۱۴۰۵/۰۱/۲۷
۱۴:۰۲
کد خبر : ۱۱۶۰۲
مروری بر مفهوم مردانگی و تحولات آن در ایران؛

مردانگی ایرانی؛ پراکندگی هویت‌ها، تضاد نسل‌ها و رنج تطبیق

موضوع مردانگی در ایران مسیری را طی کرده است که روندی متفاوت دارد
مردانگی ایرانی محصول یک تعامل پیچیده میان سنت و مدرنیته، ارزش‌های دینی و تغییرات اجتماعی است. مردانگی هم‌زمان تحت‌تأثیر خانواده، فرهنگ محلی، رسانه‌ها و ساختار‌های اجتماعی بازتولید می‌شود و تغییرات تاریخی از جمله انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و تحولات اقتصادی، بر آن اثرگذار بوده‌اند.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ آیا مردانگی یک هویت ذاتی و پایدار است یا بازیچه‌ای فرهنگی که هر دوره تاریخی آن را دوباره بازتعریف می‌کند؟ مردانگی در جامعه ایران به مجموعه‌ای از ویژگی‌ها و نقش‌ها اطلاق می‌شود که از مردان انتظار می‌رود آنها را ایفا کنند. این ویژگی‌ها شامل قدرت، اقتدار، مسئولیت‌پذیری اقتصادی، ایثار و شجاعت است. مردانگی تحت‌تأثیر نهادهایی مانند خانواده، مدارس، رسانه‌ها و فرهنگ عامه شکل می‌گیرد و از طریق جامعه‌پذیری به نسل‌های مختلف منتقل می‌شود. این هویت همواره در تعامل با ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و دینی بازتعریف می‌شود و بسته به بستر تاریخی و موقعیت اجتماعی مردان، جنبه‌های متفاوتی پیدا می‌کند. زنانگی نیز به مجموعه‌ای از ویژگی‌ها و نقش‌ها گفته می‌شود که از زنان انتظار می‌رود آنها را تحقق بخشند. این ویژگی‌ها شامل مهربانی، مراقبت، انعطاف‌پذیری، مسئولیت‌پذیری در خانواده و توانایی مدیریت روابط اجتماعی است. زنانگی نیز محصول فرایندهای اجتماعی و فرهنگی است و از طریق تربیت، نهادهای اجتماعی، رسانه‌ها و بازنمایی‌های فرهنگی شکل می‌گیرد و بازتعریف می‌شود.

وقتی از «مردانگی» سخن می‌گوییم، نخستین تصاویری که در ذهن نقش می‌بندد، ناظر بر تفاوت‌های زیستی یا جنسیتی میان مرد و زن است؛ گویی مردانگی صرفاً در تقابل با زنانگی تعریف می‌شود. اما این نگاه تقلیل‌گرایانه، نه‌تنها حقیقت پیچیده مردانگی را آشکار نمی‌سازد، بلکه آن را در محدوده‌ای تنگ و ایستا گرفتار می‌کند. در ایران، باوجود رشد و برجستگی مطالعات مربوط به زنانگی، مفهوم مردانگی همچنان کم‌رنگ باقی مانده است. این کم‌رنگی می‌تواند ناشی از تمرکز بیشتر بر مسائل زنان و نادیده‌گرفتن نقش‌ها و هویت‌های مردانه باشد. باتوجه‌به تحولات اجتماعی و فرهنگی اخیر، پرداختن به مطالعات مردانگی می‌تواند به درک عمیق‌تری از روابط جنسیتی، هویت‌های مردانه و چالش‌های مرتبط با آنها در جامعه ایران منجر شود. مردانگی به‌عنوان یک مفهوم فرهنگی و فرهنگ‌ساز قابل توجه و توضیح و مطالعه است.

در این پرونده، مردانگی به‌مثابه یک ابرمفهوم در نظر گرفته می‌شود؛ مفهومی که از جنس یک «هویت فرهنگی» و «نظام ارزشی» است و تنها در پیوند با بسترهای تاریخی، اجتماعی و اخلاقی معنا می‌یابد. به بیان دیگر، مردانگی نه یک امر صرفاً زیستی و نه صرفاً جنسیتی، بلکه حامل نوعی ظرفیت الهام‌بخش و هویت‌ساز است که می‌تواند در فرایند فرهنگ‌سازی به‌عنوان منبعی معنابخش و سامان‌دهنده عمل کند. از این منظر، مردانگی یک الگو یا کاراکتر منفرد نیست، بلکه شبکه‌ای از ارزش‌ها، هنجارها و معانی است که در طول تاریخ و در فرهنگ‌های گوناگون شکل گرفته و بازتعریف شده است؛ بنابراین، برای سخن‌گفتن از مردانگی باید فراتر از تقابل‌های دوگانه زن/ مرد یا جسم/ نقش اجتماعی حرکت کنیم و به مردانگی همچون یک امکان فرهنگی و وجودی بیندیشیم که ظرفیت شکل‌دهی به هویت فردی و جمعی را داراست.

 

مردانگی در نگاه نظریه‌پردازان

مردانگی مفهومی است که هر جامعه‌ای آن را به شیوه‌ای متفاوت تعریف می‌کند و همین تفاوت‌ها نشان می‌دهد که مردانگی فراتر از یک ویژگی ذاتی است. فهم اینکه چه ویژگی‌ها و رفتارهایی مردانه تلقی می‌شوند، نه‌تنها بازتاب نگرش‌های فرهنگی به جنسیت است، بلکه بر شکل‌گیری هویت و نقش‌های اجتماعی مردان نیز تأثیر می‌گذارد. مطالعات بین‌المللی نشان می‌دهند که مردانگی یک برساخت اجتماعی و فرهنگی است و در هر بستر تاریخی و فرهنگی می‌تواند معنا و شکل متفاوتی پیدا کند. بررسی دیدگاه‌های نظریه‌پردازان برجسته این حوزه نشان می‌دهد که مردانگی نه یک هویت ثابت، بلکه یک فرایند پویا و متغیر است که در تعامل با ساختارهای اجتماعی، هنجارها و نقش‌ها شکل می‌گیرد.

نظریه‌پردازان مختلف حوزه مردانگی دیدگاه‌های متنوعی ارائه کرده‌اند که همگی بر این نکته تأکید دارند که مردانگی مفهومی پویا و اجتماعی است. «راوین کانل» با طرح مفهوم «مردانگی‌های متکثر» نشان داد که مردانگی، شکل واحد ندارد و در قالب‌های گوناگون و در روابط قدرت معنا می‌یابد؛ در میان این اشکال، «مردانگی هژمونیک» به‌عنوان الگوی مسلط عمل می‌کند و دیگر اشکال مردانگی را به حاشیه می‌راند، درحالی‌که خود نیز همواره در تعامل با زنانگی و سایر مردانگی‌ها بازتعریف می‌شود. «مایکل کیمل» تمرکز خود را بر تجربه زیسته مردان گذاشته و نشان داده است که مردانگی نه‌تنها امتیاز، بلکه باری از مسئولیت و فشار اجتماعی است. مردان باید قدرت، کنترل و موفقیت اقتصادی خود را اثبات کنند و این «پروژه اثبات مردانگی» منبع اضطراب و بحران هویت در آنان است. «جف هرن» نیز بر تولید مردانگی در سطح نهادی تأکید دارد و معتقد است که ساختارهای سیاسی و اقتصادی، الگوهای کنترل و سلطه را بازتولید می‌کنند. «خوزه آرمِنگول» با تمرکز بر ادبیات و رسانه‌ها نشان می‌دهد که روایت‌های فرهنگی نقش مهمی در تثبیت یا تغییر هنجارهای مردانه دارند و مردانگی با مقولات هویتی مانند نژاد، طبقه و سن پیوند می‌خورد. «مک‌ان‌گهیل» به محیط آموزشی و مدارس توجه کرده و تحلیل می‌کند که رقابت ورزشی، جداسازی جنسیتی و تأکید بر قدرت جسمانی، بخشی از فرایند شکل‌گیری مردانگی در نوجوانان است. در نهایت، «پیر بوردیو» مردانگی را بخشی از «هابیتوس» می‌داند که از طریق تربیت، خانواده، آموزش و روابط اجتماعی درونی می‌شود و ساختارهای سلطه را بازتولید می‌کند. این نظریه‌ها بر یک نکته مشترک تأکید دارند: مردانگی یک ذات طبیعی نیست، بلکه در میدان فرهنگ و قدرت ساخته می‌شود. این نگاه امکان می‌دهد تا مردانگی را به‌جای یک مقوله ایستا، به‌عنوان فرایندی تاریخی، اجتماعی و فرهنگی درک کنیم.

 

نگاهی به پژوهش‌ها و بازنمایی‌های هویت مردانه در ایران

مطالعات نشان می‌دهند که مردانگی نه یک ویژگی ذاتی، بلکه برساخته‌ای اجتماعی و فرهنگی است که در تعامل با ساختارهای قدرت، نهادها و هنجارهای اجتماعی شکل می‌گیرد و بازتعریف می‌شود. برای نمونه، هویت مردانه در ایران در تعامل با ساختارهای قدرت، نهادها و هنجارهای اجتماعی شکل می‌گیرد و بازتعریف می‌شود و تحت‌تأثیر عواملی مانند تاریخ، سیاست، اقتصاد و رسانه‌ها دچار تغییر می‌شود. برای نمونه، مقاله‌ای با عنوان «مردانگی‌های ایرانی در فضای مجازی: سنخ‌ها، گفتمان‌ها و منازعات» نشان می‌دهد که فضای مجازی امکان ظهور انواع مختلف مردانگی را فراهم کرده است که با گفتمان‌های مسلط جامعه در تضاد است.

مردان با انتظارات اجتماعی درباره موفقیت اقتصادی، قدرت، کنترل و اثبات مردانگی مواجه‌اند و این می‌تواند منبع اضطراب و چالش هویت باشد.

مطالعات همچنین نشان می‌دهند که مردان با انتظارات اجتماعی درباره موفقیت اقتصادی، قدرت، کنترل و اثبات مردانگی مواجه‌اند و این می‌تواند منبع اضطراب و چالش هویت باشد. مردان در فضای مجازی با فشار اجتماعی برای نمایش مردانگی هژمونیک روبه‌رو هستند و این فشار می‌تواند منجر به بحران هویت و اضطراب شود. علاوه بر این، مفهوم مردانگی بدون درنظرگرفتن زنانگی و روابط جنسیتی قابل‌فهم نیست و پژوهش‌ها نشان می‌دهند که مردانگی و زنانگی در ایران به‌صورت هم‌زمان و در تعامل با یکدیگر ساخته می‌شوند و نمی‌توان آنها را به‌صورت جداگانه تحلیل کرد.

برخلاف مطالعات گسترده درباره زنانگی، پژوهش درباره مردانگی هنوز محدود و کمتر توسعه یافته است و توجه به آن می‌تواند شناخت متوازن‌تری از روابط جنسیتی و نقش مردان در جامعه فراهم کند. مقاله «مردانگی‌های ایرانی در فضای مجازی: سنخ‌ها، گفتمان‌ها و منازعات» بر لزوم پرداختن به مطالعات مردانگی در ایران تأکید دارد و نشان می‌دهد که این مفهوم، همچنان کم‌رنگ باقی مانده است. پژوهش‌ها همچنین نشان می‌دهند که خانواده، مدرسه، دانشگاه و رسانه‌ها الگوهای مسلط مردانگی را منتقل و بازتولید می‌کنند و مردان تحت‌تأثیر هنجارهای غالب قرار می‌گیرند. در مطالعه‌ای با عنوان «هژمونی مردانه جامعه‌پذیری در ایران» مشخص شد که نهادهای آموزشی، الگوهای مسلطی از مردانگی را به نوجوانان منتقل می‌کنند که مبتنی بر کنترل و سلطه است. این یافته‌ها اهمیت نهادها و رسانه‌ها را به‌عنوان منابع هویت‌ساز مردانگی نشان می‌دهد.

مردانگی حتی در سطح محلی و قومی هم یکسان نیست و گونه‌های متنوعی دارد. مردانگی در این مناطق، تحت‌تأثیر تاریخ اجتماعی، فرهنگ محلی، اسطوره‌ها و داستان‌های عامیانه بازتعریف می‌شود. برای مثال، یک مرد در جامعه روستایی ممکن است بیش از آنکه به موفقیت اقتصادی یا تحصیلات توجه داشته باشد، بر توانایی خود در مدیریت خانواده، ایفای نقش‌های قوی پدری و پایبندی به سنت‌ها تأکید کند، درحالی‌که در جامعه شهری همان منطقه، مردانگی ممکن است بیشتر با موفقیت حرفه‌ای، استقلال مالی و نمایش مهارت‌های فردی تعریف شود. این نشان می‌دهد که مردانگی یک مقوله فرهنگی انعطاف‌پذیر است و نمی‌توان آن را به یک الگوی ثابت محدود کرد.

 

فاصله میان مردانگی بازنمایی‌شده و واقعیت زندگی مردان

پس از تعریف مردانگی به‌عنوان مفهومی برساخته و پویا، پژوهش‌ها نشان می‌دهند که مردانگی در ایران در وجوه گوناگون بازنمایی می‌شود و هر کدام جنبه‌ای از نقش‌ها و انتظارات اجتماعی را نشان می‌دهند. بازنمایی مردانگی در ادبیات شفاهی، رسانه‌های محلی و آگهی‌های تبلیغاتی بیانگر آن است که فرهنگ عامه نقش مهمی در تثبیت و بازتولید الگوهای مردانه دارد. این منابع، مردانگی را در قالب‌هایی همچون قدرت و اقتدار، نان‌آوری و مسئولیت اقتصادی، ایثار و فداکاری و مهربانی و مراقبت روایت می‌کنند. هر یک از این وجوه، علاوه بر تثبیت هنجارهای مردانه، نشان‌دهنده چندگانگی و تنوع هویت مردانه در جامعه ایرانی است و تأکید می‌کند که مردانگی همواره در تعامل با هنجارهای فرهنگی، دینی و اجتماعی شکل می‌گیرد و بازتعریف می‌شود.

مردان اغلب در مواجهه با چندگانگی نقش‌ها - همسر، پدر، کارمند و شهروند - قرار دارند و همین تداخل هویتی، منبع اضطراب و فشار روانی محسوب می‌شود. در تبلیغات، مرد ایده‌آل به‌عنوان تأمین‌کننده کامل خانواده و موفق در کار نمایش داده می‌شود؛ تصویری که بخشی از مردانگی هژمونیک محسوب می‌شود.

در عین حال، این الگوها گاهی با زندگی واقعی مردان فاصله دارند و تنش‌های هویتی ایجاد می‌کنند. این تنش‌ها معمولاً ناشی از فشارهای هنجاری و اجتماعی است؛ جامعه و خانواده انتظار دارند مردان نقش‌هایی مانند قدرت، اقتدار، نان‌آوری و مسئولیت‌پذیری اقتصادی را به طور کامل ایفا کنند، درحالی‌که شرایط و توانایی‌های واقعی هر فرد ممکن است با این انتظارات همخوانی نداشته باشد. علاوه بر این، تضاد میان تجربیات شخصی مردان و تصویری ایده‌آل از مردانگی که در رسانه‌ها و فرهنگ عامه ارائه می‌شود، باعث افزایش کشمکش‌های هویتی می‌گردد. تغییرات اجتماعی و اقتصادی مانند تحولات بازار کار، افزایش تحصیلات و تغییر ساختار خانواده نیز می‌توانند تحقق نقش‌های سنتی مردانه را دشوار سازند. در نهایت، مردان اغلب در مواجهه با چندگانگی نقش‌ها - همسر، پدر، کارمند و شهروند - قرار دارند و همین تداخل هویتی، منبع اضطراب و فشار روانی محسوب می‌شود. در تبلیغات، مرد ایده‌آل به‌عنوان تأمین‌کننده کامل خانواده و موفق در کار نمایش داده می‌شود؛ تصویری که بخشی از مردانگی هژمونیک محسوب می‌شود. بااین‌حال، بسیاری از مردان در جامعه واقعی، به‌ویژه کسانی که در طبقات اجتماعی پایین‌تر قرار دارند، با محدودیت‌ها و فشارهای اقتصادی مواجه‌اند و نمی‌توانند این تصویر ایده‌آل را عملی کنند. این فاصله میان بازنمایی فرهنگی مردانگی و توانایی تحقق آن در زندگی واقعی، منبع تنش هویتی و اضطراب برای مردان است و نشان می‌دهد که مردانگی نه‌تنها یک هویت ثابت، بلکه مفهومی متأثر از طبقه اجتماعی، شرایط اقتصادی و ساختارهای فرهنگی است.

در تحلیل عمیق‌تر، می‌توان گفت که مردانگی ایرانی محصول یک تعامل پیچیده میان سنت و مدرنیته، ارزش‌های دینی و تغییرات اجتماعی است. مردانگی هم‌زمان تحت‌تأثیر خانواده، فرهنگ محلی، رسانه‌ها و ساختارهای اجتماعی بازتولید می‌شود و تغییرات تاریخی - از جمله انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و تحولات اقتصادی - بر آن اثرگذار بوده‌اند. این پویایی باعث شده است که مردانگی به‌جای یک هویت ایستا، به یک میدان پرتنش و متکثر تبدیل شود که مردان در طول زندگی خود آن را تجربه، بازسازی و گاهی در برابرش مقاومت می‌کنند. تحلیل این پژوهش‌ها نشان می‌دهد که مردانگی نه یک معیار جهانی و ثابت، بلکه یک فرایند فرهنگی، اجتماعی و تاریخی است که در هر دوره و مکان با ویژگی‌ها و فشارهای خاص خود بروز می‌کند و نمی‌توان آن را صرفاً با یک الگوی واحد توضیح داد.

 

مرد ایرانی و تحولات مفهوم مردانگی پس از انقلاب اسلامی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، مفهوم مردانگی در ایران وارد مرحله‌ای نو شد که با ویژگی‌های خاص تاریخی و اجتماعی پیوند داشت. در این دوره، مردانگی بیش از هر چیز با تعهد به دین، پایبندی به ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی، ساده‌زیستی و آمادگی برای فداکاری تعریف می‌شد و فراتر از نقش‌های فردی و خانوادگی، حامل نوعی مسئولیت جمعی و اجتماعی بود. این الگو عمدتاً با مردان مذهبی گره خورده بود؛ از جمله روحانیون مبارز، دانشجویان انقلابی و کارگران متعهدی که ویژگی‌هایی مانند شجاعت، ایثار و پایبندی به ارزش‌های مذهبی را نشان می‌دادند و آمادگی برای فداکاری را جزئی از هویت خود می‌دانستند.

مردانگی در دوران انقلاب یک‌بعدی نبود و تنوع ایدئولوژیک و اجتماعی قابل‌توجهی داشت. مردان غیرمذهبی - از جمله فعالان چپ‌گرا - نیز نقش مهمی در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی ایفا می‌کردند و معیارهای مردانگی خود را بر اساس تعهد به عدالت اجتماعی، مبارزه با ساختارهای قدرت سابق و مسئولیت نسبت به مردم تعریف می‌کردند.

بااین‌حال، مردانگی در دوران انقلاب یک‌بعدی نبود و تنوع ایدئولوژیک و اجتماعی قابل‌توجهی داشت. مردان غیرمذهبی - از جمله فعالان چپ‌گرا - نیز نقش مهمی در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی ایفا می‌کردند و معیارهای مردانگی خود را بر اساس تعهد به عدالت اجتماعی، مبارزه با ساختارهای قدرت سابق و مسئولیت نسبت به مردم تعریف می‌کردند. این تنوع نشان می‌دهد که مردانگی در انقلاب، تنها محدود به الگوی مذهبی و ایثارگر نبود و چندگانه و متکثر بود.

فیلم‌های مستند و سینمایی این دوره مانند «قیام خونین» و آثار اولیه حوزه هنری، عمدتاً مردان مذهبی را بازنمایی کرده‌اند؛ اما شواهد تاریخی نشان می‌دهد که در عمل، مردان با گرایش‌های متفاوت مذهبی و غیرمذهبی در موقعیت‌های مشابه ایفای نقش می‌کردند و هر گروه مردانگی خود را با شاخصه‌های خاص خود تجربه و بازتولید می‌کرد. این امر اهمیت درک چندگانگی مردانگی در دوران انقلاب را برجسته می‌سازد.

 

تحول مردانگی در ایران: از نان‌آوری اقتصادی تا مسئولیت مدنی و روشنفکری

با آغاز جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۵۹، بازتعریف مردانگی شدت یافت و شکل آرمانی آن در قالب رزمنده ایثارگر و شهید بازنمایی شد. مردانگی دفاع مقدس با ترکیب قدرت جسمانی و معنویت، شجاعت و اخلاص و آمادگی برای شهادت تعریف می‌شد. رسانه‌ها، فیلم‌ها، ادبیات دفاع مقدس و سرودهای انقلابی این تصویر را تثبیت کردند و مردانگی ایرانی را برای چند دهه با ارزش‌های جنگ، مقاومت و ایثار پیوند زدند. نمونه‌هایی مانند فیلم‌های «سلحشوران» و «در کوچه‌های عشق» نشان می‌دهند که تصویر رزمنده، نمادی از توان جسمی، استقامت روانی و اخلاص مذهبی بود و این تصویر به‌عنوان هویت مردانه‌ای آرمانی در ذهن جامعه نهادینه شد.

با پایان جنگ و آغاز دوران سازندگی در دهه ۷۰، تمرکز گفتمان مردانگی به سمت نقش اقتصادی و توانایی تأمین مالی خانواده تغییر یافت. مردانگی اقتصادی بر اساس توان مالی، موفقیت در بازار و ایجاد رفاه برای خانواده تعریف می‌شد و نماد فرهنگی آن مرد کارآفرین، مدیر موفق یا کارمند سخت‌کوش بود. فیلم‌ها و سریال‌های این دوره مانند «خانه‌ای روی آب» و گزارش‌های رسانه‌ای، بازنمایی مردان به‌عنوان نان‌آور خانواده و تأمین‌کننده رفاه را تقویت کردند. فشار مضاعف برای کسب درآمد و پیشرفت اقتصادی، مردان را وادار می‌کرد تا خود را در مقام تأمین‌کننده منابع و رفاه خانواده بازتولید کنند، حتی اگر این مسئولیت با محدودیت‌ها و مشکلات اقتصادی همراه بود. این مرحله نشان داد که مردانگی می‌تواند به‌سرعت تحت‌تأثیر تغییرات ساختاری و اقتصادی تغییر یابد.

شکل‌گیری انجمن‌های دانشجویی و مطبوعات اصلاح‌طلب، نمونه‌ای از بروز اجتماعی بود که گفتمان مردانگی را به عرصه گفت‌وگو و نقد اجتماعی کشاند. آثار ادبی و مطبوعاتی آن دوره مانند نقدهای اجتماعی روزنامه‌های اصلاح‌طلب و رمان‌های معاصر، بازنمایی مردانگی را از سلطه‌گری و اقتدارمحوری به سمت مسئولیت‌پذیری مدنی و فکری هدایت کردند.

در دهه‌های بعد، با گشایش سیاسی و فرهنگی دوره اصلاحات، نوع دیگری از مردانگی ظهور کرد که بیشتر روشنفکرانه و گفت‌وگومحور بود. مردانگی روشنفکرانه با نقد اجتماعی، تأکید بر آزادی‌های فردی، مدارا و تحمل شناخته می‌شد و نماد فرهنگی آن نویسندگان، روزنامه‌نگاران، هنرمندان و دانشجویان بودند. شکل‌گیری انجمن‌های دانشجویی و مطبوعات اصلاح‌طلب، نمونه‌ای از بروز اجتماعی بود که گفتمان مردانگی را به عرصه گفت‌وگو و نقد اجتماعی کشاند. آثار ادبی و مطبوعاتی آن دوره مانند نقدهای اجتماعی روزنامه‌های اصلاح‌طلب و رمان‌های معاصر، بازنمایی مردانگی را از سلطه‌گری و اقتدارمحوری به سمت مسئولیت‌پذیری مدنی و فکری هدایت کردند. تغییر پارادایم‌های سیاسی اهمیت قابل‌توجهی دارند، اما تنها عامل مؤثر نیستند. عوامل نسلی نیز نقش کلیدی در شکل‌گیری تحولات اجتماعی ایفا می‌کنند. ورود نسل دوم انقلاب و نسل سوم به عرصه زندگی عمومی، همراه با فاصله‌گرفتن جامعه از تجربه مستقیم جنگ، باعث شده است که هنجارها، انتظارات و الگوهای رفتار اجتماعی تغییر کرده و تجربه مردانگی و زنانگی در جامعه ایران با نسل‌های پیشین تفاوت‌های چشمگیری داشته باشد. این ترکیب از تغییرات سیاسی و تأثیرات نسلی، ساختارهای هویتی و فرهنگی را بازتعریف کرده و روندهای اجتماعی را به نحوی متکثر و پویا شکل می‌دهد.

 

مردانگی مدرن و رسانه‌ای در ایران: از سنت تا چندگانگی و فردگرایی

فضای مجازی به‌ویژه در دهه‌های اخیر، عرصه‌ای نو برای بازنمایی و بازاندیشی مردانگی فراهم کرده است. تحقیقات «محمد سعید ذکایی» و «سیمین ویسی» نشان می‌دهند که در شبکه‌های اجتماعی و فضای اینترنت، گونه‌های مختلف مردانگی با یکدیگر در تعامل و گاه تضاد قرار دارند. مردانگی سنتی و خانواده‌محور که بر تعهد دینی، مسئولیت خانوادگی و اقتدار مردانه تأکید دارد، با مردانگی مدرن و فردگرا که به آزادی فردی، ابراز احساسات و سبک زندگی نوین اهمیت می‌دهد، روبه‌رو می‌شود. این تضادها نشان می‌دهند که مردانگی در ایران به‌هیچ‌وجه یکپارچه نیست و مردان در موقعیت‌های مختلف با انتظارات و معیارهای متنوعی مواجه‌اند که گاه با یکدیگر ناسازگارند. مردانگی در این فضا تبدیل به یک نوع میدان مبارزه فرهنگی و هویتی می‌شود که مردان نه‌تنها برای تطابق با ارزش‌ها و هنجارهای موجود، بلکه برای شکل‌دهی به هویت خود با چالش مواجه‌اند.

با ورود رسانه‌های ماهواره‌ای، اینترنت و گسترش فرهنگ عامه در دهه ۸۰، الگوهای تازه‌ای از مردانگی ظهور کردند که بر جذابیت ظاهری، سبک زندگی لوکس، موفقیت شخصی و فردگرایی تمرکز داشتند. مردانگی رسانه‌ای و مصرف‌گرا با حضور بازیگران سینما، فوتبالیست‌ها و خوانندگان پاپ در فرهنگ عامه شکل گرفت و تصویر مرد ایده‌آل از قهرمان ایثارگر دفاع مقدس به مردی موفق، خوش‌پوش و ثروتمند تغییر کرد. آثار سینمایی، موزیک‌ویدئوها و تبلیغات تلویزیونی این دوره، بازنمایی مردانگی را به سمت سبک زندگی مدرن، ظاهر آراسته و موفقیت فردی سوق داد و موجب شد ذائقه عمومی در مورد «مرد ایده‌آل» تغییر یابد.

در دهه‌های اخیر، مردانگی در ایران وارد مرحله‌ای متکثر و پرتناقض شده است. فضای مجازی عرصه‌ای برای ظهور مردانگی‌های مختلف - از مرد سنتی متعهد تا مرد مدرن فردگرا و حتی مرد منتقد گفتمان‌های مردسالار - فراهم کرده است. تغییر نقش زنان در خانواده و حضور آنان در تحصیل و اشتغال، مردان را از تعریف صرفاً نان‌آور بودن خارج کرده و آنها را به مشارکت در امور خانه و تربیت فرزندان فراخوانده است.

در دهه‌های اخیر، مردانگی در ایران وارد مرحله‌ای متکثر و پرتناقض شده است. فضای مجازی عرصه‌ای برای ظهور مردانگی‌های مختلف - از مرد سنتی متعهد تا مرد مدرن فردگرا و حتی مرد منتقد گفتمان‌های مردسالار - فراهم کرده است. تغییر نقش زنان در خانواده و حضور آنان در تحصیل و اشتغال، مردان را از تعریف صرفاً نان‌آور بودن خارج کرده و آنها را به مشارکت در امور خانه و تربیت فرزندان فراخوانده است. فرهنگ عامه نیز همچنان با بازنمایی مردانگی‌های متفاوت - از قهرمانان جنگ تا شخصیت‌های شکننده و رمانتیک - تصویری چندوجهی ارائه می‌دهد. نمونه‌هایی مانند سریال‌های تلویزیونی معاصر و فیلم‌های اجتماعی که مردان را در نقش‌های آسیب‌پذیر و مشارکت‌جو نشان می‌دهند، نشان می‌دهد که مردانگی ایرانی امروز، یک مفهوم سیال و چندلایه است که مردان در طول زندگی خود با بازتولید، بازاندیشی و انطباق با شرایط متغیر، آن را تجربه و بازتعریف می‌کنند. نتیجه این تحلیل نشان می‌دهد که مردانگی ایرانی نه یک هویت ثابت، بلکه یک فرایند تاریخی، اجتماعی و فرهنگی است که با هر تغییر ساختاری، رسانه‌ای و فرهنگی متحول می‌شود و مردان را به بازیگری فعال در بازتولید هویت خود و جامعه فرا می‌خواند.

 

مردانگی ایرانی در گذر زمان: چالش‌ها و انتظارات متفاوت نسل‌ها

دغدغه اصلی مردان ایرانی در دوره انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، بازتولید هویت جمعی و پایبندی به ارزش‌های دینی و ملی بود. آنها نیازمند شجاعت، ایثار و آمادگی برای فداکاری بودند و دغدغه‌های فردی‌شان کمتر موردتوجه قرار می‌گرفت، زیرا هویت مردانه عمدتاً از طریق نقش اجتماعی و وظیفه مداری شکل می‌گرفت. مردانگی در این دوران با دفاع از ارزش‌ها و حفظ جامعه تعریف می‌شد و موفقیت شخصی و رفاه فردی در اولویت نبود. رسانه‌ها، آموزش و فرهنگ رسمی، فشار اجتماعی شدیدی بر مردان وارد می‌کردند تا معیارهای آرمانی مردانگی یعنی شجاعت، قدرت جسمانی و ایثار را محقق کنند.

در دهه‌های ۷۰ و ۸۰، با پایان جنگ و تحولات جدید اقتصادی و فرهنگی، دغدغه مردان هم تغییر کرد. مردانگی اقتصادی و روشنفکرانه، نیاز به توان مالی، موفقیت شغلی خوب، استقلال فردی و مشارکت اجتماعی را برجسته کرد. در این مرحله، مردان هنوز تحت‌فشار اجتماعی بودند. اما اکنون فشارها بیشتر با معیارهای حرفه‌ای و اقتصادی و نیز تطبیق با تغییرات فرهنگی همراه شد. رسانه‌ها و فرهنگ عامه، مردانگی را با موفقیت اقتصادی و سبک زندگی مدرن پیوند زدند، درحالی‌که مردانگی سنتی ایثارگرانه هنوز در گفتمان رسمی و اجتماعی حضور داشت.

مسیر تحولات دغدغه‌ها و نیازهای مردان به این شکل بوده است: در گذشته هویت جمعی، ارزش‌های دینی و ملی محور بود. در میانه دوره اقتصادی و روشنفکرانه، موفقیت شغلی و آزادی اندیشه برجسته شد و امروز، مردانگی متکثر و فردگرا، با نیازهای اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی، رسانه‌ای و روانی هم‌زمان تعریف می‌شود.

امروزه مردانگی ایرانی در دوره متکثر، نیازها و دغدغه‌های کاملاً متفاوتی دارد. مردان نه‌تنها باید توانایی اقتصادی و مشارکت خانوادگی داشته باشند، بلکه انتظار می‌رود با استانداردهای زیبایی، جذابیت ظاهری، حضور فعال در شبکه‌های اجتماعی و مدیریت هویت چندوجهی خود نیز همسو شوند. فشارها از حیطه جمعی و ملی به حوزه فردی و روانی منتقل شده است. مردانگی دیگر صرفاً به ایفای نقش‌های سنتی محدود نمی‌شود؛ بلکه بازتولید هویت، تطبیق با الگوهای متنوع و مقاومت در برابر تضادهای فرهنگی و اجتماعی، دغدغه اصلی مردان امروز است.

به طور خلاصه، مسیر تحولات دغدغه‌ها و نیازهای مردان به این شکل بوده است: در گذشته هویت جمعی، ارزش‌های دینی و ملی محور بود. در میانه دوره اقتصادی و روشنفکرانه، موفقیت شغلی و آزادی اندیشه برجسته شد و امروز، مردانگی متکثر و فردگرا، با نیازهای اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی، رسانه‌ای و روانی هم‌زمان تعریف می‌شود. این روند نشان می‌دهد که مردانگی ایرانی از تمرکز بر ارزش‌های جمعی و وظیفه‌محور به هویت چندوجهی و فردی تغییر کرده و همواره با تحولات تاریخی، اقتصادی، فرهنگی و فناوری همراه بوده است.

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :