تأملی در باب انتخاب یکی از دو راه توسعه جهانی یا پیشرفت بومی؛
«توسعه» یکی از کلمات پرکاربرد در مناسبات سیاسی و بین‌الملل و نیز یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های ذهنی اندیشمندان و متفکران بوده است که اکثر این اندیشمندان آن را فرایندی می‌دانند که منجر به تغییرات کیفی رو به رشد، درزمینه اقتصاد و رفاه مادی می‌شود البته برخی از متأخرین مؤلفه تکامل فکری و فرهنگی جامعه را نیز بر آن افزوده‌اند.
گروه راهبرد «سدید»؛ زینب یارمحمدی: توسعه مفهومی چندبعدی و بسیار گسترده است که از سال ۱۹۵۰ که موردتوجه اندیشمندان و متفکران قرار گرفت و از همان زمان تا به امروز تعاریف گوناگونی از آن ارائه‌شده است که البته در طی زمان این تعاریف تکامل‌یافته و گفتمان توسعه را در ابعاد مختلف بسط داده است.

شاید بتوان این مفهوم را به‌صورت کلی این‌گونه بازتعریف کرد که؛ «توسعه فرایندی چندبعدی، معطوف به زمان و پویاست که در هیچ سطحی متوقف نمی‌شود و هدفش ارتقاء کیفیت زندگی (در ابعاد مختلف) است.»

توسعه را «فرایند» تعریف کرده‌اند، چون جریانی است زمان‌بر و بلندمدت که به خاطر چندبعدی بودن، نیازمند الزامات بسیاری، چون تاریخ، فرهنگ و... است.

برای فهم بهتر مفهوم توسعه باید به جنبه‌های مختلف زندگی انسان توجه شود چرا که هدف توسعه، «ارتقاء کیفیت زندگی»  تعریف‌شده است؛ اما این ارتقاء کیفی توسط توسعه در کدام بخش از زندگی انسان رخ خواهد داد؟
آیا فقط شامل بهبود وضع اقتصادی می‌گردد؟ یا بر جنبه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و ... نیز اثرگذار خواهد بود؟

یکی از دلایل وجود تعاریف مختلف برای توسعه، مطالعه دامنه اثرگذاری توسعه در زندگی فردی و اجتماعی مردم یک جامعه است.

وقتی توسعه و اهداف آن را مورد مطالعه قرار می‌دهیم، توسعه را الگویی ثابت می‌بینیم که بیشتر اهدافش، در سبد اقتصادی آن قرار می‌گیرد گرچه در طی زمان تکامل این مفهوم، هدف‌های دیگری (به‌صورت تبصره و قید) مثل دسترسی به آموزش ابتدایی برای همگان، برابری جنسیتی، حفظ پایداری محیط‌زیست، کاهش مرگ و میر، گسترش همکاری جهانی و ... به آن افزوده شده تا نتیجه حاصل از توسعه به واقع و در همه جهات، زندگی فرد را ارتقاء بخشد، اما وقتی این مفهوم و الگو را در جامعه تعریف کنیم بازهم نتیجه به نفع جنبه اقتصادی با ابتنای به سودمحوری خواهد بود!

این نکته هشداری است که یادآور می‌شود توسعه الگویی است برای جوامعی با نظام سرمایه‌داری؛ چون در نظام‌های سرمایه‌سالار؛ اصل بر رشد و شکوفایی اقتصادی و تولید ثروت و افزایش آن است پس هرکس بیشتر تولید ثروت کند، مقدم بر دیگران خواهد بود و جایگاه اجتماعی بالاتری خواهد داشت و  بیش از هر عامل دیگری واعظ و واضع قانون اجتماعی خواهد بود. یقیناً این به معنای ارتقاء کیفیت زندگی در همه جهات و برای همه افراد جامعه نیست و همین نقطه، نقطه‌ی تقابل میان نظام‌های سرمایه سالار مثل کشورهای غربی و نظام‌های غیرسرمایه سالار به مانند جمهوری اسلامی ایران است.


توسعه در ایران بعد از انقلاب
اینکه هر کشوری باید روبه‌پیشرفت حرکت کند یک اصل پذیرفته‌شده است و کسی مخالف پیشرفت و بهبود کیفیت زندگی مردم نبوده و نیست، اما اینکه این پیشرفت از چه راهی حاصل شود و آنچه حاصل می‌شود دقیقاً چه چیزی هست و چه نسبتی با خواست درونی هر یک از جوامع دارد محل مناقشه است و همین مسئله باعث شده در ایران نیز گفتمان‌هایی درباره توسعه از دهه هفتاد به صورت جدی مطرح و دنبال شوند.

مطالعه تعاریف، معیارها، ملزومات و اهداف توسعه در این گفتمان‌ها ما را به دو گفتمان اصلی رهنمون می‌کند:

۱-گفتمان توسعه برون‌زا (تکیه به ظرفیت‌های جامعه بین‌الملل)
۲- گفتمان توسعه درون‌زا (تکیه به توان و ظرفیت‌های داخلی)

در گفتمان توسعه برون‌زا، نگاه اصلی بر سیاست خارجی و تعامل با جامعه بین‌الملل به‌ویژه غرب (آمریکا و کشورهای اتحادیه اروپا) بنا نهاده شده، اما در توسعه درون زا، در کنار تعامل با جهان (همه جهان و نه فقط غرب) بیشتر تکیه و تمرکز بر توان داخلی و تولید ملی است.

هرکدام از این گفتمان‌ها در ادوار مختلف جمهوری اسلامی با توجه به رویکرد دولت‌ها و سیاست‌های قوه مجریه، مورد تاکید و استفاده قرار گرفته‌اند؛ مثلاً بنای دولت آقایان هاشمی، خاتمی و روحانی بر این بود که برای دستیابی به توسعه باید مشکلات خودمان را با ابزار مذاکره و بده بستان‌های سیاسی با جوامع دیگر به‌ویژه غرب حل کنیم تا کشورهای دیگر ما را نیز به عنوان دیگر بازیگران عرصه بین‌الملل بپذیرند و با این پذیرش ایران نیز سوار قطار توسعه شود و با این رویکرد توسعه را برای ایران به ارمغان بیاورند!

حل معضلات موجود بین ایران و بخشی از جامعه بین‌الملل یکی از دغدغه‌های نظام جمهوری اسلامی و جزء راهبردهای سیاست خارجی بوده و هست، اما در دولت‌های مذکور ایجاد توسعه فقط به این مسئله گره‌زده شد و یا سهم ظرفیت‌های داخلی  و منطقه‌ای و ملزومات دیگر در توسعه ناچیز تصور شد تا جایی که برخی از مشاورین دستیابی به توسعه و پیشرفت را منوط به حل تعارضات موجود دانستند و می‌دانند! یکی از طرفداران گفتمان توسعه برون زا دکتر سریع القلم هستند که در ابتدای دولت تدبیر امید در سال ۱۳۹۲ در وب سایت شخصی خود درباره توسعه‌یافتگی چنین می‌نویسند:
  • «توسعه یافتگی در ایران بدون همکاری بین المللی ناممکن است، همچنین حل و فصل نشدن تعارض‌های فلسفی و سیاسی ایران با مجموعه غرب، روند توسعه یافتگی را به تأخیر می‌اندازد»  

همان‌طور که از ظاهر کلام پیداست در این گفتمان، سهم اصلی توسعه به سیاست خارجی و جامعه بین‌الملل اختصاص داده‌شده در نتیجه توسعه کشور را به کنش‌ها و واکنش‌های کشورهای دیگر وابسته می‌کند.

اما گفتمان دوم یعنی توسعه درون‌زا؛ این گفتمان تعامل با جامعه بین‌الملل را می‌پذیرد، اما بیشتر بر استفاده از منابع داخلی و منطقه‌ای و تکیه بر توان و نیروی درون کشور اصرار دارد و، چون بخش مهمی از ایجاد توسعه را به توان و منابع داخلی پیوند می‌زند، معتقد است که باید بر اساس شرایط و ویژگی‌های فرهنگی، اجتماعی، زیست‌محیطی و حتی اعتقادی جامعه‌ی خودمان، راه پیشرفت را بیابیم و الگوی توسعه را با توجه به این شرایط ترسیم و تعریف کنیم.

این گفتمان برعکس گفتمان توسعه برون زا که توسعه در کشور را به مسائل سیاسی و عکس العمل‌های کشور‌های  دیگر منوط و وابسته می‌کند، توسعه را بیش از هر چیز وابسته و متأثر از شرایط و مسائل درون کشور می‌داند در نتیجه میتوان ادعا کرد که این توسعه پایاتر و ماندگارتر خواهد بود چرا که یکی از لوازم توسعه برون‌زا با الگوی ثابت، ایجاد وابستگی (در سطوح و مراتب مختلف) به کشور الگو و مبدا سرمایه است که این مهم اصلی‌ترین مؤلفه اقتدار و پیشرفت یعنی «استقلال» را مخدوش میکند چرا که توسعه‌ای که در سایه وابستگی به غرب پدید آید، ابزاری می‌شود برای کنترل برنامه‌های کشور در حال توسعه! در حالی که توسعه درون‌زا در عین تعامل با جهان، یکی از ملزومات توسعه را استقلال می‌داند و به عنوان یک «حق» بر حفظ آن تاکید می‌ورزد؛ استقلال به معنای آزادی در مقیاس یک ملیت است. هر آنچه که این آزادی را سلب کند، هر چه بتوان نام نهاد قطعا نمی‌توان آن را پیشرفت و توسعه دانست.


دیدگاه رهبر معظم انقلاب درباره توسعه

با توجه به سیاست گذاری‌های کلی نظام و نیز مطالبات رهبری از مسئولین و مردم و با دقت در بیانات رهبر معظم انقلاب، به راحتی می‌توان دیدگاه حضرت آیت الله خامنه‌ای را در راستای گفتمان دوم (توسعه درون زا) صورتبندی کرد.

از جمله بیانات رهبر معظم انقلاب که بیانگر دیدگاه ایشان درباره گفتمان‌های موجود در کشور در باب توسعه است، سخنرانی اول فروردین سال ۱۳۹۴ است که می‌فرمایند:

  • «یک دیدگاه در کشور معتقد است که پیشرفت و رونق اقتصادی را باید با استفاده از ظرفیت‌ها و توانایی‌های درونی کشور که تا به حال کمتر به آن‌ها توجه شده یا اصلا مورد استفاده قرار نگرفته اند، تأمین کرد. دیدگاه دوم در نقطه مقابل، معتقد است رونق و پیشرفت اقتصادی با نگاه به بیرون از مرز‌ها امکان پذیر است، بنابراین باید سیاست خارجی را تغییر دهیم و با مستکبر کنار بیاییم تا مشکلات اقتصادی حل شوند ... این نگاه دوم کاملا غلط، عقیم و بی فایده است.»

نگاه رهبر انقلاب به توسعه، نگاهی مستقل از بیگانه، متکی به ظرفیت‌ها و منابع داخلی و بر اساس الگویی متأثر از ویژگی‌های بومی و فرهنگی مردم و حتی منطبق بر محیط زیست و جغرافیای ایران است.

مقام معظم رهبری چنان به توسعه درون زا و «کاملا بومی و مختص به ملت ایران» اصرار دارند که در بسیاری از موارد از بکارگیری کلمه «توسعه» بخاطر بار معنایی خاصش _که همان الگوی غربی توسعه را می‌رساند_ اجتناب می‌کنند و پیشنهاد می‌کنند که بجای آن از واژه «پیشرفت» استفاده شود.

  • «اولا کلمه پیشرفت را با دقت انتخاب کردیم، تعمدا نخواستیم کلمه توسعه را بکار ببریم، علت این است که کلمه توسعه یک بار ارزشی و معنایی دارد، التزاماتی با خودش به همراه دارد که احیانا ما با آن التزامات همراه نیستیم، موافق نیستیم ... ما این وام نگرفتن مفاهیم را در موارد دیگری هم در انقلاب داشته ایم» ۱۰/۹/۸۹


تفاوت توسعه و پیشرفت

همان طور که قبلا اشاره شد «توسعه» یکی از کلمات پرکاربرد در مناسبات سیاسی و بین الملل و نیز یکی از مهمترین دغدغه‌های ذهنی اندیشمندان و متفکران بوده است که اکثر این اندیشمندان آن را فرایندی می‌دانند که منجر به تغییرات کیفی رو به رشد، در زمینه اقتصاد و رفاه مادی می‌شود البته برخی از متأخرین مؤلفه تکامل فکری و فرهنگی جامعه را نیز بر آن افزوده اند که همین تکمله، معنای توسعه را نوعی متمدن شدن (به مفهوم غربی شدن) در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و... عنوان می‌کند.

البته توسعه در ذات خود یک مفهوم چند بعدی است، اما بعد اقتصادی آن به معنای افزایش رفاه مادی و بالابردن کیفیت اقتصادی زندگی مبتنی بر فردگرایی، از بقیه ابعاد آن پررنگ‌تر و برجسته‌تر است و به همین دلیل می‌توان آن را فرایندی اقتصاد محور دانست؛ در یک فرایند اقتصاد محور یا به بیان دقیق‌تر «سود محور» طبیعتا نتیجه حاصل در تقابل با مفاهیم «کرامت انسانی» و «عدالت» قرار خواهد گرفت.

نادیده گرفتن عدالت و کرامت انسانی در الگوی توسعه اقتصاد محور، شروع و آغازی است برای برآمن مفهومی متفاوت و دیگرگون از توسعه با عنوان «پیشرفت» که شرایط، معیارها، شاخص‌ها و اهداف خاص خود را پیگیری می‌کند و تابع الگوی غربی شده توسعه نیست.

یکی از سیاست‌های جمهوری اسلامی تقابل با مفاهیمی است که در بین مردم و آحاد جامعه جهانی جا افتاده ولی بخاطر التزامات غلطی که به همراه دارد، جمهوری اسلامی آن را نمی‌پذیرد.

یکی از دلایل اینکه دهه چهارم انقلاب را با عنوان «دهه پیشرفت و عدالت» آغاز کردیم، همین در اختیار گرفتن واژه‌ها به نفع آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامی بود.

حالا چرا ما که توسعه را در تقابل با عدالت می‌دانیم واژه جایگزین آن را در کنار عدالت قرار داده ایم؟

شاید قبل از پاسخ به این سؤال بازهم یادآوری کنیم که توسعه به خاطر داشتن اهداف و پیامد‌های (تقریبا) ثابت و ماهیتی اقتصادی و سودمحور، مردم ستیزانه آن همه جوامع را به یک سو و در یک جهت حرکت می‌دهد (بدون توجه به شرایط و بستر‌های موجود در جوامع مختلف) و نتیجه اجرای این الگوی سود محور، به انباشت سرمایه برای مرکز سرمایه و پایین آمدن سطح کیفی زندگی برای بیشتر اعضای جامعه جهانی منجر شده است و همین موجب گسست و شکاف طبقاتی گردیده است و در واقع و در عمل، عدالت و کرامت انسانی به مذبح رفته است.

البته فراموش نکنیم که اقتصاد جزیی جدایی ناپذیر از توسعه و پیشرفت است، اما امروزه اصالت سود محوری موجب خدشه بر (هدف) توسعه است. یکی از موارد تفاوت و اختلاف «توسعه» و «پیشرفت» همین نتیجه و هدف حاصل از این فرایند است.

پیشرفت با مفهوم توسعه شباهت‌های بسیاری دارد، اما در بسیاری موارد دگیر نظیر هدف، روش، مبنا و شاخص‌ها تفاوت‌های اصیل با هم دارند.

عده‌ای بر این عقیده اند که پیشرفت مفهومی عام‌تر از توسعه است، پس توسعه را نیز در برمیگیرد.

اما تفاوت‌های این دو کجاست؟

از منظر آیت الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی الگوی پیشرفت متأثر است از:
شرایط تاریخی
شرایط جغرافیایی
شریط فرهنگی
شرایط اقلیمی
شرایط جغرافیای سیاسی
و نکته مهمتر اینکه طراحان این الگو «متفکران ایرانی» هستند.

پس میتوان اولین تفاوت این دو «توسعه» و «پیشرفت» را در الگوی تعریف شده برای هرکدام از آن‌ها دانست.

توسعه دارای الگوی جهانی است ولی الگوی پیشرفت با اصالت به بومیت و با لحاظ توجه به شرایطی که الگو در آن قرار می‌گیرد، تعریف می‌شود.

مبنا و منبع این دو مفهوم، دومین نقطه افتراق اینهاست؛ مبنای توسعه از دیدگاه جمهوری اسلامی یا همان پیشرفت، اسلامی سیاسی امام خمینی (ره) ملهم از «قرآن، سنت» است، اسلام آدمی را دارای دو بعد می‌داند و دو آلیستی است، پس اهداف و مختصات مورد نیاز برای پیشرفتش را هم بر طبق این دو بعد تعریف میکند در حالی که مبنای توسعه غربی، آموزه‌های مادیگرایانه‌ای است که برای انسان تک بعدی مادی تعریف شده است که همان نیز گاهی در تضاد با آموزه‌های اسلامی ماست.

در واقع در غرب به خاطر نگاه تک بعدی به انسان، توسعه به دور از معنویت و اخلاق و ارزشمداری مطرح میشود در حالی که پیشرفت به دلیل داشتن مبانی معرفتی و اسلامی به دو جنبه مادی و روحانی انسان توجه کرده و در نتیجه اخلاقگرا و ارزشمدار  است.

از دیگر تفاوت‌ها میتوان به هدف هرکدام اشاره کرد، شاید یکی از شعار‌های توسعه رفع تبعیض باشد، اما آنچه در عمل اتفاق می‌افتد افزایش فاصله طبقاتی و وجود یک تبعیض سیستمی بر اساس میزان سرمایه است. سرمایه‌های که در دستیابی به آن هیچ شکلی از عدالت حاکم نیست و مناسبات دیگری بر آن حاکم است.

اما در الگوی پیشرفت، عدالت محور پیشرفت است. یعنی پیشرفت اقتصادی، پیشرفت سیاسی و ... همه باید متضمن اجرای عدالت در جامعه باشند.

رهبر انقلاب در یکی از بیاناتشان در اوسط دهه دوم انقلاب در اهمیت عدالت اشاره میکنند که:

  • «نظام اسلامی اینگونه نیست {یعنی نظام سرمایه داری که تنها رونق اقتصادی برایش مهم است} نظام اسلامی می‌فرماید: (بالعدل قامت السموات و الارض) اصل، عدالت است، البته تولید ثروت وجود دارد، نظام اسلامی یک جامعه فقیرنمی خواهد، یک ملت فقیر و یک درآمد ناچیز نمیخواهد، از ثروت استفاده می‌کند ...، اما جهت همه این‌ها عدالت است.» ۱۲/۵/۷۶

ایشان معتقد هستند که اسلام در زمینه اقتصاد و تولید ثروت یک شیوه خاص ندارد بلکه هرآنچه که بتواند آرمان‌های اسلامی مثل عدالت را تأمین کند میتواند تحت چارچوب‌های اسلامی مورد بهره برداری قرارگیرد.

یعنی هدف از پیشرفت، تولید ثروت و رشد اقتصادی باید تأمین عدالت در جامعه باشد.


شاخص‌های پیشرفت
برای دستیابی به پیشرفت باید شاخص‌های پبشرفت را شناسایی کرد و مورد ارزیابی دائم قرار داد تا از مسیر تعریف شده ایده‌آل، منحرف یا خارج نشود. برخی از شاخص‌هایی که در بیانات رهبری درباره پیشرفت عنوان شده است عبارتند‌از:

شاخص‌های پیشرفت:
علم
مردم
هویت اسلامی- ایرانی
سبک زندگی
آزاد اندیشی

این شاخص‌ها شاید مهم‌ترین‌ها در الگوی پیشرفت بومی اسلامی و ایرانی باشند که البته می‌توان با مداقه بیشتر بتوان به نظان منسجم تری در این باره رسید.


تأکید بر علم
رهبر فرزانه انقلاب مسیر رسیدن به پیشرفت را مسیر علم میدانند و پیشرفت را محور اصلی اقتدار کشور عنوان میکنند که بدون علم میسر نخواهد بود.

«رمز پیشرفت یک کشور یعنی آن محور اصلی برای اقتدار یک کشور، پیشرفت همراه با قتدار، «علم» است ... بدون انواع دانش، اقتدار کشور امکان پذیر نیست، دانش اقتدار می‌آورد» ۶/۸/۸۸


تأکید بر مردم
در منطق اسلام و بر اساس سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی مردم نقشی مهم و بسیار اثرگذار در پیشبرد اهداف تعریف شده در پیشرفت دارند، در وافع مردم بمثابه محور توسعه و پیشرفت هستند و حضرت آیت الله خامنه‌ای هویت انسانی را در مکتب سیاسی امام، ارزشمند و دارای کرامت تعریف میکنند و به خاطر داشتن همین مؤلفه ها، اثرگذاری مردم را قدرتمند و کارساز می‌دانند.


تأکید بر استفاده از هویت اسلامی – ایرانی
رهبر انقلاب در این باره می‌فرمایند: «.. میتوانیم با توجه به دو هویت اسلامی و ایرانی بودن خود الگوینپیشرفت خود را پیدا کنیم. مدل توسعه در جمهوری اسلامی به اقتضای شرایط فرهنگیف تاریخی، مواریث و اعتقادات و ایمان مردم، یک مدل کاملا بومی و مختص به خود ملت ایران است»

در این زمینه تأکید رهبر معظم انقلاب بر استفاده از هر دو بعد یعنی اصرار دارند یعنی هم هم باید از منابع غنی اسلامی در این الگو استفاده شود و هم باید از بعد ملی و ایرانی گری به موضوع ورود پیدا کرد.


تأکید بر الگوی سبک زندگی اسلامی
سبک زندگی ما باید طوری باشد که هم جهت با الگوی پیشرفت و سازگار با معیار‌های آن باشد. از منظر رهبری سبک زندگی غالب جامعه ایرانی باید تغییر کند، چون سبک زندگی ما (ایرانی ها) دچار آسیب هایی، چون «مصرف گرایی، تجمل گرایی، کاهش حد زاد و ولد و ...» شده است که هرکدامشان میتوانند مانعی جدی برای پیشرفت قلمداد شوند.


تأکید بر آزاداندیشی
مقام معظم رهبری از مردم و بویژه جوانان می‌خواهد تا با آزاداندیشی مسیر توسعه و پیشرفت را باز کنند و اجازه ندهند دیگران با دو ابزار دگم اندیشی و یا فرافکنی و فریب، به مردم آدرس غلط بدهند؛

«ایجاد فضای آشفته ذهنی با لفاظی‌ها هیچ کمکی به پیشرفت کشور نمیکند. شما تجربه این پدر پیرتان را در این زمینه داشته باشید، آنی که کمک می‌کند به پیشرفت کشور، آزادی واقعی فکرهاست؛ یعنی آزادانه فکر کردن، آزادانه مطرح کردن، از هو و جنجال نترسیدن، به تشویق و تحریض این و آن هم نگاه نکردن …»

/انتهای پیام/

ارسال نظر
نام:
* نظر:
*

بلایی که خصوصی‌سازی بر سر جامعه مدنی می‌آورد

تضعیف آرمان‌ها، تهدید امنیت است

در علوم انسانی بیشتر ارزش‌ها نقش دارند

ایده تعیین خط ثروت و محدودیت گرایی، سابقه تاریخی دارد؟

مشکل ما تولید علم نیست، ترویج علم است

رابطه نابرابری با کاهش اعتماد اجتماعی و افزایش جرم و جنایت

چرا بازار آزاد یک فریب بزرگ است؟

چگونه می‌توان نابرابری را در جهان نئولیبرال کاهش داد؟

«آدام اسمیت» قربانی روایت سرمایه‌داری از «ثروت ملل»

نابرابری چگونه به ظهور دیکتاتور‌ی کمک می‌کند؟

توسعه شهری به سبک «سرمایه‌داری»

سرمایه‌داری همواره با تحقق «اشتغال کامل» مقابله می‌کند

شرط اسلامی شدن دانشگاه‌ها و علوم انسانی چیست؟

درس‌هایی از تاریخ برای مهار خودکامگی

ساماندهی ابعاد مختلف اجتماعی در غرب 300 سال طول کشید

روی اشتراکات فرهنگی ایران - تاجیکستان تمرکز کنیم

ذی‌نفعان نئولیبرالیسم از انتساب این صفت به خود گریزانند

چگونه «دال لغزان» نئولیبرالیسم به همه جا نفوذ می‌کند

سودای آینده بهتر چگونه فردای ما را می‌سازد؟

فکر ایرانی چرا رابطه خود با تجدد را بر اساس تضاد شکل داده است؟