گروه «سدید»؛ جمهوری اسلامی ایران امروز در کانون یک «جنگ هیبریدی» تمامعیار قرار دارد؛ نبردی که در آن دشمن با ابزار «سیاستزدایی» و «القاء سردرگمی و بنبست»، نظام محاسباتی کشور را هدف گرفته است. اما پاشنه آشیل ما در این نبرد کجاست؟ آیا میتوان در منطقه و سیاست خارجی، پرچمدار «محور مقاومت» بود، اما در داخل شهرها، الگوهای توسعه غربی وابسته و بیهویت را دنبال کرد؟ در این گفتگوی تفصیلی، محمد نهاوندی فر با واکاوی دقیق لایههای پنهان جنگ شناختی، استدلال میکند که ما نیازمند یک «چرخش استراتژیک» از تمرکزگرایی به سمت «حکمرانی محلی» و «ژئوپلیتیک شهری» هستیم. ایشان با تلفیق مبانی «اقتصاد مقاومتی»، «امنیت اکولوژیک» و «هویت شهری»، نقشه راهی را ترسیم میکند که در آن، شهرها نه فقط سکونتگاه، بلکه «سنگرهای تولید قدرت» در برابر نظام سلطه خواهند بود. در ادامه مشروح این گفتوگو با حجتالاسلام دکتر محمد نهاوندی فر - مدیر اندیشکده حکمرانی و نوآوری - را از نظر خواهید گذراند.
آناتومی نبرد؛ «سیاستزدایی» و خطر گسست استراتژیک
اینطور به نظر میرسد که ما در وضعیت خطیری از نظر انباشت مسائل داخلی و فشارهای خارجی قرار داریم. در بیانات شما معمولاً از واژگانی نظیر «سیاستزدایی» و «جنگ هیبریدی» استفاده میشود. در گام نخست میخواهم تصویری که از این واژگان میسازید را برای ما بیشتر توضیح دهید و شفاف کنید.
آنها فهمیدهاند که ایران در عرصه نظامی سخت، در حال ایجاد بازدارندگی نسبی است؛ لذا میل دارند با کشاندن جنگ به لایههای داخلی و بهرهبرداری از گسلهای اجتماعی و اقتصادی، تابآوری ذهنی عمومی را فرسوده کنند و میوه اقدام نظامی بعدی که بسیار محتمل است را به طور حداکثری بچینند.
نهاوندی فر: ما امروز در یک «پیچ تاریخی» و دوره گذار از نظم تکقطبی قدیم به یک نظم متکثر جدید هستیم. در این گذار، جبهه ضد پیشرفت ایران به رهبری آمریکا و میدانداری اسرائیل در منطقه، استراتژی خود را تغییر داده است. آنها فهمیدهاند که ایران در عرصه نظامی سخت، در حال ایجاد بازدارندگی نسبی است؛ لذا میل دارند با کشاندن جنگ به لایههای داخلی و بهرهبرداری از گسلهای اجتماعی و اقتصادی، تابآوری ذهنی عمومی را فرسوده کنند و میوه اقدام نظامی بعدی که بسیار محتمل است را به طور حداکثری بچینند.
هدف اصلی آنها در این جنگ شناختی و ترکیبی، «سیاستزدایی» (Depoliticization) از جامعه و ساختار تصمیمگیری است. یعنی میخواهند چنان انبوهی از بحرانهای خرد و کلان مانند آب، تورم و ناترازی انرژی، محیطزیست، قدرت خرید و... را بر سر ما آوار کنند که سیستم دچار «فلج تصمیمگیری» شود و نخبگان ما قدرت اتخاذ یک «استراتژی متوازن و یکپارچه» را از دست بدهند. آنها میخواهند ما درگیر روزمرگی شویم تا از منابع قدرتی که قدرت ریسکپذیری حکمرانی ما را در مواجهه با مخاطب افزایش میدهد و آثار تمدنی عمیقی نیز مانند ایجاد دست برتر در «جنگ کریدورها» و محکم کردن جایگاه ایران در رقابتهای تمدنی دارد، جا بمانیم. «جنگ کریدورها» یعنی جنگ بر سر اینکه کدام شهرها در مسیر جریان انرژی، کالا و معنا قرار میگیرند و نبض آینده مناطق دنیا با آنها سنجیده میشود.
ما الان در کجای این جنگ کریدورها هستیم؟
نهاوندی فر: باید این واقعیت را بپذیریم که جمهوری اسلامی ایران، امروز در نقطه کانونی یک نبرد تمامعیار تمدنی ایستاده است. درحالیکه «محور مقاومت» در مرزهای فراملی، معادلات نظام سلطه را برهم زده، در داخل کشور با انباشتی از مسائل حلنشده در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیستمحیطی بهویژه در میانه حکمرانی محلی و ملی مواجهیم. دشمن با درک این شکاف، تمرکز خود را بر «جنگ شناختی» و «سیاستزدایی» از جامعه گذاشته تا عقبه استراتژیک نظام را هدف قرار دهد و القاء بنبست نماید، درحالیکه بنبستی وجود ندارد.
برای درک بهتر این مسئله، میخواهم یک شبیهسازی تاریخی هم انجام دهم. به نظر من، وضعیت امروز ما شبیه غزوه احزاب است؛ جایی که دشمنان از هر سو متحد شدهاند تا نور خدا را خاموش کنند (یُریدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ). اما منطق قرآن در مواجهه با این فشار، نه «سازش» است و نه «انفعال»؛ بلکه منطق «استقامت» است. قرآن میفرماید: «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَ مَنْ تَابَ مَعَکَ» (هود: ۱۱۲). این آیه به پیامبر (ص) و همراهانش دستور میدهد که در مسیر حق «میخکوب» شوند و نلرزند. دشمن امروز میخواهد با جنگ شناختی، ما را دچار «تزلزل» و «خوف» کند تا دست از آرمانهایمان بکشیم. اما قرآن به ما میگوید که اگر استقامت ورزید، ملائکه بر شما نازل میشوند و ترس و اندوه را از شما میگیرند (تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا) (فصلت: ۳۰). این استقامت همانطور که علامه طباطبایی در تفسیر آیه فرمودند، شرط اصلی برخورداری از کرامت الهی و نترسیدن از هیمنه پوشالی دشمن است.
بنابراین، اولین گام ما در تحلیل، عبور از ترس و پذیرش این واقعیت است که «تنهایی استراتژیک» ما با «معیت الهی» (إِنَّ اللَّهَ مَعَنا) جبران میشود. همانطور که قرآن میفرماید: «کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرينَ» (بقره: ۲۴۹)؛ یعنی قلت جمعیت یا امکانات در برابر کثرت دشمن، با عنصر مقاومت و معیت الهی جبرانپذیر است. شاید این زاویه نگاه به ما کمک کند که در لحظههای بحران که معمولا نقاط عطف تاریخی یک ملت است، تلاش کنیم تا معطوف به آینده و با چشمانداز تمدنی تصمیم بگیریم؛ چون امروز به شدت به خروج از نقطه انفعال نیاز داریم.
من معتقدم که مقاومت در مقابل زیادهخواهیهای نظام سلطه باید از جنس تصمیمات فرصتساز برای آینده باشد. قبول کنیم که لحظه بحران، لحظه ریسکهای بزرگ و روبهجلو برای افزایش پایداری یک ملت است نه بازگشت به عقب. البته ظاهراً مشکل اصلی ما اینجاست که در سیاست خارجی، «پارادایم مقاومت» را پذیرفتهایم و بر اساس استقلال عمل میکنیم؛ اما در سیاست داخلی و مدیریت شهری، هنوز شاهرگهایی از الگوهای توسعه غربی، تکنوکراسی و نئولیبرالیسم وجود دارد. این «تناقض»، همان شکافی است که دشمن روی آن دست گذاشته است. ما نمیتوانیم در منطقه «ضدسلطه» باشیم اما در شهرسازی و اقتصاد شهری، «پیرو سلطه» عمل کنیم. مدیریت شهری ما باید مجرای نفی سبیلی باشد که قرآن میفرماید: «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا» (نساء: ۱۴۱). اگر مدیریت شهری ما بهگونهای باشد که سبک زندگی و اقتصاد ما وابسته به غرب شود، ما عملاً راه تسلط کفار را باز کردهایم. برای مثال، نمیشود در سیاست خارجی علیه نظام سرمایهداری جهانی شعار داد، اما در داخل، شهرها را بر مبنای منطق سوداگری، برجسازیهای بیضابطه و حذف فضاهای عمومی برای فرودستان مدیریت کرد. این همان سیاستزدایی در عمل است؛ یعنی شهروند را به یک مصرفکننده تقلیلدادن و حکمرانی را به یک مدیریت تکنوکراتیک بیتوجه به عدالت اجتماعی تبدیلکردن.
«ژئوپلیتیک شهری»؛ چرا شهرها خط مقدماند؟
شما بر مفهوم «مقاومت شهری» تأکید دارید. بر اساس مطالعات جدید، چرا شهرها تا این حد در نظم نوین جهانی اهمیت یافتهاند و چرا ما باید به شهر بهعنوان یک «بازیگر ژئوپلیتیک» نگاه کنیم؟
در جنگ ترکیبی امروز، اگر شهری نتواند منابع قدرت را بسیج کند، بلعیده میشود. حضرت امیرالمؤمنین (ع) در خطبه ۲۵ نهجالبلاغه صراحتاً یکی از دلایل غلبه دشمن یعنی معاویه را «اصلاح و آبادانی در شهرهایشان» و دلیل شکست کوفیان را «فساد در شهرهایشان» معرفی میکنند. یعنی قدرتِ شهر و ساماندهی آن، عامل پیروزی حتی برای جبهه باطل است.
نهاوندی فر: سؤال بسیار دقیقی است. مطالعات جدید در حوزه «ژئوپلیتیک شهری» نشان میدهد که ماهیت قدرت تغییر کرده است. شهرها دیگر صرفاً ظروف فیزیکی برای زندگی نیستند؛ بلکه بازیگرانی فعال در عرصه بینالمللاند. همانطور که در مباحث نظری ژئوپلیتیک شهری مطرح است، قدرت شهرها بر چهار پایه استوار است که در اینجا به دو مورد اشاره میکنم؛ ما باید این پایهها را در راستای «مقاومت» بازتعریف کنیم؛
قدرت اول، منابع ژئوپلیتیک طبیعی مثل موقعیت خاص جغرافیایی و دسترسی به منابع است. ما باید از موقعیت شهرهایمان در کریدورهای شمال - جنوب و شرق - غرب برای تولید قدرت استفاده کنیم، نه اینکه صرفاً تماشاگر باشیم. قدرت دوم، منابع ژئوپلیتیک انسانی است که منظور از آن کمیت و کیفیت جمعیت و از همه مهمتر «مرکزیت ایدئولوژیک» هست. در این نگاه، شهرهایی مثل قم و مشهد، فقط شهر مذهبی نیستند؛ بلکه «گرهگاههای تولید قدرت نرم» در جهان اسلام هستند.
در جنگ ترکیبی امروز، اگر شهری نتواند منابع قدرت را بسیج کند، بلعیده میشود. حضرت امیرالمؤمنین (ع) در خطبه ۲۵ نهجالبلاغه صراحتاً یکی از دلایل غلبه دشمن یعنی معاویه را «اصلاح و آبادانی در شهرهایشان» و دلیل شکست کوفیان را «فساد در شهرهایشان» معرفی میکنند. یعنی قدرتِ شهر و ساماندهی آن، عامل پیروزی حتی برای جبهه باطل است.
«مقاومت شهری» یعنی ما این منابع قدرت را در شهرهایمان بهگونهای فعال کنیم که شهر، نه یک مصرفکننده منفعل، بلکه یک «گرهگاه فعال» در شبکه مقاومت باشد. مثلاً اگر شهرهای ما در «جنگ کریدورها» بازیگر اصلی نباشند و فقط تماشاچی باشند، ما در سطح ملی هم بازنده خواهیم بود. شهر مقاوم شهری است که «وزن ژئوپلیتیکی» دارد و نمیتوان آن را نادیده گرفت یا تحریم کرد. شهرها قوت توزیع شده توان ملی هستند، پس اگر میگوییم «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (انفال: 60) باید آن را در مقیاس شهری تفسیرکنیم؛ یعنی بسیج تمام امکانات شهری در شهرها برای ایجاد بازدارندگی.
«امنیت اکولوژیک» و «اقتصاد مقاومتی»، سپرهای دفاعی شهر
یکی از چالشهای بزرگ ما، مسائل زیستمحیطی و اقتصادی در شهرهاست. چگونه میتوان با رویکرد «اقتصاد مقاومتی»، امنیت شهرها را تضمین کرد؟
نهاوندی فر: مسئله کانونی دیگر، اصل درونزایی نوآورانه است؛ چه در هویت فرهنگی - اجتماعی و چه در اقتصاد. اقتصاد شهر نباید وابسته به رانت نفت باشد؛ بلکه باید بر اساس نوآوری، دانشبنیانی و ظرفیتهای بومی اداره شود. «اقتصاد مقاومتی» یک نسخه بومیتر و اسلامیتر است که در این مقطع راهگشاست. منظورم از اقتصاد مقاومتی، اقتصاد ریاضتی نیست؛ بلکه نوعی سبک مواجهه مدیریتی - اقتصادی است. این اقتصاد، مدلی است که در آن، شهر باید بتواند در برابر شوکها چه تحریم خارجی و چه بحران اجتماعی یا زیستمحیطی و حتی بحران مدیریتی دوام بیاورد.
اقتصاد مقاومتی به ما میگوید باید شهرهایمان را به کانونهای «تولید» و «اشتغال» تبدیل کنیم. همانطور که امیرالمؤمنین (ع) در نامه به مالکاشتر فرمودند: «وَلْيَكُنْ نَظَرُكَ فی عِمارَةِ الاَرْضِ اَبْلَغَ مِنْ نَظَرِكَ فى اِسْتِجْلابِ الْخَراجِ» (نامه 53)؛ یعنی نگاهت به آبادانی زمین و تولید، باید عمیقتر از نگاهت به گرفتن مالیات باشد. شهر مقاوم با تولید و عمارة الارض ساخته میشود، نه صرفاً با تراکمفروشی. شهر مقاوم، شهری نیست که مجبور باشیم با تراکمفروشی و سوداگری زمین اداره اش کنیم؛ هرچند که در الگوی نوین سرمایهداری هم تراکم فروشی با این بی ضابطگی نیست. شهر مقاوم، شهری است که اقتصادش «درونزا» و «مردمی» باشد.
چرا برخی فکر میکنند برای حفاظت از مردم در بحرانهایی مانند جنگ ۱۲ روزه شهرداری باید فقط به فکر جمعآوری آوار یا تأمین پناهگاه باشد؟ شهرداری باید سهم بیشتری از مسئولیت را برعهده بگیرد و آیندهنگرتر باشد؛ آنها باید به کاهش قیمت اجناس محلی فکر کنند؛ همانطور که بهدرستی، شهردار تهران مأموریت توزیع اقلام اصلی سبد معیشت توسط شبکه میادین میوه و ترهبار شهر را مطرح کرد، در کنار آن برای میانمدت و بلندمدت، مروج نوآوریهای محلی و مروج کسبوکارهای خرد و دانشبنیان محلی باشند. یعنی تحقق عدالت فضایی را وظیفه خود بدانند و با ترویج کسبوکارهای کوچکمقیاس، محلهها را به کانون تولید و اشتغال تبدیل کنند تا تابآوری کشور در مقابل تهدیداتی که متوجه صنایع بزرگ است، افزایش یابد.
مسئله دیگر هم که به طور معمول توجهها را به خود جلب نمیکند، اما امروز به مسئله اول کشور و خاصه کلانشهر تهران تبدیل شده، تحفظ بر عدالت بیننسلی بهویژه امنیت اکولوژیک است. «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِیهَا» (هود: ۶۱)؛ خداوند شما را از زمین پدید آورد و آبادانی آن را از شما خواست. اگر ما نتوانیم در شهرهایمان برای شهروندانمان هوای پاک برای تنفس و آب سالم برای نوشیدن فراهم کنیم، صحبت از «مقاومت» انتزاعی خواهد بود. بیخود نیست که میگویند امنیت اکولوژیک، زیرساخت امنیت ملی است.
«هویت شهری»؛ روحِ مقاومت در کالبد شهر
آقای دکتر! شما در کنار مباحث سختافزاری، به مسئله «هویت» هم اشاره کردید. وضعیت امروز شهرهای ما را از منظر هویت چگونه ارزیابی میکنید و این موضوع چه ربطی به مقاومت دارد؟
اگر ما نتوانیم در شهرهایمان برای شهروندانمان هوای پاک برای تنفس و آب سالم برای نوشیدن فراهم کنیم، صحبت از «مقاومت» انتزاعی خواهد بود. بیخود نیست که میگویند امنیت اکولوژیک، زیرساخت امنیت ملی است.
نهاوندی فر: ما از لحاظ هویتی هم با بحران «آشوب شدگی» در سیما و باطن شهرهایمان مواجهیم. هویت، حلقه مفقوده است. همیشه هویت شهرهای ایرانی ما در طول تاریخ، مبتنی بر «وحدت در کثرت»، «هماهنگی با اقلیم» و «معناگرایی» بود. اما امروز، شهرهای ما دچار «بحران هویت» و «آشفتگی سیمای شهری» شدهاند. با این روالی که الان جریان دارد، شهرهای ما سرنوشت خیری نخواهند داشت. نماهای رومی و ساختمانهای بیهویت، در واقع «جنگ نرم» دشمن در خیابانهای ما هستند. «لَا تَزَالُ هَذِهِ الْأُمَّةُ بِخَيْرٍ مَا لَمْ يَلْبَسُوا لِبَاسَ الْعَجَمِ...» (بحارالانوار، ج ۷۹)؛ بیان امیرالمومنین(ع) یعنی امت تا زمانی در مسیر خیر و صلاح است که در سبک زندگی و ظاهر -که معماری و شهرسازی هم بخشی از آن است - شبیه بیگانگان نشود.
آیا قبول دارید که این اغتشاش بصری و هویتزدایی، شهروند را دچار «ازخودبیگانگی» میکند؟! شهر بیهویت ایمانی و ایرانی، شهر غریبهها است و فردگرایی در آن موج میزند. درحالیکه در فرهنگ ایرانی و قرآنی، شهر و خانه باید محل «سَکَن» و آرامش باشد[1] قرآن میفرماید: «وَلا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُكُمْ» (انفال: ۴۶). نزاع و دوقطبیسازی در شهر، باعث «فشل» (سستی) و ازبینرفتن «ریح» (قدرت و ابهت) میشود. مقاومت شهری یعنی تقویت همبستگی محلهمحور. به طور طبیعی مساجد و هیئتها و نهادهای خودجوش مؤمنین باید کانونهای این وحدت و تعلق باشند. یک تعبیری در نهجالبلاغه تحت عنوان «سواد اعظم» آمده است؛ یعنی گروه بزرگتری که میانهروتر و جمعگراتر بوده و به پیروی از آنها تأکید شده است: «فَالْزَمُوهُ وَالْزَمُوا السَّوَادَ الأَعْظَمَ فَإِنْ یَدَ اللَّهِ عَلَى الْجَمَاعَةِ» (خطبه ۱۲۷). شهر مقاوم، شهری است که معماری و ساختار محلاتش، این جماعت و همبستگی را تقویت کند، نه اینکه مثل برجهای بلند، انزوا و جدایی را دیکته کند.
اینکه حکمرانی شهری ما تا چه اندازه این توان را دارند، بحث مجزایی میطلبد، اما این روشن است که شهروند مسلمان ایرانی که در خانه و محلهاش احساس آرامش و تعلق نکند، در برابر تهاجم شناختی دشمن بیدفاع است. «مقاومت شهری» یعنی بازگشت به آن معماری و شهرسازی که حافظه تاریخی و هویت دینی ما را زنده نگه میدارد. به تعبیر من، شهر باید «خاطره» داشته باشد. شهر باید قدرت ارجاع به هویت جمعی تاریخی داشته باشد تا بتواند مقاومت کند. شهر بی خاطره، شهر تسلیم است.
راهکار چیست؟ گذار به «حکمرانی چندسطحی»
با این توصیفات، به نظر میرسد که ساختار فعلی مدیریت کشور که بسیار متمرکز است، توانایی پاسخگویی به این پیچیدگیها را ندارد. پیشنهاد مشخص شما برای تغییر ریل حکمرانی چیست؟
نهاوندی فر: ما به بنبستِ تمرکزگرایی رسیدهایم. ساختاری که میخواهد همه چیز را از تهران و مرکز استانها با بخشنامه حل کند، نگاهی «منفعل» و «مشکلبین» دارد. این ساختار نمیتواند فرصتها را ببیند. قبل از هر چیز باید ارزش حکمرانی محلی را برای مسئولین و نخبگان کشور روشن کنیم؛ اگر قبول کنیم که ماهیت اصلی حکمرانی توزیع اقتدار است، روشن میشود که با تمرکزگرایی قدرت به حکمرانی نمیرسیم.
ساختار فعلی ما میراثدار یک مدرنیته آمرانه و ناقص است که از دوره پهلوی اول شروع شد؛ سیستمی که میخواست با «یکدستسازی» و سرکوب تنوعهای محلی، دولت - ملت بسازد. نتیجه این نگاه، همانطور که در تحلیلهای تاریخی شهرنشینی مطرح شده است، ایجاد شهرهایی با «اقتصاد مصرفی»، حاشیهنشینی گسترده و گسست اجتماعی بود. ما امروز با انباشتی از مسائل روبرو هستیم که با نگاه متمرکز از تهران حل نمیشود. نگاه مرکزگرا، معمولاً «مشکلبین» و «منفعل» است. راهبرد ما باید گذار به «حکمرانی چندسطحی» یا همان Multi-level Governance باشد. یعنی توزیع قدرت و مسئولیت میان سطوح ملی، منطقهای و محلی به نحوی که حکمرانی محلی به نقطه اهرمی تبدیل شود.
باید قبول کنیم که سرمایه اجتماعی در راهروهای وزارتخانهها تولید نمیشود؛ در کیفیت زندگی روزمره، در محله و در شهر تولید میشود. ما اگر میخواهیم در جنگ شناختی پیروز شویم، باید شهروند را از یک «تماشاچی» به یک «کنشگر» تبدیل کنیم.
چرا «حکمرانی محلی»؟ چون مماسترین سطح تماس حاکمیت با مردم است. باید قبول کنیم که سرمایه اجتماعی در راهروهای وزارتخانهها تولید نمیشود؛ در کیفیت زندگی روزمره، در محله و در شهر تولید میشود. ما اگر میخواهیم در جنگ شناختی پیروز شویم، باید شهروند را از یک «تماشاچی» به یک «کنشگر» تبدیل کنیم. به بیان نهجالبلاغه، توده مردم ستون دین و سپر در برابر دشمن هستند. باید به این توده رسمیت داد و ساختار حکمرانی طوری باشد که «میل» و گرایش مدیران به سمت مردم باشد (فَلْيَكُنْ صَغْوُكَ لَهُمْ) [2] این اتفاق تنها در بستر حکمرانی محلی محقق میشود.
راهحل راهبردی ما، گذار به «حکمرانی چندسطحی» (Multi-level Governance) است. یعنی چه؟ یعنی باید قدرت، مسئولیت و منابع را بین سطوح «ملی»، «منطقهای» و از همه مهمتر «محلی» بازتوزیع کنیم. اگر این توصیه حضرت امیر (ع) به مالکاشتر را بپذیریم که اصناف مختلف مردم (کسبه، پزشکان و...) قوام جامعه هستند، ما نیازمند روایتی از حکمرانی هستیم که اولاً این اصناف و شبکههای ذینفع محلی چه مردم، چه نخبگان بومی و چه شوراها را دعوت به کسب مسئولیت بیشتر و پاسخگویی در قبال جامعه محلی کند. بدون نقشآفرینی، این گروههای محلی و صنفی قوام نمییابد. همانطور که قبلاً گفتم، حکمرانی محلی را بهعنوان «مماسترین سطح حاکمیت با مردم» باید تقویت کنند.
اگر میخواهیم در برابر «جنگ ترکیبی» بایستیم، باید سلولهای بنیادین جامعه (محله و شهر) قوی شوند. «مقاومت شهری» یعنی دادن اختیار و قدرت به شهرها تا بر اساس زیستبوم، فرهنگ و اقتصاد خودشان، مدلهای توسعه بومی را اجرا کنند. اینجاست که «مردمسالاری دینی» محقق میشود. تنها با چرخش تصمیمگیری به نفع حکمرانی محلی است که میتوانیم نشاط و پویایی را به جامعه برگردانیم و توطئه «سیاستزدایی» دشمن را خنثی کنیم.
همگرایی استراتژی داخلی و خارجی
بهعنوان کلام آخر، اگر بخواهید جمعبندی خود را بیان کنید، چه خواهید گفت؟
نهاوندی فر: من در کل گفتوگو تلاش کردم یک نکته کانونی را خاطرنشان کنم: «مقاومت یک کلِ تجزیهناپذیر است.». تنها با ایجاد یک هماهنگی ارگانیک میان «سیاست خارجی مقاومت» و «حکمرانی محلی مقاومت» است که میتوانیم استقلالطلبی فعالانه خود را حفظ کنیم و در نظم جدید جهانی، نه یک قربانی، بلکه یک «بازیساز» و وارث راهبری امت آزاده جهان باشیم. باید قدرت و مسئولیت را به لایههای چابکتر زیرین یعنی «حکمرانی محلی و شهری» منتقل کنیم و در این مقیاس، کنشهایی در سطح جهانی داشته باشیم و این مهم میسر نمیشود مگر اینکه شهرداران ما دیدگاه ژئوپلیتیک داشته باشند و شهر را یک بازیگر فعال تمدنی ببینند.
[1] وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ بُيُوتِكُمْ سَكَنًا» (نحل: ۸۰).
[2] «وَ اِنَّما عَمُودُ الدّینِ وَ جِماعُ الْمُسْلِمينَ وَ الْعُدَّةُ لِلاَعْداءِ، الْعامَّةُ مِنَ الاُمَّةِ» (نامه ۵۳).
/انتهای پیام/