۱۴۰۴/۰۹/۳۰
۱۹:۴۸
کد خبر : ۱۱۶۷۷
پاسخ به پرسش جامعه ایرانی با جنگ چه نسبتی دارد؟ در گفت‌وگو با تقی آزاد ارمکی؛

جامعه ایرانی در جنگ زندگی را حفظ کرد

جامعه ایرانی در جنگ زندگی را حفظ کرد
مردم ایران، جنگ را از دستور زندگی خود خارج کرده‌اند و اصلاً جنگ را بیرون انداخته‌اند. پس مقاومت برای چیست؟ اگر قرار بود جامعه وارد جنگ شود، باید خود را آماده می‌کرد؛ مثلاً کم مصرف می‌کرد، کم سفر می‌رفت، کم حرف می‌زد، کمتر رسانه‌های بیگانه می‌دید. اما واقعیت این است که مردم هم رسانه‌ها را بیشتر می‌بینند، هم بیشتر مصرف می‌کنند و در زیست اجتماعی خود، مشغول برنامه‌ریزی هستند.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ در سال‌های اخیر، مفهوم «مقاومت» در فضای سیاسی و اجتماعی ایران دچار تحول معنایی شده است. اگر تا یک دهه پیش، این واژه بیشتر به‌عنوان مفهومی سیاسی و برآمده از گفتمان رسمی جمهوری اسلامی در برابر تهدیدهای خارجی - به‌ویژه در محور مقاومت منطقه - شناخته می‌شد، امروز بُعد اجتماعی و انسانی آن برجسته‌تر شده است. جامعه ایرانی، پس از تجربه‌های پیاپی جنگ، تحریم، بحران اقتصادی و فشارهای روانی، نوعی مقاومت درونی و مدنی را شکل داده است؛ مقاومتی که نه در میدان نبرد، بلکه در پایداری روزمره، بازگشت به زندگی عادی، حفظ امید و تلاش برای بقا در شرایط دشوار جلوه‌گر می‌شود. جنگ ۱۲ روزه را می‌توان یکی از بزنگاه‌های مهم در این دگرگونی دانست. درحالی‌که گفتمان رسمی از «مقاومت» به‌عنوان ایستادگی در برابر دشمنان خارجی سخن می‌گفت، جامعه ایرانی مسیر دیگری را برگزید: فاصله‌گرفتن از هیجان جنگ، پرهیز از درگیری مستقیم و تمرکز بر زندگی. برخلاف دوران جنگ ایران و عراق که مشارکت مردمی در جبهه‌ها نشانه مقاومت تلقی می‌شد، در جنگ ۱۲ روزه سکوت، خویشتن‌داری و حفظ آرامش نوعی مقاومت اجتماعی بود. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که «مقاومت» در جامعه امروز ایران چه معنایی دارد؟ آیا هنوز همان ایستادگی ایدئولوژیک در برابر دشمنان خارجی است یا به شکلی از تاب‌آوری اجتماعی و صلح‌طلبی مدنی تبدیل شده است؟ در گفت‌وگوی پیش‌رو، تقی آزاد ارمکی - جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تهران - با نگاهی واقع‌گرایانه به تحلیل واکنش جامعه ایرانی در جنگ ۱۲ روزه و نسبت آن با مفهوم مقاومت می‌پردازد.

 

ایرانی، جنگ‌طلب نیست

«مقاومت» مفهومی است که به نظر می‌رسد بیش از موشک و سنگر، از میل به زندگی روایت می‌کند. جامعه ایرانی در جنگ ۱۲ روزه چه واکنشی به مقاومت نشان داد و این واکنش چه تفاوتی با جنگ‌های گذشته داشت؟

آزاد ارمکی: جامعه ایرانی ذاتاً جامعه‌ای جنگ‌طلب نیست و هیچ‌گاه به دنبال جنگ نبوده است. جنگ‌هایی که این جامعه پس از انقلاب اسلامی با آن مواجه شده است، تحمیلی بوده و شبانه بر ایران تحمیل شده‌اند. اگرچه ممکن است گاهی و در بخش‌هایی از ادوار و جریان‌های سیاسی، گاهی ادبیات جنگ‌طلبانه‌ای به چشم بخورد، اما کلیت سیستم و جامعه، هرگز با این رویکرد همسو نبوده است.

در مورد جنگ عراق علیه ایران، برخی استدلال می‌کنند که ایران قصد صدور انقلاب داشته و این امر زمینه را برای حمله «صدام» فراهم کرده است. اما این هیچ توجیهی برای آغاز جنگ نیست؛ زیرا بسیاری از کشورهای منطقه اکنون علیه ایران عمل می‌کنند و تمام دنیا علیه یکدیگر بحث‌های سیاسی و فرهنگی انجام می‌دهند، بدون آنکه این امر به جنگ منجر شود. جنگ ۱۲ روزه نیز که توسط آمریکا و اسرائیل علیه ایران انجام شد، بر همین اساس بود. واقعیت این است که این دو جنگ بر ایران تحمیل شده‌اند.

 

 تفاوت اساسی جنگ ۱۲ روزه با جنگ ایران و عراق چه بود؟

آزاد ارمکی: در جنگ ایران و عراق، با یک حاکمیت در مقابل حاکمیت دیگر روبرو بودیم. یعنی دولت‌ها و نظام‌های سیاسی با یکدیگر می‌جنگیدند و سپس به دلیل ناتوانی در مدیریت جنگ، از مردم دعوت به مشارکت کردند. جنگ عراق علیه ایران، یک جنگ کاملاً مرزی و زمینی بود. زمانی که سرزمین اشغال می‌شد، خانه‌ها خراب و مردم کشته می‌شدند، در چنین شرایطی بود که گروه‌های متفاوت اجتماعی به دعوت نظام سیاسی به جنگ پیوستند.

اما در جنگ ۱۲ روزه، هیچ مشارکت مردمی وجود نداشت. چرا؟ چون بحث اشغال فضای ایران، به‌شهادت‌رساندن سرداران ایرانی و دانشمندان ایرانی مطرح بود. مسئله این بود که جامعه امکانی برای مشارکت در جنگ نداشت. این‌گونه نبود که مردم بیایند و اسلحه به دست بگیرند و بجنگند. مشارکت در اینجا بیشتر به‌صورت اجتماعی بود تا مشارکت در جنگ نظامی.

مردم می‌توانستند در دوران ۱۲ روزه تمام فروشگاه‌ها را غارت کنند، همراه با دشمن شوند و نظامی‌ها و روحانیون را زیر فشار بگذارند، اما این کار را نکردند. یعنی جامعه به هیچ شکلی وارد عرصه جنگ نشد؛ نه اینکه دفاع کند، بلکه اصلاً وارد جنگ نشد.

 

جنگ‌وصلح برای مردم، یکسان است!

جامعه ایرانی در حین و پس از جنگ ۱۲ روزه چه واکنش‌هایی نشان داد؟

آزاد ارمکی: جامعه در دوران جنگ سعی کرد از جنگ فاصله بگیرد. مشاهده شد که شهرها خالی شدند و همه به روستاها و شهرهای دیگر رفتند. پس از جنگ هم به زندگی روزمره خود بازگشتند. یعنی مردم پس از جنگ، آن را کنار گذاشتند و دوباره زندگی خود را شروع کردند. این‌گونه نبود که پس از جنگ، یک مقاومت اجتماعی شکل بگیرد. مردم به تولید گروه‌های سازمان‌یافته و آماده‌شدن برای جنگ‌های دوم و سوم دست نزدند. بعد از جنگ، مردم به دنبال زندگی رفتند و به حاکمیت نیز این عزم را چه در روزهای جنگ با حمایت و مقاومت و چه پس از آن با ادامه زندگی، نشان دادند. جامعه اعلام کرد که اهل جنگ نیست.

 

برخی از تاب‌آوری و مقاومت مردم در این دوران سخن می‌گویند. نظر شما در این باره چیست؟

آزاد ارمکی: تاب‌آوری در اینجا موضوع اصلی نیست. مردم می‌خواهند زندگی کنند. آنها اهل زندگی هستند و در زندگی هم می‌مانند. مردم ایران، جنگ را از دستور زندگی خود خارج کرده‌اند و اصلاً جنگ را بیرون انداخته‌اند. پس مقاومت برای چیست؟ اگر قرار بود جامعه وارد جنگ شود، باید خود را آماده می‌کرد؛ مثلاً کم مصرف می‌کرد، کم سفر می‌رفت، کم حرف می‌زد، کمتر رسانه‌های بیگانه می‌دید. اما واقعیت این است که مردم هم رسانه‌ها را بیشتر می‌بینند، هم بیشتر مصرف می‌کنند و در زیست اجتماعی خود، مشغول برنامه‌ریزی هستند. این البته به معنای نفی یکی یا اثبات آن دیگری نیست. بلکه پیچیدگی‌های زیست اجتماعی در ایران است.

 

آیا جنگ ۱۲ روزه تأثیری بر نگرش مردم نسبت به دشمن داشت؟

آزاد ارمکی: یک اتفاق دیگر پس از جنگ ۱۲ روزه افتاد و آن هم این بود که مردم شروع به ارزیابی خود، حاکمیت و دشمن کردند. این اتفاق خوبی بود که درک بهتری از بیگانه پیدا کردند. تا پیش از این، برخی بیگانه را خیلی نزدیک به خود و دوست ایران می‌دانستند. امروز مردم آگاهی بسیار بهتری درباره دیگری و دشمن پیدا کرده‌اند و یک انزجاری نسبت به آمریکا و اسرائیل شکل گرفته است. این اتفاق خوبی است که در ایران رخ داده است. دوم اینکه مردم همچنان به دنبال اجتناب از ورود به جنگ هستند و تز همکاری را پیش می‌برند. سوم، تلاش می‌کنند که شرایط زندگی خود را جنگی نکنند.

 

ما با ناامنی خو کرده‌ایم!

شما می‌گویید جامعه ایرانی در شرایط ناامنی زندگی کرده است. این موضوع چه تأثیری بر رفتار اجتماعی داشته است؟

آزاد ارمکی: مردم ایران آموخته‌اند که در شرایط ناامنی نیز زندگی کنند. این اولین‌بار نیست که ایران وارد جنگ می‌شود. در ۴۰۰ - ۵۰۰ سال گذشته، ایران گاهی و در برخی فرازوفرودهای تاریخی، در معرض جنگ‌های مختلف بوده و گاهی در مرحله اشغال خاک و تجزیه سرزمینی قرار داشته است. در دو دوره نزدیک به هم، بخش اعظمی از کشور به دلیل دولت‌های ضعیف و سیاست‌های غلط از دست رفت. دولت‌های ضعیف و ناکارآمد این مناقشات را تولید کرده‌اند.

 

این تجربیات چه تأثیرات روانی و رفتاری بر جامعه داشته است؟

آزاد ارمکی: ما در مقاطع نسبتاً زیادی از تاریخ، در شرایط ناامنی به سر برده‌ایم. مردمان ما به لحاظ تاریخی، تجربه زیست در شرایط ناامنی را دارند و این منجر به چالش‌های زیادی برای آنان شده است. حجم مصرف زیاد، خریدهای مداوم، مسافرت‌های بی‌وقفه و... همه اینها نشانه‌های این چالش‌ها است. برخی از این رفتارهای جمعی و چالش‌ها، نشانه یک احساس ناامنی پنهان در جامعه است که نمی‌توان آن را مدیریت کرد. وقتی این اتفاق می‌افتد، جامعه می‌گوید: «ما به شرایط ناامنی عادت کرده‌ایم. جنگ هم که بشود، بشود». مگر جنگ چه کار می‌کند؟ قیمت‌ها را افزایش می‌دهد! جنگ تورم و رکود ایجاد می‌کند! جنگ مشاغل را تعطیل می‌کند! جامعه در چنین شرایطی به آن شیوه‌ای که دوست دارد، ادامه زیست می‌دهد.

 

پس به نظر شما باید این میل و تصمیم‌گیری را به چه شیوه‌ای اداره و مدیریت کرد؟

آزاد ارمکی: دولت‌ها باید سرزمین را آرام کنند و مشکلات خود را با دولت‌های دیگر کاهش دهند. البته همیشه این آرامش از سوی ما به وقوع نمی‌پیوندد و گاهی مثل همین جنگ دوازده روزه از سوی دشمن آتش‌افروزی آغاز می‌شود. اما در شرایط کلی باید بگویم اولین چیزی که برای مردم اهمیت دارد، این است که وارد جنگ نشوند. همه می‌گویند: «وضعیت از این بدتر نشود.» جامعه ما جنگی نیست، جامعه‌ای نیست که در مرحله سازمان‌یافته شده باشد و اعلام کند: «من می‌جنگم.» این جامعه ادوار و شرایطی را پشت سر گذاشته که برای روزهای آینده حساس‌تر شده و باید با علم و اندیشه بیشتری با آن برخورد کرد. جامعه وقتی احساس سردرگمی و گم‌شدن می‌کند، مقاومت نمی‌کند، بلکه فرار می‌کند. امروز ایران با چنین وضعیتی روبه‌رو نیست. اما نباید از این برآوردها غافل شد.

 

شایسته‌ها را جایگزین نالایق‌ها کنیم

 راهکار اساسی برای تغییر این وضعیت چیست؟

آزاد ارمکی: باید چه کار کرد؟ چیز مهمی که باید انجام شود، این است که باید نگاه به جامعه را تغییر دهیم. باید به ملی‌گرایان، مردمان اصلی این کشور، نخبگان، طبقه متوسط، سیاست‌مداران و به کسانی که دغدغه‌شان حفظ سرزمین است، توجه کنیم. نگاه را تغییر دهیم، آنها را دعوت کنیم و اجازه دهیم که فعالیت کنند.

جامعه ما احزاب خوبی دارد. این کشور افراد مهم و با ارزشی دارد. افراد نالایق را باید کنار گذاشت تا افراد شایسته بتوانند کاری انجام دهند. آنها بودند که شما را به جنگ نرساندند. اگر کنار نمی‌گذارند، باید بدانند که تا زمانی که این وضعیت وجود دارد، باید انتظار یک واکنش منفی از طرف جامعه را داشته باشند.

 

مسئولیت مردم در این شرایط چیست؟

آزاد ارمکی: اکثریت جامعه یعنی مردم باید تغییر رفتار دهند. وقتی رفتار تغییر کرد، دعوا و مشکلی وجود ندارد. اما وقتی تغییر نمی‌کند، نمی‌تواند تحولی ایجاد کند.

 

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :