۱۴۰۴/۱۱/۱۴
۱۷:۱۵
کد خبر : ۱۲۰۰۲
آمریکا و اسرائیل چگونه الگوهای مداخله خودرا سامان می‌دهند؟

«تحریم و آشوب» الگوی براندازی کم‌هزینه برای آمریکا

«تحریم و آشوب» الگوی براندازی کم‌هزینه برای آمریکا
تحریم‌های آمریکا اقتصاد ایران را ویران کرده بود و مردم را در اعتراض به خیابان‌ها کشانده بود. اسرائیل از همان‌جا کار را به دست گرفت و با استفاده از اعتراض‌های مسالمت‌آمیز معیشتی به‌عنوان پوشش، به دامن‌زدن به شورش‌های مرگبار علیه دولت پرداخت. در ۲۰ ژانویه (۳۰ دی‌ماه) «اسکات بسنت»، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در سخنرانی خود در مجمع جهانی اقتصاد داووس پرده را کمی کنار زد و با افتخار گفت تحریم‌ها و دستکاری‌های ارزی اعمال‌شده علیه ایران بسیار موفق بوده‌اند، زیرا «اقتصادشان فروپاشید»، بنابراین «مردم به خیابان‌ها آمدند» و اکنون «اوضاع به شکلی بسیار مثبت در حال حرکت است».

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «استن کاکس» [1] -نویسنده و پژوهشگر اهل آمریکا- در مقاله‌ای که وب سایت «کانترپانچ» آن را منتشر کرده است به تحلیل آشوب‌های اخیر در ایران می‌پردازد. به گفته وی این آمریکا و اسرائیل بودند که اعتراضات مسالمت آمیز در ایران را به آشوب مسلحانه کشاندند. در این میان اسناد غیر قابل انکاری وجود دارد که موساد به همراه مقامات آمریکایی و اسرائیلی آشوب‌ها را هدایت و تشویق کرده‌اند. به گفته وی رسانه‌های شرکتی و شبکه‌های اجتماعی نیز در انتشار اطلاعات نادرست و تبلیغات اسرائیلی نقش داشتند و اعتراض‌های اقتصادی مسالمت‌آمیز را به پروژه‌ای سیاسی با هدف بازگرداندن پهلوی و مداخله نظامی خارجی تبدیل کردند. در نهایت وی تاکید می‌کند رویدادهای اخیر در ایران نشان داد سرنگونی جمهوری اسلامی ایران از طریق آشوب مسلحانه یک خیال‌پردازی بود بوده است و اعتراضات واقعی در ایران مسالمت آمیز باقی ماند و هیچ‌کس خواستار نصب رضا پهلویِ بسیار منفور به‌عنوان رهبر ایران نشد.

 

«ما در میدان با شما هستیم»!

کارزار دیرینه اسرائیل برای کشاندن آمریکا به جنگ با ایران، بار دیگر ــ دست‌کم فعلاً ــ به بن‌بست خورده است. اما در تلاش برای ساختن یک بهانه جنگ، دستگاه‌های اطلاعاتی این رژیم از تاکتیک‌هایی چون اطلاعات نادرست، نفوذ و تحریک به آشوب‌های خیابانی استفاده می‌کنند؛ تاکتیک‌هایی که به تداوم این تصور آشکارا نادرست دامن می‌زند که گویی این تهران است، نه تل‌آویو که میزبان بی‌رحم‌ترین رژیم خاورمیانه است.

در ۸ ژانویه (پنج‌شنبه ۱۸ دی) موجی از خشونت تکان‌دهنده در سراسر ایران فوران کرد و بیشتر معترضان صلح‌جو از خیابان‌ها ناپدید شدند و جای آنان را جوانان قلدر گرفت، که بسیاری از آنها مسلح بودند.

در اواخر دسامبر (دی)، مردم در چندین شهر ایران در اعتراضات مسالمت‌آمیز علیه شرایط طاقت‌فرسای اقتصادی ــ شرایطی که در پی حملات آمریکا به پول ملی ایران و تشدید بیشتر تحریم‌های ایالات متحده پدیدآمده بود ــ به خیابان‌ها آمدند. پلیس مستقر شد، اما چون اعتراض‌ها مسالمت‌آمیز بود، برخوردی از سوی پلیس صورت نگرفت و حضور آنها در حاشیه اعتراضات بود. اما ناگهان در ۸ ژانویه (پنج‌شنبه ۱۸ دی) موجی از خشونت تکان‌دهنده در سراسر ایران فوران کرد و بیشتر معترضان صلح‌جو از خیابان‌ها ناپدید شدند؛ جای آنان را جوانان قلدر گرفتند، که بسیاری‌شان مسلح بودند.

ویدئوهایی ــ که هم از سوی نیروهای دولتی و هم از سوی مخالفان دولت منتشر شد ــ نشان می‌داد آتش‌افروزان به کسب‌وکارها، مساجد، یک ایستگاه آتش‌نشانی (که به کشته‌شدن آتش‌نشانان داخل آن انجامید) و ساختمان‌های دیگر، و نیز اتوبوس‌های دولتی حمله کرده و آنها را به آتش می‌کشند. گروه‌های سیار که بنا بر گزارش‌ها از سوی عوامل اسرائیلی مسلح شده بودند، صدها نفر را به گلوله بستند.

«مکس بلومنتال» [2] در وب‌سایت «گری زون» گزارش داد: «در کرمانشاه، جایی که آشوبگرانِ ضددولتی، ملینا اسدیِ سه‌ساله را با شلیک گلوله کشتند، از گروه‌هایی فیلم‌برداری شد که با سلاح‌های خودکار به‌سوی پلیس آتش می‌گشودند. در شهرهایی از همدان تا لرستان، آشوبگران از خود فیلم گرفته‌اند که نگهبانان امنیتیِ غیرمسلح را ــ به جرم تلاش برای جلوگیری از یورش‌هایشان ــ تا سرحد مرگ کتک می‌زنند.»

«اسکات بسنت» وزیر خزانه‌داری آمریکا، در سخنرانی خود در مجمع جهانی اقتصاد داووس پرده را کمی کنار زد و با افتخار گفت تحریم‌ها و دستکاری‌های ارزی اعمال‌شده علیه ایران بسیار موفق بوده‌اند، زیرا مردم به خیابان‌ها آمده‌اند.

با ظنّ تحریک خارجی، مقام‌های تهران همه ارتباطات اینترنتیِ فراتر از مرزهای ایران را قطع کردند. همان‌گونه که انتظار می‌رفت، خشونت به همان ناگهانی که دو روز پیش از آن آغاز شده بود، پایان یافت. اندکی بعد، شواهد بیشتری پدیدار شد که نشان می‌داد این ناآرامی‌ها از خارج سازمان‌دهی شده‌اند. سازمان جاسوسی اسرائیل، موساد ــ که در ایران شمار زیادی عامل و همکار میدانی دارد ــ از طریق حساب فارسی‌زبان خود در شبکه اجتماعی «ایکس» (توییتر سابق) پیام زیر را منتشر کرد: «با هم به خیابان‌ها بیایید. زمانش فرارسیده است. ما با شما هستیم. نه‌فقط از دور و در حرف؛ ما در میدان با شما هستیم».

در یک مصاحبه، «یوآو گالانت»، وزیر پیشین دفاع اسرائیل، کاملاً صریح گفت: «رژیم در ایران باید سقوط کند… در این مقطع، وقتی آنچه بیش از همه اهمیت دارد کنش جمعی در میدان است، ما باید در پس‌زمینه بمانیم و امور را با دستی نامرئی هدایت کنیم.» حتی «مایک پمپئو»، وزیر خارجه پیشین آمریکا، نیز وارد ماجرا شد و نوشت: «سال نو مبارک به همه ایرانیانی که در خیابان‌ها هستند… و همچنین به هر عامل موساد که در کنار آنان قدم می‌زند.»

تحریم‌های آمریکا اقتصاد ایران را ویران کرده بود و مردم را در اعتراض به خیابان‌ها کشانده بود. اسرائیل از همان‌جا کار را به دست گرفت و با استفاده از اعتراض‌های مسالمت‌آمیز معیشتی به‌عنوان پوشش، به دامن‌زدن به شورش‌های مرگبار علیه دولت پرداخت. در ۲۰ ژانویه (۳۰ دی‌ماه) «اسکات بسنت» [3]، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در سخنرانی خود در مجمع جهانی اقتصاد داووس پرده را کمی کنار زد و با افتخار گفت تحریم‌ها و دستکاری‌های ارزی اعمال‌شده علیه ایران بسیار موفق بوده‌اند، زیرا «اقتصادشان فروپاشید»، بنابراین «مردم به خیابان‌ها آمدند» و اکنون «اوضاع به شکلی بسیار مثبت در حال حرکت است».

نقش آمریکا و اسرائیل در تبدیل اعتراضات مسالمت‌آمیز به آشوب مسلحانه در ایران مصداق تروریسم دولتی است.

«هلنا کوبان» [4]، رئیس سازمان غیرانتفاعی «Just World Educational»، خاطرنشان کرده است که بسنت در عمل می‌گفت تحریم‌های ایران «به این قصد طراحی شده‌اند که چنان درد و رنج شدیدی بر کل جمعیت‌های غیرنظامی تحمیل کنند که آن غیرنظامیان برای تغییر دولت خود دست به اقدام بزنند». او افزود که این دقیقاً با تعریف تروریسم دولتی انطباق دارد. نقش اسرائیل در تبدیل اعتراض مسالمت‌آمیز به قیام مسلحانه نیز خود اقدامی تروریستیِ دیگر بوده است.

هم‌زمان با اوج‌گیری خشونت‌ها در ایران، رضا پهلوی، پسر آخرین شاه ایران، از محل تبعید خود در حومه «واشنگتن‌دی‌سی» با انتشار توییتی از آشوب‌ها حمایت کرد. او نوشت: «هدف ما دیگر صرفاً به خیابان آمدن نیست؛ هدف، آماده‌شدن برای تصرف مراکز شهرها و نگه‌داشتن آن‌هاست». پهلوی از زمان سرنگونی پدرش ــ حاکمی مستبد و خشن ــ در انقلاب ۱۹۷۹، همواره در آرزوی بازپس‌گیری تاج‌وتخت در ایران بوده است.

پوشش رسانه‌های شرکتی از رویدادهای ایران فاجعه‌بار بوده است؛ فقیر از نظر واقعیت‌ها و سرشار از تبلیغات اسرائیلی. شبکه‌های اجتماعی نیز از این دستبرد در امان نماندند. تحلیل داده‌ای که توسط کارکنان الجزیره انجام شد نشان داد چگونه هشتگ #FreeThePersianPeople که در جریان ناآرامی‌ها وایرال شده بود، «…به نظر می‌رسد یک عملیات اطلاعاتیِ سیاسی شده باشد که خارج از ایران طراحی شده و توسط شبکه‌هایی مرتبط با اسرائیل و متحدانش هدایت می‌شود. این کارزار توانست نارضایتی‌های واقعی اقتصادی را مصادره کند و آن در قالب یک پروژه سیاسی گسترده‌تر، "آزادی ایران" به بازگشت سلطنت و مداخله نظامی خارجی پیوند بزند.»

اسرائیل از طریق یک عملیات اطلاعاتی توسط شبکه‌های اجتماعی توانست نارضایتی‌های واقعی اقتصادی را مصادره کند و آن در قالب یک پروژه سیاسی گسترده‌تر، به بازگشت سلطنت و مداخله نظامی خارجی پیوند بزند.

«سینا طوسی» از مرکز سیاست بین‌الملل در مقاله‌ای برای نشریه «The Nation» نوشت که با توجه به مدارای ظاهراً نامحدود واشنگتن در برابر نسل‌کشی رژیم اسرائیل در غزه، «آنچه سیاست‌های آمریکا و اسرائیل را به حرکت درمی‌آورد، خشم از سرکوب نیست، بلکه خصومت با دولتی رقیب است که در برابر سلطه منطقه‌ای آن‌ها مقاومت می‌کند… این ادعا که ایالات متحده ناگهان نگرانی‌ای اصولی نسبت به جان ایرانیان کشف کرده، نه‌تنها باورپذیر نیست، بلکه توهینی به شعور هر کسی است که اندکی توجه دارد.»

بخش قابل‌توجهی از افکار عمومی آمریکا واقعاً دل‌نگران امنیت و رفاه مردم ایران است. اما بهترین راه کمک به آنان این نیست که واشنگتن به دامن‌زدن به تنش‌های اجتماعی و فروپاشی بپردازد، بلکه آن است که پایان‌دادن به تحریم‌های علیه ایران مطالبه شود.

 

اسرائیل: نوچه کوچکِ قلدر

ایالات متحده و اسرائیل دهه‌هاست که می‌کوشند دولت ایران را سرنگون کنند و بارها ناکام مانده‌اند. اما اکنون رژیم صهیونیستی بیش از هر زمان دیگری تمرکز خود را بر ایران معطوف کرده است. «آتش‌بسِ» جعلی آن با فلسطینی‌ها و «هیئت صلحِ» استعمارگرانه‌اش، در واقع چیزی جز مرحله نهایی نسل‌کشی نیست؛ مرحله‌ای که ــ دست‌کم در خیال‌پردازی‌هایشان ــ به اخراج همه فلسطینی‌ها از غزه و کرانه باختری ختم می‌شود.

قدم اول اسرائیل برای تحمیل سلطه خود بر سرتاسر منطقه زمین گیر کردن دولت ایران است.

این مرحله پایانی قرار است کم‌سروصداتر و بوروکراتیکت از مراحل پیشین باشد و تحت مدیریت آمریکا و شماری از دیگر رژیم‌های وابسته‌اش اجرا شود. سلاخانِ تل‌آویو امیدوارند پس از آن بتوانند بخش بیشتری از توان خود را صرف تحمیل سلطه بر سراسر منطقه کنند. قدم اول آنها در اجرای این پروژه زمین‌گیر کردن دولت ایران است. واشنگتن و تل‌آویو که از آغاز یک جنگ تمام‌عیار علیه کشوری چنین بزرگ و از نظر نظامی قدرتمند بیم دارند، سال‌هاست مردم ایران را با تحریم‌ها، حملات مالی، تبلیغات و جنگ روانی هدف گرفته‌اند؛ به این امید که با تحمیل رنجی به اندازه کافی، خیزشی توده‌ای را برانگیزند که توان سرنگونی دولت را داشته باشد. چنان‌که «میدل ایست آی» توصیف کرده است، هدف آنان دستیابی به «فروپاشی رژیم بدون هزینه‌های مداخله مستقیم نظامی» البته با چاشنیِ گهگاهِ تبادل بمب و موشک بوده است.

همان‌طور که رویدادهای اخیر نشان داده است، این فقط یک خیال‌پردازی بود. اعتراض‌های واقعی در ایران مسالمت‌آمیز باقی ماندند و هیچ‌کس خواستار نصب رضا پهلویِ بسیار منفور و مضحک به‌عنوان رهبر ایران نشد. واضح است که برای متقاعدکردن جهان به این که ایران در حال فروپاشی است، تحریک خشونت و هرج‌ومرج از بیرون لازم بود و دقیقاً همان چیزی است که اکنون شاهدش هستیم.

همان‌طور که رویدادهای اخیر نشان داده است، سرنگونی جمهوری اسلامی ایران از طریق آشوب مسلحانه یک خیال‌پردازی بود. اعتراض‌های واقعی در ایران مسالمت آمیز باقی ماند و هیچ‌کس خواستار نصب رضا پهلویِ بسیار منفور و مضحک به‌عنوان رهبر ایران نشد.

اسرائیل و آمریکا ممکن است اکنون احساس قدرت و برتری کنند، اما با نسل‌کشی علیه مردم فلسطین و تهاجم به هر جامعه‌ای در هر قاره‌ای که از اهداف و جاه‌طلبی‌های نواستعماری آنها سرپیچی کند، خود را به‌عنوان کشورهای مطرود معرفی کرده‌اند. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که تعداد افرادی که دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند در سراسر جهان به شکل چشمگیری افزایش‌یافته است. مؤسسه «پیو» سال گذشته، در مورد شاخص منفوریت رژیم اسرائیل را ۳۳ امتیاز پایین‌تر از حد انتظار ارزیابی کرد، به‌طوری که ۶۲ درصد از پاسخ‌ها نامطلوب و ۲۹ درصد مطلوب بودند. «پیو» همچنین افزایش چشمگیری در دیدگاه‌های نامطلوب نسبت به ایالات متحده مشاهده کرد که عمدتاً مربوط به حمایت اقتصادی، نظامی، دیپلماتیک و رسانه‌ای آمریکا از نسل‌کشی در غزه بود. در دو سال گذشته، اسرائیل در شاخص «شهرت ملی» در پایین‌ترین رتبه در میان کشورهای جهان قرار داشته است. علاوه بر این، مؤسسات مختلف در سراسر جهان سرمایه‌گذاری میلیاردها دلار در اوراق‌قرضه اسرائیل را متوقف کرده‌اند؛ اوراقی که برای تداوم اقتصاد اسرائیل حیاتی هستند. جنبش جهانی تحریم، بایکوت و خارج‌کردن سرمایه‌ها (BDS) علیه اسرائیل نیز روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شود.

واشنگتن و تل‌آویو که از آغاز یک جنگ تمام‌عیار علیه کشوری چنین بزرگ و از نظر نظامی قدرتمند بیم دارند، سال‌هاست مردم ایران را با تحریم‌ها، حملات مالی، تبلیغات و جنگ روانی هدف گرفته‌اند.

و مهم‌تر از همه، «محمد المصری» [5]، استاد دانشگاه در دوحه قطر می‌نویسد: ««روزهایی که عربستان ایران را دشمن اصلی خود می‌دانست، قطر عربستان را تهدیدی عمده تلقی می‌کرد، یا مصر قطر را منبع اصلی بی‌ثباتی منطقه‌ای می‌پنداشت، اکنون دست‌کم فعلاً گذشته است. به طور فزاینده، رژیم‌های عرب، شاید به جز امارات، اکنون اسرائیل را بزرگ‌ترین نیروی بی‌ثبات‌کننده در منطقه می‌بینند».

نفرتی که اکثر جهان نسبت به اسرائیل دارد، کاملاً بجا و شایسته است. برای بسیاری، نسل‌کشی ــ نه‌تنها به‌خاطر شمار مرگ‌ومیر بلکه به‌خاطر لذت سادیستی رژیم صهیونیستی در شکنجه یک جامعه کامل طی ۲۸ ماه گذشته ــ آخرین میخ بر تابوت صبرشان بود. تنها بخشی از دولت اسرائیل که زمانی بیشترین احترام را جلب می‌کرد، نیروی نظامی پرمدعای آن بود که اکنون برای همیشه ثابت کرده است که فریبی مضحک و پوچ است. نیروهای اشغالگر اسرائیل ترسو هستند. در مواجهه با ایران، سوریه، یمن، لبنان، غزه و دیگران، عمدتاً یا کاملاً از فاصله دور حمله می‌کنند؛ با گلوله‌باران، بمباران، پهپاد، حملات سایبری و بله، حتی با پیجرها. آنها به‌شدت به جنگ‌های تمیز و امن متکی هستند: جاسوسی، تبلیغات و خرابکاری. اما آنها در حال انتخاب نبردهایی هستند که نمی‌توانند آنها را به پایان برسانند. وقتی جرئت کرده‌اند در میدان نبرد شرکت کنند، مانند لبنان، شکست‌خورده‌اند.

تلاش‌های نیروهایشان برای تهاجم، تصرف و حفظ خاک در غزه نیز کاملاً ناکام بوده است، مگر در زمان «آتش‌بس‌ها» که در آن تنها مقاومت فلسطینی متوقف می‌شود و تنها نیروهای اشغالگر اسرائیل تیراندازی می‌کنند. سپس هر زمان که نیروهای اسرائیلی «شجاعت» بمباران کشور بزرگ منطقه، یعنی ایران را پیدا می‌کنند، اغلب مانند نوچه کوچک قلدر عمل می‌کنند: دعوا راه می‌اندازند، سپس به دامن واشنگتن پناه می‌برند و فریاد می‌زنند: «نجاتمان دهید، لطفاً!»

ما آمریکایی‌ها باید بپذیریم که دولت خودمان و نوچه‌اش، اسرائیل، دولتی سرکش و قانون‌گریز هستند. آن‌ها همچنان تهدیدی برای جهان خواهند بود تا وقتی که ما دولت خود را مجبور کنیم از تأمین مالی اسرائیل دست بکشد، آن را تحریم کند، و حملات خود، چه نظامی و چه اقتصادی، به دیگر کشورها را متوقف کند.

https://www.counterpunch.org/2026/01/30/the-biggest-threats-the-iranian-people-face-are-america-and-israel/

 

[1] . Stan Cox

[2] . Max Blumenthal 

[3] . Scott Bessent 

[4] . Helena Cobban

[5] . Mohamad Elmasry

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :