آنها افزایش پیدا کرده است. صاحبان سرمایه از افرادی استفاده میکنند که ظاهر خوبی دارند. بعد از اینکه از این افراد استفاده کردند و آنها را به چهرهای مطرح و محبوب در جامعه جهانی تبدیل نمودند، از آنها برای سود خود استفاده میکنند.
اعتبار منبع در بحثهای تغییر استاندارد، معیارها و… چه نقشی دارد؟ به نظر میآید برای این کار باید یک رابطه دوطرفه یا دوسویه حول اعتماد مخاطب شکل بگیرد تا قدرت نفوذ و تأثیرگذاری وجود داشته باشد.
شیخی: اگر بخواهم در فضای مجازی اینستاگرام مطرح کنم، ارتباطگیری بلاگر یا سلبریتی با افراد، چنین نیست که همان ابتدا بگوید از ما خرید کنید. آنها از خود در هر حالتی، مانند مراسم و خرید کردن، فیلم میگیرند و به اشتراک میگذارند. این باعث میشود که ارتباط صمیمی شود، تا جایی که فرد به او مانند اعضای خانواده خود اعتماد کند. برای مثال، بلاگرهای زیادی هستند که نسبت به پنج سال گذشته تغییر کردهاند و به نسبت، فردی هم که پنج سال مدام او را پیگیری میکند، به شکلی به این فرد اعتماد میکند و تغییر مییابد که حتی ممکن است این تأثیرگذاری از خانواده خود او بیشتر باشد. این اعتماد بهقدری در سطح بالایی قرار دارد که اگر نزدیکترین فرد خانوادهاش بگوید که شنیدهام فلان بلاگر این دروغها را میگوید و اینطور نیست، آن فرد قبول نمیکند و میگوید: «ما صبح تا شب فلان بلاگر را پیگیری میکنیم و او به ما دروغ نمیگوید.»
با تغییر مصرف زنانه، مصرف فرهنگی تغییر پیدا میکند
امروز این موضوعات صرفاً به ایران محدود نیست و برخی از ارزشها، جهانی شده است. امروزه دیگر نمیشود از این ایدههای جهانی فرار کرد و به نظر میرسد باید با آنها ارتباط برقرار کرد. حتی اگر در نسل گذشتهتر مقاومت وجود داشته، امروزه این مقاومت از دست ما خارج است. با آمدن نسل زد و… که در میان مذهبیترین و سنتیترین خانوادهها هستند، تغییراتی رخ میدهد که قابل کنترل نیست. شاید هم نباید در برابر آنها مقاومت کرد. به نظر شما این رابطه بین بیوتی بلاگرها و مصرفکنندگان و دنبالکنندگان، در ابعاد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، بیشتر در کدام بعد از جامعه ایرانی نمود داشته است؟ به نظر شما بیوتی بلاگرها بیشتر مصرف زنان را تحت تأثیر خود قرار دادند یا اینکه مصرف فرهنگی را تغییر دادند؟
شیخی: به نظر من، این موضوع در یک مدل مفهومی قرار میگیرد. مصرف زنانه باعث میشود مصرف فرهنگی تغییر پیدا کند؛ یعنی به این شکل نیست که ارتباطی با همدیگر نداشته باشند. وقتی مصرف زنانه تغییر کند، فرهنگ ما هم تغییر میکند. همه اینها با هم ارتباط متقابلی دارند و چنین نیست که ارتباطی با هم نداشته باشند. اما موضوعی که مطرح است و من در صحبتهای خود به آن اشاره کردم، این است که در یک زمانی، تنها تعدادی از افراد میتوانستند از لوازم آرایشی استفاده یا عمل جراحی کنند. بهعبارتی گفته میشد کسی که وضعیت مالی خوبی دارد، میتواند این کار را انجام دهد. اما اکنون به این شکل نیست. ما شاهد این هستیم که در مناطق جنوب شهر، افراد بیشتری آرایشهای غلیظ دارند یا عملهای زیبایی انجام دادهاند. درحالیکه افرادی که در منطقه یک شهر تهران زندگی میکنند، پوشش سادهتری دارند.
بنابراین، این نشان میدهد که رابطه مصرف و توان اقتصادی یک فرد، قبلاً به این شکل بود که هرچه فرد توان اقتصادی بیشتری داشته باشد، مصرف لوازم آرایشی و بهداشتی و عملهای زیبایی او بیشتر بود اما اکنون چنین چیزی وجود ندارد. این مسئله نشان میدهد که بحث اجتماعی و فرهنگی، مصرف زنانه را تحتالشعاع قرار داده است.
/انتهای پیام/