۱۴۰۴/۱۱/۲۷
۱۰:۵۴
کد خبر : ۱۱۹۸۸
سایه جنگ را باید سریعاً زدود؛

چگونه تعلیق اجتماعی را می‌توان شکست؟

چگونه تعلیق اجتماعی را می‌توان شکست؟
دشمن برای معتبر ساختن این وضعیت از هیچ اقدامی نیز فروگذار نکرده است، از طراحی‌های رسانه‌ای تا تحرکات لجستیکی و نظامی یا حتی اغتشاشات خیابانی، همه چیز تدارک شده تا به هیچ عنوان ادراک جامعه ایرانی از وضعیت موجود سفید نشود. جنگ تمام‌عیار شناختی دشمن بر این مقوله تمرکز دارد که تصویر جامعه ایرانی از آینده را تعلیق کرده و به‌عبارتی آن را بی‌آینده کند. عملیات‌های رسانه‌ای به‌طور هوشمندانه‌ای تدارک دیده می‌شوند. چند آتش‌سوزی ساده که در میان نیزارها صورت گرفته، سریعاً در رسانه‌ها فراگیر شده و هزاران تماس میان جامعه برقرار می‌شود تا به‌صورت لحظه حال و احوالی از عزیزان خود بگیرند.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ خردادماه امسال بود که کشور ما دستخوش حمله‌ای ناجوانمردانه شده و در نهایت بعد از ۱۲ روز خون و حماسه توانست دشمن را وادار به پذیر آتش بست کند. اما به‌موازات این نبرد، جنگ دیگری در حوزه شناختی شروع شد که هدف آن تثبیت وضعیت «نه جنگ نه صلح» میان جامعه ایرانی بود. به‌طورقطع نیروهای نظامی و امنیتی کشور لازم بود تا صحنه روزهای پس از جنگ دوازده روزه تابه‌حال را اصطلاحاً به‌صورت «بین الحربین» فهم کنند. اما آیا جامعه ایرانی نیز می‌تواند در چنین وضعیتی به‌صورت بلندمدت سپری کند؟ حاصل وضعیت نه جنگ نه صلح تثبیت نوعی تعلیق اجتماعی است. گویی که همه منتظرند تا تصمیمات خود را از پس فردایی بگیرند. این وضعیت تعلیق، در عرصه اجتماعی باقی نمانده و خود را در دیگر ساحات زندگی جمعی نمایان می‌کند. تعلیق اقتصاد و به دنبال آن تعلیق سرمایه‌گذاری، اخراج نیروی کار، ناامنی شغلی و مسائلی ازاین‌دست، بر یکدیگر برهم نشست کرده تا آینده را از جامعه ایرانی بگیرد. جامعه بی‌آینده، جامعه‌ای که تصمیمات آن تعلیق شده و نمی‌تواند بلندمدت ادامه دهد، ممکن است دست به انتحار زده و به این انگاره راضی شود که «هرچه بادا باد». اگر به ساحت فردی توجه کنید، چنین انگاره‌ای برای انسان در مسائل شخصی به وجود می‌آید، اگر یک فرد چندین سال در معرض تعلیق قرار گرفته و تصویر او از آینده مخدوش شود، تصمیمات وی معلق در پس فردایی قرار گیرند، نهایتاً به انگاره «هرچه بادا باد» روی می‌آورد تا امروز خود را ممکن کند. اما این لحظه می‌تواند برای وی لحظه فروپاشی و یا اتخاذ تصمیم‌هایی باشد که نتایج درستی به بار نخواهند آورد. همین مسئله دقیقاً در سطح اجتماعی نیز قابل تکرار است.

تعلیق گسترده امروزه مهم‌ترین مؤلفه و مختصات صحنه اجتماعی/اقتصادی ایران است. سرمایه‌دار هراسناک به عرصه‌های خطرپذیر، مجموعه‌های تولیدی چه در سطح خرد و چه در سطح کلان به‌صورت محافظه‌کارانه پیش رفته و اقدام به طراحی روبه‌جلو نمی‌کنند. وضعیت هنگامی که به سطح خرد و تصمیمات فردی می‌رسد، می‌تواند بسیار دراماتیک‌تر می‌شود. جامعه ترجیح می‌دهد تا سرمایه خود را به طلا تبدیل کرده و دیگر بازارها از رونق می‌افتند. چنین وضعیتی جامعه را عصبی و خسته کرده است.

دشمن تلاش دارد تا از طریق تثبیت انگاره «نه جنگ نه صلح» تصویر جامعه ایرانی از آینده را معلق سازد. در پس این تعلیق می‌تواند روان جامعه ایرانی را به بازی گرفته و آن را مستهلک کرده تا در نهایت امر آن را آماده تصمیم‌هایی کند که در بستر «هرچه بادا باد» گرفته می‌شوند.

دشمن برای معتبر ساختن این وضعیت از هیچ اقدامی نیز فروگذار نکرده است، از طراحی‌های رسانه‌ای تا تحرکات لجستیکی و نظامی یا حتی اغتشاشات خیابانی، همه چیز تدارک شده تا به هیچ عنوان ادراک جامعه ایرانی از وضعیت موجود سفید نشود. جنگ تمام‌عیار شناختی دشمن بر این مقوله تمرکز دارد که تصویر جامعه ایرانی از آینده را تعلیق کرده و به‌عبارتی آن را بی‌آینده کند. عملیات‌های رسانه‌ای به‌طور هوشمندانه‌ای تدارک دیده می‌شوند. چند آتش‌سوزی ساده که در میان نیزارها صورت گرفته، سریعاً در رسانه‌ها فراگیر شده و هزاران تماس میان جامعه برقرار می‌شود تا به‌صورت لحظه حال و احوالی از عزیزان خود بگیرند. از طرف دیگر مسابقه در بازتاب سریع اخباری که ذهن جامعه امروزه به آنها حساسیت دارد در میان خود رسانه‌های داخلی نیز به چرخه جنگ رسانه‌ای دشمن و کمپین آنان برای فروپاشی جامعه ایرانی از درون کمک می‌کند.

در چنین حالتی که جامعه هرچند وارد خود حادثه نشده است، اما خطر حادثه را در نزدیکی خود احساس می‌کند، تمام اضطراب و چالشی را که در درون خطر بر خود مستولی می‌دید، حاضر می‌سازد و این‌گونه اثرات حاصل از جنگ در وضعیت غیرجنگی بر جامعه حاکم می‌شود.

 

تعلیق اجتماعی چگونه شکسته می‌شود؟

پرسش مهمی که در این مجال باید به آن پاسخ داد چنین است؛ از چه طریق می‌توان جامعه را از تعلیق اجتماعی رهانید؟ در بلندمدت تنها راه چاره احیای بازدارندگی و تعیین و تکلیف پرونده‌های بسته نشده ایست که طی دو سال گذشته در سطح بین‌الملل باقی مانده است. به عبارت ساده‌تر بایستی تا تکلیف خود را با آمریکا یکسره کرده و به نتیجه برسانیم. اما موفقیت این راهبرد بلندمدت تنها زمانی ممکن است که بتوان آن را با راهبردهای کوتاه‌مدت همراه ساخت. مهم‌ترین راهبرد کوتاه‌مدت تحرک و یا حتی نمایش تحرک است. در بیان روان‌شناسی به فرد توصیه می‌شود که اگر دچار استرس و اضطراب شده است راه برود. راه رفتن و تغییر موضع به نسبت نشستن می‌تواند استرس فرد را کنترل کند. دولت نیز برای دفع تصویر تعلیق ناچار از تحرک و یا حتی نمایش تحرک است. موتور محرک این تحرک می‌تواند عرصه اقتصاد باشد. هر نوع تحرک اقتصادی اعم از افتتاح پروژه، کلنگ‌زنی پروژه، طراحی‌های خرد اقتصادی اما با بازتاب رسانه‌ای بالا همگی بخشی از کارهایی هستند که می‌تواند تصویر تحرک را به جامعه نشان دهد. امروزه جامعه ایرانی به‌شدت نیاز به اخباری دارد که نشان‌دهنده تحرک دولت است. جنبه رسانه‌ای این تحرک هرچند بزرگ‌تر از خود آن باشد می‌تواند جامعه را بر سر تصمیم حاضر کرده و تعلیق اجتماعی را بشکند.

دولت باید علاوه بر پروژه‌های بلندمدت خود، در حوزه‌های مختلف انبوهی از پروژه‌های کاملاً خرد، زودبازده و ملموس را تدارک دیده و برساخت رسانه‌ای از خود را به‌گونه‌ای نمایش دهد که مدام در حال دوندگی، تحرک و پویایی است. در حوزه حل مسئله تمرکز بر حوزه‌های زود بازده جواب‌گو خواهد بود. مردم بایستی تصویر تحرک، امید و سازندگی را از دولت دریافت کنند. در صورت دریافت این ایماژ از دولت است که جامعه می‌تواند پویایی خود را بازیابی کرده و تعلیق اجتماعی را به حاشیه براند.

 

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :