گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «محمد المصری» [۱] -استاد مطالعات رسانه در دوحه قطر- طی مطلبی که وبسایت «میدل ایست آی» آن را منتشر کرده است به موضوع سانسور پروندههای مربوط به ارتباط «جفری اپستین» با رژیم اسرائیل میپردازد. انتشار ۳ میلیون سند جدید از این پرونده بار دیگر این موضوع را در کانون توجه رسانههای جهان قرار داده است. یکی از مهمترین گمانهزنیها درباره این پرونده، مربوط میشود به ارتباط وی با اسرائیل. اسناد و شواهد نشان میدهد که موساد از اپستین برای اعمال نفوذ در بین مقامات آمریکایی و دیگر چهرهها که به جزیره وی رفتوآمد میکردند استفاده میکرده است. اسنادی که بهتازگی منتشر شده نشان میدهد که اپستین «رابطه بسیار نزدیکی با ایهود باراک، نخستوزیر سابق اسرائیل داشت و مستقیماً زیر نظر او برای جاسوسی آموزش دیده بود». طبق اسناد منتشرشده «ایهود باراک» و اپستین حداقل ۳۶ بار با هم ملاقات کرده و این درست زمانی است که دختران کمسنوسال وارد جزیره شخصی وی شدهاند. گفته میشود انگیزه این ارتباط ایجاد شبکهای از دختران بود که به نفع اسرائیل جاسوسی کرده و از سیاستمداران آمریکایی و غربی اطلاعات لازم را به سرقت ببرند یا موساد آنها را با تهدید به انتشار این اسناد مجبور کند که در مسیر منافع رژیم اسرائیل گام بردارند. جدای از ارتباط جاسوسی اسناد نشان میدهد که وی کمک مالی نیز برای ارتش اسرائیل فراهم میکرده است. به گفته «المصری» با وجود این که رسانههای جریان اصلی در غرب به تمامی ابعاد ماجرای پرونده اپستین از زوایای گوناگون پرداختهاند اما ارتباطات وی با اسرائیل بهعمد از سوی این رسانهها نادیده گرفته شده است. المصری تأکید میکند رسانههای جریان اصلی در آمریکا بهشدت تحت نفوذ و فشار لابی اسرائیل در آمریکا هستند و آنها قادر نیستند موضع مستقلی در این زمینه بگیرند.
وقتی اسرائیل نادیده گرفته میشود!
از زمان انتشار میلیونها پرونده دیگر در ماجرای جفری اپستین در اواخر ماه گذشته، رسانههای غربی پوشش بیوقفهای از این ماجرا ارائه دادهاند. با این حال، علیرغم تمرکز گسترده بر روابط این سرمایهدار رسوا شده با چهرههای قدرتمند، ارتباطات او با محافل سیاسی و اطلاعاتی اسرائیل تا حد زیادی نادیده گرفته شده است که نشاندهنده یک غفلت آشکار است که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد.
مطالعات دانشگاهی در حوزه روزنامهنگاری نشان میدهد که گنجاندن یا کنار گذاشتن اطلاعات، از اصلیترین سازوکارهایی است که رسانهها از طریق آن معنا میسازند.
جستوجو در آرشیوهای خبری آنلاین، هزاران گزارش تازه را نشان میدهد که به مسائل واقعیِ مورد دغدغه افکار عمومی میپردازند؛ از برجستهکردن قربانیان سوءاستفادههای اپستین گرفته تا ادعای دخالت افراد و گروههای سرشناس در این آزارها. نیویورک تایمز، پیبیاس، انبیسی و سیانان، در کنار دیگر رسانههای مطرح، با استناد به این پروندهها گزارشهای مفصل و جامعی درباره مردان قدرتمندی منتشر کردهاند که با اپستین ارتباط داشتهاند.
در کنار نام بردن از چهرههای اقتصادی، دانشگاهی و ورزشی، بخش قابلتوجهی از گزارشها بر شخصیتهای سیاسی متمرکز بوده است؛ از جمله «دونالد ترامپ» رئیسجمهور ایالات متحده، «توربیورن یاگلان» [۲] نخستوزیر پیشین نروژ، و همچنین شاهزاده «اندرو» از کشور بریتانیا و سیاستمدار دیگر این کشور «پیتر مندلسون» [۳] که سفیر سابق این کشور در آمریکا بود و به دلیل همین پرونده از سمت خود برکنار شد.
پوشش رسانهای همچنین بر روابط اپستین با کشورهای خارجی تأکید داشته است؛ بهگونهای که رویترز و واشنگتنپست گزارشهایی درباره ارتباطات ادعایی او با روسیه منتشر کردهاند. مطالب دیگری نیز به پیوندهای احتمالی اپستین با نروژ و اسلواکی پرداختهاند. اما با وجود آنکه ارتباطات اپستین با اسرائیل ماههاست شناخته شده و یک تحقیق در حال انجام از سوی «دروپسایت نیوز» نشان میدهد که اپستین با ایهود باراک، نخستوزیر پیشین اسرائیل، همکاری نزدیکی داشته و در ابتکارهایی مرتبط با نهادهای اطلاعاتی اسرائیل مشارکت کرده پوشش رسانههای جریان اصلی در غرب درباره این بُعد بسیار اندک بوده است. در حالی که وبسایتهایی مانند «میدلایستآی»، «الجزیره»، «ماندویس» و «تیآرتی ورلد»، در کنار دیگر رسانهها، بهطور گسترده به ارتباطات اپستین و اسرائیل پرداختهاند، در رسانههای جریان اصلی غربی شکافی آشکار و قابلتوجه در این زمینه به چشم میخورد.
حذفِ حسابشده
البته استثناهایی هم وجود دارد؛ از جمله مصاحبه شبکه سیانان در نوامبر گذشته (آبان) با «مارجری تیلور گرین» [۴] که در آن، این نماینده وقت کنگره آمریکا به ارتباطات ادعایی اپستین با اسرائیل اشاره کرد. اما واکنش «دانا بش» مجری سیانان معنادار بود: او بهطور آشکاری عصبی شد و خیلی سریع بحث را به موضوع «یهودستیزی» منحرف کرد.
مطالعات دانشگاهی در حوزه روزنامهنگاری بهطور مداوم بر اهمیت «حذف» تأکید میکنند. گنجاندن یا کنار گذاشتن اطلاعات، از اصلیترین سازوکارهایی است که رسانهها از طریق آن معنا میسازند. پس چرا به نظر میرسد رسانههای جریان اصلی غربی به هر دری میزنند تا از پرداختن به «فیل اسرائیلیِ حاضر در اتاق» اجتناب کنند؟ این مسئله با پرسشهای گستردهتری همخوان است؛ از جمله اینکه چرا رسانههای غربی معمولاً با روایتهای اسرائیلی همدلی نشان میدهند. برخی رسانهها - یا دستکم برخی سردبیران و تهیهکنندگان قدرتمند - ممکن است منافع مستقیمی در محافظت از اسرائیل داشته باشند. همچنین این احتمال وجود دارد که مدیران خبری از پیامدهای انتقاد از اسرائیل، یا از متهمشدن به «یهودستیزی»، هراس داشته باشند.
رسانههای جریان اصلی غربی به هر دری میزنند تا از پرداختن به موضوع ارتباط «جفری اپستین» با اسرائیل اجتناب کنند.
«جان مرشایمر» و «استفان والت»، دو پژوهشگر شناختهشده روابط بینالملل، سالها پیش در کتاب خود قدرت لابیهای طرفدار اسرائیل را توصیف کردند؛ گروههایی که مدتهاست نفوذ قابلتوجهی بر سیاست و رسانههای آمریکا داشتهاند و به شکلگیری پوشش خبری مطلوب کمک کردهاند. گزارشهایی که رویکردی انتقادی نسبت به اسرائیل دارند، اغلب با کارزارهای فشار از سوی این گروهها مواجه میشوند.
در چنین فضایی، حذفِ آگاهانه اطلاعات به ابزاری برای «مدیریت ریسک» تبدیل میشود. سردبیران رسانهها میدانند که حتی شائبه بیانصافی در قبال اسرائیل میتواند موجی از اتهامهای یهودستیزی را بهدنبال داشته باشد. نهادهای رسانهای در دلِ یک فضای اجتماعی - سیاسی گستردهتر فعالیت میکنند. از آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳، دانشگاههای آمریکا و بریتانیا بهدلیل سرکوب فعالانه صداهای طرفدار فلسطین و اعتراضات دانشجوییِ منتقد اسرائیل، زیر فشار و انتقاد قرار گرفتهاند.
در سال ۲۰۲۴، یک دانشگاه آمریکایی گامی بیسابقه برداشت و استادی دارای کرسی دائم را بهدلیل اظهارات انتقادیاش درباره صهیونیسم اخراج کرد؛ اقدامی که نشان داد انتقاد مرتبط با اسرائیل با سطحی غیرمعمول از ریسک حرفهای همراه است؛ واقعیتی که رسانههای خبری بهخوبی از آن آگاهاند.
لحظهای تعیینکننده
روزنامهنگاران غربی مدتهاست که در پوشش اخبار مربوط به اسرائیل ناچار به احتیاط بودهاند. در سال ۲۰۱۸، «مارک لمونت هیل» [5]، از همکاران سیانان، بهدلیل سخنرانی در حمایت از آزادی فلسطین از این شبکه اخراج شد. اما پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳-زمانی که حماس به شهرکهای اسرائیلی حمله کرد و اسرائیل جنگ ویرانگر خود را در غزه آغاز کرد - این حساسیتها بهمراتب تشدید شد.
از آغاز این خشونتها، چهرههای رسانهای بهدلیل اظهارات انتقادی نسبت به اقدامات اسرائیل در غزه با واکنشهای تند، از جمله اخراج، مواجه شدهاند. برنامه «مهدی حسن»، روزنامهنگار شناختهشده، در شبکه «MSNBC» پس از انتقادهای او از اسرائیل لغو شد. فشار مستقیم اغلب از سوی مالکان رسانهها اعمال میشود؛ کسانی که هرچه بیشتر آشکارا بر ضرورت «حفاظت از اسرائیل» در برابر موج بیسابقه نارضایتی جهانی تأکید میکنند. بازرگانانی مانند «لَری آلیسون» [۶] و پسرش «دیوید الیسون» [۷] بهطور هدفمند اقدام به خرید داراییهای رسانهای کردهاند - از جمله بخش آمریکایی تیکتاک و شبکه خبری سیبیاس - که به نظر میرسد تلاشی برای تأثیرگذاری بر روایتها درباره اسرائیل باشد.
از زمان خرید «تیکتاک» و شبکه «سیبیاس» توسط سرمایه داران یهودی، تیک تاک بهطور تهاجمی محتوای حامی فلسطین را سانسور کرده و شبکه سیبیاس نیز به موضعی آشکارا طرفدار اسرائیل گرایش پیدا کرده است.
از زمان این خریدها، تیکتاک بهطور تهاجمی محتوای حامی فلسطین را سانسور کرده و شبکه سیبیاس نیز به موضعی آشکارا طرفدار اسرائیل گرایش پیدا کرده است. «زویکا کلاین» [۸]، سردبیر روزنامه جروزالم پست، اخیراً از «بَری وایس» [۹]، سردبیر جدید سیبیاس، تمجید کرد و گفت او «بیش از بسیاری از ما برای اسرائیل کار کرده است».
در همین حال، پروندههای اپستین بهنوعی وسواس عمومی تبدیل شدهاند؛ بهگونهای که هر جزئیات تازه، موجی از توجه، کلیک، لایک و بازنشر به راه میاندازد. رسانههای مستقلِ جدی و پادکستهای پرمخاطب بهطور گسترده به ارتباطات اپستین با اسرائیل پرداختهاند، بنابراین بعید است این موضوع از گفتوگوی عمومی کنار برود. رسانههای جریان اصلی ممکن است در نهایت ناچار شوند وارد این بحث شوند؛ دستکم برای حفظ حداقلی از اعتبار حرفهای.
در نهایت، مخاطبان خبری از خود خواهند پرسید - اگر تاکنون نپرسیده باشند - چرا روزنامهنگاران با آمادگی کامل درباره ارتباطات ادعایی اپستین با اسلواکی و نروژ گزارش میدهند، اما پیوندهای او با یکی از متحدان کلیدی غرب که درگیر منازعات بزرگ با پیامدهای گسترده است را نادیده میگیرند.
این لحظهای مهم برای رسانههای غربی، و بهویژه آمریکایی، است. اقتدار روزنامهنگاری از آمادگی آن برای پیگیری واقعیتهای ناراحتکنندهای میآید که برای افکار عمومی اهمیت دارند. شمار فزایندهای از ناظران در آمریکای شمالی و اروپا از هماکنون باور دارند که در پایتختهای غربی، معیار دوگانهای در برخورد با اسرائیل وجود دارد. رسانهها نباید با عملکرد خود به تقویت این بدگمانی دامن بزنند، بهویژه اکنون که اعتماد عمومی به رسانهها به پایینترین سطح خود رسیده است. در شرایط کنونی، بزرگترین خطر برای روزنامهنگاران اشتباه گزارشکردن یک خبر نیست؛ بلکه این است که چنین به نظر برسد اصلاً تمایلی به گفتن آن ندارند.
https://www.middleeasteye.net/opinion/epstein-files-western-media-must-stop-burying-israel-connection
[1] . Mohamad Elmasry
[2]. Thorbjorn Jagland
[3] . Peter Mandelson
[4] . Marjorie Taylor Greene
[5]. Marc Lamont Hill
[6]. Larry Ellison
[7] . David Ellison
[8]. Zvika Klein
[9]. Bari Weiss
/انتهای پیام/