۱۴۰۴/۱۱/۱۹
۱۵:۳۹
کد خبر : ۱۰۶۱۰
ضربه به حیثیت دموکراتیک آمریکا با تضعیف آزادی بیان در دانشگاه‌ها به قلم استاد آمریکایی؛

جنگ ترامپ علیه دانشگاه‌ها و نابودی برند آمریکایی

جنگ ترامپ علیه دانشگاه‌ها و نابودی برند آمریکایی
دانشگاه‌های آمریکا توانسته‌اند رهبری این کشور را به دلیل جذب افراد بلندپرواز از سراسر جهان تقویت کنند. آنها با شور و شوق تابعیت آمریکا را دریافت کرده‌اند و ارزش‌های دموکراتیک را در خارج از کشور گسترش داده‌اند.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «هاوارد دبلیو فرنچ» [1] - استاد روزنامه‌نگاری در دانشگاه کلمبیا و ستون‌نویس نشریه آمریکایی «Foreign Policy» - در مطلب جدیدی که وب‌سایت این نشریه آمریکایی آن را منتشر کرده است، فهرستی از اقدامات به‌شدت مخرب ترامپ برای تضعیف قدرت آمریکا در جهان را ردیف کرده و تأکید می‌کند که مخرب‌ترین ایده ترامپ برای تضعیف جایگاه آمریکا، حمله به آزادی آکادمیک در این کشور است. وی می‌نویسد: «کارزار ترامپ برای تخریب دانشگاه‌های پیشروی آمریکا به بهانه مبارزه با یهودستیزی و در اصل برای حمایت از نسل‌کشی اسرائیل در غزه و خاموش‌کردن صدای اعتراض‌ها در دانشگاه‌های آمریکا، برند آمریکایی «آزادی آکادمیک» را نابود کرده و وضعیت این کشور را از یک قدرت بزرگ به یک قدرت متوسط تغییر می‌دهد.»

 

ایده‌های بسیار برای تضعیف قدرت آمریکا

اگر یک نیروی متخاصم با ایالات متحده به‌عنوان کشوری که قدرت آن بیش از هفت دهه مورد حسادت جهان بوده، می‌توانست یک خط لوله تأثیرگذار برای ایده‌های سیاست‌گذارانه به طور مستقیم به کاخ سفید برقرار کند، چه‌کار می‌کرد؟ یا حتی بهتر از این، اگر این نیرو می‌توانست در ذهن رئیس‌جمهور آمریکا نفوذ کند، چه ایده‌هایی به ذهن رئیس‌جمهور آمریکا منتقل می‌کرد؟

 باتوجه‌به این که آمریکا بسیاری از نقاط قوت خود را دارد، نمی‌توان به‌راحتی گفت از کجا باید شروع می‌کرد. شاید یکی از کارهایی که می‌توانست انجام دهد، دامن‌زدن به واکنش منفی علیه روند دیرینه اما ناتمامی در جامعه آمریکا باشد که به‌تدریج سعی در واردکردن گروه‌های مورد بی‌توجهی قرار گرفته به داخل دایره رفاه کشور داشت. این ممکن است شامل جنگ علیه تنوع، برابری و شمولیت (DEI) باشد؛ جنگی که در «اورولی» ترین بُعد آن، به نظارت پلیسی برای استفاده از کلماتی مانند «تعصب»، «امتیاز» و «برابری» در سازمان‌های دولتی گسترش می‌یابد. شاید می‌توانست فرش را از زیر پای کشوری بکشد که در همسایگی متحدان قدیمی اروپایی واشنگتن قرار دارد و هدف حمله و تجاوز مداوم از سوی یک حکومت خودکامه و تجدیدنظرطلب بوده است؛ حکومتی که به دنبال گسترش نفوذ و قلمرو خود است.

کارزار ترامپ برای تخریب دانشگاه‌های پیشروی آمریکا وضعیت این کشور را از یک قدرت بزرگ به یک قدرت متوسط تغییر می‌دهد.

به‌عنوان‌مثال، شاید می‌توانست از شناسایی روسیه به‌عنوان متجاوز در جنگ اوکراین اجتناب کند و گاهی اوکراین را مقصر درگیری بداند، درحالی‌که حتی قبل از شروع مذاکرات صلح، به عمده اهداف جنگی روسیه تن دهد. شاید می‌توانست دموکراسی‌های اروپایی مانند آلمان را به‌خاطر عدم دادن فضای بیشتر به احزاب سیاسی افراطی که آشکارا با ایدئولوژی‌هایی مشابه نازی‌ها در تماس هستند، سرزنش کند یا شاید دوستان دیرینه و متحدان دموکراتیکش - از کانادا گرفته تا ژاپن - را تحقیر می‌کرد و می‌گفت که آنها ایالات متحده را فریب می‌دهند، تعرفه‌های بالایی بر آنها وضع می‌کرد و از آنها می‌خواست که هزینه‌های امنیتی که از واشنگتن دریافت می‌کنند را بپردازند. شاید می‌توانست نیروی انسانی و بودجة سازمان مالیات ایالات متحده  (IRS)که وظیفة جمع‌آوری مالیات برای تأمین هزینه‌های دولت را بر عهده دارد، تضعیف کند، درحالی‌که هم‌زمان با تصویب لوایح بودجه، معافیت‌های مالیاتی بزرگی را برای ثروتمندان در نظر می‌گرفت؛ اقدامی که تقریباً به‌طورقطع، باعث افزایش چشمگیر کسری بودجه در آینده خواهد شد.

در همین حین، می‌توانست این تصور را القا کند که تأمین اجتماعی - یکی از ارکان اساسی توافق سیاسی آمریکا از زمان رکود بزرگ - توسط میلیون‌ها سالمند صدسالة خیالی غارت می‌شود؛ افرادی که در واقع وجود ندارند و بستگانشان پس از مرگشان همچنان به دریافت مزایای آن‌ها از سیستم ادامه می‌دهند و از این طریق کلاهبرداری می‌کنند. یا ممکن بود از نهادهای زیرمجموعه سازمان ملل مانند شورای حقوق بشر و سازمان بهداشت جهانی خارج شود و بدین ترتیب، نفوذ آمریکا را به کشورهایی واگذار کند که هیچ ادعایی در احترام به کرامت انسانی و آزادی ندارند و به رهبری ایالات متحده در مبارزه با بیماری‌هایی که مردم در سراسر جهان را تهدید می‌کنند، پایان می‌داد.

اگر «آزادی آکادمیک» به‌عنوان یک برند آمریکایی آسیب ببیند، ممکن است دیگر هیچ‌وقت بازسازی نشود.

ممکن است این فرد تلاش کند تا آژانس توسعه بین‌المللی ایالات متحده (USAID) را تعطیل کند؛ آژانسی که کمک‌های فنی و مالی به کشورهای فقیر ارائه می‌دهد تا توسعه اقتصادی آن‌ها را تقویت کند و درعین‌حال قدرت نرم ایالات متحده را توسعه دهد. ممکن بود رسانه‌های بین‌المللی دولتی آمریکا را از بین ببرد و به‌این‌ترتیب، ارسال اخبار نسبتاً بی‌طرفانه به صدها میلیون نفر که تحت حکومت‌های دیکتاتوری زندگی می‌کنند را متوقف می‌کرد. ممکن بود سعی کند توسعه منابع انرژی تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی و بادی را کُند کرده و تولید سوخت‌های فسیلی را تسریع کند که این نه‌تنها آسیب‌های محیط‌زیستی عظیمی به همراه خواهد داشت، بلکه رهبری ایالات متحده در صنعتی که برای ثروت و رقابت آینده حیاتی است را واگذار خواهد کرد.

 اما چرا فقط به این‌ها بسنده کنیم؟ ممکن است کسی تلاش کند تا نهادی مانند مؤسسات ملی بهداشت (NIH) را تضعیف کند؛ نهادی که مدت‌هاست یک نیروی اصلی در تحقیقاتی پزشکی در سطح جهانی است. یا حتی به یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های اخیر آن ضربه بزند؛ موفقیت در توسعه سریع فناوری واکسن (mRNA) که به ایالات متحده کمک کرد تا به یک رهبر جهانی در محدودکردن تلفات همه‌گیری کرونا تبدیل شود.

 

مخرب‌ترین ایده برای تضعیف قدرت آمریکا

ایده‌های زیادی برای تضعیف قدرت واشنگتن وجود دارد که ممکن است افرادی را که مسئول انتقال این ایده‌ها از طریق این خط لوله فرضی به رئیس‌جمهور آمریکا هستند، دچار خستگی کند؛ اما معلوم می‌شود که رئیس‌جمهور ایالات متحده - دونالد ترامپ - حتی به چنین واحدی نیاز ندارد و نشانه‌ای از کُندشدن تلاش‌های دولت او برای کاستن از نشاط کشور وجود ندارد. ایده‌های دیگر تیم او شامل تضعیف ایمنی هسته‌ای و تحقیقات انرژی و سلاح‌های هسته‌ای، کاهش توانایی کشور برای نظارت یا حتی بحث درباره گرمایش جهانی و کاهش بودجه و... چیزی از جنس پیش‌بینی‌های هواشناسی است!

ترامپ ایده یهودستیزی را به ابزاری برای گسترش کنترل سیاسی دولت در بخش‌های دانشگاهی و کلاس‌های درس تبدیل کرده است.

با فهرستی به این عظمت، وقت زیادی صرف کرده‌ام تا شاید به واضح‌ترین و درعین‌حال شوم‌ترین ایده برای پایین آوردن ایالات متحده به وضعیت یک قدرت متوسط برسیم: پیشبرد یک کارزار تخریبی علیه دانشگاه‌های پیشرو در جهان این کشور. دولت ترامپ در حال حاضر این کار را در چندین جبهه انجام می‌دهد، بدون اینکه نشانه‌ای از نگرانی یا حتی آگاهی اکثر آمریکایی‌ها از آنچه در حال رخ‌دادن است، وجود داشته باشد. این کارزار از پیش با لفاظی خصمانه از سوی محافظه‌کارانی مانند «جِی. دی. ونس» - معاون رئیس‌جمهور - اعلام شده بود. حتی پیش از آنکه «ونس» انتخاب شود - او که خود محصول تحصیلات نخبگانی است - درباره آموزش عالی ایالات متحده به‌عنوان یک «دشمن» صحبت کرده بود.

از زمانی که ترامپ به دفتر ریاست‌جمهوری بازگشته است، دولت او مطابق با این رویکرد عمل کرده است. آن‌ها به تضعیف حمایت‌های فدرال از تحقیقات مبتنی بر دانشگاه‌ها پرداخته‌اند، دسترسی به ویزا برای دانشجویان خارجی را سخت‌تر کرده‌اند و دانشگاه‌های ایالات متحده را به یک اولویت در جنگ خود علیه «تنوع» تبدیل کرده‌اند. شاید از همه خطرناک‌تر این است که دولت، ایده یهودستیزی را به ابزاری برای گسترش کنترل سیاسی دولت در بخش‌های دانشگاهی و کلاس‌های درس تبدیل کرده است.

من تقریباً دو دهه است که استاد دانشگاه کلمبیا - محل اصلی بسیاری از این کمپین‌ها - بوده‌ام. اعتراضات در دانشگاه من در مورد شیوه‌های تهاجمی اسرائیل در غزه، بهانه‌ای برای بسیاری از این اقدامات بوده است؛ حالا دولت ترامپ عملاً انتقاد از اسرائیل را معادل یهودستیزی و قابل‌مجازات از نظر قانونی می‌داند. من در دوران اعتراضات دانشجویی زندگی و تدریس کردم و احساس می‌کنم که آنها بسیار مسالمت‌آمیز بودند؛ اما هرگز این احتمال را رد نمی‌کنم که گاهی اوقات، دانشجویان یهودی با نشانه‌ها، شعارها یا حتی طعنه‌های برخی از معترضان احساس ناراحتی کنند. بااین‌حال، این نباید برای توجیه محدودکردن یکی از مهم‌ترین آزادی‌های ایالات متحده و جوهره فرهنگ تحصیلات عالی کشور یعنی آزادی بیان استفاده شود.

دولت ترامپ عملاً انتقاد از اسرائیل را معادل یهودستیزی و قابل‌مجازات از نظر قانونی می‌داند.

با دستگیری و تلاش برای اخراج «محمود خلیل» - فارغ‌التحصیل دانشگاه کلمبیا و ساکن قانونی و دائمی ایالات متحده - به دلیل مشارکت در این اعتراضات، دولت دست خود را رو کرده و نشان داده است که جنگ آن‌ها علیه آموزش و دشمنی آن‌ها علیه آزادی بیان، به طور بنیادینی به‌هم‌پیوسته است. نه‌تنها خلیل هرگز به جرمی متهم نشده است، بلکه در مصاحبه‌ها، مقامات وزارت امنیت داخلی نتوانسته‌اند تخلف ادعایی او را به طور واضح توضیح دهند. مجازات‌ها و راه‌حل‌ها در هم آمیخته‌اند. دولت ترامپ ۴۰۰ میلیون دلار از بودجه دولتی را به دانشگاه کلمبیا لغو کرده است، مگر اینکه این دانشگاه برخی از خواسته‌های غیرمنطقی را برآورده کند. این خواسته‌ها شامل این است که دپارتمان مطالعات خاورمیانه، آسیای جنوبی و آفریقا در کلمبیا تحت «مدیریت موقت» خارج از دانشگاه قرار گیرد که نظارت بر این دپارتمان را از دست اساتید آن خارج می‌کند. «لی بولینگر» [2] - رئیس سابق دانشگاه کلمبیا - در واکنش به این اقدام دولت ترامپ گفت: «ما در میان یک تسلط استبدادی بر دولت ایالات متحده هستیم. این روند در حال پیشروی است؛ اما بسیاری از مردم آمریکا قادر به درک این مسئله نیستند. مشکل ما جزئی از عدم توانایی در تجسم است. ما نمی‌توانیم خود را متقاعد کنیم که چگونه این روند در وحشتناک‌ترین نسخه‌های خود پیش خواهد رفت. شما قوای سه‌گانة، رسانه‌ها و دانشگاه‌ها را تضعیف و بی‌اثر می‌کنید و در این صورت، شما در مسیر تحقق استبداد هستید.»

 

نابودی آزادی بیان در دانشگاه آمریکایی

دولت ترامپ ۴۰۰ میلیون دلار از بودجه دولتی را به دانشگاه کلمبیا لغو کرده است؛ مگر اینکه این دانشگاه برخی از خواسته‌های غیرمنطقی دولت را برآورده کند.

دانشگاه‌های این کشور اگرچه معمولاً به این عنوان شناخته نمی‌شوند، اما در کل، تاج جواهرنشان نظام دموکراتیک آن هستند. برخی مانند دانشگاه «هاروارد»، حتی از خود کشور قدیمی‌تر است. اما بیش از آن، حس ایالات متحده از خود، از قانون، از علم، از علوم‌انسانی و از پردیس‌های دانشگاهی و سنت عظیم آزادی آکادمیک آن‌ها از جمله آزادی بیان سرچشمه می‌گیرد. این موضوع همچنین در مورد توانمندی‌های اقتصادی، تکنولوژیکی و نظامی آمریکا صدق می‌کند. دانشگاه‌ها توانسته‌اند رهبری ایالات متحده را عمدتاً به دلیل جذابیتشان برای افراد بلندپرواز از سراسر جهان که بسیاری از آن‌ها با شور و شوق ایده‌های آمریکایی را پذیرفته‌اند، تابعیت آمریکا را دریافت کرده‌اند یا ارزش‌های دموکراتیک را در خارج از کشور گسترش داده‌اند، تقویت کنند. نیروی قدرتمندی که آن‌ها را جذب می‌کند بر اساس چیزی بیش از امیدهای فردی برای کسب ثروت یا حتی دستاوردهای شخصی است. این نیروی جذب‌کننده بر آزادی بنا شده است و هنگامی که این ارزش نهایی که عملاً به یک برند آمریکایی تبدیل شده تخریب شود، ممکن است هیچ‌گاه بازسازی نشود.

https://foreignpolicy.com/2025/03/18/trump-columbia-universities-attack-education-global-leader/

 

[1] . Howard W. French

[2] . Lee Bollinger

 

/ انتهای پیام / 

گزارش خطا پسندها :